KonkurStudy
همه کارت‌ها

ابزار دقیق زیستی: الکترودها، تقویت‌کننده‌های بیوپتانسیل، تداخل و حسگرها

زنجیرهٔ اندازه‌گیری زیست‌پزشکی از ابتدا تا انتها: پتانسیل نیم‌پیل و آفست الکترود و قطبش‌پذیری، تقویت‌کنندهٔ ابزار دقیق همراه با CMRR و تداخل سیم‌های رابط، شکل‌دهی میان‌گذر و حفاظت ورودی، مشخصه‌های ایستای حسگر، مبدل‌های پیزوالکتریک، فوتودیود و دماسنج تابشی، و پاسخ دینامیکی مرتبهٔ اول و دوم.

کارت مفهوم کنکور ارشد مهندسی برق

اهمیت
۰/۵

1. ایدهٔ اصلی

ابزار دقیق زیستی هنر استخراج یک سیگنال الکتریکی بسیار کوچک و کم‌فرکانس است که درون بدن تولید می‌شود، و تبدیل آن به یک ولتاژ تمیز و قابل ثبت. بیوپتانسیل‌های اندازه‌گیری‌شده کوچک و کند هستند: ECG ∼1 mV\sim 1\,\text{mV} در 0.05–150 Hz0.05\text{–}150\,\text{Hz}، EEG ∼10–100 μV\sim 10\text{–}100\,\mu\text{V}، و EMG تا چند mV\text{mV}. این سیگنال‌ها به‌صورت تفاضلی با یک جفت الکترود برداشته می‌شوند، اما هر دو الکترود روی یک بدن قرار دارند که مانند آنتن برای یک تداخل مد مشترک بزرگ عمل می‌کند — عمدتاً هوم برق شهر 50/60 Hz50/60\,\text{Hz} با تزویج خازنی که می‌تواند به چند ولت برسد و روی دو ورودی تقریباً یکسان است.

بنابراین زنجیرهٔ اندازه‌گیری همیشه یکسان است: فصل مشترک الکترود–الکترولیت →\rightarrow تقویت‌کنندهٔ ابزار دقیق با امپدانس بالا و CMRR بالا →\rightarrow فیلتر محدودکنندهٔ باند →\rightarrow ADC. سه الزام بر طبقهٔ ورودی حاکم است و تقریباً همهٔ سؤال‌های آزمون از آن‌ها می‌آید: (i) امپدانس ورودی بسیار بالا تا امپدانس الکترود سیگنال را تضعیف یا نامتعادل نکند، (ii) CMRR بسیار بالا تا تداخل مشترک برق شهر حذف شود و تفاضل μV\mu\text{V}–mV\text{mV} باقی بماند، و (iii) پهنای باند کنترل‌شده و منطبق بر باند فیزیولوژیک. همین ایده‌های طبقهٔ ورودی برای کمیت‌های غیرالکتریکی نیز به کار می‌رود: یک حسگر (بلور پیزوالکتریک، فوتودیود، آشکارساز تابش فروسرخ) ابتدا فشار، نور یا دما را به بار، جریان یا ولتاژ تبدیل می‌کند، و کیفیت آن با مشخصه‌های ایستا (حساسیت، تفکیک‌پذیری، خطی‌بودن، آفست، رانش) و پاسخ دینامیکی‌اش توصیف می‌شود.

2. روابط کلیدی

فصل مشترک الکترود–الکترولیت. یک الکترود فلزی در الکترولیت یک پتانسیل نیم‌پیل EhcE_{hc} (آفست DC) ایجاد می‌کند و از نظر دینامیکی با مدار رندلز مدل می‌شود: یک مقاومت سری RsR_s (الکترولیت/سیم رابط) به‌صورت سری با ترکیب موازی یک مقاومت انتقال بار RctR_{ct} و یک ظرفیت لایهٔ دوگانه CdlC_{dl}،

Zel(ω)=Rs+Rct1+jωRctCdl.Z_{el}(\omega)=R_s+\frac{R_{ct}}{1+j\omega R_{ct}C_{dl}}.

در DC داریم Zel→Rs+RctZ_{el}\to R_s+R_{ct} (الکترود کاملاً قطبش‌پذیر دارای Rct→∞R_{ct}\to\infty است و الکترود کاملاً قطبش‌ناپذیر دارای Rct→0R_{ct}\to 0، مانند Ag/AgCl). ZelZ_{el} با افزایش فرکانس کاهش می‌یابد — یکی از دلایلی که امپدانس ورودی تقویت‌کننده باید بسیار بزرگ‌تر از آن باشد.

پتانسیل آفست الکترود. یک بیوپتانسیل همیشه بین دو الکترود برداشته می‌شود. در حلقهٔ ورودی، دو پتانسیل نیم‌پیل به‌صورت سری و با قطبیت مخالف ظاهر می‌شوند (هرکدام پتانسیل فلز نسبت به الکترولیت است و سمت بدن مشترک است)، پس خطای DC سوار بر سیگنال تفاضل آن‌هاست:

vin=vbio+(Ehc1−Ehc2),Vos=Ehc1−Ehc2.v_{in}=v_{bio}+\left(E_{hc1}-E_{hc2}\right),\qquad V_{os}=E_{hc1}-E_{hc2}.

دو الکترود یکسان، هرقدر هم که EhcE_{hc} هرکدام بزرگ باشد، Vos=0V_{os}=0 می‌دهند — به همین دلیل یک جفت الکترود همیشه از یک جنس ساخته می‌شود. جفت‌های واقعی هرگز کاملاً تطبیق ندارند (وضعیت سطح، غلظت ژل، دما)، پس یک آفست باقی‌مانده از چند mV تا چند صد mV می‌ماند که بسیار بزرگ‌تر از سیگنال است. بنابراین طبقهٔ ورودی باید فقط بهرهٔ متوسطی با تزویج DC بگیرد و سپس پیش از بهرهٔ اصلی، آفست را با یک طبقهٔ بالاگذر (تزویج AC) حذف کند. تغییرات کند VosV_{os} همان رانش خط پایه است؛ اختلال مکانیکی در لایهٔ دوگانه همان آرتیفکت حرکتی است.

