KonkurStudy
همه کارت‌ها

تناژ، ظرفیت و سنجش آبخور (Tonnage, Capacity & the Draught Survey)

تفکیک وزن‌های کشتی، حجم غله/عدل‌بندی و GT/NT بدون بُعد؛ محاسبهٔ بار از تفاضل سنجش‌های تصحیح‌شدهٔ آبخور. تمایز حجم هندسی انبار با ارتفاع واقعی، قاعدهٔ جایگزین جرم فلهٔ پرچگال با آبخور تابستانی و قاعدهٔ ارتفاع توده؛ همراه با محدودیت وزن/فضا و تبدیل فادم/استر.

کارت مفهوم کنکور ارشد مدیریت

اهمیت
۰/۵

۱. تعریف — چیستی موضوع

تناژ و ظرفیت (Tonnage and capacity) خانواده‌ای از سنجه‌هاست که یک پرسش تجاری واحد را در چند واحد متفاوت پاسخ می‌دهد: این کشتی چقدر می‌تواند حمل کند و هم‌اکنون چقدر بار دارد؟ این خانواده به سه چیزِ از نظر فیزیکی متفاوت تقسیم می‌شود که دانشجویان مرتباً آن‌ها را با هم می‌آمیزند — سنجه‌های وزنی (آبکشش، وزن کشتی خالی، ظرفیت وزنی)، سنجه‌های حجمی (ظرفیت غله و ظرفیت عدل‌بندی، فضای مکعبیِ قابل‌استفادهٔ انبار) و سنجه‌های قانونی/اداری (تناژ ناخالص و خالص، که اساساً وزن نیستند). سنجش آبخور (draught survey) همان رویهٔ عملیاتی است که این سه را به هم پیوند می‌دهد: با قرائت علائم آبخور (draught marks) کشتی پیش و پس از بارگیری، تبدیل هر قرائت به یک آبکشش/جابه‌جایی (displacement) از طریق جداول هیدرواستاتیک (hydrostatic tables) شناور، و گرفتن تفاضل آن‌ها، بازرس بار را با استفاده از خودِ کشتی به‌عنوان ترازو وزن می‌کند. این روش، شیوهٔ استاندارد تعیین مقدار بار فله — غله، سنگ معدن، زغال‌سنگ، کود، ضایعات — در جایی است که باسکول یا ترازوی نواری عملی نیست، و گزارش سنجش آبخور (draught survey report) حاصل، همان سند تجاری‌ای است که فرستنده، گیرنده و بیمه‌گر بر مبنای آن تسویه می‌کنند.

۲. خاستگاه — این سنجه‌ها از کجا آمده‌اند

مبنای فیزیکی، اصل ارشمیدس (Archimedes' principle) است: جسم شناور حجمی از آب را جابه‌جا می‌کند که وزن آن برابر وزن خود جسم است. هرچه در سنجش آبخور رخ می‌دهد کاربردی از همین گزارهٔ واحد است؛ به همین دلیل این روش در اصل دقیق است و تنها دقت قرائت‌ها و تصحیح‌ها آن را محدود می‌کند.

تناژهای قانونی تباری دیگر دارند. رویّهٔ بریتانیایی سدهٔ نوزدهم حجم محصورشدهٔ کشتی را اندازه می‌گرفت و هر ۱۰۰ فوت مکعب را یک تن ثبتی (register ton) می‌نامید — نظام مورسوم (Moorsom system)، به نام جورج مورسوم، که در قوانین کشتیرانی بازرگانی بریتانیا پذیرفته شد و سپس در سراسر جهان تقلید شد؛ به همین سبب است که «تن» در کشتیرانی یک حجم است، نه وزن، و هیچ ربطی به تن متریک ندارد. آن نظام ثبتی در سطح بین‌المللی با کنوانسیون بین‌المللی اندازه‌گیری تناژ کشتی‌ها، ۱۹۶۹ (IMO, 1969) جایگزین شد که تناژ ناخالص (GT، gross tonnage) و تناژ خالص (NT، net tonnage) امروزی را به‌صورت اعداد شاخصِ بدون بُعد تعریف می‌کند؛ اولی از کل حجم محصور کشتی و دومی از حجم درآمدزای بار محاسبه می‌شود. از آنجا که عوارض بندری، هزینهٔ عبور از کانال‌ها، جداول نفرات خدمه و رژیم‌های بازرسی همگی بر پایهٔ GT و NT تعیین می‌شوند، این دو به اقتصاد و مقررات تعلق دارند؛ حال آنکه آبکشش و ظرفیت وزنی به معماری کشتی و به قرارداد حمل بار مربوط‌اند. هرجا این دو خانواده با هم اشتباه گرفته شوند، معمولاً یک سؤال کنکوری روی همان اشتباه بنا شده است.

