سوال ۸۸ کنکور ارشد مدیریت ۱۴۰۳
وقتی کف قیمت تعیین میشود، با افزایش کشش قیمتی تقاضا، کدام مورد رخ میدهد؟
پاسخ صحیح: گزینهٔ D — کاهش مقدار کالای تولیدشده، افزایش مییابد.
پاسخ: گزینهٔ ۴ — تقاضای باکششتر در کف قیمت مؤثر، کاهش بیشتری در خرید ایجاد میکند؛ در برداشت سؤال که تولید را محدود به فروش میداند، تولید قابلفروش بیشتر کاهش مییابد.
در مدل مارشالی کنترل قیمت، کف قیمت مؤثر (binding price floor) بالاتر از قیمت تعادلی است. هنگامی که فروشندگان نمیتوانند مازاد را بفروشند، خریداران مقدار معاملهشده را تعیین میکنند. «افزایش کشش قیمتی تقاضا» یعنی افزایش نسبی یکسان قیمت، کاهش نسبی بیشتری در خرید ایجاد میکند. بنابراین کاهش تولید قابلفروش بیشتر میشود؛ این مقدار با مقدار عرضهٔ مطلوب فروشندگان در قیمت کف تفاوت دارد.
- گزینهٔ ۱: افزایش هزینهٔ دولت مستلزم تعهد جداگانهٔ خرید مازاد است. تعیین کف قیمت بهتنهایی چنین برنامهای را ایجاد نمیکند؛ اگر خرید تضمینی مازاد تصریح میشد، این گزینه موضوعیت مییافت.
- گزینهٔ ۲: مازاد تولیدکننده منفعت خالص فروشندگان از فروش واقعی است. اثر افزایش قیمت با اثر کاهش فروش مقابله میکند؛ افزایش کشش تقاضا افزایش مازاد را تضمین نمیکند. کاهش اندک فروش در مقایسهای دیگر میتوانست این نتیجه را پشتیبانی کند.
- گزینهٔ ۳: اضافه بار گمشده (deadweight loss) ارزش مبادلات سودمندِ انجامنشده در اثر کف قیمت است. کاهش بیشتر مبادله، کاهش ادعاشدهٔ این زیان را نتیجه نمیدهد؛ کاهش انحراف قیمت یا حساسیت کمتر تقاضا در مقایسهٔ متعارف با تعادل اولیهٔ ثابت میتوانست چنین نتیجهای داشته باشد.
نکتهٔ کنکوری: در کف قیمت بدون خریدار تضمینی مازاد، عرضهٔ مطلوب را از فروش واقعی جدا کنید؛ حساسیت بیشتر تقاضا یعنی افت بیشتر فروش.
کارتهای مرتبط
دستگاه کامل ایستای مقایسهای در یک بازار رقابتی — دو قانون تقاضا و عرضه، عوامل جابهجاکنندهٔ هر منحنی در برابر تغییر قیمت خودِ کالا که فقط حرکت روی منحنی میسازد، تسویهٔ بازار و مازاد تقاضا، چهار جابهجایی تکطرفه و جابهجاییهای دوگانهٔ نامعین، کنترل قیمت و مازاد رفاه — همه بر پایهٔ قاعدهٔ دوخطی: جابهجایی عرضه قیمت و مقدار را در جهت مخالف میبرد و جابهجایی تقاضا آنها را همجهت میکند.
دستگاه کامل کشش — کشش قیمتی، متقاطع، درآمدی و کشش عرضه، اندازهگیری نقطهای در برابر کمانی، تغییر کشش در امتداد یک خط راست، آزمون درآمد کل، و قاعدهٔ کشش معکوس برای تعیین بار مالیات.