ناحیهٔ خطی آپ‌امپ — اتصال کوتاه مجازی. با خروجی محدود vov_o و بهرهٔ حلقه‌باز AOL→∞A_{OL}\to\infty،

v+−v−=voAOL  →AOL→∞  0⇒v+=v−,v_+-v_-=\frac{v_o}{A_{OL}}\;\xrightarrow{A_{OL}\to\infty}\;0\quad\Rightarrow\quad v_+=v_-,

یعنی اتصال کوتاه مجازی: با فیدبک منفی در ناحیهٔ خطی، دو ورودی در ولتاژ یکسان قرار می‌گیرند (برابر، نه لزوماً صفر — v−=0v_-=0 فقط حالت خاص زمین مجازی است). این رابطه همراه با شرط ایده‌آل i+=i−=0i_+=i_-=0 ابزار اصلی تحلیل همهٔ طبقه‌های آپ‌امپی زیر است.

تقویت‌کنندهٔ ابزار دقیق سه‌آپ‌امپی (INA). دو بافر غیرمعکوس‌کننده با یک مقاومت بهرهٔ مشترک RgR_g طبقهٔ ورودی را می‌سازند؛ یک تقویت‌کنندهٔ تفاضلی طبقهٔ خروجی را می‌سازد. با استفاده از اتصال کوتاه مجازی (به‌طوری که vidv_{id} روی RgR_g می‌افتد):

Ad=(1+2R1Rg)R3R2.A_d=\left(1+\frac{2R_1}{R_g}\right)\frac{R_3}{R_2}.

این مدار امپدانس ورودی در حد GΩ\text{G}\Omega (ورودی‌های غیرمعکوس‌کننده)، تنها یک مقاومت تنظیم بهره، و — نکتهٔ اساسی — این ویژگی را می‌دهد که طبقهٔ ورودی مد مشترک را با بهرهٔ واحد عبور می‌دهد (در آنجا Acm=1A_{cm}=1) در حالی که سیگنال تفاضلی را تقویت می‌کند؛ پس وظیفهٔ حذف مد مشترک در طبقهٔ تفاضلی روی نسبتی انجام می‌شود که از پیش مطلوب شده است.

CMRR. هر ورودی واقعی را به مؤلفهٔ تفاضلی vd=v+−v−v_d=v_+-v_- و مد مشترک vcm=12(v++v−)v_{cm}=\tfrac12(v_++v_-) تجزیه کنید؛ خروجی برابر است با

vo=Ad vd+Acm vcm=Ad ⁣(vd+vcmCMRR),CMRR=∣AdAcm∣,v_o=A_d\,v_d+A_{cm}\,v_{cm}=A_d\!\left(v_d+\frac{v_{cm}}{\text{CMRR}}\right),\qquad \text{CMRR}=\left|\frac{A_d}{A_{cm}}\right|, CMRR(dB)=20log⁡10∣AdAcm∣.\text{CMRR(dB)}=20\log_{10}\left|\frac{A_d}{A_{cm}}\right|.

جملهٔ vcm/CMRRv_{cm}/\text{CMRR} همان تداخلی است که به‌صورت یک خطای معادل ورودی به خروجی نشت می‌کند؛ بنابراین یک تقویت‌کنندهٔ زیستی CMRR را تا حد ممکن بالا می‌خواهد (INAهای عملی 80–120 dB80\text{–}120\,\text{dB} را هدف می‌گیرند). در تقویت‌کنندهٔ تفاضلی، CMRR با عدم تطبیق مقاومت‌ها محدود می‌شود: برای تلرانس tt، CMRR≳(1+R3/R2)/(4t)\text{CMRR}\gtrsim (1+R_3/R_2)/(4t) — سقف را تطبیق تعیین می‌کند، نه خودِ بهره.

علامت خطای مد مشترک. قطبیت AcmA_{cm} به جهتی بستگی دارد که عدم تطبیق به‌طور اتفاقی در آن رخ می‌دهد، پس معمولاً نامعلوم است. وقتی فقط ∣Acm∣=Ad/CMRR\lvert A_{cm}\rvert=A_d/\text{CMRR} در دسترس باشد، خروجی یک بازه به مرکز مقدار ایده‌آل است:

vo=Ad vd±AdCMRR vcm,CMRR=10 CMRR(dB)/20.v_o=A_d\,v_d\pm\frac{A_d}{\text{CMRR}}\,v_{cm},\qquad \text{CMRR}=10^{\,\text{CMRR(dB)}/20}.

تداخل برق شهر از طریق سیم‌های رابط. ظرفیت پراکندهٔ CsC_s بین خط قدرت و هر سیم رابط، یک جریان جابه‌جایی id=ωCsVlinei_d=\omega C_s V_{line} تزریق می‌کند. امپدانس ورودی تقویت‌کننده بزرگ‌تر از آن است که این جریان را بپذیرد، پس جریان از طریق امپدانس الکترود همان سیم به بدن بازمی‌گردد و مجموع آن‌ها از الکترود زمین (پای راست) ZGZ_G خارج می‌شود. با جریان‌های برابر در دو سیم،

vA−vB=id (Z1−Z2),vcm≈2 id ZG.v_A-v_B=i_d\,(Z_1-Z_2),\qquad v_{cm}\approx 2\,i_d\,Z_G .

فقط عدم تعادل امپدانس الکترودها ΔZ=Z1−Z2\Delta Z=Z_1-Z_2 یک خطای تفاضلی (غیرقابل حذف) تولید می‌کند؛ مقادیر مطلق و ZGZ_G تنها سطح مد مشترک را تعیین می‌کنند که سپس CMRR از پس آن برمی‌آید. سازوکار دوم، مد مشترک را از طریق امپدانس ورودی محدود تقویت‌کننده ZinZ_{in} به تفاضلی تبدیل می‌کند (یک مقسم ولتاژ در هر سمت):

vA−vB≈vcm Z2−Z1Zin(Zin≫Z1,2).v_A-v_B\approx v_{cm}\,\frac{Z_2-Z_1}{Z_{in}}\qquad (Z_{in}\gg Z_{1,2}).

