KonkurStudy
همه کارت‌ها

ضریب چیدمان، فضای هدررفته و کرایهٔ حمل

ضریب چیدمان (stowage factor) — تعداد مترمکعبی که یک تن کالا به همان صورت بسته‌بندی‌شده اشغال می‌کند، SF=V/WSF=V/W — در کنار فضای هدررفته حجم انبار را به تن تبدیل می‌کند (W=C(1−b)/SFW=C(1-b)/SF)، محموله را در مقایسه با نسبت کشتی C/Wmax⁡C/W_{\max} کالای وزنی یا حجمی می‌سازد، ترکیب دو کالایی «پُر و تا خط شاهین» را تعیین می‌کند و کرایه را روی max⁡(W,V)\max(W,V) تن کرایه می‌بندد؛ پس کالا دقیقاً وقتی بر مبنای حجم می‌پردازد که SF>1 m3/tSF>1\ \mathrm{m}^{3}/\mathrm{t} باشد و کیسه‌ای کردن هر کالا همواره ضریب چیدمان آن را بالاتر از حالت فله می‌برد.

کارت فرمول کنکور ارشد مدیریت

اهمیت
۰/۵

۱. تعریف — ضریب چیدمان چیست

ضریب چیدمان / ضریب ذخیره‌سازی (stowage factor, SF) حجمی است که یک تن کالا، به همان صورتی که برای حمل عرضه می‌شود، در عمل در انبار کشتی اشغال می‌کند — بسته‌بندی، چوب‌بست (dunnage) و همهٔ فضاهای خالی گرفتارشده میان و پیرامون بسته‌ها در آن حساب می‌شوند. در نظام متریک بر حسب مترمکعب بر تن (m3/t\mathrm{m}^{3}/\mathrm{t}) و در جدول‌های قدیمی‌تر بر حسب فوت‌مکعب بر تن بیان می‌شود و وارونِ چگالی انباشت (stowage density) کالاست. دو ویژگی آن را به عدد محوری برنامه‌ریزی بارگیری تبدیل می‌کند. نخست آنکه ویژگی کالا به همراه بسته‌بندی‌اش است، نه ویژگی خودِ ماده — همان برنج، همان گندم، همان سیمان یک ضریب دارد وقتی فله (bulk) است و ضریبی بزرگ‌تر وقتی در کیسه (bagged) است. دوم آنکه آزادانه میان دو «واحد پول» کشتی تبدیل می‌کند: تن را در SFSF ضرب کنید تا مترمکعبی که خواهد بلعید به دست آید، و مترمکعب را بر SFSF تقسیم کنید تا تنی که یک انبار جا می‌دهد حاصل شود. در کنار آن فضای هدررفته / فضای مرده (broken stowage) می‌نشیند — سهمی از انبار که برازش شکلی میان کالا و بدنه آن را غیرقابل‌استفاده می‌گذارد — و فراتر از هر دو، پرسش تجاری‌ای ایستاده است که این مفاهیم برای پاسخ به آن پدید آمده‌اند: اینکه کرایهٔ حمل (freight / نول) یک محموله بر مبنای وزن آن کسب می‌شود یا بر مبنای حجم آن.

۲. خاستگاه — دو محدودیتی که این نسبت را ساختند

ضریب چیدمان پدیدآورندهٔ واحدی ندارد؛ ابزاری حسابداری است که تجارت دریایی از سر ناچاری ساخته است، چون یک کشتی تجاری دو بار و با دو سقف بی‌ارتباط محدود می‌شود:

  • سقف وزنی — کشتی نمی‌تواند فراتر از خط بارگیری / خط شاهین (load line / Plimsoll mark) به آب فرو رود، پس ظرفیت وزنی (deadweight, DWT) او را مقررات بین‌المللی خط بارگیری و شناوری ذخیره تعیین می‌کند؛ و
  • سقف حجمی — ظرفیت غله و ظرفیت عدل‌بندی (grain and bale capacities) او را فولاد بدنه تعیین می‌کند و برای یک کالای حجیم قابل بزرگ‌کردن نیست.

پس یک کشتی می‌تواند به دو معنای کاملاً متفاوت «پُر» باشد، و طرح بارگیری‌ای که یکی از این دو را نادیده بگیرد دیگری را هدر می‌دهد. نسبت volume/weight\text{volume}/\text{weight} (حجم به وزن) کوچک‌ترین عددی است که به برنامه‌ریز می‌گوید کدام سقف زودتر گاز می‌گیرد، و جدول‌های این نسبت به‌طور تجربی و توسط خود صنعت، کالا به کالا و بسته‌بندی به بسته‌بندی گردآوری شده‌اند، نه از دل نظریه‌ای استخراج شده باشند — و درست به همین دلیل هر رقم جدولی همواره تقریبی است و همواره به یک شرح بسته‌بندی مشخص گره خورده است.

