KonkurStudy
همه کارت‌ها

املای فارسی و هم‌آواها: وارسی بر پایهٔ معنی

با معنی و همنشینی، هم‌آوای مناسب را برگزینید و خطای حرفی را از ناآشنایی واژه، ساخت واژه، حشو و فاصله‌گذاری جدا کنید.

کارت مفهوم کنکور ارشد مدیریت کسب‌وکار (MBA)

اهمیت
۰/۵

املا (spelling) یعنی انتخاب حروف درست برای معنیِ موردنظرِ واژه. رسم‌الخط (orthography) علاوه بر حروف، پیوسته‌نویسی، جدانویسی و نیم‌فاصله را در بر می‌گیرد. هم‌آوا (homophone) واژه‌ای است که مانند واژه‌ای دیگر تلفظ می‌شود، اما ممکن است حروف و معنی متفاوتی داشته باشد. پیش از اصلاح، صورت چاپ‌شده را تشخیص دهید؛ خوانندهٔ روان گاهی بی‌اختیار واژهٔ غلط را به صورت آشنای مورد انتظار خود تبدیل می‌کند.

۱. معنی، حروف را تعیین می‌کند

مثال‌های زیر جمله‌های آموزشی‌اند. هر دو عضوِ جفت، واژهٔ معتبرند؛ انتخاب عضوِ نامناسب در بافت، خطا می‌آفریند.

جفت معنی و کاربرد درستِ نخست معنی و کاربرد درستِ دوم پرسش تعیین‌کننده
قالب / غالب شکل، چارچوب یا وسیلهٔ شکل‌دادن: «مایع را در قالب ریخت.» چیره و پیروز: «بر ترس خود غالب آمد.» بحث از شکل است یا چیره‌شدن؟
صواب / ثواب درستی: «این تصمیم صواب است.» پاداش معنوی: «برای کار نیک ثواب می‌جوید.» داوری درست یا پاداش نیکی؟
خوار / خار پست و حقیر: «کسی را خوار مشمار.» بخش تیز گیاه: «خار به دستش رفت.» تحقیر یا تیغ گیاه؟
اساس / اثاث پایه و بنیاد: «اساس بحث روشن است.» وسایل خانه: «اثاث خانه را بردند.» بنیادِ مفهوم یا لوازمِ جابه‌جاشدنی؟
حیات / حیاط زندگی: «آب برای حیات ضروری است.» فضای باز خانه: «در حیاط درختی هست.» زیستن یا مکانی معین؟
خواستن / خاستن طلب‌کردن و میل‌داشتن: «کمک خواست.» برخاستن: «از جا خاست.» درخواست یا بلندشدن؟
گذار / گزار از گذاشتن: «سیاست‌گذار»، «بنیان‌گذار» از گزاردن، به معنی به‌جاآوردن و اداکردن: «نمازگزار»، «سپاسگزار» نهادن و تأسیس‌کردن یا انجام‌دادن و ابرازکردن؟

در تمایز آخر، صورت سومی را هم به دفتر اضافه کنید: گذر از «گذشتن» به عبور مربوط است، مانند «رهگذر». قاعدهٔ ظاهری نسازید که هر ترکیبِ دارای این صدا با «ذ» نوشته می‌شود. «گزارش» واژه‌ای تثبیت‌شده است و با حدس از روی تلفظ اصلاح نمی‌شود.

وارسی‌های بیشترِ معنی و همنشینی

برخی دام‌ها واژه‌های معتبر در جای نامناسب‌اند و برخی صورت نادرست سرواژهٔ موردنظر. جدول این تفاوت را مشخص می‌کند. شباهت حروف الزاماً به معنی یکسانی تلفظ نیست.