هر دو برای الکترودهای متعادل صفر می‌شوند — دلیل آماده‌سازی پوست، سیم‌های شیلددار و ZinZ_{in} بسیار بالا همین است.

پهنای باند ورودی (RC تک‌قطبی). مقاومت منبع/ورودی RR همراه با ظرفیت ورودی (یا فیلتر) CC یک فرکانس گوشهٔ مرتبهٔ اول می‌سازد

τ=RC,fc=12πRC.\tau=RC,\qquad f_c=\frac{1}{2\pi RC}.

شکل‌دهی باند — بالاگذر تزویج و پایین‌گذر فیدبک. یک تقویت‌کنندهٔ بیوپتانسیل یک میان‌گذر است که از دو بخش مرتبهٔ اول مستقل ساخته می‌شود و هر گوشه با حاصل‌ضرب RC خودش تعیین می‌شود:

  • تزویج (بالاگذر). یک خازن سری C1C_1 و به دنبال آن یک مقاومت RR به زمین، که یک ورودی امپدانس‌بالا را تغذیه می‌کند: H(jω)=jωRC11+jωRC1H(j\omega)=\dfrac{j\omega RC_1}{1+j\omega RC_1}، گوشهٔ پایین fL=12πRC1f_L=\dfrac{1}{2\pi RC_1}. این بخش آفست الکترود را مسدود می‌کند.
  • خازن فیدبک (پایین‌گذر). یک خازن CfC_f موازی با مقاومت فیدبک RfR_f در یک طبقهٔ معکوس‌کننده با مقاومت ورودی R1R_1:
VoVi=−RfR1⋅11+jωRfCf,fH=12πRfCf.\frac{V_o}{V_i}=-\frac{R_f}{R_1}\cdot\frac{1}{1+j\omega R_fC_f},\qquad f_H=\frac{1}{2\pi R_fC_f}.

بسیار پایین‌تر از fHf_H خازن مدار باز است و بهره فقط −Rf/R1-R_f/R_1 است؛ بسیار بالاتر از fLf_L خازن تزویج اتصال کوتاه است. روی یک پاسخ اندازه‌گیری‌شده، گوشه‌ها جایی هستند که بهره از مقدار میان‌باند A0A_0 به A0/2≈0.707A0A_0/\sqrt2\approx0.707A_0 (−3 dB-3\,\text{dB}) افت کرده است؛ نسبت مقاومت‌های تنظیم بهره در هیچ‌یک از دو گوشه وارد نمی‌شود. (در یک طبقهٔ غیرمعکوس‌کننده همان Rf∥CfR_f\parallel C_f رابطهٔ 1+Rf/R11+jωRfCf1+\dfrac{R_f/R_1}{1+j\omega R_fC_f} را می‌دهد که به‌جای افت بی‌پایان، در بهرهٔ واحد تخت می‌شود؛ وقتی بهره بزرگ باشد گوشه همچنان ≈1/(2πRfCf)\approx 1/(2\pi R_fC_f) است.)

محدودکنندهٔ خروجی (حفاظت). دو دیود زنر سری و پشت‌به‌پشت فقط وقتی هدایت می‌کنند که یکی بایاس مستقیم و دیگری در شکست باشد، و این برای هر دو قطبیت برقرار است؛ پس این شاخه یک برش‌گر متقارن است

∣vo∣max⁡=VZ+VF.\lvert v_o\rvert_{\max}=V_Z+V_F .

اگر برش‌گر در خروجی طبقه‌ای با بهرهٔ AA قرار داشته باشد، بزرگ‌ترین ورودی‌ای که آن را غیرفعال نگه می‌دارد ∣vi∣max⁡=(VZ+VF)/∣A∣\lvert v_i\rvert_{\max}=(V_Z+V_F)/\lvert A\rvert است. دو دیود معمولی به‌صورت موازیِ معکوس در ±VF\pm V_F برش می‌دهند. این محدودکننده‌ها تقویت‌کننده را در برابر حالت‌های گذرای دفیبریلاتور و الکتروسرجری محافظت می‌کنند.

مشخصه‌های ایستای یک حسگر. با منحنی ورودی–خروجی y=Sx+by=Sx+b تحت ورودی با تغییرات کند توصیف می‌شود:

اصطلاح معنا
حساسیت شیب S=Δy/ΔxS=\Delta y/\Delta x — تغییر خروجی به ازای واحد تغییر ورودی
تفکیک‌پذیری کوچک‌ترین تغییر ورودی Δxmin⁡\Delta x_{\min} که تغییر قابل آشکارسازی در خروجی می‌دهد
صحت نزدیکی مقدار خوانده‌شده به مقدار واقعی
دقت (تکرارپذیری) نزدیکی خوانش‌های تکراری به یکدیگر
خطی‌بودن میزان نزدیکی منحنی به یک خط راست
آفست خروجی در ورودی صفر — جابه‌جایی ثابت کل منحنی
رانش تغییر کند خروجی با زمان/دما در ورودی ثابت
پسماند خروجی متفاوت برای یک ورودی یکسان در مسیرهای صعودی و نزولی
گستره (دامنه) بازه‌ای از ورودی‌ها که مشخصات در آن برقرار است

تفکیک‌پذیری در یک زنجیرهٔ آنالوگ با نویز و در یک زنجیرهٔ دیجیتال با کوانتش محدود می‌شود: برای گسترهٔ تمام‌مقیاس xFSx_{FS} و یک مبدل NN بیتی، Δxmin⁡≈xFS/2N\Delta x_{\min}\approx x_{FS}/2^{N}.

حسگر پیزوالکتریک. یک مولد بار است: جابه‌جایی xx بار q=Kxq=Kx تولید می‌کند، یعنی یک منبع جریان is=K x˙i_s=K\,\dot x موازی با ظرفیت حسگر و مقاومت نشتی RsR_s. کابل و تقویت‌کننده ظرفیت خود و مقاومت ورودی تقویت‌کننده RaR_a را به‌صورت موازی اضافه می‌کنند، پس با C=Cs+Ccable+CaC=C_s+C_{cable}+C_a و R=Rs∥RaR=R_s\parallel R_a

V(s)X(s)=KC⋅sτ1+sτ,τ=RC,fL=12πRC.\frac{V(s)}{X(s)}=\frac{K}{C}\cdot\frac{s\tau}{1+s\tau},\qquad \tau=RC,\qquad f_L=\frac{1}{2\pi RC}.

