۱. ایدهٔ اصلی: تغییر شکل پلاستیک مبنای بلورشناختی دارد
کرنش الاستیک عمدتاً فاصلههای بیناتمی را بهطور برگشتپذیر تغییر میدهد. کرنش پلاستیک دائمی در فلزات بلوری معمول عمدتاً با لغزش نابجایی ایجاد میشود: یک عیب خطی در بلور پیشروی میکند و اتمها بهصورت تدریجی میلغزند؛ تنش لازم بسیار کمتر از تنش برش همزمان یک صفحهٔ کاملِ بیعیب است. سیستم لغزش ترکیب یک صفحهٔ لغزش مشخص و یک راستای لغزش درون آن است؛ بردار برگرز جابهجایی را توصیف میکند و با راستای لغزش موازی است.
شکلپذیری به وجود سازوکارهای تغییر شکلِ قابلفعالشدن به تعداد کافی نیاز دارد، نه صرفاً تراکم بالای اتمها. در یک چندبلور، دانههایی با جهتگیری متفاوت باید بدون ایجاد شکاف، بهصورت سازگار تغییر شکل دهند. ممکن است برش یک بلور در یک راستا آسان باشد، اما نتواند تغییر شکل چندمحوری تحمیلشده را تأمین کند.
عیوب نقطهای، عیوب خطی و بردارهای برگرز
جایخالی، نبودن اتم در یک جایگاه شبکه است؛ اتم بیننشینی جایگاهی میان جایگاههای معمول شبکه را اشغال میکند. ناخالصی جانشینی منفرد جای اتم میزبان را میگیرد (MIT: عیوب نقطهای). اینها عیوب نقطهای هستند؛ نابجایی یک عیب خطی گسترده است. بستهنشدن مدار برگرز، بردار برگرز را تعریف میکند؛ آن را با بردار یکهٔ مماس موضعی خط، ، مقایسه کنید، نه با محور بارگذاری.
| نوع نابجایی | تصویر شبکه | رابطهٔ برداری |
|---|---|---|
| لبهای خالص | نیمصفحهٔ اضافی درون بلور پایان مییابد؛ لبهٔ انتهایی آن همان خط است | |
| پیچی خالص | اعوجاج مارپیچی صفحههای اتمی پیرامون خط | |
| مختلط | مؤلفههای لبهای و پیچی بهصورت موضعی همزمان وجود دارند | نه کاملاً عمود و نه کاملاً موازی |
همان بردار برگرز را به مؤلفههای موضعی تفکیک کنید:
نابجایی خمیده میتواند در طول خود نوع متفاوتی داشته باشد، در حالی که بردار برگرزش ثابت میماند. نیمصفحهٔ اضافی تصویر مشخصهٔ نابجایی لبهای خالص است، نه عیب پیچی. دانشگاه واشینگتن: عیوب نقطهای و خطی.
محلولهای جامد و سازگاری
در محلول جامد جانشینی، اتم حلشونده جایگاه شبکهٔ میزبان را اشغال میکند؛ اندازههای اتمی نزدیک، این جایگیری را مساعد میکنند. در محلول جامد بیننشینی، اتمهای حلشوندهٔ بسیار کوچکتر فضای بیناتمی را اشغال میکنند و معمولاً اتمهای میزبان نزدیک را جابهجا میکنند. اتمهای فلزی هماندازه بهسادگی در این فضاهای کوچک جا نمیگیرند (MIT: جایگیری اتمی). محلول جامد یک فاز با اختلاط در مقیاس اتمی است؛ با رسوب یا ترکیب جداگانه تفاوت دارد.
معیارهای تجربی هیوم–روتری برای ارزیابی انحلالپذیری جانشینی گسترده به کار میروند:
| معیار | شرط مساعد و محدودیت |
|---|---|
| اندازهٔ اتمی | ناهمخوانی نسبت به میزبان ؛ راهنمای تقریبی است، نه مرز فازی دقیق |
| ساختار بلوری | ساختارهای یکسان فلزات خالص، شبکهٔ جانشینی مشترک را مساعد میکنند |
| الکترونگاتیوی | مقادیر نزدیک، اختلاط را مساعد میکنند؛ اختلاف زیاد میتواند تشکیل ترکیب را مساعد کند |
| ظرفیت | ظرفیت نزدیک، انحلالپذیری گسترده را مساعد میکند؛ ظرفیت نابرابر میتواند انحلالپذیری متقابل را نامتقارن کند |
در اینجا شعاعهای میزبان و حلشوندهاند؛ پس عوضکردن میزبان، مخرج را تغییر میدهد. اندازهٔ مساعد بهتنهایی انحلالپذیری نامحدود را اثبات نمیکند؛ نمودار فازی تعادلی در دمای مشخص، فازهای پایدار و محدودهٔ ترکیب را تعیین میکند. مجاورت عدد اتمی، همهٔ معیارهای سازگاری را اثبات نمیکند. معیارهای هیوم–روتری.
