KonkurStudy
همه کارت‌ها

سبک‌های تصمیم‌گیری، مراحل خلاقیت و فنون تولید ایده

سبک‌های رو و مراحل خلاقیت والاس را بشناسید، علت‌های احتمالی را با نمودار استخوان ماهی سامان دهید و قیاس، ورودی تصادفی و تولید ساختاریافتهٔ ایده را تفکیک کنید.

کارت مفهوم کنکور ارشد مدیریت کسب‌وکار (MBA)

اهمیت
۰/۵

سبک تصمیم‌گیری (Decision Style) شیوهٔ ترجیحی فرد برای تفسیر اطلاعات و انتخاب اقدام است. روش تسهیل خلاقیت گروهی (Group Creativity Method) مشارکت‌ها را برای تولید یا ارزیابی بدیل‌ها سامان می‌دهد. اولی ویژگی تصمیم‌گیرنده و دومی ویژگی یک فرایند است. مدیر دارای سبک ادراکی می‌تواند از دلفی، طوفان فکری یا جلسهٔ نوشتاری ساختاریافته استفاده کند، بی‌آنکه معنای سبک او تغییر کند.

چارچوب سبک‌های تصمیم‌گیری

چارچوب رو (Rowe) تحمل ابهام (Tolerance for Ambiguity) را با جهت‌گیری وظیفه‌ای/فنی در برابر انسانی/اجتماعی (Task/Technical versus People/Social Orientation) ترکیب می‌کند. تحمل ابهام به پذیرش تفسیرهای نامطمئن مربوط است، نه صرفاً مقدار اطلاعات در اختیار مدیر.

سبک تحمل ابهام جهت‌گیری الگوی متمایز محدودیت احتمالی
ارشادی / Directive کم وظیفه‌ای، فنی انتخاب سریع و عملی؛ قواعد روشن؛ بدیل‌های محدود نتیجه‌گیری زودهنگام در موقعیت نیازمند کاوش
تحلیلی / Analytical زیاد وظیفه‌ای، فنی اطلاعات فراوان، مقایسهٔ نظام‌مند و تحلیل تفصیلی تأخیر بر اثر تحلیل بیش از اندازه
ادراکی / Conceptual زیاد انسانی، اجتماعی دید گسترده، تلفیق خلاق، افق بلندمدت و ملاحظات انسانی نیاز ایده‌های جذاب به آزمون عملیاتی
رفتاری / Behavioural کم انسانی، اجتماعی گفت‌وگو، حمایت، پذیرش بین‌فردی و توافق پرهیز از انتخاب ضروری اما نامحبوب

هر دو محور را به کار ببرید. ابتدا بپرسید مدیر با رویه‌های آشنا در پی وضوح است یا امکان‌های باز را تحمل می‌کند. سپس تأکید بر ارزیابی فنی را از تأکید بر افراد و روابط جدا کنید. تلفیق خلاق و انسان‌گرایانه نشانهٔ سبک ادراکی و حفظ پذیرش و هماهنگی نشانهٔ سبک رفتاری است. «اطلاعات اندک» به‌تنهایی سرعت ارشادی را از پذیرش عدم‌قطعیت در سبک ادراکی جدا نمی‌کند.

بیان رایج دیگرِ محور شیوهٔ تفکر، تفکر عقلانی/وظیفه‌گرا را از شهودی/انسان‌گرا جدا می‌کند: ارشادی و تحلیلی در سوی عقلانی و ادراکی و رفتاری در سوی شهودی‌اند. با ترکیب این محور با تحمل ابهام کم/زیاد، همان چهار سبک به دست می‌آید. شهودی در اینجا به معنای غیرعقلانی یا ناتوان از بررسی شاهد نیست.

مراحل خلاقیت: از شناخت تا آزمون

فرایند خلاقیت والاس (Wallas’s Creative Process) آمادگی، نهفتگی، اشراق و وارسی را از هم جدا می‌کند. این چارچوب رشد یک ایده را شرح می‌دهد، درحالی‌که سبک‌های رو ترجیح‌های تصمیم‌گیرنده را بیان می‌کنند. کار خلاق واقعی ممکن است به مراحل قبلی بازگردد؛ مدل توالی مفیدی است، نه تضمین پیدایش بینش طبق زمان‌بندی ثابت.