این یک بالاگذر مرتبهٔ اول است: بار از طریق RR نشت می‌کند، جابه‌جایی ایستا قابل اندازه‌گیری نیست، و یک پله به‌صورت e−t/τe^{-t/\tau} میرا می‌شود. fLf_L پایین‌ترین فرکانس قابل استفاده است، و چون معمولاً Ra≪RsR_a\ll R_s، این تقویت‌کننده است که آن را تعیین می‌کند. یک تقویت‌کنندهٔ بار (آپ‌امپ با فیدبک Cf∥RfC_f\parallel R_f) خروجی vo=−Kx/Cfv_o=-Kx/C_f را می‌دهد که مستقل از ظرفیت کابل است، با گوشهٔ پایین 1/(2πRfCf)1/(2\pi R_fC_f).

فوتودیود. فوتون‌های جذب‌شده حامل‌هایی ایجاد می‌کنند که میدان پیوند آن‌ها را به‌صورت یک جریان نوری معکوس جاروب می‌کند و منحنی دیود را به پایین جابه‌جا می‌کند:

I=IS(eV/(nVT)−1)−Iph,Iph=R Popt,R=ηqλhc≈η λ[μm]1.24 A/W.I=I_S\left(e^{V/(nV_T)}-1\right)-I_{ph},\qquad I_{ph}=\mathcal{R}\,P_{opt},\qquad \mathcal{R}=\frac{\eta q\lambda}{hc}\approx\frac{\eta\,\lambda[\mu\text{m}]}{1.24}\ \text{A/W}.

تحت بایاس معکوس جملهٔ نمایی از بین می‌رود و I≈−(IS+Iph)I\approx-(I_S+I_{ph}): جریانی متناسب با نور، تقریباً مستقل از ولتاژ، که فقط به اندازهٔ جریان تاریکی ISI_S آفست دارد (مد فوتورسانا)؛ ناحیهٔ تخلیهٔ پهن‌تر نیز ظرفیت پیوند را کاهش می‌دهد و پاسخ را سریع‌تر می‌کند. یک طبقهٔ ترانس‌امپدانس آن را تبدیل می‌کند، vo=RfIphv_o=R_fI_{ph}. تحت بایاس مستقیم، جملهٔ تزریق ISeV/(nVT)I_Se^{V/(nV_T)} بر IphI_{ph} غالب می‌شود و قطعه به‌عنوان حسگر نور بی‌فایده است.

دماسنجی تابشی (فروسرخ). یک جسم طبق قانون استفان–بولتزمان در واحد سطح توان تابش می‌کند که در طول موج وین بیشینه است:

W=εσT4,σ=5.67×10−8 W m−2K−4,λmax⁡=2898 μm⋅KT,W=\varepsilon\sigma T^{4},\qquad \sigma=5.67\times10^{-8}\ \text{W}\,\text{m}^{-2}\text{K}^{-4},\qquad \lambda_{\max}=\frac{2898\ \mu\text{m}\cdot\text{K}}{T},

که در آن TT دمای مطلق است. هر بلوک پس از آشکارساز (حساسیت مبدل، بهرهٔ تقویت‌کننده) خطی است، پس Vo=kT4V_o=kT^{4} و دو خوانش با نسبتی به هم مربوط می‌شوند که در آن همهٔ ثابت‌ها حذف می‌شوند:

Vo2Vo1=(T2T1)4.\frac{V_{o2}}{V_{o1}}=\left(\frac{T_2}{T_1}\right)^{4}.

پوست در 310 K310\,\text{K} نزدیک 9.3 μm9.3\,\mu\text{m} (فروسرخ دور) بیشینه دارد، و به همین دلیل دماسنج‌های گوش/پیشانی از آشکارسازهای ترموپیل یا پیروالکتریک استفاده می‌کنند.

پاسخ دینامیکی مرتبهٔ دوم. حسگرها و ثبت‌کننده‌ها (قلم‌های گالوانومتری، مبدل‌های فشار) از رابطهٔ زیر پیروی می‌کنند

x¨+2ζωnx˙+ωn2x=ωn2f(t),s=−ζωn±ωnζ2−1,\ddot{x}+2\zeta\omega_n\dot{x}+\omega_n^{2}x=\omega_n^{2}f(t),\qquad s=-\zeta\omega_n\pm\omega_n\sqrt{\zeta^{2}-1},

که در آن نسبت میرایی ζ\zeta نوع پاسخ را دسته‌بندی می‌کند (بخش ۵ را ببینید).

