۱. ایدهٔ اصلی
ترانسفورماتور دو سیمپیچ را از طریق یک هستهٔ آهنی مشترک به هم تزویج میکند، بهطوری که صرفنظر از نقصهای کوچک، توان را با نسبت دور ثابت میان دو مدار منتقل میکند و همزمان سطح ولتاژ و جریان را تغییر میدهد. ترانسفورماتور ایدهآل بدون تلفات و با تزویج کامل است:
امپدانس در ثانویه، از دید اولیه با ضریب مقیاس میشود: .
ترانسفورماتور واقعی از چهار جهت با حالت ایدهآل تفاوت دارد و هر یک از این تفاوتها به یک عنصر فشرده در مدار معادل تبدیل میشود: (i) مقاومتهای سیمپیچ موجب تلفات مسی میشوند؛ (ii) شار نشتی که هر دو سیمپیچ را در بر نمیگیرد، راکتانسهای نشتی را پدید میآورد؛ (iii) نفوذپذیری محدود هسته برای برقراری شار متقابل به یک جریان مغناطیسکنندگی نیاز دارد که با راکتانس مغناطیسکنندگی مدل میشود؛ و (iv) تلفات هیسترزیس + جریان گردابی در آهن، همان تلفات هسته (آهن) است که با یک مقاومت موازی مدل میشود. عناصر (iii)+(iv) با هم شاخهٔ تحریک موازی را میسازند که حتی در بیباری نیز جریان میکشد.
مدار معادل دقیق (T)
با ارجاع ثانویه به اولیه (, , , ) یک شبکهٔ T با شش عنصر به دست میآید: یک بازوی سری در سمت اولیه، یک بازوی سری در سمت ثانویه، و میان آنها، از گرهٔ میانی تا مسیر برگشت مشترک، شاخهٔ تحریک موازی . ولتاژ دو سر شاخهٔ موازی همان نیروی محرکهٔ القایی ناشی از شار متقابل است. در حوزهٔ زمان، با اندوکتانسهای نشتی و اندوکتانس مغناطیسکنندگی ،
هر عنصر دقیقاً نمایندهٔ یک اثر فیزیکی است؛ بنابراین «صرفنظر کردن از یک اثر» یعنی حذف یک عنصر مشخص:
| عنصر | جایگاه در T | اثر فیزیکی | اگر از اثر صرفنظر شود |
|---|---|---|---|
| بازوهای سری | تلفات مسی سیمپیچ | (اتصال کوتاه) | |
| (یعنی ) | بازوهای سری | شار نشتی | (اتصال کوتاه) |
| شاخهٔ موازی | تلفات هسته (هیسترزیس + گردابی) | (مدار باز) | |
| (یعنی ) | شاخهٔ موازی | جریان مغناطیسکنندگی، نفوذپذیری محدود | (مدار باز) |
عناصر سری با تبدیل شدن به اتصال کوتاه حذف میشوند؛ عناصر موازی با تبدیل شدن به مدار باز حذف میشوند. هر آنچه ناچیز اعلام نشده باشد در مدار باقی میماند.
مدار تقریبی
از آنجا که جریان تحریک تنها چند درصد جریان نامی است، معمولاً شاخهٔ تحریک را به پایانههای ورودی منتقل میکنند و مدار معادل تقریبی به دست میآید: یک شاخهٔ موازی در دو سر منبع، بهصورت سری با امپدانس سری کلِ ارجاعشده. با ارجاع به اولیه،
۲. فرمولهای کلیدی
جریان تحریک (بیباری) — دو مؤلفهٔ متعامد. جریان بیباری به یک مؤلفهٔ همفازِ تلفات هسته و یک مؤلفهٔ متعامدِ مغناطیسکنندگی تجزیه میشود:
ضریب توان بیباری برابر است با . راکتانس مغناطیسکنندگی را خوداندوکتانس سیمپیچ تعیین میکند، ؛ برای تزویج کامل () اندوکتانس متقابل و خوداندوکتانسها در رابطهٔ با صدق میکنند.
ارجاع میان دو سمت. با ، یک حالت کاریِ واحد در هر یک از دو سمت چنین توصیف میشود:
ولتاژها با ، جریانها با و همهٔ امپدانسها (, , , ) با مقیاس میشوند؛ توانها، تلفات، ضریب توان و مقادیر پریونیت در هر دو سمت یکساناند.