مرحله فعالیت تعریف‌کننده مثال طراحی خدمت وجه تمایز
آمادگی / Preparation تعریف آگاهانهٔ مسئله، گردآوری اطلاعات و بررسی شاخص‌ها و محدودیت‌ها مشاهدهٔ صف‌ها و شناسایی محل سردرگمی مراجعه‌کنندگان تحقیق اولیه دربارهٔ مسئله
نهفتگی / Incubation فاصله‌گرفتن موقت از کار متمرکز بر مسئله کنارگذاشتن موقت مسئلهٔ صف و پرداختن به کاری دیگر وقفه در توجه آگاهانه؛ نه رهاکردن مسئله
اشراق یا روشن‌شدن / Illumination آشکارشدن یک پیوند یا ایدهٔ امیدبخش دریافت اینکه می‌توان افراد را پیش از ورود به صف هدایت کرد پیدایش بینش، نه اثبات کیفیت آن
وارسی یا آزمون / Verification آزمودن، اصلاح و ارزیابی راه‌حل پیشنهادی اجرای آزمایشی هدایت و مقایسهٔ زمان انتظار و دسترس‌پذیری بررسی راه‌حلی که پیش‌تر پیشنهاد شده است

واژهٔ «تحقیق» به‌تنهایی کافی نیست: بررسی مسئله و شاخص‌های آن مربوط به آمادگی است؛ بررسی کارآمدی راه‌حل پدیدآمده مربوط به وارسی است. پشتکار می‌تواند در سراسر فرایند نقش داشته باشد؛ جایگزین یکی از چهار مرحلهٔ نام‌دار نیست.

روش‌های تولید و سامان‌دهی مشارکت‌ها

طوفان فکری با الکس اسبورن مرتبط است؛ رویکرد گوردون از قیاس و بازتعریف مسئله استفاده می‌کند و تفکر موازی با ادوارد دوبونو شناخته می‌شود. این روش‌ها مسائل متفاوتی را در مشارکت حل می‌کنند.

روش فرایند اصلی کاربرد مناسب چه چیزی تعریف آن نیست؟
طوفان فکری / Brainstorming تولید ایده‌های فراوان؛ تعویق ارزیابی؛ ترکیب و گسترش پیشنهادها گسترش سریع دامنهٔ امکان‌ها بلند صحبت‌کردن یا رأی‌گیری فوری دربارهٔ ایده‌ها
ایده‌نویسی / Brainwriting نوشتن ایده‌ها و گاه گردش برگه‌ها برای تکمیل فرصت‌دادن به اعضای کم‌حرف و کاهش گلوگاه گفت‌وگو الزام به رتبه‌بندی یا دوربودن افراد
گروه اسمی / Nominal Group تولید فردی و خاموش، ثبت منظم، روشن‌سازی، سپس رتبه‌بندی یا رأی‌گیری فردی مشارکت متوازن همراه با فهرست اولویت‌ها گفت‌وگوی بی‌ساختار؛ صرف نوشتن کافی نیست
دلفی / Delphi پرسش‌نامه‌های تکرارشوندهٔ خبرگان با بازخورد کنترل‌شده و ناشناس‌بودن قضاوت‌های فردی تخصص پراکندهٔ جغرافیایی، پیش‌بینی و کاهش فشار منزلتی هر نظرسنجی اینترنتی یک‌مرحله‌ای یا استنتاج خودکار
فن گوردون / Gordon Technique کاوش قیاس‌های کلی و بازتعریف مسئله پیش از رسیدن به راه‌حل مشخص رهایی از پیش‌فرض‌های آشنا و تثبیت ذهنی قاعده‌ای دربارهٔ حضور فیزیکی
تفکر موازی / Parallel Thinking استفادهٔ هم‌زمان اعضا از یک جهت تفکر و سپس تغییر مشترک جهت جداسازی شواهد، امکان‌ها و ارزیابی در بحث پیچیده اختصاص شخصیت‌های متضاد و دائمی به افراد

در شش کلاه تفکر (Six Thinking Hats) دوبونو، سفید به اطلاعات، قرمز به احساسات، سیاه به احتیاط‌ها، زرد به مزایا، سبز به خلاقیت و آبی به مدیریت تفکر مربوط است. تفکر موازی از همه می‌خواهد یک جهت را هم‌زمان بررسی کنند؛ توافق همگانی بر پاسخ نهایی شرط آن نیست.

انتخاب فن تشخیص یا ابداع

نمودار استخوان ماهی ایشیکاوا (Ishikawa’s Fishbone Diagram) یا نمودار علت و معلول (Cause-and-Effect Diagram) عوامل بالقوهٔ یک پیامد مشخص را سامان می‌دهد. پیامد دقیق را در سر نمودار بنویسید، دسته‌های اصلی مناسب علت را انتخاب کنید، علت‌های احتمالی و زیرعلت‌ها را شاخه‌بندی کنید و سپس برای آزمون آنها شاهد گرد آورید. انسان، روش، ماشین، مواد، اندازه‌گیری و محیط، سرنخ‌های مفید در تولیدند، نه طبقه‌های اجباری و همگانی. تیم خدماتی می‌تواند از نیروی انسانی، اطلاعات، رویه‌ها و دسترسی استفاده کند.