همین سقفِ دوگانه، واحد قیمت‌گذاری را نیز ساخت. اگر کرایه فقط بر مبنای وزن گرفته می‌شد، یک کالای سبک و حجیم تمام یک انبار را می‌بلعید و تقریباً چیزی نمی‌پرداخت؛ از این رو متصدیان حمل کرایه را بر مبنای تن کرایه / تن درآمدی (freight ton / revenue ton) بستند — هر کدام از یک تن وزن یا یک واحد حجم که درآمد بیشتری بدهد. نیای امپریال آن تن حجمی ۴۰ فوت‌مکعبی بود؛ نسخهٔ متریکِ امروزی صرفاً ۱ تن در برابر ۱ مترمکعب است که در نرخ‌نامه با W/M (وزنی یا حجمی، به انتخاب متصدی حمل) نوشته می‌شود.

۳. ساختار — کمیت‌ها و فرمول‌ها

۳٫۱ کمیت‌ها

کمیت معادل انگلیسی تعریف یکا ویژگیِ
ضریب چیدمان / ضریب ذخیره‌سازی SFSF stowage factor حجمی که یک تن کالا به‌صورت بسته‌بندی‌شده اشغال می‌کند m3/t\mathrm{m}^{3}/\mathrm{t} کالا + بسته‌بندی آن
چگالی انباشت dd stowage density وزن کالا بر هر مترمکعب فضای چیده‌شده =1/SF= 1/SF t/m3\mathrm{t}/\mathrm{m}^{3} کالا + بسته‌بندی آن
فضای هدررفته / فضای مرده bb broken stowage سهمی از انبار که برازش شکلی آن را غیرقابل‌استفاده می‌گذارد % یا کسر برازش میان شکل کالا و شکل انبار
ظرفیت عدل‌بندی / ظرفیت غله CC bale / grain capacity حجم مفید انبار (عدل‌بندی << غله) m3\mathrm{m}^{3} کشتی
ظرفیت بار خالص Wmax⁡W_{\max} cargo deadweight وزنی که کشتی پس از سوخت، آب و آذوقه می‌تواند بارگیری کند t\mathrm{t} کشتی
نسبت فضا به وزن کشتی RR ship's space/weight ratio C/Wmax⁡C / W_{\max} — چند m3\mathrm{m}^{3} به ازای هر تن مجاز حمل دارد m3/t\mathrm{m}^{3}/\mathrm{t} کشتی
تن کرایه / تن فریت freight ton واحد صورت‌حساب: بزرگ‌ترِ تن وزنی و تن حجمی تن درآمدی قرارداد

۳٫۲ فرمول‌ها

خودِ تعریف و وارون آن:

SF=V (m3)W (t),d=1SF=WV [tm3]SF=\frac{V\ (\mathrm{m}^{3})}{W\ (\mathrm{t})},\qquad d=\frac{1}{SF}=\frac{W}{V}\ \left[\frac{\mathrm{t}}{\mathrm{m}^{3}}\right]

فضای هدررفته به‌صورت درصدی از انبار:

b=Vcompartment−Voccupied by cargoVcompartment×100%b=\frac{V_{\text{compartment}}-V_{\text{occupied by cargo}}}{V_{\text{compartment}}}\times 100\%

فضایی که پس از منظورکردن فضای هدررفته واقعاً لازم است — ضریب چیدمان ناخالص (مؤثر):

SFgross=SFnet1−b,Vrequired=W×SFnet1−bSF_{\text{gross}}=\frac{SF_{\text{net}}}{1-b},\qquad V_{\text{required}}=\frac{W\times SF_{\text{net}}}{1-b}

وزنی که یک انبار می‌پذیرد، که شکل کاربردی همهٔ روابط بالاست:

W=C (1−b)SFand, with the classical hold rule of thumb C≈0.9×L×B×D,W=0.9 L B D (1−b)SFW=\frac{C\,(1-b)}{SF}\qquad\text{and, with the classical hold rule of thumb } C\approx 0.9\times L\times B\times D,\qquad W=\frac{0.9\,L\,B\,D\,(1-b)}{SF}

تبدیل یکاها میان جدول‌های متریک و امپریال:

1 m3t=35.31 ft3metric tonne≈35.9 ft3long ton,1 ft3ton≈0.028 m3t1\ \frac{\mathrm{m}^{3}}{\mathrm{t}}=35.31\ \frac{\mathrm{ft}^{3}}{\text{metric tonne}}\approx 35.9\ \frac{\mathrm{ft}^{3}}{\text{long ton}},\qquad 1\ \frac{\mathrm{ft}^{3}}{\text{ton}}\approx 0.028\ \frac{\mathrm{m}^{3}}{\mathrm{t}}

کرایه بر مبنای وزنی-یا-حجمی، که در آن RfR_f نرخ هر تن کرایه است:

F=Rf×max⁡ ⁣(W, V)=Rf W×max⁡ ⁣(1, SF)F=R_f\times\max\!\left(W,\ V\right)=R_f\,W\times\max\!\left(1,\ SF\right)

