KonkurStudy
همه کارت‌ها

سیستم‌های عمومی: سیستم باز، سلسله‌مراتب، تنظیم و پیچیدگی

ویژگی‌های سیستم باز، نه سطح بولدینگ، سطوح پارسونز–تامپسون، AGIL و تنوع لازم را تشخیص دهید و ظهور و آشوب قطعی را از بازخورد و تصادف جدا کنید.

کارت مفهوم کنکور ارشد مدیریت کسب‌وکار (MBA)

اهمیت
۰/۵

نظریهٔ عمومی سیستم‌ها (General Systems Theory) کل‌های سازمان‌یافته را با اجزای متعامل و الگوهای مشترک میان حوزه‌ها بررسی می‌کند. این سنت مرتبط با لودویگ فون برتالانفی (Ludwig von Bertalanffy)، در تحلیل سازمان بر وابستگی متقابل و مبادله با محیط تأکید دارد. سیستم (System) دارای مرز مشخص، اجزا، روابط و کارکرد یا مقصود محوری است؛ تعیین مرز خود بخشی از تحلیل است.

مرز، مبادله و کل‌های تودرتو

درمانگاه می‌تواند سیستم مورد مطالعه باشد؛ پذیرش، تشخیص و درمان خرده‌سیستم‌اند؛ شبکهٔ خدمات سلامت شهر فراسیستم است. تأمین‌کنندگان، بیماران و نهادهای تنظیم‌گر جزو محیط مرتبط‌اند. یک موجودیت ممکن است در سطحی کل و در سطحی دیگر جزء باشد.

عنصر معنا کاربرد در درمانگاه
مرز / Boundary جداکردن سیستم کانونی از پیرامون کدام خدمات و شرکا در تحلیل قرار می‌گیرند؟
خرده‌سیستم / Subsystem سیستم جزئی درون کل آزمایشگاه یا زمان‌بندی نوبت‌ها
فراسیستم / Suprasystem سیستم بزرگ‌ترِ دربرگیرنده شبکهٔ سلامت منطقه
ورودی / Input منابع، انرژی و اطلاعات واردشونده وقت کارکنان، ملزومات و اطلاعات بیمار
تبدیل / Transformation فرایند تغییر ورودی به خروجی تشخیص و درمان
خروجی / Output نتایج واردشونده به محیط درمان، مشاوره و اطلاعات سلامت
بازخورد / Feedback اطلاعات نتیجه که برای اثرگذاری بر اقدام بازمی‌گردد استفاده از پیگیری پیامدها برای بهبود مراقبت

سیستم باز (Open System) به مبادلات فرامرزی وابسته است. الگوی سیستم بسته (Closed-System Model) برای تحلیل روابط درونی، مبادله با محیط را کنار می‌گذارد؛ سازمان واقعی بدون منابع و حمایت بیرونی نمی‌تواند نامحدود دوام آورد. در نظریهٔ سازمان، بسته اغلب تأکید تحلیلی است، نه ادعای سازمان کاملاً مهروموم‌شده. علوم مختلف برای سیستم بسته و منزویِ فیزیکی تعریف‌های دقیق‌تری دارند؛ اصطلاحات آنها را مکانیکی منتقل نکنید.

سلسله‌مراتب تودرتو (Nested Hierarchy) یعنی سیستم‌ها درون سیستم‌ها قرار دارند. این ویژگی با رتبهٔ اداری متفاوت است. تخصص مشخص می‌کند اجزا چه می‌کنند؛ تودرتویی مشخص می‌کند کدام کل شامل کدام جزء است. مرز خرده‌سیستم ممکن است با نمودار رسمی گزارش‌دهی منطبق نباشد.