برای مسئلهٔ تأخیر گزارش، «رویه ← تأییدهای تکراری» و «اطلاعات ← درخواست ناقص» شاخه‌های پیشنهادی‌اند. پیش از تعیین علت تأخیر، زمان‌های ثبت‌شده و سوابق را بررسی کنید. فهرست ظاهراً کامل نه اثبات علیت است و نه تضمین کشف تمام علت‌ها. به‌جای سازوکار مشاهده‌پذیر، سرزنش افراد را ننشانید.

فن قاعدهٔ سامان‌دهی مثال کوتاه تمایز با
استخوان ماهی / Fishbone پیامد ← دسته‌های علت ← علت‌های احتمالی ← شواهد دسته‌بندی منشأهای احتمالی تأخیر گزارش مدل علّی اثبات‌شده یا روش رأی‌گیری ایده‌ها
قیاس / Analogy انتقال رابطه از حوزه‌ای دیگر الگوبرداری نوبت‌دهی از سامانه‌های رزرو فهرست‌کردن علت‌ها ذیل یک پیامد
بدیعه‌پردازی یا گردش تخیلی / Synectics استفادهٔ آگاهانه از قیاس و تغییر تخیلی دیدگاه برای ناآشناکردن امر آشنا تصور باجه به‌صورت موجود زنده و پرسش از انتقال علامت به اجزای آن صرف پیشنهادهای سریع و بی‌ساختار
گشت و گذار / Excursion خروج واقعی یا تخیلی از بافت فوری مسئله و بازگرداندن مشاهده‌ها مشاهدهٔ گردش کتاب در کتابخانه و بازگشت با ایده‌ای خدماتی صرف استراحت بدون استفاده از تداعی تازه
تحلیل مورفولوژیک / Morphological Analysis تعیین ابعاد، فهرست مقادیر، ترکیب آنها و غربال امکان اجرا مجرا: باجه/نرم‌افزار؛ زمان: ثابت/منعطف؛ تأیید: انسانی/خودکار ← هشت ترکیب فهرست دسته‌های علت؛ همهٔ ترکیب‌ها اجرایی نیستند
پرسش‌های ایده‌برانگیز / Idea-Stimulating Questions کاربرد پرسش‌هایی دربارهٔ جایگزینی، ترکیب، انطباق، تغییر یا معکوس‌کردن «می‌توان احراز هویت و رزرو را ترکیب کرد؟» محرک تصادفیِ نامرتبط
تریز / TRIZ صورت‌بندی تناقض ابداعی و جست‌وجوی نظام‌مند رفع آن دستیابی به بسته‌بندی محکم‌تر با مادهٔ کمتر از طریق تغییر ساختار پذیرش مصالحهٔ ثابت بدون بررسی تناقض

رویکرد قیاسی گوردون و بدیعه‌پردازی نزدیک‌اند؛ گشت و گذار نیز می‌تواند قیاس فراهم کند. ابزارهای این روش‌ها هم‌پوشانی دارند؛ بنابراین عملیات غالب را شناسایی کنید و آنها را فعالیت‌هایی کاملاً مانعةالجمع ندانید.

ورودی تصادفی و مرز اصطلاحات

ورودی تصادفی یا پیوند تصادفی (Random Input / Random Juxtaposition) واژه، تصویر یا شیئی نامرتبط را عمداً وارد می‌کند، ویژگی‌هایش را می‌کاود و آنها را به مسئله پیوند می‌دهد. در اصطلاح متعارف دوبونو، این یک ابزار تفکر جانبی (Lateral-Thinking Tool) است. تفکر موازی، به‌ویژه شش کلاه، جهت تفکر اعضا را در یک زمان همسو می‌کند. برخی منابع مدیریت فارسی پیوند تصادفی را زیر عنوان تفکر موازی می‌آورند؛ این برچسب محلی را بشناسید، اما تمایز فرایندها را حفظ کنید. این کاربرد، ورودی تصادفی را به مرحلهٔ تعریف‌کنندهٔ شش کلاه تبدیل نمی‌کند.

مثال پیوند تصادفی: مسئله، مراجعهٔ تکراری به اداره است. پیش از تلاش برای حل آن، محرک نامرتبط «پل» را انتخاب کنید. اتصال، عبور از شکاف و تکیه‌گاه‌های میانی از ویژگی‌های آن‌اند. آنها را به خدمت پیوند دهید: اتصال سوابق پراکنده، پل‌زدن میان خدمت اینترنتی و حضوری، یا ایجاد نقطهٔ انتقال پروندهٔ ناقص. سامانهٔ مشترک پیگیری درخواست را به‌عنوان یک گزینه انتخاب و کاهش واقعی مراجعات تکراری را آزمایش کنید. محرک، امکان‌ها را برمی‌انگیزد؛ شاهد کارآمدی راه‌حل نیست. ورودی تصادفی می‌تواند در طوفان فکری به کار رود، اما قاعدهٔ تعریف‌کنندهٔ طوفان فکری همچنان تعویق نقد است.