صورت‌ها معنی‌های فارسی برابر انگلیسی همنشینی یا اصلاح
محظور / حضور ممنوع؛ در تعبیر، تنگنا / حاضر بودن forbidden; contextually predicament / presence «در محظور ماند»؛ «حضور در مجلس»؛ «محضور» برای تنگنا نادرست است.
لئیم / لعیم پست و فرومایه / صورت نادرست این معنی base, mean / malformed intended word «مرد لئیم»
زرع / ذرع کشت و محصول / اندازه‌گیری با ذراع cultivation / measuring by cubit «زرع و نسل»؛ «ذرع پارچه»
مناهی / نواحی / ملاهی کارهای نهی‌شده / ناحیه‌ها / سرگرمی‌ها forbidden acts / regions / amusements «ملاهی و مناهی»؛ «نواحی کوهستان»
الغا / القا لغو و برانداختن / افکندن و منتقل‌کردن abolishing / imparting, conveying «الغای قرارداد»؛ «القای اندیشه»
هائل / حائل هولناک / مانع و حجاب terrifying / barrier «عذاب هائل»؛ «حائل میان دو بخش»؛ «هایل» صورت مناسبِ مانع نیست.
غزارت / غضارت فراوانی / تازگی، خرّمی و رفاه abundance / freshness, prosperity «غزارت علم و عقل»؛ «غضارت زندگی»
غور / قوری عمق و ژرف‌اندیشی / ظرف دم‌کردن چای depth, close inquiry / teapot «غور در مسئله»؛ «قوری چای»
موضع / موزع جایگاه و موقعیت / صورت نامناسب برای جایگاه position / not the intended word for position «موضع حزم»؛ «موزع» این معنی را نمی‌رساند.
فراغ / فراق آسودگی و رهایی از اشتغال / جدایی leisure, relief / separation «فراغ وقت»؛ «درد فراق»
غم‌زده / غمزدگان / غمزگان گرفتار غم / جمع همان / صورت ناقص جمعِ موردنظر grief-stricken / its plural / truncated intended plural «غمزدگان شهر»؛ «د» جزء «زده» است؛ «غمز» یعنی اشاره یا طعنه.
جزیل / جذیل فراوان، پرمایه و در کاربردی محکم / در مدخلی دیگر کندهٔ کوچک درخت abundant, substantial, contextually firm / small tree stump in another entry «اجر جزیل»؛ «جذیل» برای فراوانی یا استحکام جای آن نمی‌نشیند.
دنائت / دناعت پستی و فرومایگی / صورت نادرست این معنی baseness / malformed intended word «دنائت رفتار»
عزیمت / عظمت قصد، تصمیم و رهسپاری / بزرگی و شکوه resolve, departure / greatness «عزیمت سفر»؛ «عظمت بنا»؛ «عظیمت» برای تصمیم نادرست است.
منثور / منصور به نثر / پیروز و یاری‌شده in prose / victorious, aided «منظوم و منثور»؛ «سپاه منصور»
نفثات / نفحات دم‌ها و دمیدن‌ها / وزش‌ها و نسیم‌های خوش breaths, blowing / pleasant wafts, breezes «نفثات نی»؛ «نفحات نسیم»
اسرار / اصرار رازها / پافشاری secrets / insistence «افشای اسرار»؛ «اصرار بر رفتن»
فطرت / فترت سرشت / سستی، وقفه یا فاصلهٔ زمانی innate nature / slackness, interruption, interval «فطرت آدمی»؛ «دورهٔ فترت»
ذلّت / زلّت خواری / لغزش و خطا humiliation / slip, fault «خفت و ذلّت»؛ «زلّت زبان»
زفت / ذفت قیر؛ در کاربرد دیگر درشت، بخیل یا ناگوار / صورت نادرست واژهٔ موردنظر pitch; alternatively coarse, miserly or unpleasant / malformed intended word «داروی زفت و ناخوش»؛ «ذفت» را اصلاح کنید.
مستغلّات / مستقلّات املاک درآمدزا / صورت مرتبط با استقلال، نه نام این املاک income-producing property / independence family, not this property term «مالیات مستغلّات»؛ «مستقل» یعنی غیر وابسته.
حیّز / حیض حوزه، محدوده و جای / قاعدگی sphere, domain, place / menstruation «حیّز انتفاع»؛ «حیظّ» صورت مناسب این تعبیر نیست.
ذمّت / زمّت عهده و مسئولیت / صورت نادرست این معنی responsibility, obligation / malformed intended word «ذمّت و تعهد»
زرق / رزق ریا و نیرنگ / روزی hypocrisy, deceit / sustenance «زرق و ریا»؛ «کسب رزق»