ویژگی‌های سیستم باز: رابطه را تشخیص دهید

ویژگی تعریف مثال و مرز تمایز
کل‌نگری / Holism درک کل با روابط، افزون بر شناخت اجزا کل مسیر بیمار بررسی شود، نه فقط سرعت هر میز
وابستگی متقابل / Interdependence تغییر یک جزء بر اجزای دیگر اثر می‌گذارد پذیرش سریع‌تر بدون هماهنگی ظرفیت، بخش تشخیص را با بار اضافی روبه‌رو می‌سازد
تمایز / Differentiation اجزا کارکرد تخصصی پیدا می‌کنند پذیرش، آزمایشگاه و درمان تخصص متفاوت دارند
یکپارچگی / Integration سازوکارها اجزای متمایز را همسو می‌کنند برنامهٔ مشترک مراقبت، متخصصان را پیوند می‌دهد؛ تخصص به‌تنهایی کافی نیست
هم‌افزایی یا تضایف / Synergy تعامل مولد به نتیجهٔ قابل دستیابیِ جداگانه می‌افزاید زمان‌بندی مشترک هم انتظار و هم نوبت ازدست‌رفته را کم می‌کند؛ گردآوری گروه به‌تنهایی سود را تضمین نمی‌کند
هم‌پایانی / Equifinality شرایط آغازین و مسیرهای متفاوت به پایان مشابه می‌رسند بهبود دسترسی از افزایش ساعت کار یا هماهنگی ارجاع ممکن است؛ هر مسیر پیشنهادی مؤثر نیست
ویژگی دورانی / Cyclic Character ورودی–تبدیل–خروجی، فعالیت بعدی را تجدید می‌کند نتیجه و دریافتی خدمت، چرخهٔ بعدی عملیات را پشتیبانی می‌کند
آنتروپی / Entropy فرسایش یا کاهش ظرفیت سازمان‌یافته غفلت از مهارت و تجهیزات، خدمت مطمئن را تضعیف می‌کند
آنتروپی منفی / Negative Entropy تجدید ظرفیت با ورود منابع و اطلاعات آموزش، نگهداری و ملزومات تازه قابلیت را حفظ می‌کند
تعادل پویا / Dynamic Equilibrium حفظ قابلیت بقا با تعدیل مستمر تعداد کارکنان با تقاضا تغییر می‌کند و استاندارد خدمت حفظ می‌شود
تنظیم / Regulation تشخیص انحراف و اقدام اصلاحی انتظار با معیار مقایسه و تخصیص اصلاح شود

آنتروپی در مدیریت قیاس سیستمی است؛ مجوز محاسبهٔ آنتروپی ترمودینامیکی از نارضایتی کارکنان نیست. کل‌نگری اهمیت روابط را بیان می‌کند؛ هم‌افزایی مشخصاً اثر مشترک سودمند را مطرح می‌کند. تعادل پویا وضعیتِ حفظ‌شده با تعدیل است؛ تنظیم بازخوردی یکی از سازوکارهای پشتیبان آن است. تجدید دورانی به تکرار فعالیت مربوط است؛ هم‌پایانی به مسیرهای متعدد رسیدن به پایان. بازخورد منفی با انحراف مقابله می‌کند؛ بازخورد مثبت تغییر را تشدید می‌کند. «منفی» و «مثبت» اثر حلقه را بیان می‌کنند، نه عملکرد بد و خوب را.

مقصود کل و کارکرد اجزا

در طبقه‌بندی مبتنی بر مقصود، سیستم ارگانیکی (Organic System) هدف‌هایی در سطح کل، مانند بقا، دارد و اجزا بدون مقصود مستقل در الگو، کارکردهای خدمت‌کننده به کل را انجام می‌دهند. موجود زنده و اندام‌های آن قیاس معیار است. هدف محلی واحد نیز باید در نسبت با مقصود سازمان سنجیده شود، اما کارکنان انسان‌هایی با مقاصد خود هستند؛ سازمان را نباید دقیقاً همسان موجود زنده فرض کرد.