ترانسفورماتورِ اتصالکوتاهشده یک امپدانس خطی است. با اتصال کوتاه شدن یک سیمپیچ، شاخهٔ تحریک ناچیز است و منبع فقط (ارجاعشده به سمت تغذیه) را میبیند. برای هر ولتاژ اعمالیِ ، نه فقط ولتاژی که جریان نامی را برقرار میکند،
بنابراین میان دو وضعیت اتصال کوتاه روی یک ترانسفورماتور (با مقایسهٔ ولتاژها در یک سمت)،
تنظیم ولتاژ — افزایش ولتاژ پایانهٔ ثانویه از بار کامل تا بیباری، بهصورت کسری از مقدار نامی:
با استفاده از امپدانس سریِ ارجاعشده و زاویهٔ ضریب توان بار (مثبت برای پسفاز)، تقریب پرکاربرد چنین است:
که در آن افتهای مقاومتی و راکتانسیِ پریونیتاند. تنظیم ولتاژ در ضریب توان پسفاز بیشترین مقدار را دارد، در ضریب توانِ بهاندازهٔ کافی پیشفاز میتواند منفی شود (ولتاژ زیر بار بالا میرود)، و هنگامی که باشد تقریباً صفر است.
بازده — نسبت خروجی به ورودی، با دو دسته تلفات:
که در آن کسری از بار نامی است (پس )، توان نامی بر حسب VA، ضریب توان بار، تلفات آهن (ثابت) و تلفات مسی بار کامل است. تلفات مسی با مقیاس میشود؛ تلفات هسته با بار تغییر نمیکند.
شرط بازده بیشینه. با مشتقگیری، بازده هنگامی بیشینه میشود که دو تلفات برابر باشند:
۳. روش — جداسازی تلفات با دو آزمایش و سپس حل
آزمایشهای مدار باز (OC) و اتصال کوتاه (SC) شاخههای موازی و سری را مستقل از هم اندازه میگیرند.
- آزمایش مدار باز — ولتاژ نامی را به یک سیمپیچ (معمولاً برای سهولت، سمت LV) اعمال کنید و دیگری را باز بگذارید. جریان فقط همان جریان تحریک است، پس تلفات مسیِ سری ناچیز است و واتمتر عملاً تلفات هسته را نشان میدهد: . از مقادیر ، و از به دست میآیند.
- آزمایش اتصال کوتاه — یک سیمپیچ را اتصال کوتاه کنید و ولتاژ اعمالی به سیمپیچ دیگر را (از صفر) بالا ببرید تا جریان نامی برقرار شود. ولتاژ کوچک است، پس شار — و در نتیجه تلفات هسته — ناچیز است؛ واتمتر تلفات مسی بار کامل را نشان میدهد: . از مقادیر ، ، به دست میآیند.
- به سمتِ اندازهگیری دقت کنید. پارامترها ارجاعشده به سمتی به دست میآیند که دستگاههای اندازهگیری در آن قرار دارند. اگر جریانی روی سیمپیچِ دیگر داده شده باشد، ابتدا آن را با نسبت دور به سمت مقابل منتقل کنید؛ برای استفاده از پارامترها در سمت دیگر، در ضرب (LV HV) یا بر آن تقسیم (HV LV) کنید.
- مدار معادل را سرهم کنید — را در ورودی و را بهصورت سری قرار دهید؛ بار را با ارجاع دهید.
- خواستهٔ مسئله را محاسبه کنید. برای تنظیم ولتاژ، افت سری را بهصورت فازوری با جمع کنید (یا از تقریب استفاده کنید). برای بازده، ، و را در فرمول بگذارید. برای جریان بیباری، و را بهصورت متعامد ترکیب کنید.
وضعیت دوم اتصال کوتاه (سمت دیگر و/یا ولتاژ دیگر). یا (الف) و را از آزمایش اول حساب کنید، به سمت تغذیهٔ جدید ارجاع دهید و روابط ، را به کار ببرید؛ یا (ب) سریعتر: ولتاژ تغذیهٔ جدید را به سمتِ آزمایش اول ارجاع دهید، نسبت را تشکیل دهید، سپس همهٔ جریانها را در و توان را در ضرب کنید. در پایان جریان را به سیمپیچی که خواسته شده تبدیل کنید.
سادهسازی مدار دقیق با فرضهای دادهشده. شبکهٔ T ششعنصری را رسم کنید، سپس برای هر اثری که مسئله ناچیز اعلام کرده، عنصر متناظرش را با استفاده از جدول بخش ۱ حذف کنید (سری اتصال کوتاه، موازی مدار باز). هیچ چیز دیگری را حذف نکنید.
۴. مثالهای کوتاه حلشده
(a) بازده. یک ترانسفورماتور تکفاز ، ، دارای و (تلفات مسی بار کامل) است. بازده را در نیمبار با پسفاز، و کسرِ باری را که بازده در آن بیشینه است بیابید.
نیمبار: ، پس
بازده بیشینه در
رخ میدهد، یعنی در حدود از kVA نامی — ترانسفورماتوری که انتظار میرود کمبار کار کند عمداً با طراحی میشود تا بازدهاش پایینتر از بار کامل به اوج برسد.
(b) تکرار آزمایش اتصال کوتاه از سمت دیگر. در یک ترانسفورماتور () سیمپیچ HV اتصال کوتاه شده است؛ با اعمال به سیمپیچ LV، جریان و توان کشیده میشود. اکنون سیمپیچ LV اتصال کوتاه میشود و به سیمپیچ HV اعمال میگردد. توان و جریان سیمپیچ LV را بیابید.