۳. ساختار — سه خانواده

۳٫۱ سنجه‌های وزنی (تن متریک)

سنجه فارسی تعریف واحد
Displacement Δ\Delta آبکشش / جابه‌جایی وزن کل کشتی و هرآنچه در لحظهٔ معین در آن است؛ برابر وزن آب جابه‌جاشده تن
Light displacement / lightweight وزن کشتی خالی (سبک) کشتی به‌همان صورت ساخته‌شده و کامل — بدنه، ماشین‌آلات، تجهیزات دائمی — بدون بار، سوخت، آب، آذوقه و خدمه تن
Loaded displacement آبکشش بارگیری‌شده آبکشش هنگام شناوری در خط بارگیری تعیین‌شده برای آن منطقه/فصل تن
Deadweight (DWT) ظرفیت وزنی، دِدوِیت کل وزن قابل حمل = آبکشش بارگیری‌شده − وزن کشتی خالی؛ شامل بار و نیز سوخت، آب شیرین، آذوقه، توازن (بالاست) و خدمه تن
Cargo deadweight / payload ظرفیت بار خالص DWT منهای سوخت، آب شیرین، آذوقه، بالاست و خدمه — آنچه واقعاً می‌توان به‌عنوان فضای کرایه‌ای فروخت تن
Constant ثابت کشتی اختلاف انباشتهٔ اندازه‌گیری‌ناپذیر (گِل، لجن، قطعات یدکی، مایعات غیرقابل تخلیه) که بازرسی آن را کسر می‌کند تن
TPC تن بر هر سانتی‌متر آبخور تناژی که باید بارگیری شود تا آبخور متوسط یک سانتی‌متر افزایش یابد t/cm

۳٫۲ سنجه‌های حجمی (متر مکعب)

سنجه فارسی چه چیزی را می‌شمارد
Moulded volume L×B×HL\times B\times H حجم قالبی انبار جعبهٔ هندسی محفظه — هرگز به‌طور کامل قابل استفاده نیست
Grain capacity ظرفیت غله حجم در دسترس برای بار فلهٔ روان که میان تیرها و شاه‌تیرها هم جاری می‌شود؛ عدد بزرگ‌تر
Bale capacity ظرفیت عدل‌بندی حجم در دسترس برای بار کیسه‌ای/عدل‌بندی‌شده/جعبه‌ای، اندازه‌گیری‌شده تا سطح داخلی تیرها و تا حفاظ جدارهٔ انبار؛ عدد کوچک‌تر
Broken stowage فضای هدررفته کسری از فضا که شکل بسته‌بندی، تیرها و چوب‌بست آن را غیرقابل‌استفاده می‌کند
Stowage factor (SF) ضریب چیدمان (استیو) حجمی که یک تن از یک کالای معین اشغال می‌کند، برحسب m3/tonne\text{m}^3/\text{tonne}

۳٫۳ سنجه‌های قانونی / اداری

سنجه فارسی ماهیت کاربرد
Gross tonnage (GT) تناژ ناخالص شاخص بدون بُعدِ کل حجم محصور عوارض بندری، تعداد خدمه، رژیم‌های بازرسی و ایمنی
Net tonnage (NT) تناژ خالص شاخص بدون بُعدِ حجم درآمدزای بار حق عبور از کانال، عوارض فانوس دریایی، برخی مالیات‌ها

۳٫۴ هستهٔ کمّی

اصل ارشمیدس، به همان شکلی که بازرس به کار می‌برد:

Δ=ρ×∇\Delta = \rho \times \nabla

که در آن ∇\nabla حجم زیرِ آب (جابه‌جاشده) برحسب m3\text{m}^3 و ρ\rho چگالی آب برحسب t/m3\text{t}/\text{m}^3 است (آب شور استاندارد =1.025= 1.025).

ظرفیت حمل به‌صورت تفاضل دو آبکشش:

DWT=Δloaded−ΔlightDWT = \Delta_{\text{loaded}} - \Delta_{\text{light}}

خمش هاگ/سگ، از سه آبخور (جلو dFd_F، میانه dMd_M، عقب dAd_A):

δ=dM−dF+dA2\delta = d_M - \frac{d_F + d_A}{2}

مقدار δ<0\delta < 0 (کم‌عمق‌تر بودن میانه نسبت به دو سر) به معنای خمش رو به بالا (hogging) و δ>0\delta > 0 به معنای خمش رو به پایین (sagging) است. اثر خمش بدنه به‌طور تقریبی با تصحیح میانگینِ میانگین‌ها / میانگین یک‌چهارم (mean-of-means / quarter-mean) لحاظ می‌شود:

dcorr=dF+dA+6 dM8d_{\text{corr}} = \frac{d_F + d_A + 6\,d_M}{8}

تصحیح چگالی آب برای آبکشش جدولی:

Δtrue=Δtable×ρdock1.025\Delta_{\text{true}} = \Delta_{\text{table}} \times \frac{\rho_{\text{dock}}}{1.025}

غوطه‌وری و اغماض آب شیرین:

TPC=AW×ρ100,FWAmm=Δ4×TPCTPC = \frac{A_W \times \rho}{100}, \qquad FWA_{\text{mm}} = \frac{\Delta}{4 \times TPC}

که در آن AWA_W مساحت سطح آبخور برحسب m2\text{m}^2 است.