اصطلاح چه چیزی را طبقه‌بندی می‌کند؟ نشانهٔ تعیین‌کننده
ایستا / Static آرایش بدون لحاظ تغییر ساختار یا کالبد
پویا / Dynamic تغییر حالت در زمان حرکت یا تغییر زمانی
ارگانیکی / Organic رابطهٔ مقصود کل و جزء کل هدفمند، اجزای دارای کارکرد پشتیبان
سایبرنتیکی / Cybernetic کنترل مبتنی بر اطلاعات بازخورد، مقایسه و اصلاح
ساختار سازمانی ارگانیک / Organic Structure هماهنگی منعطف و نقش سازگارشونده تقابل طراحی با ساختار مکانیکی

این محورها متفاوت‌اند؛ سیستم می‌تواند هم پویا و هم سایبرنتیکی باشد. سیستم ارگانیکیِ مبتنی بر مقصود و طراحی سازمانی ارگانیک، قیاس‌هایی مرتبط با تعریف‌های متفاوت‌اند.

بولدینگ: نه سطح سیستم‌ها

سلسله‌مراتب کنت بولدینگ (Kenneth Boulding’s Hierarchy) انواع سیستم را با پیچیدگی فزاینده مرتب می‌کند. عنوان سطوح گفتمان نظری (Levels of Theoretical Discourse) نیز برای آن به کار می‌رود: الگوی مناسب حرکت ممکن است ویژگی لازم برای فهم انسان و نقش اجتماعی را حذف کند.

سطح عنوان معیار ویژگی یا مثال شاخص
۱ ساختارهای ایستا / Frameworks کالبد و آرایش
۲ ساعت‌گونه‌ها یا مکانیکی / Clockworks حرکت منظم؛ منظومهٔ شمسی
۳ سازوکارهای کنترل / Control Mechanisms ترموستات؛ تنظیم بازخوردی
۴ ساختار خودنگهدارندهٔ باز / Self-Maintaining سلول زنده؛ مبادلهٔ مستمر
۵ ژنتیکی–اجتماعی / Genetic–Societal گیاه؛ اجزای زندهٔ متمایز
۶ حیوانی / Animal تحرک، رفتار غایت‌گرایانه و آگاهی محیطی
۷ انسانی / Human خودآگاهی تأملی، زبان و نمادپردازی
۸ سازمان اجتماعی / Social Organization نقش‌های مرتبط و معانی مشترک
۹ متعالی / Transcendental سیستم‌های نهایی و فراتر از مشاهده

«آگاهی» سطح حیوانی را از خودآگاهی تأملی و نمادین انسانی جدا کنید. ترموستات نمونهٔ کنترل و سلول نمونهٔ حیات خودنگهدارنده است، هرچند سلول نیز بازخورد دارد. سطح معرفیِ ویژگی تعریف‌کننده را انتخاب کنید، نه پیچیده‌ترین موجودی که آن را هم دارد. این سطوح انواع پیچیدگی سیستم‌اند؛ رتبهٔ شغلی سازمان یا زمان‌بندی تکاملی همگانی نیستند.

پارسونز–تامپسون: سه سطح سازمانی

جیمز تامپسون (James Thompson) با استفاده از تمایز تالکوت پارسونز (Talcott Parsons)، سطوح فنی، مدیریتی و نهادی را جدا می‌کند. تطبیق درسی، عملیات عقلایی، هماهنگی اجتماعی و گشودگی به محیط گسترده را کنار هم قرار می‌دهد.

سطح مسئولیت تأکید الگو کانون نظری نمونه
فنی / Technical اجرای تبدیل اصلی سیستم عقلایی / Rational مدیریت علمیِ وظایف
مدیریتی / Managerial طراحی، هماهنگی، تأمین منابع و کنترل سیستم عملیاتی؛ میانجیگری تقاضاها سیستم اجتماعی / Social تلفیق خرده‌سیستم‌ها
نهادی / Institutional پیوند مقاصد گسترده با جامعه، کسب مشروعیت و حمایت بیرونی سیستم باز / Open محیط، مشروعیت و گزینش جمعیت

انجام تولید فنی است؛ طراحی و کنترل سیستم تولید مدیریتی است. رابط نهادی باید با عدم اطمینان روبه‌رو شود؛ هستهٔ فنی در پی حفاظت از اختلال اجتناب‌پذیر است. «اجتماعی» در این تطبیق مشخص، هماهنگی مدیریتی را نشان می‌دهد؛ صرف ارتباط سطح نهادی با جامعه، آن را پاسخ نمی‌سازد. مهندسی حرفه است، نه سطح چهارم. همهٔ سطوح متعلق به یک سازمان بازند و نظریهٔ بوم‌شناسی واقعاً جمعیت‌ها را بررسی می‌کند؛ جدول تأکید تحلیلی را نشان می‌دهد، نه انتساب انحصاری نظریه‌ها به مشاغل.