روش پارامتری. در سمت LV،
با ارجاع به سمت HV (ضرب در ): ، . آنگاه
روش مقیاسبندی. در سمت HV، با ارجاع به سمت LV برابر است، یعنی آزمایش اول. همهٔ جریانها نصف میشوند () و تلفات به یکچهارم کاهش مییابد () — همان نتیجه، بدون محاسبهٔ هیچ امپدانسی.
(c) سادهسازی مدار دقیق. فرض کنید مقاومتهای سیمپیچ و تلفات هسته ناچیز باشند. آنگاه (مقاومتهای سری اتصال کوتاه میشوند) و (مقاومت موازی باز میشود)؛ از شارهای نشتی و جریان مغناطیسکنندگی صرفنظر نشده است، پس آنچه باقی میماند یک T از سه سلف است: و در بازوهای سری و در شاخهٔ موازی،
این دقیقاً همان مدل T دو سیمپیچ تزویجشدهٔ بدون تلفات با تزویج ناکامل () است.
۵. حالتهای متداول و موارد خاص
- ارجاع به هر یک از دو سمت. همهٔ عناصر سری را میتوان به همان ترتیب با تقسیم بر به ثانویه ارجاع داد؛ فیزیک مسئله تغییری نمیکند. همهٔ کمیتها را در یک سمتِ یکسان نگه دارید.
- کدام عناصر باقی میمانند — چهار فرضِ تکی. بدون نشتی بازوهای سری کاملاً مقاومتی. بدون تلفات مسی بازوهای سری کاملاً سلفی. بدون تلفات هسته شاخهٔ موازی فقط . نفوذپذیری بینهایت شاخهٔ موازی فقط . هر چهار فرض با هم ترانسفورماتور ایدهآل.
- آزمایش در مقادیر غیرنامی. آزمایش اتصال کوتاه در جریان مقدار را نشان میدهد؛ پیش از استفاده در فرمول بازده آن را به بار کامل مقیاس کنید. آزمایش مدار باز در ولتاژ کاهشیافته مقداری کمتر از تلفات هستهٔ نامی را نشان میدهد (در چارچوب مدل خطی ، در فرکانس ثابت )، بنابراین باید در ولتاژ و فرکانس نامی انجام شود.
- بازده تمامروز (انرژی). برای ترانسفورماتورهای توزیع که ۲۴ ساعت برقدارند ولی فقط بخشی از روز زیر بارند، انرژی خروجی را با انرژی ورودی در یک چرخهٔ بار مقایسه کنید؛ چون تلفات هسته پیوسته وجود دارد، پایین بودن تلفات هسته عامل تعیینکنندهٔ بازده تمامروزِ خوب است.
- دیدگاه پریونیت. در پریونیت، پریونیت برابر تلفات مسیِ آزمایش SC در پریونیت و پریونیت برابر ولتاژ اتصال کوتاهِ پریونیت است؛ آنگاه تنظیم ولتاژ بهسادگی است. مقادیر پریونیت در هر دو سمت یکساناند.
- ضریب توان پیشفاز. با بار خازنی (پیشفاز) جملهٔ منفی میشود، پس تنظیم ولتاژ میتواند منفی شود — ولتاژ پایانه زیر بار بالا میرود.
- بانکهای سهفاز و اتوترانسفورماتورها از همان مدل تکفاز (بهازای هر فاز) استفاده میکنند؛ اتوترانسفورماتور علاوه بر آن بخشی از بار را مستقیماً بهصورت هدایتی منتقل میکند و در نتیجه توان عبوری نامیاش برای همان هسته بیشتر میشود.
- حد ترانسفورماتور ایدهآل. با قرار دادن و روابط بدون تلفاتِ ، دوباره به دست میآیند — تقریب اولیهٔ خوبی برای وقتی که فقط نسبتها خواسته شدهاند.
تلهٔ رایج: دو بخش جریان تحریک با هم اختلاف فاز دارند — جریان تلفات هسته با ولتاژ همفاز است و جریان مغناطیسکنندگی به اندازهٔ پسفاز است — پس طبق فیثاغورس با هم جمع میشوند، ، و هرگز بهصورت حسابی جمع نمیشوند. همچنین به یاد داشته باشید کدام تلفات مقیاس میشود: تلفات هسته (آزمایش OC) با بار ثابت است، در حالی که تلفات مسی (آزمایش SC) با مقیاس میشود — در بار ، تلفات مسی مقدار بار کامل است، نه آن.
نکتهٔ کنکوری: در مسائل اتصال کوتاه همیشه بررسی کنید که هر جریانِ دادهشده مربوط به کدام سیمپیچ است و پاسخ برای کدام سیمپیچ خواسته شده — این دو به اندازهٔ نسبت دور با هم تفاوت دارند، و رایجترین گزینههای غلط یا عدد درست در سمت نادرستاند، یا تلفاتی که بهجای مجذور جریان بهصورت خطی مقیاس شده است.