برای مسئلهٔ عیب یا محلول، ابتدا گسترهٔ فضایی عیب را دستهبندی کنید؛ سپس راستای خط را با بردار برگرز یا اندازهٔ حلشونده را با میزبان مقایسه کنید. پیش از ادعای انحلال کامل، دیگر معیارهای سازگاری را بررسی کنید. برای چگونگی ممانعت میدان کرنش اتم حلشونده از لغزش و استحکامبخشی فلز، از کارت مرتبط خواص مکانیکی استفاده کنید؛ جایگیری اتمی و استحکامبخشی دو پرسش متفاوتاند.
۲. هندسه، فشردگی و خانوادههای لغزش
خانوادهٔ صفحهها با آکولاد و خانوادهٔ راستاها با کروشهٔ زاویهدار نمایش داده میشود؛ صفحه و راستای مشخص بهترتیب با پرانتز و کروشه مشخص میشوند. در شمارش متعارف سیستمهای لغزش، یک راستا و راستای معکوس آن را یک سیستم بشمارید.
| ساختار | هندسه و فشردگی | خانوادههای رایج لغزش | پیامد |
|---|---|---|---|
| FCC | سلول مکعبی: ۴ اتم؛ عدد همسایگی ۱۲؛ ضریب تراکم | : چهار صفحه و سه راستا در هر صفحه، مجموعاً ۱۲ سیستم | چند سازوکار مستقل که معمولاً بهآسانی فعال میشوند؛ مس، نیکل و آلومینیوم معمولاً شکلپذیرند |
| BCC | سلول مکعبی: ۲ اتم؛ عدد همسایگی ۸؛ ضریب تراکم | ، ، | بهترتیب ۱۲، ۱۲ و ۲۴ سیستم بالقوه؛ مقاومت به لغزش، بهویژه تحرک نابجایی پیچی، تعیینکننده است |
| HCP | چیدمان ششگوش؛ عدد همسایگی ۱۲؛ تراکم ایدهآل با | لغزش قاعدهای ؛ همچنین سیستمهای منشوری و هرمی | لغزش قاعدهای ممکن است آسان باشد، اما بهتنهایی سازوکارهای مستقل کافی برای تغییر شکل عمومی فراهم نمیکند |
در مدل هندسی کرههای سخت برای ساختارهای مکعبی، شعاع اتمی و ثابت شبکه چنین مرتبطاند:
FCC و HCP ایدهآل ضریب تراکم یکسانی دارند، اما ترتیب چیدمان و قابلیت فعالشدن لغزش آنها متفاوت است. BCC صفحهٔ واقعاً فشرده ندارد؛ وجود راستاهای فشرده به معنی لغزش آسان همهٔ سیستمهای اسمی در هر دمایی نیست. مجموع ۴۸ سیستم BCC در جدول، فهرستی هندسی است، نه ۴۸ سازوکار با تحرک برابر یا مستقل.
تنش برشی تفکیکشده و قانون اشمید
بردار یکهٔ عمود بر صفحهٔ لغزش را ، بردار یکهٔ راستای لغزش را و تانسور تنش را بگیرید، بهطوریکه . بردار تنش روی صفحه است؛ مؤلفهٔ آن در راستای لغزش برابر است با:
برای تنش تکمحوری در راستای بردار یکهٔ ، زاویهٔ محور بار با عمود صفحه را و زاویهٔ محور بار با راستای لغزش را تعریف کنید:
در مدل سادهٔ اشمید، سیستم هنگامی فعال میشود که:
تنش برشی تفکیکشدهٔ بحرانی (CRSS)، یعنی ، به خانوادهٔ لغزش، دما، آلیاژ و ریزساختار وابسته است. سیستم با بزرگترین ضریب اشمید فقط در صورت برابر بودن CRSS سیستمهای موردنظر زودتر فعال میشود. اگر راستای لغزش یا عمود صفحه بر محور کشش عمود باشد، تنش برشی تفکیکشدهٔ آن سیستم صفر است. تنش و CRSS یکای یکسان دارند؛ ضریب اشمید بیبعد است.