3. روش — چگونه به این مسائل حمله کنیم

  1. طبقه را شناسایی کنید. سؤال الکترود ⇒\Rightarrow مدل رندلز / قطبش‌پذیر یا قطبش‌ناپذیر. سؤال تقویت‌کننده ⇒\Rightarrow قواعد آپ‌امپ ایده‌آل (v+=v−v_+=v_-, i±=0i_\pm=0) را طبقه‌به‌طبقه اعمال کنید. سؤال پهنای باند ⇒\Rightarrow تک‌قطبی fc=1/(2πRC)f_c=1/(2\pi RC).
  2. برای بهره، در هر گرهٔ اتصال کوتاه مجازی KCL/KVL بنویسید؛ در INA، ورودی تفاضلی به‌طور کامل روی RgR_g می‌افتد و جریان vid/Rgv_{id}/R_g را می‌دهد که از هر دو R1R_1 می‌گذرد.
  3. برای تداخل، ورودی را به vdv_d و vcmv_{cm} تجزیه کنید، AdA_d و AcmA_{cm} را جداگانه حساب کنید، سپس CMRR=∣Ad/Acm∣\text{CMRR}=|A_d/A_{cm}| (با 20log⁡1020\log_{10} به dB تبدیل کنید).
  4. برای پهنای باند، طبقهٔ ورودی را به یک RR و یک CC کاهش دهید؛ مراقب حساب پیشوندها باشید — MΩ⋅pF=10−6 s\text{M}\Omega\cdot\text{pF}=10^{-6}\,\text{s} و MΩ⋅nF=10−3 s\text{M}\Omega\cdot\text{nF}=10^{-3}\,\text{s}، پس حاصل‌ضرب اغلب مستقیماً در یکای خواسته‌شدهٔ μs\mu\text{s}/ms\text{ms} به دست می‌آید.
  5. برای دینامیک، ζ\zeta را از معادلهٔ دیفرانسیل / معادلهٔ مشخصه بخوانید و آن را روی نردبان میرایی بخش ۵ قرار دهید.
  6. برای تداخل سیم‌های رابط، هر جریان جابه‌جایی را از امپدانس الکترود خودش و مجموع را از الکترود زمین عبور دهید؛ ولتاژ دو گرهٔ ورودی را از هم کم کنید — جملهٔ الکترود زمین حذف می‌شود و id ΔZi_d\,\Delta Z باقی می‌ماند.
  7. برای یک زنجیرهٔ میان‌گذر، هر گوشه را جداگانه با RR و CC خودش بررسی کنید؛ گوشه‌ها نقاط 0.707A00.707A_0 هستند؛ هر یک فقط با حاصل‌ضرب RC خودش (RC1RC_1 و RfCfR_fC_f) تعیین می‌شود، بنابراین مقاومت ورودی R1R_1 — و در نتیجه نسبت بهرهٔ Rf/R1R_f/R_1 به‌ازای یک RfR_f معین — در هیچ‌یک از دو گوشه وارد نمی‌شود.
  8. برای یک محدودکننده، سطح برش را در گره‌ای که دیودها قرار دارند بیابید، سپس با تقسیم بر اندازهٔ بهره تا آن گره، آن را به ورودی ارجاع دهید.
  9. برای یک حسگر، ابتدا مدل آن را بنویسید: پیزوالکتریک ⇒\Rightarrow منبع بار با R∥CR\parallel C موازی (بالاگذر، fL=1/(2πRC)f_L=1/(2\pi RC) با همهٔ مقاومت‌ها و ظرفیت‌های موازی)؛ فوتودیود ⇒\Rightarrow منبع جریان با بایاس معکوس RPopt\mathcal{R}P_{opt}؛ دماسنج تابشی ⇒\Rightarrow به کلوین تبدیل کنید، سپس از نسبت توان چهارم استفاده کنید.

4. مثال کوتاه حل‌شده

یک طبقهٔ ورودی بیوپتانسیل از یک INA با R1=50 kΩR_1=50\,\text{k}\Omega، Rg=1 kΩR_g=1\,\text{k}\Omega و یک طبقهٔ تفاضلی خروجی با نسبت واحد R3/R2=1R_3/R_2=1 استفاده می‌کند. سیگنال مطلوب vd=2 mVv_d=2\,\text{mV} روی یک مد مشترک برق شهر vcm=1 Vv_{cm}=1\,\text{V} سوار است، و مقدار اندازه‌گیری‌شدهٔ تقویت‌کننده Acm=10−2A_{cm}=10^{-2} است.

بهرهٔ تفاضلی:

Ad=(1+2R1Rg)⋅1=1+2(50 kΩ)1 kΩ=101.A_d=\left(1+\frac{2R_1}{R_g}\right)\cdot 1=1+\frac{2(50\,\text{k}\Omega)}{1\,\text{k}\Omega}=101.

CMRR:

CMRR=∣AdAcm∣=10110−2≈1.0×104  ⇒  80 dB.\text{CMRR}=\left|\frac{A_d}{A_{cm}}\right|=\frac{101}{10^{-2}}\approx 1.0\times10^{4}\;\Rightarrow\;80\,\text{dB}.

خروجی:

vo=Ad ⁣(vd+vcmCMRR)=101 ⁣(2 mV+1 V104)=101 (2 mV+0.1 mV)≈212 mV.v_o=A_d\!\left(v_d+\frac{v_{cm}}{\text{CMRR}}\right)=101\!\left(2\,\text{mV}+\frac{1\,\text{V}}{10^{4}}\right)=101\,(2\,\text{mV}+0.1\,\text{mV})\approx 212\,\text{mV}.

هوم 1 V1\,\text{V} به یک خطای ارجاع‌شده به ورودی 0.1 mV0.1\,\text{mV} فشرده شده است — 5%5\% سیگنال. افزایش CMRR به 100 dB100\,\text{dB} (10510^{5}) این خطا را ده برابر کاهش می‌دهد. در نهایت، اگر این طبقه از طریق R=2 MΩR=2\,\text{M}\Omega با C=300 pFC=300\,\text{pF} تغذیه شود، لبهٔ باند آن fc=1/(2πRC)=1/(2π⋅6×10−4)≈265 Hzf_c=1/(2\pi RC)=1/(2\pi\cdot 6\times10^{-4})\approx 265\,\text{Hz} است — با فاصلهٔ کافی بالاتر از باند ECG.

مثال‌های کوتاه بیشتر

(a) بازهٔ خروجی از روی CMRR. Ad=50A_d=50, CMRR=60 dB=103\text{CMRR}=60\,\text{dB}=10^{3}, vd=10 mVv_d=10\,\text{mV}, vcm=2 Vv_{cm}=2\,\text{V}. خروجی ایده‌آل 50×10 mV=500 mV50\times10\,\text{mV}=500\,\text{mV}؛ Acm=50/103=0.05A_{cm}=50/10^{3}=0.05، خطا 0.05×2 V=100 mV0.05\times2\,\text{V}=100\,\text{mV}. بنابراین 400 mV≤vo≤600 mV400\,\text{mV}\le v_o\le600\,\text{mV}.