ترکیب پُر و تا خط شاهین (full and down) — دستگاه دو کالایی که فضا و ظرفیت وزنی را هم‌زمان تمام می‌کند:

{x+y=Wmax⁡SFA x+SFB y=C⟹x=C−SFB Wmax⁡SFA−SFB,y=Wmax⁡−x\begin{cases} x+y=W_{\max} \\ SF_A\,x+SF_B\,y=C \end{cases}\qquad\Longrightarrow\qquad x=\frac{C-SF_B\,W_{\max}}{SF_A-SF_B},\quad y=W_{\max}-x

۳٫۳ مراتب بزرگی (شاخص، نه مرجع قطعی)

جدول‌های منتشرشده میان ویرایش‌ها و بر حسب شرح بسته‌بندی چند درصد اختلاف دارند؛ ترتیب را یاد بگیرید و فقط جفت‌هایی را حفظ کنید که سرفصل درسی‌تان صریحاً نقل کرده است.

کالا معادل انگلیسی SFSF متعارف (m3/t\mathrm{m}^{3}/\mathrm{t}) خصلت
سنگ‌آهن، ایلمنیت iron ore, ilmenite ≈0.3−0.5\approx 0.3-0.5 کالای وزنی در حد افراطی
سیمان فله cement, bulk ≈0.6\approx 0.6 وزنی
محصولات فولادی steel products ≈0.5−0.9\approx 0.5-0.9 وزنی
برنج فله rice, bulk ≈1.20\approx 1.20 نزدیک نقطهٔ تعادل
زغال‌سنگ فله coal, bulk ≈1.2−1.4\approx 1.2-1.4 نزدیک نقطهٔ تعادل
غله (گندم) فله grain (wheat), bulk ≈1.25−1.35\approx 1.25-1.35 نزدیک نقطهٔ تعادل
برنج کیسه‌ای rice, bagged ≈1.39\approx 1.39 بالاتر از مرز تن کرایهٔ متریک
چوب اره‌شده sawn timber ≈2.0−2.5\approx 2.0-2.5 کالای حجمی
عدل پنبه baled cotton ≈2.5−3.0\approx 2.5-3.0 کالای حجمی
چوب‌پنبه، کالای سبک بسته‌بندی‌شده cork, light packaged goods >4>4 کالای حجمی در حد افراطی

قابل‌آزمون‌ترین سطر این جدول جفتِ برنج است: همان دانه به‌صورت فله حدود 1.20 m3/t1.20\ \mathrm{m}^{3}/\mathrm{t} و به‌صورت کیسه‌ای حدود 1.39 m3/t1.39\ \mathrm{m}^{3}/\mathrm{t} چیده می‌شود.

۳٫۴ فضای هدررفته بر حسب شکل بسته‌بندی (شاخص)

شکل کالا معادل انگلیسی فضای هدررفتهٔ متعارف چرا
فلهٔ روان و تریم‌شده free-flowing bulk, trimmed ≈1−2%\approx 1-2\% کالا خودش در قاب‌ها، بازوها و گوشه‌ها جاری می‌شود
کیسه bags / sacks ≈10%\approx 10\% کیسه اندکی تغییر شکل می‌دهد ولی گوشه‌ها را پر نمی‌کند؛ میان ردیف‌ها خلأ می‌ماند
جعبه و کارتن cases, cartons, boxes ≈10−15%\approx 10-15\% مکعب‌های صلب در برابر بدنهٔ منحنی
عدل bales ≈10−15%\approx 10-15\% صلب، به‌علاوهٔ چوب‌بست میان ردیف‌ها
بشکه و چلیک drums, barrels, casks ≈20−25%\approx 20-25\% استوانه‌ها هرگز کف‌پوش کامل نمی‌سازند
ماشین‌آلات و خودروی بی‌قاعده irregular machinery, vehicles تا ≈25%\approx 25\% یا بیشتر اصلاً شکل تکرارشونده‌ای وجود ندارد

فضای هدررفته با صلبیت، بی‌قاعدگی و اندازهٔ واحد بار و نیز با انحنای انبار افزایش می‌یابد — دو سرِ باریک کشتی و بال‌های عرشهٔ میانی همیشه بیش از انبارهای چهارگوشِ میان‌کشتی هدر می‌دهند.

اختلاف مکاتب. برخی جدول‌ها ضریب چیدمان خالص می‌دهند و انتظار دارند برنامه‌ریز آن را متورم کند، V=W⋅SF/(1−b)V=W\cdot SF/(1-b)؛ برخی دیگر رقمی منتشر می‌کنند که یک ذخیرهٔ متعارف فضای هدررفته را از پیش در خود دارد، پس تورمی اعمال نمی‌شود؛ و قرارداد سومی این ذخیره را به‌صورت افزایه‌ای روی حجم کالا می‌افزاید، V=W⋅SF (1+b′)V=W\cdot SF\,(1+b'). هر سه از نظر عددی یکی می‌شوند وقتی توجه کنید که 11−b=1+b′\dfrac{1}{1-b}=1+b' — مثلاً b=20%b=20\% از انبار همان هدررفتی است که افزایهٔ b′=25%b'=25\% روی کالا ایجاد می‌کند. همیشه پیش از استفاده از یک رقم، مشخص کنید به کدام قرارداد تعلق دارد.

