دانش مدیریت بازرگانی و حملونقلCommercial & Transport Management
جنبهٔ بازرگانی تجارت و حملونقل: اصطلاحات بازرگانی بینالمللی (اینکوترمز)، اعتبارات اسنادی و اسناد تجاری، اجارهٔ کشتی (چارتر) و قراردادهای حمل، بیمهٔ دریایی و خسارت همگانی (جنرال اوریج)، کنوانسیونهای بینالمللی (IMO، لاهه–ویزبی، هامبورگ)، امور گمرکی و مدیریت لجستیک.
کنکور ارشد مدیریت
مباحث
کارتها · 7
نُه کلاس کالاهای خطرناک IMO/IMDG و سازوکاری که بر پایهٔ آنها ساخته شده است — تقسیم کلاس ۳ بر مبنای نقطهٔ اشتعال فنجانبسته (۳٫۱ زیر ۱۸- درجهٔ سلسیوس، ۳٫۲ از ۱۸- تا زیر ۲۳ درجه، ۳٫۳ از ۲۳ تا ۶۱ درجه)، خانوادهٔ کلاس ۴ (قابل اشتعال / خودگرمازا / واکنشدهنده با آب)، گروههای بستهبندی، پنج درجهٔ جداسازی، و رژیم محمولههای فله که تیپبندی خطر A تا D زغالسنگ در آن جای دارد. دمای کنترل، حداکثر ایمنِ حمل مربوط است و از آستانهٔ پاسخ اضطراری و مراجع ناپایداری SADT/SAPT جدا میشود. بازههای تاریخی از معیارهای جاری متمایزند.
ضریب چیدمان (stowage factor) — تعداد مترمکعبی که یک تن کالا به همان صورت بستهبندیشده اشغال میکند، SF=V/W — در کنار فضای هدررفته حجم انبار را به تن تبدیل میکند ( W=C(1-b)/SF )، محموله را در مقایسه با نسبت کشتی C/W_max کالای وزنی یا حجمی میسازد، ترکیب دو کالایی «پُر و تا خط شاهین» را تعیین میکند و کرایه را روی max(W,V) تن کرایه میبندد؛ پس کالا دقیقاً وقتی بر مبنای حجم میپردازد که SF>1 m^3/t باشد و کیسهای کردن هر کالا همواره ضریب چیدمان آن را بالاتر از حالت فله میبرد.
حملونقل بهعنوان یک تقاضای مشتق که در بهای تمامشدهٔ کالا در مقصد قیمتگذاری میشود: زنجیرهٔ حمل چگونه مرحلهبهمرحله ساخته میشود، چرا معیار متعارف آن است که حمل حدود یکپنجم قیمت تمامشده را میبلعد، این سهم چگونه صرفهجویی در کرایه را به قیمتها منتقل میکند، و چگونه ساختار هزینهٔ ثابت/متغیرِ هر شیوه، هفت معیار انتخاب شیوهٔ حمل و مسافت سربهسر تعیین میکنند کدام شیوه در عمل برنده میشود. تقاضای مشتقشدهٔ مستقیم و غیرمستقیم، سهگانهٔ توسعهٔ تقاضا–هزینه–زیرساخت و تأمین مالی عمومی راه را از اقتصاد بهرهبرداری متصدی حمل جدا میکند. فاصلهٔ هندسی، شبکهای و لجستیکی و نیز همکاری درون اتحادهای هوایی را از رقابت میان آنها جدا میکند.
ستون فقرات کنکوری تاریخ حملونقل — دورهبندی پنجگانه از عصر پیشاصنعتی تا انقلاب صنعتی (جایی که عصر کانال حدود ۱۸۵۰ پایان مییابد) و سپس ادوار فوردیست و پسافوردیست — همراه با فهرست بستهٔ شاهکارهایی که تاریخگذاری میکند: سوئز ۱۸۶۹ (بدون دریچه) در برابر پاناما ۱۹۱۴ (دریچهدار)، سه عنوان متفاوت «طولانیترین تونل» در اختیار گوتهارد، سیکان و تونل مانش، نخستین پرواز تجاری لندن–پاریس در ۱۹۱۹، و این قاعده که پیش از هر صفت عالی باید قید محدودکننده اعمال شود. همچنین امواج تجمعی توسعه، گذار مسیر تجاری پس از سقوط روم شرقی و نقطهٔ عطف بزرگراه آلمان در ۱۹۳۲ را از برنامهٔ بینایالتی آمریکا در ۱۹۵۶ تفکیک میکند. طول تاریخی/قابلاستفادهٔ مقیدِ کانال بزرگ چین، توسعهٔ کانالهای داخلی اروپا و جفت مسیرهای اقیانوسی غربی/شرقی را نیز جدا میکند. راکت/رینهیل ۱۸۲۹ را از لوکوموتیوهای بخار قدیمیتر، شبکهٔ فیبر نوری پسافوردیست را از شیوهٔ حمل بار و نقشهای فرانسه، مصر و بریتانیا در سوئز جدا میکند.
توالی توسعهٔ اولیه ← حذف توقفهای میانی ← مجاورت ← قطبیشدن را از الگوی مسیر تشخیص دهید؛ اثر برد هواپیما، طراحی شبکه و جغرافیای نامتوازن تقاضای سفر هوایی را تفکیک کنید.
سه کارکرد بارنامهٔ دریایی را جدا کنید؛ سپس نوع سند، دارندهٔ قانونی و شرایط تحویل را بررسی و اسناد نزدیک حمل را تفکیک کنید.
تابعیت حقوقی کشتی را از مالک ذینفع، بهرهبردار و اجارهکننده جدا کنید. ثبت بسته و باز، انگیزههای هزینهای ثبت تحت پرچم غیر، و تکالیف دولت پرچم را در برابر کنترل بندری، صلاحیت دولت ساحلی و حقوق کابوتاژ مقایسه کنید.