(b) تداخل سیم‌های رابط. هر سیم رابط id=8 nAi_d=8\,\text{nA} دریافت می‌کند؛ Z1=35 kΩZ_1=35\,\text{k}\Omega, Z2=20 kΩZ_2=20\,\text{k}\Omega, ZG=40 kΩZ_G=40\,\text{k}\Omega.

vA−vB=id(Z1−Z2)=8 nA×15 kΩ=120 μV,vcm=2idZG=16 nA×40 kΩ=640 μV.v_A-v_B=i_d(Z_1-Z_2)=8\,\text{nA}\times15\,\text{k}\Omega=120\,\mu\text{V},\qquad v_{cm}=2i_dZ_G=16\,\text{nA}\times40\,\text{k}\Omega=640\,\mu\text{V}.

مقدار 120 μV120\,\mu\text{V} تفاضلی است و مانند سیگنال تقویت می‌شود؛ مقدار 640 μV640\,\mu\text{V} توسط CMRR حذف می‌شود (nA×kΩ=μV\text{nA}\times\text{k}\Omega=\mu\text{V}).

(c) طراحی میان‌گذر. باند مطلوب 0.5–40 Hz0.5\text{–}40\,\text{Hz} با خازن تزویج C1=2.2 μFC_1=2.2\,\mu\text{F} و مقاومت فیدبک Rf=220 kΩR_f=220\,\text{k}\Omega:

R=12πfLC1=12π(0.5)(2.2×10−6)≈145 kΩ,Cf=12πRffH=12π(220×103)(40)≈18 nF.R=\frac{1}{2\pi f_LC_1}=\frac{1}{2\pi(0.5)(2.2\times10^{-6})}\approx145\,\text{k}\Omega,\qquad C_f=\frac{1}{2\pi R_ff_H}=\frac{1}{2\pi(220\times10^{3})(40)}\approx18\,\text{nF}.

با بهرهٔ میان‌باند 2020، پاسخ در هر دو فرکانس 0.5 Hz0.5\,\text{Hz} و 40 Hz40\,\text{Hz} مقدار 20/2≈14.120/\sqrt2\approx14.1 را نشان می‌دهد.

(d) محدودکننده. طبقهٔ معکوس‌کننده با R1=10 kΩR_1=10\,\text{k}\Omega, Rf=200 kΩR_f=200\,\text{k}\Omega (اندازهٔ بهره 2020 در فرکانس پایین)، خروجی با زنرهای پشت‌به‌پشت با VZ=3.3 VV_Z=3.3\,\text{V}, VF=0.7 VV_F=0.7\,\text{V} برش می‌خورد: برش در ±4.0 V\pm4.0\,\text{V}، پس ورودی می‌تواند پیش از عمل‌کردن حفاظت تا 4.0/20=0.2 V=200 mV4.0/20=0.2\,\text{V}=200\,\text{mV} نوسان کند.

(e) حد فرکانس پایین پیزوالکتریک. ظرفیت کل C=1 nFC=1\,\text{nF}، نشتی حسگر Rs=5 GΩR_s=5\,\text{G}\Omega، ورودی تقویت‌کننده Ra=20 MΩR_a=20\,\text{M}\Omega:

R=Rs∥Ra≈19.9 MΩ,τ=RC≈19.9 ms,fL=12πτ≈8.0 Hz.R=R_s\parallel R_a\approx19.9\,\text{M}\Omega,\qquad \tau=RC\approx19.9\,\text{ms},\qquad f_L=\frac{1}{2\pi\tau}\approx8.0\,\text{Hz}.

نادیده‌گرفتن RaR_a مقدار 1/(2π⋅5 s)≈0.03 Hz1/(2\pi\cdot5\,\text{s})\approx0.03\,\text{Hz} را می‌دهد — که با ضریب 250250 نادرست است.

(f) فوتودیود. η=0.8\eta=0.8 در λ=0.62 μm\lambda=0.62\,\mu\text{m}: R=0.8×0.62/1.24=0.4 A/W\mathcal{R}=0.8\times0.62/1.24=0.4\,\text{A/W}. برای Popt=5 μWP_{opt}=5\,\mu\text{W}، Iph=2 μAI_{ph}=2\,\mu\text{A}، و یک ترانس‌امپدانس Rf=500 kΩR_f=500\,\text{k}\Omega خروجی vo=1 Vv_o=1\,\text{V} می‌دهد.

(g) دماسنج تابشی. خروجی برای هدفی در 27∘C=300 K27^{\circ}\text{C}=300\,\text{K} برابر 10 mV10\,\text{mV} است. در 327∘C=600 K327^{\circ}\text{C}=600\,\text{K}: Vo=10 mV×(600/300)4=160 mVV_o=10\,\text{mV}\times(600/300)^{4}=160\,\text{mV}. (نسبت سلسیوسی (327/27)4(327/27)^{4} بی‌معنا خواهد بود.)

(h) تفکیک‌پذیری. یک پراب 0–50∘C0\text{–}50^{\circ}\text{C} که با 1010 بیت دیجیتال شده است 50/210≈0.049∘C50/2^{10}\approx0.049^{\circ}\text{C} را تفکیک می‌کند.