۲. واژهٔ نادرِ درست با صورتِ غلط تفاوت دارد

صورت چاپ‌شده معنی یا تشخیص اقدام مطمئن
مزاولت پرداختن به کار و تمرین؛ نزدیک به ممارست «ز» را نگه دارید: «با مزاولت و تمرین مهارت یافت.»
مذاولت صورت نادرست، هنگامی که مقصود «مزاولت» باشد «ذ» را به «ز» بدل کنید؛ برای توجیه آن معنیِ مستقل نسازید.
یان سخن یاوه و نامنسجم؛ هذیان ناآشنایی آن شاهدِ خطای حرفی نیست.
جوسق کاخ، کوشک یا بنای بلند سرواژهٔ ناآشنا اما معتبر را حفظ کنید.
غامض / واضح پوشیده و دشوار / روشن متضادند؛ هیچ‌کدام از این جهت غلط املایی نیست.
عزوبت / تجرّد بی‌همسری / مجردبودن وارسی واژگانی را از داوری سبکی جدا کنید.
وثوق / اعتماد اطمینان / اعتماد نزدیکی معنی به وارسیِ معنا کمک می‌کند.
تهوّر / جسارت بی‌باکی نسنجیده / دلیری اختلافِ سایهٔ معنایی، خطای املایی نیست.
مزح / فضیحه / رسوا شوخی / رسوایی / رسواشده ناآشنایی واژه و اختلاف اسم و صفت، بحثی جدا از املاست.
اباحت / منقضی / گسسته‌مهار رواشمردن / پایان‌یافته / مهارنشده حروف واقعی را ببینید؛ واژهٔ درست را به علت کهن‌بودن رد نکنید.

صورت‌های کهنِ معتبر

صورت معنی فارسی برابر انگلیسی عبارت یادآور
فایت / فائت ازدست‌رفته و سپری‌شده؛ صورت کهن در کنار صورت همزه‌دار lost, gone by; established classical variant «فرصت فایت شد»
غمان / زایل جمع کهن غم / برطرف‌شده classical plural of sorrow / removed «بحر غمان»؛ «رنج زایل شد»
حذاقت / مهبط مهارت و استادی / محل فرود skill / place of descent «حذاقت طبیب»؛ «مهبط پرنده»
اصطناع / بطر برگزیدن و مورد عنایت قراردادن / سرمستی و ناسپاسی selecting, favouring / insolent exultation, ingratitude «اصطناع کارگزار»؛ «بطر از نعمت»
مهنّا / خواتم گوارا و خوش / پایان‌ها pleasant / endings «عیش مهنّا»؛ «خواتم کارها»
افتعال / زمهریر در بافت نیرنگ، جعل و ساختگی‌پردازی / سرمای شدید fabrication in a deceit context / intense cold «افترا و افتعال»؛ «سرمای زمهریر»
سنخیّت / ترشیح هم‌جنسی و مناسبت / در کاربردی پروردن و آماده‌کردن برای مقامی affinity / contextually preparing or grooming for a position «سنخیّت اندیشه‌ها»؛ «تربیت و ترشیح»

۳. وارسی کامل گزینه

نخست خواستهٔ صورت سؤال را بخوانید: «غلط املایی» با «نبودن ترادف» و «نیاز به ویرایش» متفاوت است. واژه‌ها را به‌ترتیب بررسی کنید. برای واژهٔ مشکوک، حروفِ چاپ‌شده، واژهٔ موردنظر و معنی کوتاه را یادداشت کنید. معنی را در کل عبارت، به‌ویژه کنار فعل، بیازمایید. سپس تا پایان گزینه ادامه دهید؛ پیدا‌کردن واژه‌ای چشمگیر مجوزِ ندیدن همسایه‌هایش نیست.

جدول مرور سودمند چهار ستون دارد: صورت چاپ‌شده ← معنی موردنظر ← املای معیار ← شاهد جمله. اگر واژهٔ ناآشنا معتبر و سازگار است، تغییرش ندهید. اگر دو واژه متضادند، تنها در پرسش مربوط به رابطهٔ معنایی از آن استفاده کنید. اگر حروف درست‌اند اما جمع یا مشتقِ واژه در معیارِ اعلام‌شده مناسب نیست، مسئله را ساخت واژه بدانید، نه جانشینیِ تصادفی حروف.

ثبت و شمارش اصلاح‌ها

پس از وارسی معنی، برای هر واژهٔ نیازمند اصلاح یک ردیف ثبت کنید. نوع آن را بنویسید: واژهٔ معتبر در جای غلط، صورت مختل واژهٔ موردنظر یا قرارداد رسم‌الخطی. هر اصلاح موردنظر را یک بار بشمارید؛ تغییر حرف و شیوهٔ نمایش همان واژه خودبه‌خود دو غلط واژگانی نیست. صورت نادرِ درست را با شمار صفر ثبت کنید تا زیر فشار زمان خطای اضافی محسوب نشود.