چرا استقلال سازوکارها مهم است؟
تانسور متقارن کرنش بینهایتکوچک شش مؤلفهٔ مستقل دارد. لغزش تقریباً حجم را حفظ میکند؛ در نتیجه یک قید بر مجموع مؤلفههای قطری اعمال میشود و پنج مؤلفهٔ مستقل تغییر شکل پلاستیک باقی میماند:
بنابراین استدلال کلاسیک سازگاری فونمایزز/تیلور برای تأمین کرنش پلاستیک دلخواه در دانهای با جهتگیری دلخواه، در مدل ایدهآل تغییر شکل همگن دانهها، دستکم پنج سازوکار لغزش مستقل لازم میداند. پنج سیستمِ فهرستشده الزاماً پنج تانسور کرنش مستقل ایجاد نمیکنند. سه راستای قاعدهای HCP فقط دو سازوکار مستقل میدهند؛ لغزش قاعدهای بهتنهایی تغییر شکل عمومی، از جمله کشیدگی در امتداد محور بلور، را تأمین نمیکند. این معیار شرطی سینماتیکی است، نه تضمین عمومی شکلدهی بدون شکست.
۳. شکلپذیری HCP و محدودیتهای آن
در بسیاری از چندبلورهای منیزیم و روی نزدیک دمای اتاق، لغزش قاعدهای بسیار آسانتر از لغزش غیرقاعدهای است. محدودیت سازوکارهای فعال و بافت بلوری، تغییر شکل سازگار را دشوار میکنند؛ بنابراین شکلپذیری اغلب از فلزات رایج FCC یا آهن BCC شکلپذیر در شرایط مشابه کمتر است. این گرایشی وابسته به شرایط است، نه حکمی که همهٔ فلزات HCP ترد باشند.
- لغزش غیرقاعدهای: لغزش منشوری و هرمی میتوانند مشارکت کنند؛ لغزش هرمی تغییر شکلی با مؤلفهٔ محور فراهم میکند که لغزش معمول فاقد آن است.
- دوقلویی: برش هماهنگ، جهتگیری بلور را تغییر میدهد و تغییر شکل بیشتری فراهم میکند. دوقلوها میتوانند دانه را برای لغزش بعدی در جهت مناسب قرار دهند؛ دوقلویی جهت برش مشخص و دامنهٔ محدودی دارد، پس معادل لغزش نامحدود در دو جهت نیست.
- دما: فعالسازی حرارتی میتواند موانع لغزش غیرقاعدهای را کاهش دهد و شکلپذیری گرم را بهبود بخشد. تحرک در BCC نیز به دما و نرخ وابسته است؛ شمار اسمی زیاد مانع رفتار ترد در دمای پایین نمیشود.
- جهتگیری و بافت: راستای بارگذاری ضریب اشمید هر سیستم را تغییر میدهد. ورقی با بافت قاعدهای میتواند در راستای نورد، عرضی و ضخامت رفتار بسیار متفاوتی داشته باشد.
- آلیاژ و سابقه: اتمهای حلشونده، رسوبات، اندازهٔ دانه، کرنش قبلی و بافت، مقادیر نسبی CRSS و مقاومت به آسیب را تغییر میدهند. تیتانیوم HCP الزاماً از الگوی غلبهٔ لغزش قاعدهای در منیزیم پیروی نمیکند.
۴. روش: حل مسئلهٔ تغییر شکل بلوری
- فاز و ساختار بلوری، دما، بافت و آلیاژ دادهشده را مشخص کنید؛ فعالیت لغزش را صرفاً از فشردگی نتیجه نگیرید.
- زوجهای صفحه و راستای مربوط را فهرست کنید و بررسی کنید هر راستا در صفحهٔ خود قرار دارد. پیش از محاسبهٔ ضرب داخلی، بردارها را یکه کنید.
- تنش واقعی را روی هر سیستم بالقوه تفکیک کنید، یا برای بار تکمحوری از ضریب اشمید استفاده کنید. تنش برشی تفکیکشده را با CRSS مختص همان سیستم بسنجید.