۳٫۵ سمت کرایه — آنچه مالک کشتی واقعاً صورت‌حساب می‌کند

مبنای نرخ معادل انگلیسی بسته‌شده بر کاربرد متعارف
وزنی یا حجمی، به انتخاب متصدی W/M (weight or measurement) بزرگ‌ترِ تن و مترمکعب نرخ پیش‌فرض خط منظم برای بار متفرقه
فقط تن وزنی weight ton only تن حمل‌شده کالاهای فلهٔ چگال
فقط تن حجمی measurement ton only مترمکعب اشغال‌شده کالای پیوسته حجیم
بر مبنای ارزش ad valorem درصدی از ارزش سیاهه کالای گران‌قیمت و سبک
کرایهٔ مقطوع lump sum freight کل کشتی/فضا، هر چه بارگیری شود اجارهٔ یک کشتی یا یک انبار کامل
بر واحد / بر کانتینر per unit / per box هر خودرو، جعبه، TEU/FEU ترافیک کانتینری و رو-رو

زیر قاعدهٔ متریک W/M نقطهٔ سربه‌سر دقیق و زیباست: چون V=SF×WV=SF\times W، کالا وقتی SF>1 m3/tSF>1\ \mathrm{m}^{3}/\mathrm{t} باشد بر مبنای حجم و وقتی SF<1 m3/tSF<1\ \mathrm{m}^{3}/\mathrm{t} باشد بر مبنای وزن می‌پردازد. شیوه‌های دیگر همین ایده را با چگالی سربه‌سرِ متفاوتی به کار می‌برند که به شکل وزن حجمی (وزن ابعادی) بیان می‌شود:

Wchargeable=max⁡ ⁣(Wactual, V (cm3)divisor)W_{\text{chargeable}}=\max\!\left(W_{\text{actual}},\ \frac{V\ (\mathrm{cm}^{3})}{\text{divisor}}\right)

شیوهٔ حمل مقسوم‌علیه قراردادی چگالی سربه‌سر SFSF سربه‌سر
دریایی، بار متفرقه / LCL (W/M متریک) 1 m3≡1 t1\ \mathrm{m}^{3}\equiv 1\ \mathrm{t} 1000 kg/m31000\ \mathrm{kg}/\mathrm{m}^{3} 1 m3/t1\ \mathrm{m}^{3}/\mathrm{t}
بار هوایی 6000 cm3/kg6000\ \mathrm{cm}^{3}/\mathrm{kg} ≈167 kg/m3\approx 167\ \mathrm{kg}/\mathrm{m}^{3} ≈6 m3/t\approx 6\ \mathrm{m}^{3}/\mathrm{t}
پست سریع / پیک 5000 cm3/kg5000\ \mathrm{cm}^{3}/\mathrm{kg} 200 kg/m3200\ \mathrm{kg}/\mathrm{m}^{3} 5 m3/t5\ \mathrm{m}^{3}/\mathrm{t}

حمل هوایی ضریب چیدمان بسیار بالاتری را تحمل می‌کند پیش از آنکه به گرفتن کرایه بر مبنای حجم روی بیاورد، چون در هواپیما کمیابیِ قیدکننده بسیار بیشتر وزن بار مفید است تا حجم انبار.

۴. نحوهٔ به‌کارگیری

۴٫۱ رویه

گام عنوان آنچه انجام می‌دهید
۱ تعیین ضریب چیدمان SFSF را از جدول برای همان بسته‌بندی اعلام‌شده بردارید — فله و کیسه‌ای برای این منظور دو کالای متفاوت‌اند
۲ تعیین فضای هدررفته bb را بر پایهٔ شکل بسته‌بندی و شکل انبار انتخاب کنید
۳ محاسبهٔ ضریب مؤثر اگر رقم جدول خالص است، آن را به SFgross=SF/(1−b)SF_{\text{gross}}=SF/(1-b) متورم کنید
۴ تعیین ظرفیت مفید انبار برای کالای بسته‌بندی‌شده ظرفیت عدل‌بندی و برای فلهٔ روان ظرفیت غله را بگیرید (یا 0.9 LBD0.9\,LBD اگر فقط ابعاد داده شده باشد)
۵ تبدیل فضا به وزن W=C(1−b)/SFW=C(1-b)/SF — تنی که انبار عملاً جا می‌دهد
۶ مقایسه با ظرفیت وزنی SFSF را با نسبت کشتی R=C/Wmax⁡R=C/W_{\max} بسنجید تا ببینید کدام سقف قید می‌شود
۷ محاسبهٔ کرایه بر max⁡(W,V)\max(W,V) تن کرایه با نرخ اعلام‌شده صورت‌حساب کنید