5. حالت‌های رایج و موارد خاص

  • نردبان میرایی برای ثبت‌کنندهٔ مرتبهٔ دوم: ζ=0\zeta=0 نامیرا (نوسان پایدار، بدون میرایی) << 0<ζ<10<\zeta<1 زیرمیرا (نوسان میراشونده) << ζ=1\zeta=1 میرایی بحرانی (سریع‌ترین نشست بدون نوسان) << ζ>1\zeta>1 فرامیرا (کند، کاملاً نمایی، بیشترین میرایی). میرایی با ζ\zeta به‌صورت یکنوا افزایش می‌یابد.
  • قطبش الکترود: الکترود کاملاً قطبش‌پذیر (Rct→∞R_{ct}\to\infty، خازنی، مانند Pt) هیچ DC عبور نمی‌دهد و رانش دارد؛ الکترود کاملاً قطبش‌ناپذیر (Ag/AgCl) بار را آزادانه مبادله می‌کند و یک مرجع DC پایدار و کم‌نویز می‌دهد — برای بیوپتانسیل‌ها ترجیح داده می‌شود.
  • کلمپ‌های الکتروفیزیولوژی: پچ کلمپ (آب‌بندی گیگااهمی روی یک تکهٔ بسیار کوچک غشا) جریان pA یک کانال یونی منفرد را تفکیک می‌کند، i=γ(Vm−Erev)i=\gamma(V_m-E_{rev})؛ کلمپ ولتاژ VmV_m را ثابت نگه می‌دارد و جریان کل سلول را می‌خواند؛ کلمپ جریان جریان تزریق می‌کند و ولتاژ را می‌خواند؛ کلمپ فضایی VmV_m را در طول آکسون یکنواخت می‌کند.
  • راه‌انداز پای راست (DRL): مد مشترک را به‌صورت فعال به بدن بازمی‌گرداند تا vcmv_{cm} را بیشتر کوچک کند و CMRR را به‌طور مؤثر فراتر از مقدار خودِ تقویت‌کننده افزایش دهد.
  • INA دوآپ‌امپی: ارزان‌تر است، اما گسترهٔ مد مشترک نامتقارن است و CMRR از نسخهٔ سه‌آپ‌امپی ضعیف‌تر است.
  • زمین مجازی در برابر اتصال کوتاه مجازی: یک طبقهٔ ترانس‌امپدانس/معکوس‌کننده v−v_- را فقط به این دلیل در 0 V0\,\text{V} (زمین مجازی) قرار می‌دهد که v+v_+ زمین شده است — قاعدهٔ کلی صرفاً v+=v−v_+=v_- است.
  • شیمی الکترود: Ag/AgCl قطبش‌ناپذیر است زیرا واکنش برگشت‌پذیر AgCl+e−⇌Ag+Cl−\mathrm{AgCl}+e^-\rightleftharpoons\mathrm{Ag}+\mathrm{Cl^-} از یون کلریدی استفاده می‌کند که مایع بدن و ژل به‌وفور فراهم می‌کنند، پس جریان تقریباً بدون اضافه‌ولتاژ برقرار می‌شود: مانند یک مقاومت رفتار می‌کند، سیگنال‌های DC/کند را با وفاداری عبور می‌دهد و آرتیفکت حرکتی کمی دارد. یک الکترود فلز نجیب مانند یک خازن رفتار می‌کند، DC را مسدود می‌کند و آرتیفکت حرکتی بزرگی دارد.
  • مدهای فوتودیود: بایاس معکوس (ربع سوم) مد حسگر فوتورسانا است؛ بایاس خارجی صفر در حالی که پیوند توان تحویل می‌دهد (ربع چهارم) مد فوتوولتایی / سلول خورشیدی است؛ پیوند با بایاس مستقیم که نور گسیل می‌کند یک LED است. کار در بایاس صفر به درون یک زمین مجازی نیز برای نورسنجی کم‌نویز به کار می‌رود — هرگز بایاس مستقیم نه.
  • دماسنج تابشی با جملهٔ محیط: یک آشکارساز در دمای TaT_a تبادل خالص ∝T4−Ta4\propto T^{4}-T_a^{4} را دریافت می‌کند؛ نسبت خالص (T2/T1)4(T_2/T_1)^4 وقتی برقرار است که گسیل خودِ آشکارساز ناچیز یا جبران‌شده باشد.
  • تفکیک‌پذیری در برابر حساسیت در برابر صحت: تفکیک‌پذیری ریز به معنای صحت نیست (آفست و رانش باقی می‌مانند)، و حساسیت بالا به معنای تفکیک‌پذیری ریز نیست (نویز هم تقویت می‌شود).

نکتهٔ کنکوری: جهت معیار شایستگی یک تقویت‌کنندهٔ بیوپتانسیل را فیزیک تعیین می‌کند — امپدانس ورودی بالا، CMRR بالا، و (برای یک ثبت‌کننده) «بیشترین میرایی» == فرامیرا ζ>1\zeta>1، نه بحرانی ζ=1\zeta=1. برای طبقه‌های آپ‌امپی، ناحیهٔ خطی یعنی ورودی‌ها برابر هستند (v+=v−v_+=v_-)، که با صفر بودن یکی نیست. و در مسائل پرپیشوند fc=1/(2πRC)f_c=1/(2\pi RC) به یاد داشته باشید که MΩ ⁣⋅ ⁣pF=10−6 s\text{M}\Omega\!\cdot\!\text{pF}=10^{-6}\,\text{s} و MΩ ⁣⋅ ⁣nF=10−3 s\text{M}\Omega\!\cdot\!\text{nF}=10^{-3}\,\text{s} تا حساب مستقیماً در یکای خواسته‌شده به دست آید.

تلهٔ رایج: پنج تله مدام تکرار می‌شوند. (۱) آفست الکترود تفاضل دو پتانسیل نیم‌پیل است — آن را با الکترودهای یکسان بیازمایید که باید صفر بدهد. (۲) تداخل سیم‌های رابط به عدم تعادل امپدانس الکترودها id ΔZi_d\,\Delta Z بستگی دارد، نه به مقاومت الکترود زمین. (۳) CMRR برحسب dB یک نسبت ولتاژ است: 80 dB=10480\,\text{dB}=10^{4}، نه 10810^{8}، و خطای مد مشترک علامت ±\pm دارد. (۴) گوشهٔ پایین یک حسگر پیزوالکتریک از مقاومت موازی استفاده می‌کند که ورودی تقویت‌کننده بر آن غالب است، و نمی‌تواند DC را اندازه بگیرد. (۵) قانون T4T^{4} به کلوین نیاز دارد، و فوتودیودی که به‌عنوان حسگر به کار می‌رود بایاس معکوس دارد.