AGIL پارسونز: چهار کارکرد، طبقه‌بندی جداگانه

چارچوب AGIL پارسونز (Parsons’ AGIL) می‌پرسد سیستم اجتماعی چه کارکردهایی باید انجام دهد، نه چه کسی در کدام سطح اداری قرار دارد.

کارکرد وظیفهٔ اصلی نمونهٔ اجتماعی شاخص
A — سازگاری / Adaptation کسب منابع و تعدیل با پیرامون اقتصاد و تأمین منابع
G — دستیابی به هدف / Goal Attainment تعریف و پیگیری اولویت جمعی دولت و نهاد سیاسی
I — یکپارچگی / Integration هماهنگی روابط و حفظ انسجام هماهنگی اجتماعی و نهادهای تنظیم تعارض
L — نهفتگی یا حفظ الگو / Latency بازتولید ارزش، انگیزش و تداوم فرهنگی جامعه‌پذیری خانوادگی و آموزشی

نهاد دولتی ممکن است چندین فعالیت انجام دهد، اما هدف‌گذاری و بسیج جمعیِ دولت نمونهٔ G است. گرفتن بودجه، کارکرد اجتماعی شاخص آن را خودبه‌خود A نمی‌کند. کارکردهای AGIL همان سه سطح سازمانی پارسونز–تامپسون نیستند.

اشبی: تنوع لازم و ظرفیت پاسخ

اصل تنوع لازم اشبی (Ashby’s Requisite Variety) می‌گوید تنظیم‌کننده برای مهار تنوع اختلال‌های مرتبط، به مجموعهٔ کافی از پاسخ‌های مؤثر نیاز دارد. این اصل الزام بازتولید همهٔ تفاوت‌های بیرونی در نمودار گزارش‌دهی نیست. پالایش اختلال، ساخت گزینه و هماهنگی دانش تخصصی می‌تواند ظرفیت مؤثر را افزایش دهد.

بنگاه خدماتیِ روبه‌رو با زبان، مقررات و نیازهای متفاوت نمی‌تواند هر مورد را با یک متن ثابت پاسخ دهد. پشتیبانی چندزبانه، تخصص محلی و مسیر ارجاع، تنوع پاسخ را افزایش می‌دهد. جهانی‌شدن زمینهٔ ایجاد تقاضاهای متنوع است؛ تنوع لازم نام اصل است؛ سازمان ماتریسی یکی از ترتیبات ساختاری ممکن است. تنوع، شمار کارکنان و پیچیدگی سازمانی یکسان نیستند.

پیچیدگی، ظهور و آشوب

علم پیچیدگی (Complexity Science) عامل‌های متعاملی را بررسی می‌کند که روابط محلی آنها الگوی سیستمی می‌آفریند. ظهور (Emergence) پیدایش الگوی سطح کل از تعاملات است؛ خودسازماندهی (Self-Organization) پیدایش هماهنگی الگومند بدون طراح مرکزیِ هدایت‌کنندهٔ تک‌تک جزئیات است. هیچ‌یک مترادف کارکنان فراوان یا لایه‌های سلسله‌مراتبی متعدد نیست. قواعد تعاملی ساده نیز ممکن است پیامد جمعی پیچیده بسازد.

آشوب قطعی (Deterministic Chaos) به پویایی غیرخطی مربوط است که در آن تفاوت بسیار کوچک شرایط اولیه می‌تواند مسیرهای بعدی بسیار متفاوت بسازد. بنابراین سیستم قانون‌مند نیز ممکن است تصادفی به نظر برسد و پیش‌بینی دقیق بلندمدت را دشوار کند. کار لورنتس مرجعی محوری است. غیرخطی‌بودن به‌تنهایی آشوب را اثبات نمی‌کند؛ برای هر سازمان پیچیده، آشوب ریاضی اثبات نشده است.