۴٫۲ قاعدهٔ تصمیم — محدود به وزن یا محدود به حجم؟

R=CWmax⁡(the ship’s own m3 per tonne)R=\frac{C}{W_{\max}}\quad\text{(the ship's own m}^{3}\text{ per tonne)}

شرط توصیف زودتر پُر می‌شود از نظر نام کالا آنچه هدر می‌رود
SF<RSF<R ضریب کمتر از نسبت کشتی وزن — تا خط شاهین فرو می‌رود در حالی که هنوز فضای انبار مانده کالای وزنی (deadweight cargo) مترمکعب‌های خالی
SF>RSF>R ضریب بیشتر از نسبت کشتی حجم — انبارها پُر می‌شوند در حالی که خط بارگیری هنوز بالای آب است کالای حجمی (measurement cargo) ظرفیت وزنی استفاده‌نشده
SF≈RSF\approx R تعادل هر دو در یک لحظه پُر و تا خط شاهین (full and down) هیچ — آرمان برنامه‌ریز

وقتی یک کالای واحد نمی‌تواند به این حالت برسد، برنامه‌ریز یک کالای سنگین را با یک کالای سبک ترکیب می‌کند و دستگاه دو معادله‌ای بند ۳٫۲ را حل می‌کند؛ ترکیب شدنی مستلزم SFA<R<SFBSF_A<R<SF_B است، یعنی نسبت کشتی باید میان دو ضریب چیدمان قرار گیرد.

۴٫۳ خواندن درست هر جزء

  • SFSF بزرگ = کالای سبک و حجیم. این عدد فضا به ازای هر تن را می‌شمارد، پس برعکسِ چگالی حرکت می‌کند. کالایی با SF=4SF=4 پَرِ کاه است، نه سنگین.
  • بسته‌بندی فقط می‌تواند SFSF را بالا ببرد، هرگز پایین نمی‌آورد. هر ظرف، کیسه، بشکه یا جعبه هم مادهٔ خودش را می‌افزاید و هم پیرامون خود خلأ می‌سازد. از این رو برای یک کالای واحد، SFbulk<SFbagged<SFdrummedSF_{\text{bulk}}<SF_{\text{bagged}}<SF_{\text{drummed}}.
  • فضای هدررفته ویژگی برازش است، نه ویژگی ماده. شکل انبار را عوض کنید، bb تغییر می‌کند در حالی که SFSF ثابت می‌ماند.
  • ظرفیت غله برای آنچه جاری می‌شود، ظرفیت عدل‌بندی برای آنچه جاری نمی‌شود. استفاده از ظرفیت غله برای کالای کیسه‌ای، فضای در دسترس را بیش از واقع نشان می‌دهد.
  • حرف آخر دربارهٔ وزن با خط بارگیری است. هیچ محاسبهٔ حجمی نمی‌تواند کشتی را از علائمش پایین‌تر ببرد، هر قدر هم انبارها از نظر فیزیکی جا داشته باشند.

۵. مثال کوچک حل‌شده (ساختگی)

بخش الف — فله در برابر کیسه‌ای در یک انبار. یک انبار زیرین به ابعاد L=20L=20 متر، B=16B=16 متر و D=10D=10 متر را در نظر بگیرید. ظرفیت مفید آن، بر پایهٔ قاعدهٔ سرانگشتی کلاسیک، برابر است با

C≈0.9×20×16×10=0.9×3200=2880 m3C\approx 0.9\times 20\times 16\times 10=0.9\times 3200=2880\ \mathrm{m}^{3}

برنج کیسه‌ای، SF=1.39 m3/tSF=1.39\ \mathrm{m}^{3}/\mathrm{t} با فضای هدررفتهٔ b=10%b=10\%:

Wbagged=2880×(1−0.10)1.39=25921.39≈1865 tW_{\text{bagged}}=\frac{2880\times(1-0.10)}{1.39}=\frac{2592}{1.39}\approx 1865\ \mathrm{t}

همان برنج به‌صورت فله، SF=1.20 m3/tSF=1.20\ \mathrm{m}^{3}/\mathrm{t}، تریم‌شده، با b=2%b=2\%:

Wbulk=2880×(1−0.02)1.20=2822.41.20≈2352 tW_{\text{bulk}}=\frac{2880\times(1-0.02)}{1.20}=\frac{2822.4}{1.20}\approx 2352\ \mathrm{t}

فولاد بدنه یک میلی‌متر هم جابه‌جا نشده است، با این حال کیسه‌ای کردن برای این سفر 2352−1865=4872352-1865=487 تن، یعنی حدود 21%21\% بار مفید، هزینه دارد — دو اثر، یعنی ضریب چیدمان بالاتر و فضای هدررفتهٔ بیشتر، هر دو در یک جهت فشار می‌آورند. تمام توجیه تجاری حمل غله به‌صورت فله، هر جا شرایط کالا و تجارت اجازه دهد، همین است.