مثال ساخته‌شده: «از فراق وقت، اصرار او را نوشت و بر ترس خود قالب آمد.» اگر آسودگی، رازها و چیره‌شدن مقصود باشد:

صورت چاپ‌شده اصلاح آزمون معنی شمار
فراق فراغ آسودگی، نه جدایی 1
اصرار اسرار رازها، نه پافشاری 1
قالب غالب چیره‌شدن، نه ظرف شکل‌دهنده 1

حاصل سه اصلاح واژگانی است، با آنکه هر سه صورت چاپ‌شده در جای دیگری معتبرند. در مقابل، «لعیم» به جای «لئیم» صورت مختلِ واژهٔ موردنظر است؛ برای توجیه آن معنی دیگر نسازید. کل متن، از جمله واژه‌های نام‌نبرده در گزینه‌ها، باید وارسی شود.

۴. مثال‌های کوتاه حل‌شده

وارسی گروه‌واژه. گروه آموزشیِ «غامض و واضح — مزاولت و ممارست — صواب و درست — یان و هذیان» را در نظر بگیرید. جفت نخست متضاد است و جفت‌های دیگر معنی یکسان یا نزدیک دارند؛ همه درست نوشته شده‌اند. جایگزینیِ «مزاولت» با «مذاولت» خطای حرفی پدید می‌آورد، حتی اگر خواننده مقصود را حدس بزند. موضوع، حروف چاپ‌شده است، نه آسانیِ حدس.

اصلاح بافتی. در جملهٔ آموزشیِ «پس از تمرین، بر ترس خود قالب آمد»، فعل «بر ... آمدن» معنی چیره‌شدن می‌خواهد. قالبِ شکل‌دهی چنین نقشی ندارد. صورت درست: «پس از تمرین، بر ترس خود غالب آمد». در «برای ساختن قطعه، قالب تازه‌ای آورد»، شیء فیزیکی مقصود است و «قالب» باقی می‌ماند.

دو واژهٔ درست، یک جایگذاری غلط. اگر «کودک از جا خواست» از بلندشدن خبر دهد، به «خاست» نیاز دارد. در «کودک از مادر آب خواست»، درخواست مطرح است و «خواست» درست است. یکسان‌بودن فاعل چیزی را حل نمی‌کند؛ متمم و نوع رویداد تعیین‌کننده‌اند.

۵. پیوسته‌نویسی و جدانویسی

به مثال‌های تثبیت‌شده تکیه کنید و از هر فاصلهٔ ظاهری قاعدهٔ همگانی نسازید. صورت معمولِ تایپیِ می‌رود پیشوند فعل را با نیم‌فاصله نگه می‌دارد. کتاب‌ها مرز نشانهٔ جمع و نمی‌دانم ساختمان منفیِ مضارع را نشان می‌دهد. گروهی معمولی مانند به خانه فاصلهٔ کامل دارد. نیم‌فاصله مرز نوشتاری درون واژه است، نه تکواژ اشتقاقی تازه.

تشخیص این نویسهٔ نامرئی در اسکن دشوار است. وقتی شاهد تعیین‌کننده حرف یا همنشینی است، صرفاً از روی فاصلهٔ روی صفحه خطا اعلام نکنید. متن تاریخی می‌تواند رسم‌الخط کهن را حفظ کند و در عین حال املای واژگانش درست باشد.

وقتی خواسته صریحاً املا و رسم‌الخط را می‌شمارد، در قرارداد اعلام‌شده ممکن است صورت پیشوندگرفتهٔ «انداختن» به اصلاحِ «بیانداختند ← بینداختند» نیاز داشته باشد. این مورد را در دستهٔ جداگانهٔ رسم‌الخط ثبت کنید. در شمارش جانشینی‌های واژگانی، صورتی چاپی مانند «بیاندازد» می‌تواند بیرون از شمار موردنظر باشد. دامنهٔ یکی را به دیگری منتقل نکنید و از روی اسکن خطای اضافیِ همگانی نسازید. نشانه‌گذاری و نگارش مرجع جداگانه دارند؛ تحلیل دقیق پایه و وند نیز در کارت ساخت واژه است.