مفهوم نشانهٔ تشخیص مثال یا محدودیت
اثر پروانه‌ای / Butterfly Effect وابستگی حساس به شرایط اولیه شروع تقریباً یکسان به مسیرهای بعدی بسیار متفاوت می‌رسد؛ پروانهٔ واقعی لازم نیست
خودمانایی / Self-Similarity الگوی مرتبط در مقیاس‌های مختلف الگوی شاخه‌ای تکرارشونده؛ شباهت ظاهری به‌تنهایی قانون فراکتالی را ثابت نمی‌کند
جاذب / Attractor مسیرها به مجموعه‌ای از حالت‌ها نزدیک می‌شوند نقطهٔ پایدار یا چرخهٔ تکراری ممکن است جاذب عادی باشد
جاذب غریب / Strange Attractor پویایی کراندار، غیرتناوبی و دارای ساختار پیچیده سیستم غیرخطی ممکن است بدون تکرار دقیق، الگومند بماند
تصادفی‌بودن / Randomness تغییر تصادفی عدم اطمینان ناشی از ورودی تصادفی با حساسیت قطعی متفاوت است

پرواز حشره به سوی چراغ، جذب را تصویر می‌کند. این تصویر، جاذب غریب را ریاضی اثبات نمی‌کند و نام حشره نیز اثر پروانه‌ای را ثابت نمی‌سازد. اثر پروانه‌ای به رابطهٔ تفاوت کوچک اولیه/واگرایی بزرگ بعدی نیاز دارد. مقصد مشترک به‌تنهایی دربارهٔ واگرایی حساس چیزی نمی‌گوید.

کاربرد تمایزها: یک سیستم خدماتی

درمانگاه کارکنان را آموزش می‌دهد و ملزومات را تجدید می‌کند: آنتروپی منفی. پذیرش و آزمایشگاه تحویل کار را بهتر می‌کنند و ظرفیت درمان مؤثر افزایش می‌یابد: هم‌افزایی. دو مسیر عملیِ بهبود دسترسی به هدف یکسان می‌رسند: هم‌پایانی. تیم‌ها درون درمانگاه و درمانگاه درون شبکهٔ منطقه‌اند: سلسله‌مراتب تودرتو. مقایسهٔ انتظار با هدف و اصلاح تخصیص، تنظیم است؛ حفظ دسترسی قابل دوام با این تعدیل‌ها، تعادل پویا است.

درمانگران در سطح فنی مراقبت می‌کنند، مدیران در سطح مدیریتی زمان‌بندی را طراحی می‌کنند و نمایندگان نهادی حمایت اجتماعی و تنظیم‌گری می‌گیرند. اگر تحویل‌های محلی غیررسمی به هماهنگی قابل اتکا تبدیل شود، خودسازماندهی توصیف مفیدی است؛ این مشاهده به‌تنهایی نه آشوب و نه بهینگی را اثبات می‌کند. پیامدهای غیرخطی، پایش، آزمایش محدود و پاسخ سازگارشونده را ایجاب می‌کنند؛ نظریهٔ پیچیدگی پیش‌بینی تضمین‌شده وعده نمی‌دهد.

مقایسهٔ رویکردهای تبیین

رویکرد یا طبقه‌بندی پرسش اصلی با چه چیزی اشتباه نشود؟
سایبرنتیک / Cybernetics اطلاعات، ارتباط و بازخورد چگونه سیستم را تنظیم می‌کند؟ الگوهای نوظهور پیچیدگی؛ با وجود هم‌پوشانی دو حوزه
علم مدیریت / Management Science کدام تصمیم یا تخصیص کمی طبق الگو بهتر عمل می‌کند؟ تضمین خطی یا پیش‌بینی‌پذیربودن همهٔ پویایی‌های واقعی
پیچیدگی و آشوب چه الگویی از تعامل برمی‌آید و محدودیت پیش‌بینی کجاست؟ تصادف محض یا صرف تمایز ساختاری
نقد فرانوگرا / Postmodern Critique گفتمان، قدرت و ادعای شناخت چگونه روایت سازمانی می‌سازد؟ نظریهٔ ریاضی پویایی غیرخطی
سلسله‌مراتب بولدینگ چه نوع پیچیدگی سیستمی مدل‌سازی می‌شود؟ دربرگیری تودرتو یا اختیار اداری
سطوح پارسونز–تامپسون چه کسی اجرا، اداره یا مشروعیت بیرونی را تأمین می‌کند؟ چهار کارکرد اجتماعی AGIL