- برای شکلپذیری، بررسی کنید سازوکارهای فعال تغییر شکل لازم را پوشش میدهند و سازگاری دانهها را حفظ میکنند؛ شمار اسمی را از استقلال جدا کنید.
- پیش از نتیجهگیری دربارهٔ شکلپذیری ماکروسکوپی، دوقلویی، کلیواژ و آسیب، کرنشسختی و آثار نرخ کرنش را بررسی کنید.
۵. مثال کوچک حلشده (ابداعی)
یک تکبلور دو سیستم بالقوه با مقدار یکسان دارد. برای سیستم A، و ؛ برای B، و است. این زوجزاویهها با عمود بودن راستای لغزش و عمود صفحه سازگارند. تنش نخستین فعالسازی را در مدل ایدهآل اشمید بیابید.
A زودتر فعال میشود. در تنش اعمالشدهٔ ، تنش برشی تفکیکشدهٔ آن است، درحالیکه B فقط دریافت میکند. این محاسبه آغاز لغزش را پیشبینی میکند، نه ازدیاد طول نهایی کشش یا کل پاسخ پس از تسلیم را. با CRSS نابرابر، ممکن است سیستم با ضریب کمتر زودتر فعال شود.
بررسی ابداعی اندازه و عیب. میزبان دارای و حلشوندهٔ پیشنهادی دارای است:
آزمون اندازه، جایگیری جانشینی را نسبت به بیننشینی مساعد میداند. حتی با ساختارهای FCC یکسان، شیمی، ظرفیت و نمودار فازی باید بررسی شوند؛ نتیجه اثبات امتزاجپذیری کامل نیست. جایگزینی یک اتم میزبان، عیب نقطهای است، نه نابجایی.
برای عیب خطی مستقلی با ، مماس نوع لبهای خالص و نوع پیچی خالص میدهد. اگر باشد، اندازهٔ هر دو مؤلفه است؛ پس قطعه مختلط است. جهت بردارها، نه نام عیب یا تنش اعمالی، نوع آن را تعیین میکند.
۶. بلورشناسی را از خواص تودهای جدا کنید
| کمیت | چه چیزی را میسنجد؟ | چه چیزی را بهتنهایی تعیین نمیکند؟ |
|---|---|---|
| ضریب تراکم و ثابت شبکه | هندسهٔ اتمی | سازوکارهای پلاستیک قابلدسترس یا شکلپذیری |
| سازوکارهای فعال لغزش و CRSS | هندسه و مقاومت لغزش | حد کامل شکلدهی یا کرنش شکست |
| مدول الاستیک | سفتی برگشتپذیر | قابلیت فعالشدن لغزش پلاستیک |
| تنش تسلیم و استحکام نهایی کشش | مقاومت تودهای در آزمونی مشخص | رتبهبندی عمومی شکلپذیری |
| ازدیاد طول و کاهش سطح مقطع | شکلپذیری وابسته به آزمون | تعداد سیستمهای فعال یک تکبلور |
استحکامبخشی حرکت نابجایی را مسدود میکند یا مقاومت آن را تغییر میدهد؛ دسترسی بلورشناختی مشخص میکند بلور چگونه میتواند تغییر شکل دهد. برای کمیتهای آزمون کشش و استحکامبخشی به خواص مکانیکی و برای بازیابی، تبلور مجدد و تغییر فاز به نمودارهای فازی و عملیات حرارتی مراجعه کنید.
قانون اشمید مدل مفیدی برای آغاز لغزش، بهویژه در بسیاری از تکبلورهای FCC، است. برهمکنش دانهها، تحول سختشدن، دوقلویی و تنشهای غیر اشمیدی میتوانند فعالسازی را تغییر دهند؛ هستهٔ نابجایی پیچی BCC ممکن است به تنشهایی غیر از برش لغزش پاسخ دهد. پژوهش دربارهٔ لغزش غیر اشمیدی BCC
تلهٔ رایج: نه تراکم بالا و نه شمار اسمی زیادِ سیستمهای لغزش، شکلپذیری را تضمین نمیکند. سازوکارهای مستقل فعال، CRSS آنها، جهت بارگذاری و دمای واقعی را بررسی کنید؛ برش قاعدهای آسان معادل شکلپذیری عمومی چندبلور نیست.