KonkurStudy

سوال ۱۳۵ کنکور ارشد مدیریت کسب‌وکار (MBA) ۱۴۰۵

اهمیت
۰/۵

راهنمایی: متن زیر را به‌دقت بخوانید و صحیح‌ترین پاسخ را برای سؤال‌های ۱۳۱ تا ۱۳۵ انتخاب کنید و در پاسخنامه علامت بزنید.

ارزش فرهنگی ارزشی است که شرکت در کنار ارزش سهامداران و ارزش محصول ایجاد می‌کند. داشتن درکی فلسفی از فرهنگ و زیباشناسی برای انجام این کار مفید است. در اینجا فلسفه فرهنگ بلافاصله با مدیریت شرکت ارتباط می‌یابد.

هر انسانی با سرمایه انسانی خود در سرمایه فرهنگی، اجتماعی و اخلاقیِ تجربه‌شده و ساخته‌شده در جامعه‌ای که شخص به آن تعلق دارد، مشارکت می‌کند. [۱] این سرمایه فرهنگی به معنای وسیع‌تر، مانند تمام انواع سرمایه، بازنمایانندهٔ ثروت و از عوامل تولید ثروت است. جان دیویی اولین کسی بود که ایده سرمایه اجتماعی را به‌صورت مقدماتی مطرح کرد. پی‌یر بوردیو در سال ۱۹۸۶ در مقاله‌ای با عنوان «اشکال سرمایه» سه شکل سرمایه را متمایز می‌کند: سرمایه اقتصادی، سرمایه فرهنگی و سرمایه اجتماعی. بر اساس تعریف او، سرمایه اجتماعی عبارت است از «مجموعه منابع بالفعل یا بالقوه که با تملک شبکه‌ای ماندگار از روابط کم‌وبیش نهادینه‌شدهٔ آشنایی و شناخت متقابل در پیوند هستند». در رویکرد توماس سوول، مفهوم سرمایه فرهنگی شامل ظرفیت‌ها یا مهارت‌های تولیدی متمایز و ارزش‌های فرهنگی (عادات کاری، صرفه‌جویی، تأکید بر آموزش و رضایت معوق، روحیه کارآفرینی و غیره) است که میزان توسعه‌یافتگی کشورها، گروه‌های قومی و تمدن‌های خاص را آشکار می‌کنند. [۲] فرانسیس فوکویاما مفهوم سرمایه فرهنگی را به مفهوم سرمایه اجتماعی بسط داد. او سرمایه اجتماعی را توانایی افراد برای همکاری در راستای اهداف مشترک در گروه‌ها و سازمان‌ها یا توانایی ارتباط با یکدیگر تعریف کرد.

شرکت وسیله‌ای برای افزایش تولید ثروت با میزان همکاری بالاتر نسبت به بازار است که سرمایه فرهنگی یا اجتماعی سازمانی را برای افزایش میزان همکاری میان اعضای سازمان ایجاد می‌کند. چرا ما به شرکت‌ها می‌پیوندیم و سلسله‌مراتب و مقرراتشان را می‌پذیریم؟ چرا خدمات یا محصولات خود را در بازار به سایر فعالان بازار نمی‌فروشیم؟ پاسخ این است که شرکت می‌تواند در ازای سرمایه‌گذاری کار یا سرمایه کارمندان و سهامداران خود، بازده بالاتری از بازار به آنها بپردازد، زیرا با میزان همکاری و کارایی بالاترش ارزشی افزوده ایجاد می‌کند. این مازاد، ارزش فرهنگی است که هر سازمان خوب با فرهنگ سازمانی خود تولید می‌کند و به آن امکان می‌دهد در داخل شرکت به میزان همکاری بالاتری از آنچه بازار می‌تواند با معاملات بازاری به آن دست یابد، تحقق بخشد. اعتماد به اعضای سازمان یا بین اعضای آن، بیش از آنکه منشأ این ارزش فرهنگی باشد، نتیجهٔ آن است. [۳] فرهنگ کسب‌وکار غربی صرفاً فرهنگ اعتماد نیست، بلکه همچنین فرهنگ قرارداد کاملاً تعریف‌شده و حذف کنترل‌شدهٔ تبعیض است و علاوه بر این، نوعی فرهنگ پرطول‌وتفصیل ایجاد پیش‌آگاهی از همکاری آتی در قراردادهای مفصل را تشکیل می‌دهد. [۴] هرچه جزئیات قرارداد بیشتر باشد، آینده بیشتر به زمان حال راه می‌یابد و ابهام مشارکت‌های آیندهٔ موردانتظار طرفین قرارداد کمتر می‌شود. ترکیب اعتماد و قرارداد مفصل، بالاترین ارزش فرهنگی را در فرهنگ همکاری قرارداد و اعتماد ایجاد می‌کند که از فرهنگ اعتماد صرف یا فرهنگ کنترل صرف برتر است.

بهترین مکان برای جایگذاری جمله زیر، کدام‌یک از نقاط مشخص‌شده با شماره‌های [۱]، [۲]، [۳] و [۴] در متن است؟

«فرهنگ سازمانی بهینه نیز تنها مبتنی بر اعتماد نیست، بلکه آمیخته‌ای از اعتماد و کنترل است که بالاترین ارزش افزودهٔ فرهنگی را ایجاد می‌کند.»

#reading-comprehension#sentence-insertion#cohesion#contrast