منابع انسانی سایبرنتیکی و زمان‌بندی کنترل، کاربردهایی در کارت‌های مرتبط‌اند؛ یادگیری و رشد به توسعهٔ سازمان می‌پردازند. پیش از جابه‌جایی میان آنها، محور تبیین را مشخص کنید.

نکتهٔ کنکوری: درون کل دیگر ← تودرتویی؛ اثر مشترک افزوده ← هم‌افزایی؛ مسیرهای متفاوت به پایان یکسان ← هم‌پایانی؛ اصلاح ← تنظیم. بولدینگ: ۲ ساعت‌گونه، ۳ ترموستات، ۴ سلول، ۶ حیوان، ۷ انسان، ۸ نقش اجتماعی. فنی–عقلایی؛ مدیریتی–اجتماعی؛ نهادی–باز. آشوب پویایی قطعی حساس است، نه پیش‌بینی تضمین‌شدهٔ بلندمدت.

#open-systems#boulding#parsons-thompson#agil#requisite-variety#complexity#chaos

کارت‌های مرتبط

مفهومدانش مسائل روز مدیریت
منابع انسانی راهبردی: بازخور، توسعهٔ شایستگی و انتخاب تأمین نیرو

راهبرد منابع انسانی را به بازخور سایبرنتیک و توسعهٔ شایستگی در ایزو ۱۰۰۱۵ پیوند دهید؛ دیدگاه‌های تبیینی و محل کار، مرز مجری و تعداد کارکنان را جدا تشخیص دهید.

strategic-hrmcybernetic-modelhr-alignmentoffshoring
مفهومنظریه‌های عمومی مدیریت
کنترل مدیریتی: زمان، سازوکارها و سنجه‌های عملکرد

زمان و سازوکار کنترل را جدا تشخیص دهید، بازرسی را از اجرا تفکیک کنید و گردش منابع عملیاتی را از سودآوری و سنجه‌های مطلق بشناسید.

managerial-controlcontrol-timingtechnical-controlindependent-inspection
مفهومنظریه‌های عمومی مدیریت
رشد سازمانی، یادگیری و نوسازی

بحران‌های رشد گراینر، انتخاب‌های قدرت–کنترل در افول و پنج اصل یادگیری سنگه را تشخیص دهید و هماهنگی، کاهش منابع و نوسازی را متمایز کنید.

greinerorganizational-growthorganizational-declinepower-control
مفهومنظریه‌های عمومی مدیریت
اندیشهٔ مدیریت: اصول کلاسیک، روابط انسانی، روش‌های کمی و بوروکراسی

اسمیت، تیلور، فایول و وبر را مقایسه کنید؛ مفروضات انسانی، تصمیم‌های کمی، الگوهای A/J/Z اوچی و سازوکارهای قواعد بوروکراتیک را تفکیک کنید.

management-thoughtclassical-managementhuman-assumptionstheory-z
مفهومنظریه‌های عمومی مدیریت
نظریهٔ سازمان: دیدگاه‌ها، پارادایم‌ها، استعاره‌ها و سطوح تحلیل

گونه‌های اسکات، دیدگاه‌های هچ، پارادایم‌های بورل–مورگان و هشت استعارهٔ مورگان را جدا نگه دارید و معنا، بازاندیشی و سطوح تحلیل را با مثال سازمانی پیوند دهید.

scotthatchburrell-morganorganizational-metaphors

سوالات تمرینی · 8/18

همهٔ 18 سؤال →