۶. تشخیص‌های همسایه

تشخیص چه چیزی ناسازگار است؟ مثال و اقدام مناسب
هم‌آوای نامناسب در بافت معنی، حروف دیگری می‌خواهد «قالب آمدن» برای چیره‌شدن ← «غالب آمدن»
توالی نادرست حروف سرواژهٔ موردنظر بد نوشته شده است «مذاولت» ← «مزاولت»
تقابل واژگانی معنی‌ها متفاوت یا متضادند «غامض / واضح»: متضادهای درست‌نوشته
مسئلهٔ ساخت واژه وند یا نشانهٔ درجه مناسب نیست در معیار آزمون، «گزارش‌ها» بر «گزارشات» ترجیح دارد.
حشو سبکی دو عبارتِ درست تمایزی نمی‌افزایند آزمون حذف در بافت لازم است؛ املا می‌تواند کاملاً درست باشد.
رسم‌الخط مرزبندیِ قراردادی نیاز به اصلاح دارد «می رود» ← صورت تایپیِ معیار «می‌رود»

نکتهٔ کنکوری: پیش از انتخاب هم‌آوا، فعل و همنشینی را بخوانید و سپس تمام گزینه را وارسی کنید. «ناآشنا»، «متضاد» و «زائد» سه داوری متفاوت‌اند؛ هیچ‌کدام به‌تنهایی غلط املایی را ثابت نمی‌کند.

#persian-spelling#homophones#collocations#orthography#zero-width-non-joiner#error-audit

کارت‌های مرتبط

مفهومزبان و ادبیات فارسی
واژگان فارسی کلاسیک: بافت، هم‌نوشت‌ها و مترادف‌ها

معنی واژه‌های نادر را با خوانش، مقولهٔ دستوری و همنشینی تعیین کنید و ترادف را از هم‌دسته‌بودن و معنی‌های متفاوت فرهنگ جدا بشناسید.

classical-vocabularycontextual-meaninghomographssynonyms
مفهومزبان و ادبیات فارسی
ساخت واژهٔ فارسی: بن‌ها، واژه‌سازی و صورت‌های پذیرفته

پایه، اشتقاق و تصریف را جدا کنید؛ بن را بشناسید، اسم‌سازی از صفت را مرحله‌به‌مرحله بیازمایید و جمع و تنوین را در معیار خواسته‌شده بسنجید.

persian-morphologypresent-stemsword-formationderivation-inflection
مفهومزبان و ادبیات فارسی
دستور فارسی: اضافه، نقش‌های دستوری و ویرایش

اضافه و نقش را تشخیص دهید، مسندِ مفعولی و مقولهٔ واژگانی را جدا کنید و مطابقت، کژتابی و گزینش واژه را با آزمون‌های بافتی ویرایش کنید.

persian-syntaxezafe-typesgrammatical-rolescopula
الگوریتماستعداد و آمادگی تحصیلی
تصحیح جملهٔ فارسی: روش منظم ویرایش

کل جملهٔ شماره‌دار را بخوانید، واژهٔ واقعی و معنای بافتی آن را کنترل کنید و سپس اصطلاح، متمم فعل، مطابقه و ایجاز پیوندها را بسنجید؛ ترجیح محدودِ ویرایش رسمی را از خطای دستوری جدا کنید و امکان واقعی «بدون خطا» را حفظ کنید.

persian-editingmarked-part-diagnosislexical-choicegoverned-prepositions
مفهومزبان و ادبیات فارسی
نگارش فارسی: نشانه‌گذاری، تمرین نویسندگی و انواع مقاله

انتخاب نشانه بر پایهٔ رابطهٔ جمله‌ها، تمایز قلاب و معترضه، پرورش نویسندگی با خواندن و بازنویسی، و دسته‌بندی مقاله بر پایهٔ شیوهٔ نگارش، حوزه، هدف و لحن.

punctuationquotationbracketswriting-practice
مفهوماستعداد و آمادگی تحصیلی
دستور جملهٔ فارسی: ارجاع، نفی، زمان فعل و صورت واژه‌ها

مرجعی کاربردی برای ویرایش جملهٔ فارسی: هسته و نهاد، مرجع ضمیر و وابسته، مقایسهٔ منفی، «یک» در ارجاع عام، فعل وجودی و ربطی، حذف، زمان و نمود و پایان واژه‌ها؛ با تفکیک خطای ساختاری از ترجیح ویرایش رسمی.

persian-grammarpronoun-referencenegative-comparisontense-aspect

سوالات تمرینی · 8/14

همهٔ 14 سؤال →