فرمول‌های کلیدی

Op-amp virtual short (linear region)
v+−v−=voAOL→0  ⇒  v+=v−v_+-v_-=\frac{v_o}{A_{OL}}\to 0\;\Rightarrow\;v_+=v_-
Three-op-amp instrumentation-amp gain
Ad=(1+2R1Rg)R3R2A_d=\left(1+\frac{2R_1}{R_g}\right)\frac{R_3}{R_2}
CMRR
CMRR=∣AdAcm∣,CMRR(dB)=20log⁡10∣AdAcm∣\text{CMRR}=\left|\frac{A_d}{A_{cm}}\right|,\qquad \text{CMRR(dB)}=20\log_{10}\left|\frac{A_d}{A_{cm}}\right|
Output with common-mode leakage
vo=Ad(vd+vcmCMRR)v_o=A_d\left(v_d+\frac{v_{cm}}{\text{CMRR}}\right)
Input RC corner frequency
τ=RC,fc=12πRC\tau=RC,\qquad f_c=\frac{1}{2\pi RC}
Electrode Randles impedance
Zel(ω)=Rs+Rct1+jωRctCdlZ_{el}(\omega)=R_s+\frac{R_{ct}}{1+j\omega R_{ct}C_{dl}}
Second-order response / damping
x¨+2ζωnx˙+ωn2x=ωn2f(t),s=−ζωn±ωnζ2−1\ddot{x}+2\zeta\omega_n\dot{x}+\omega_n^{2}x=\omega_n^{2}f(t),\quad s=-\zeta\omega_n\pm\omega_n\sqrt{\zeta^{2}-1}
Electrode offset potential
Vos=Ehc1−Ehc2V_{os}=E_{hc1}-E_{hc2}
Output interval with unknown common-mode sign
vo=Ad vd±AdCMRR vcm,CMRR=10 CMRR(dB)/20v_o=A_d\,v_d\pm\frac{A_d}{\text{CMRR}}\,v_{cm},\qquad \text{CMRR}=10^{\,\text{CMRR(dB)}/20}
Lead-wire displacement-current interference
vA−vB=id (Z1−Z2),vcm≈2 id ZGv_A-v_B=i_d\,(Z_1-Z_2),\qquad v_{cm}\approx 2\,i_d\,Z_G
Common-mode to differential conversion (finite input impedance)
vA−vB≈vcm Z2−Z1Zinv_A-v_B\approx v_{cm}\,\frac{Z_2-Z_1}{Z_{in}}
Band-pass corners (coupling high-pass, feedback-capacitor low-pass)
fL=12πRC1,fH=12πRfCf,VoVi=−RfR1⋅11+jωRfCff_L=\frac{1}{2\pi RC_1},\qquad f_H=\frac{1}{2\pi R_fC_f},\qquad \frac{V_o}{V_i}=-\frac{R_f}{R_1}\cdot\frac{1}{1+j\omega R_fC_f}
Back-to-back Zener limiter
∣vo∣max⁡=VZ+VF,∣vi∣max⁡=VZ+VF∣A∣\lvert v_o\rvert_{\max}=V_Z+V_F,\qquad \lvert v_i\rvert_{\max}=\frac{V_Z+V_F}{\lvert A\rvert}
Resolution of an N-bit chain
Δxmin⁡≈xFS2N\Delta x_{\min}\approx\frac{x_{FS}}{2^{N}}
Piezoelectric sensor response and low corner
V(s)X(s)=KC⋅sτ1+sτ,τ=(Rs∥Ra) C,fL=12πτ\frac{V(s)}{X(s)}=\frac{K}{C}\cdot\frac{s\tau}{1+s\tau},\qquad \tau=(R_s\parallel R_a)\,C,\qquad f_L=\frac{1}{2\pi\tau}
Photodiode characteristic and responsivity
I=IS(eV/(nVT)−1)−Iph,Iph=R Popt,R=ηqλhcI=I_S\left(e^{V/(nV_T)}-1\right)-I_{ph},\qquad I_{ph}=\mathcal{R}\,P_{opt},\qquad \mathcal{R}=\frac{\eta q\lambda}{hc}
Stefan–Boltzmann law and radiation-thermometer ratio
W=εσT4,Vo2Vo1=(T2T1)4W=\varepsilon\sigma T^{4},\qquad \frac{V_{o2}}{V_{o1}}=\left(\frac{T_2}{T_1}\right)^{4}
#bioinstrumentation#instrumentation-amplifier#cmrr#electrodes#interference#active-filter#sensors#damping-ratio

کارت‌های مرتبط

مفهومالکترونیک ۱ و ۲
تقویت‌کننده‌های فیدبک، زوج تفاضلی و CMRR

نظریهٔ فیدبک منفی (چهار توپولوژی، بهرهٔ حلقه، مقیاس‌شدن امپدانس‌ها، حلقه‌های ترارزیستانسی در سطح ترانزیستور و محدودیت‌های سیگنال‌بزرگِ یک حلقهٔ بسته) همراه با بهرهٔ زوج تفاضلی و نسبت حذف حالت مشترک (CMRR).

feedback-amplifierdifferential-paircmrrloop-gain
مفهومالکترونیک ۱ و ۲
تحلیل تقویت‌کنندهٔ عملیاتی ایده‌آل: اتصال کوتاه مجازی

دو قانون طلایی تقویت‌کنندهٔ عملیاتی ایده‌آل — جریان ورودی صفر و اتصال کوتاه مجازی میان ورودی‌ها — و چگونگی استفاده از آن‌ها برای حل هر مدار تقویت‌کنندهٔ عملیاتی خطی با فیدبک منفی.

op-ampideal-op-ampvirtual-shortvirtual-ground
مفهومسیستم‌های کنترل خطی
پاسخ زمانی: مشخصات سیستم مرتبهٔ دوم، صفرها، خطای حالت ماندگار و نوع سیستم

این‌که نسبت میرایی و فرکانس طبیعی یک سیستم مرتبهٔ دوم چگونه مشخصات گذرای پاسخ پلهٔ آن (فراجهش، زمان اوج، زمان خیز و زمان نشست) را تعیین می‌کنند، صفرها و ورودی‌های شکل‌داده‌شده چگونه آن‌ها را تغییر می‌دهند، و تعداد انتگرال‌گیرهای حلقه چگونه خطای حالت ماندگار را برای ورودی مرجع و اغتشاش مشخص می‌کند.

second-order-systemdamping-ratiopercent-overshootsettling-time

سوالات تمرینی · 8/37

همهٔ 37 سؤال →