بخش ب — یک ترکیب پُر و تا خط شاهین. کشتی‌ای ظرفیت بار خالص Wmax⁡=10,000W_{\max}=10{,}000 تن و ظرفیت عدل‌بندی C=14,000 m3C=14{,}000\ \mathrm{m}^{3} دارد، پس

R=14,00010,000=1.4 m3/tR=\frac{14{,}000}{10{,}000}=1.4\ \mathrm{m}^{3}/\mathrm{t}

نه فولاد (SFA=0.8SF_A=0.8) و نه عدل پنبه (SFB=2.6SF_B=2.6) به‌تنهایی جور در نمی‌آید: با فولاد، کشتی تا خط شاهین فرو می‌رود در حالی که 14,000−0.8×10,000=6,000 m314{,}000-0.8\times 10{,}000=6{,}000\ \mathrm{m}^{3} از انبار خالی مانده است؛ با پنبه، انبارها در 14,000/2.6≈5,38514{,}000/2.6\approx 5{,}385 تن پُر می‌شوند و 4,6154{,}615 تن ظرفیت وزنی هدر می‌رود. چون 0.8<1.4<2.60.8<1.4<2.6، ترکیبی وجود دارد:

{x+y=10,0000.8x+2.6y=14,000\begin{cases} x+y=10{,}000 \\ 0.8x+2.6y=14{,}000 \end{cases}

با جای‌گذاری x=10,000−yx=10{,}000-y به 8,000+1.8y=14,0008{,}000+1.8y=14{,}000 می‌رسیم، پس

y=6,0001.8≈3,333 t (cotton),x=10,000−3,333=6,667 t (steel)y=\frac{6{,}000}{1.8}\approx 3{,}333\ \mathrm{t}\ \text{(cotton)},\qquad x=10{,}000-3{,}333=6{,}667\ \mathrm{t}\ \text{(steel)}

وارسی: 0.8(6,667)+2.6(3,333)=5,333+8,667=14,000 m30.8(6{,}667)+2.6(3{,}333)=5{,}333+8{,}667=14{,}000\ \mathrm{m}^{3} ✔ و مجموع وزن‌ها 10,00010{,}000 تن ✔ — فضا و ظرفیت وزنی با هم تمام شدند.

بخش ج — آنچه فرستنده می‌پردازد. محموله‌ای 4040 تنی از همان برنج با نرخ خط منظم 2828 واحد پولی به ازای هر تن کرایه، بر مبنای W/M، عرضه می‌شود.

شکل عرضه SFSF حجم V=SF×WV=SF\times W تن کرایه max⁡(W,V)\max(W,V) کرایه
کیسه‌ای 1.391.39 55.6 m355.6\ \mathrm{m}^{3} 55.655.6 (حجمی) 55.6×28=1556.855.6\times 28=1556.8
فله 1.201.20 48.0 m348.0\ \mathrm{m}^{3} 48.048.0 (حجمی) 48.0×28=1344.048.0\times 28=1344.0
همان محموله در قالب فولاد 0.50.5 20.0 m320.0\ \mathrm{m}^{3} 40.040.0 (وزنی) 40.0×28=1120.040.0\times 28=1120.0

هر دو شکل عرضهٔ برنج SF>1SF>1 دارند، پس هر دو بر مبنای حجم صورت‌حساب می‌شوند؛ فولاد SF<1SF<1 دارد و بر مبنای وزن. قاعدهٔ F=Rf Wmax⁡(1,SF)F=R_f\,W\max(1,SF) همهٔ سطرها را بدون هیچ تأمل اضافه‌ای بازتولید می‌کند.

۶. اشتباه نشود با…

الف) ضریب چیدمان در برابر همسایگان بی‌واسطه‌اش

اصطلاح معادل انگلیسی چه چیزی را می‌سنجد یکا ویژگیِ جهت
ضریب چیدمان stowage factor فضایی که یک تن کالای بسته‌بندی‌شده اشغال می‌کند m3/t\mathrm{m}^{3}/\mathrm{t} کالا + بسته‌بندی ↑ یعنی حجیم‌تر
چگالی انباشت stowage density وزن بر هر مترمکعب فضای چیده‌شده t/m3\mathrm{t}/\mathrm{m}^{3} کالا + بسته‌بندی ↑ یعنی سنگین‌تر
چگالی نسبی / وزن مخصوص specific gravity چگالی خودِ ماده نسبت به آب بدون بُعد فقط ماده خلأها و بسته‌بندی را کاملاً نادیده می‌گیرد
فضای هدررفته broken stowage سهم غیرقابل‌استفادهٔ انبار % برازش کالا↔انبار ↑ یعنی هدررفت بیشتر
تحمل بار کف انبار load density (tank-top strength) وزن مجاز بر هر واحد سطح عرشه t/m2\mathrm{t}/\mathrm{m}^{2} سازهٔ کشتی ارتفاع چیدن را محدود می‌کند، نه حجم را
ظرفیت غله در برابر عدل‌بندی grain vs bale capacity حجم مفید انبار m3\mathrm{m}^{3} کشتی غله >> عدل‌بندی، همیشه

لغزش کلاسیک، رفتار با SFSF همچون یک چگالی است. SFSF یک حجم مخصوص است: ضریب چیدمان بزرگ یعنی کالای سبک، و برای تبدیل فضا به تن باید ظرفیت را بر SFSF تقسیم کرد (نه ضرب).