ابعاد مشارکت را از هم جدا نگه دارید

جلسه می‌تواند حضوری یا از راه دور، شفاهی یا نوشتاری، هم‌زمان یا ناهم‌زمان باشد. این ابعاد مستقل‌اند. جلسهٔ ویدئویی از راه دور می‌تواند شفاهی و هم‌زمان باشد؛ خبرگان حاضر در یک اتاق نیز می‌توانند خاموش و روی کاغذ مشارکت کنند. روش را باید از مراحل تعریف‌کنندهٔ آن شناخت، نه فقط از رسانه.

مرز اصطلاحات: عنوان‌های گروه کاغذی (Paper Group) و سیستم خبرگی (Expert System) در برخی مطالب کنکوری برای تمایز مشارکت نوشتاریِ حضوری خبرگان از تخصصِ از راه دور یا با واسطهٔ سیستم به کار می‌روند. تعریف دقیق منبع درسیِ این زوج روشن نشده است. هنگام تفسیر این صورت‌بندی، همین کاربرد محدود را حفظ کنید؛ گروه کاغذی را خودکار معادل هر پروتکل گروه اسمی نگیرید و سیستم خبرگی را با دلفی جایگزین نکنید. در اصطلاح متعارف هوش مصنوعی، سیستم خبره از پایگاه دانش (Knowledge Base) و موتور استنتاج (Inference Engine) استفاده می‌کند؛ مشارکت از راه دورِ خبرگان نه شرط لازم تعریف آن است و نه شرط کافی.

مثال کوتاه: بازطراحی باجهٔ خدمت

مدیری اثر شکل تازهٔ خدمت را بر شهروندان، کارکنان و دسترسی آینده بررسی می‌کند. او مشاهدات ناقص را در چند الگوی خلاق خدمت تلفیق می‌کند: سبک ادراکی. همکارش داده‌های تفصیلی صف را می‌خواهد و هر چیدمان را منظم می‌آزماید: سبک تحلیلی.

در جلسهٔ تیم، کارکنان ابتدا خاموش ایده می‌نویسند تا صدای افراد ارشد غالب نشود. اگر سپس همهٔ ایده‌ها ثبت و روشن شوند و افراد مستقلاً آنها را رتبه‌بندی کنند، فرایند گروه اسمی شکل می‌گیرد. در کاوش دوم، همه ابتدا خطرها و سپس مزایا را بررسی می‌کنند: تفکر موازی. دریافت برآوردهای ناشناس در چند دور همراه با بازخورد از خبرگان غایب، دلفی است. صرف یک‌بار ایمیل‌زدن به آنان دلفی را محقق نمی‌کند.

مقایسه با مفاهیم نزدیک

زوج اشتباه‌پذیر آزمون تمایز
سبک ادراکی و رفتاری تلفیق خلاق در ابهام در برابر حمایت بین‌فردی و پذیرش
سبک تحلیلی و ارشادی کاوش و مقایسهٔ گسترده در برابر نتیجه‌گیری سریع و ساختاریافته
ایده‌نویسی و گروه اسمی صرف تولید نوشتاری در برابر فرایند ساختاریافتهٔ تولید، روشن‌سازی و رتبه‌بندی
دلفی و سیستم خبره قضاوت تکرارشوندهٔ خبرگان انسانی در برابر استنتاج رایانه‌ای مبتنی بر دانش
گوردون و تفکر موازی بازتعریف قیاسی در برابر جهت‌های هماهنگ تفکر
سبک تصمیم‌گیری و روش خلاقیت ترجیح فرد در برابر فرایند مورد استفادهٔ گروه

نکتهٔ کنکوری: ابتدا محور را بشناسید: سبک فرد، شیوهٔ مشارکت، فرایند تولید ایده یا سازوکار استدلال. «خلاق و انسان‌گرا» نشانهٔ سبک ادراکی است؛ «نوشتاری» به معنای از راه دور نیست؛ «خبره» نیز به‌تنهایی دلفی را مشخص نمی‌کند.

نکتهٔ کنکوری: شناخت مسئله ← آمادگی؛ آزمون ایدهٔ پیشنهادی ← وارسی. علت‌های احتمالی دسته‌بندی‌شده نشانهٔ استخوان ماهی، محرک نامرتبط نشانهٔ ورودی تصادفی و جهت مشترک تفکر نشانهٔ تفکر موازی است. مدل‌های تصمیم و انتخاب پیاپی در کارت هم‌خانوادهٔ مدل‌های تصمیم بررسی می‌شوند.

#decision-styles#rowe#wallas#fishbone#group-creativity#random-input#parallel-thinking

کارت‌های مرتبط

سوالات تمرینی