ب) «تن»های پرشمار حمل‌ونقل دریایی

«تن» معادل انگلیسی آیا وزن است؟ واقعاً چیست کاربرد
تن ظرفیت وزنی (DWT) deadweight ton بله کل ظرفیت حمل — کالا به‌علاوهٔ سوخت، آب و آذوقه اجارهٔ کشتی، اندازهٔ کشتی
تن آبکشش displacement ton بله کشتی و هر چه هم‌اکنون در آن است تعادل، بازدید آبخور
تن کرایه / تن فریت freight / revenue ton فقط گاهی بزرگ‌ترِ یک تن وزنی و یک تن حجمی صورت‌حساب فرستنده
تن حجمی measurement ton نه — یک حجم است 1 m31\ \mathrm{m}^{3} در نظام متریک، تاریخاً 40 ft340\ \mathrm{ft}^{3} نیمهٔ حجمیِ W/M
تن ثبتی (GT/NT) register ton نه — یک نمایهٔ حجمی است حجم محصور / حجم درآمدزای کشتی عوارض بندری، عوارض کانال
تن متریک / تن بلند / تن کوتاه metric tonne / long ton / short ton بله 10001000 / 10161016 / 907907 کیلوگرم تبدیل یکاها در جدول‌های قدیمی

فقط تن ظرفیت وزنی، تن آبکشش و تن‌های متریک/بلند/کوتاه وزن‌اند. تن ثبتی و تن حجمی حجم‌هایی هستند که واژهٔ «تن» را به تن کرده‌اند، و تن کرایه یک واحد صورت‌حساب است که می‌تواند هر یک از این دو باشد.

ج) کالای وزنی در برابر کالای حجمی

کالای وزنی (deadweight cargo) کالای حجمی (measurement cargo)
ضریب چیدمان پایین، SF<RSF<R (قاعدهٔ سرانگشتی متریک: SF<1SF<1) بالا، SF>RSF>R (قاعدهٔ سرانگشتی: SF>1SF>1)
سقف قیدکننده خط بارگیری — کشتی تا علائمش فرو رفته است حجم انبار — انبارها پُرند
آنچه هدر می‌رود فضای انبار ظرفیت وزنی
کرایه معمولاً بر مبنای وزن حجم
کالاهای نمونه سنگ‌معدن، سیمان، فولاد، فلهٔ چگال عدل پنبه، چوب، کالای سبک بسته‌بندی‌شده
چارهٔ برنامه‌ریز افزودن کالای سبک در بالا افزودن کالای سنگین در پایین

د) یک کالای واحد، دو بسته‌بندی

فله (bulk) کیسه‌ای / بسته‌بندی‌شده (bagged / packaged)
ضریب چیدمان کمتر — دانه‌ها در قاب‌ها و گوشه‌ها جاری می‌شوند بیشتر — کیسه‌ها نمی‌توانند در سازه شکل بگیرند
فضای هدررفته بسیار کم (≈1−2%\approx 1-2\%) چشمگیر (≈10%\approx 10\% و بالاتر)
حجم اضافی ندارد خودِ مادهٔ بسته‌بندی
تن در هر انبار بیشتر کمتر
کرایه به ازای هر تن زیر W/M کمتر بیشتر
جابه‌جایی و حفاظت سریع، ولی نیازمند تریم و تخته‌های ضد جابه‌جایی کندتر، ولی شمارش، تخلیهٔ جزئی و حفاظت آسان‌تر

نابرابری SFbulk<SFbaggedSF_{\text{bulk}}<SF_{\text{bagged}} برای هر کالایی که به هر دو شکل قابل حمل باشد برقرار است؛ این گزاره‌ای دربارهٔ هندسه است، نه دربارهٔ کالایی خاص، و هرگز نمی‌تواند وارونه شود.

ه) مبناهای نرخ کرایه که شبیه هم به نظر می‌رسند

مبنا معادل انگلیسی کرایه تابع چیست هشدار
وزنی یا حجمی W/M هر کدام بزرگ‌تر باشد، به انتخاب متصدی حمل حق انتخاب از آنِ متصدی حمل است، نه فرستنده
بر مبنای ارزش ad valorem ارزش سیاهه مستقل از وزن و حجم، هر دو
کرایهٔ مقطوع lump sum فضای اجاره‌شده، بارگیری‌شده یا نشده ریسک کرایهٔ فضای خالی بر دوش مستأجر است
بر هر کانتینر per container خودِ کانتینر، هر چه درونش باشد کارایی چیدمان درون کانتینر مسئلهٔ فرستنده می‌شود

نکتهٔ کنکوری: چهار جمله را نگه دارید و کل این حوزه فرو می‌ریزد. (۱) SFSF مترمکعب بر تن است، پس SFSF بزرگ‌تر یعنی کالای سبک‌تر و حجیم‌تر و همیشه برای رسیدن به وزن باید فضا را بر آن تقسیم کنید. (۲) بسته‌بندی همواره فقط SFSF را بالا می‌برد — برای یک کالای واحد همیشه فله << کیسه, چون کیسه فضای هدررفته می‌سازد؛ هر گزینه‌ای که رقم کیسه‌ای را کوچک‌تر نشان دهد، پیش از آنکه حتی یک عدد جدولی را به یاد بیاورید مردود است (برای برنج جفت جدولی ≈1.20\approx 1.20 فله و ≈1.39\approx 1.39 کیسه‌ای است). (۳) SFSF را با نسبت خودِ کشتی R=C/Wmax⁡R=C/W_{\max} بسنجید: SF<RSF<R ⇒ کالای وزنی، تا خط شاهین فرورفته با فضای باقی‌مانده؛ SF>RSF>R ⇒ کالای حجمی، انبارهای پُر با ظرفیت وزنی استفاده‌نشده؛ SF≈RSF\approx R ⇒ پُر و تا خط شاهین. (۴) زیر تن کرایهٔ متریک، کالا دقیقاً وقتی بر مبنای حجم می‌پردازد که SF>1 m3/tSF>1\ \mathrm{m}^{3}/\mathrm{t} باشد — همان آزمون، با نقطهٔ سربه‌سری که در بار هوایی به حدود 6 m3/t6\ \mathrm{m}^{3}/\mathrm{t} جابه‌جا شده است.

فرمول‌های کلیدی

Stowage factor (definition)
SF=V (m3)W (t)SF=\frac{V\ (\mathrm{m}^{3})}{W\ (\mathrm{t})}
Stowage density (reciprocal of SF)
d=1SF=WVd=\frac{1}{SF}=\frac{W}{V}
Broken stowage percentage
b=Vcompartment−VcargoVcompartment×100%b=\frac{V_{\text{compartment}}-V_{\text{cargo}}}{V_{\text{compartment}}}\times 100\%
Gross (effective) stowage factor
SFgross=SFnet1−bSF_{\text{gross}}=\frac{SF_{\text{net}}}{1-b}
Space required for a consignment
Vrequired=W×SFnet1−bV_{\text{required}}=\frac{W\times SF_{\text{net}}}{1-b}
Weight a compartment will hold
W=C (1−b)SF=0.9 L B D (1−b)SFW=\frac{C\,(1-b)}{SF}=\frac{0.9\,L\,B\,D\,(1-b)}{SF}
Ship's space/weight ratio (the weight- vs volume-limited test)
R=CWmax⁡;SF<R⇒deadweight cargo, SF>R⇒measurement cargoR=\frac{C}{W_{\max}}\quad;\quad SF<R\Rightarrow\text{deadweight cargo},\ SF>R\Rightarrow\text{measurement cargo}
Full-and-down two-cargo mix
{x+y=Wmax⁡SFA x+SFB y=C⇒x=C−SFB Wmax⁡SFA−SFB\begin{cases} x+y=W_{\max} \\ SF_A\,x+SF_B\,y=C \end{cases}\Rightarrow x=\frac{C-SF_B\,W_{\max}}{SF_A-SF_B}
Freight on the weight-or-measurement (W/M) basis
F=Rf×max⁡ ⁣(W, V)=Rf W×max⁡ ⁣(1, SF)F=R_f\times\max\!\left(W,\ V\right)=R_f\,W\times\max\!\left(1,\ SF\right)
Volumetric (dimensional) chargeable weight
Wchargeable=max⁡ ⁣(Wactual, V (cm3)divisor)W_{\text{chargeable}}=\max\!\left(W_{\text{actual}},\ \frac{V\ (\mathrm{cm}^{3})}{\text{divisor}}\right)
Metric-imperial conversion of stowage factors
1 m3t=35.31 ft3tonne≈35.9 ft3long ton1\ \frac{\mathrm{m}^{3}}{\mathrm{t}}=35.31\ \frac{\mathrm{ft}^{3}}{\text{tonne}}\approx 35.9\ \frac{\mathrm{ft}^{3}}{\text{long ton}}
#stowage-factor#broken-stowage#freight-ton#deadweight-vs-measurement-cargo#bulk-vs-bagged#cargo-planning#maritime-transport

کارت‌های مرتبط

سوالات تمرینی