حجم تقریبیِ قابل‌استفادهٔ انبار — قاعدهٔ سرانگشتی هندسی با LL طول انبار، BB عرض انبار و HH ارتفاع واقعی داخلی انبار، همگی برحسب متر. این برآورد ظرفیت تأییدشدهٔ خاص شناور نیست. در اینجا 0.90.9 معادل کسر تقریباً 10%10\% بابت تیرها، شاه‌تیرها، بازوها، حفاظ جدارهٔ انبار (spar ceiling / cargo battens)، کف‌پوش تانک‌تاپ و فضای هدررفته است:

C≈0.9×L×B×HC \approx 0.9 \times L \times B \times H

و تبدیل این فضا به جرمِ محدودشده با حجم از راه ضریب چیدمان (این عدد هنوز مجوز سازه‌ای یا خط بارگیری نیست):

Wspace=CSF=0.9 L B HSFW_{\mathrm{space}} = \frac{C}{SF} = \frac{0.9\,L\,B\,H}{SF}

فضای هدررفته به‌صورت درصد:

BS%=Vcompartment−Voccupied by cargoVcompartment×100BS\% = \frac{V_{\text{compartment}} - V_{\text{occupied by cargo}}}{V_{\text{compartment}}} \times 100

۳٫۴a. قاعدهٔ جایگزین جرم بار فلهٔ پرچگال

آیین‌نامهٔ تاریخی حمل ایمن کالای جامد فلهٔ IMO (Code of Safe Practice for Solid Bulk Cargoes)، قطعنامهٔ A.434(XI)، برای نبود اطلاعات تفصیلی بارگیریِ کالای فلهٔ پرچگال احتیاط زیر را ارائه می‌کند:

Wmax⁡=0.9LBDtonnes.W_{\max}=0.9LBD\quad\text{tonnes}.

در اینجا LL طول انبار، BB عرض متوسط انبار و DD آبخور بارگیری تابستانی (summer load draught) است؛ همگی برحسب متر. این حد تجربی جرم، حجم انبار یا ارتفاع توده نیست؛ ضریب آن با واحدهای مقرر به کار می‌رود و کسر هندسیِ ده‌درصدی تفسیر نمی‌شود. اطلاعات خاص شناور و حدود بارگیری و سازه‌ای همچنان ملاک‌اند.

بررسی فرضیِ جداگانهٔ جرم: برای L=20 mL=20\ \mathrm{m}، B=12 mB=12\ \mathrm{m} و D=8 mD=8\ \mathrm{m}:

Wmax⁡=0.9×20×12×8=1728 t.W_{\max}=0.9\times20\times12\times8=1728\ \mathrm{t}.

این محاسبهٔ جایگزین از ارتفاع انبار HH استفاده نمی‌کند و بر SFSF تقسیم نمی‌شود؛ بررسی آن از برآورد تبدیل فضا به جرم در ادامه جداست.

۳٫۴b. قاعدهٔ جایگزین ارتفاع تودهٔ فلهٔ پرچگال: منبع و خروجی را مشخص کنید

در آیین‌نامهٔ تاریخی حمل ایمن کالای جامد فلهٔ IMO (Code of Safe Practice for Solid Bulk Cargoes)، قطعنامهٔ A.434(XI)، این قاعدهٔ جایگزین برای کالای فلهٔ پرچگال (high-density bulk cargo)، هنگام نبود اطلاعات تفصیلی بارگیری و تسطیح‌نشده یا نیمه‌تسطیح‌شده‌بودن توده ارائه شده است:

hmax⁡=1.1×D×SFh_{\max}=1.1\times D\times SF

در اینجا DD آبخور بارگیری تابستانی (summer load draught) برحسب متر و SFSF حجم به‌ازای هر تن برحسب m3/t\mathrm{m^3/t} است؛ ضریب عددی را با همین واحدهای مقرر به کار ببرید. حد به قلهٔ توده نسبت به کف فضای بار مربوط است. حجم کل بار، تناژ بار یا ارتفاع بار عرشه‌ای را نمی‌دهد. این احتیاط تاریخی با دامنهٔ مشخص منبع، مجوز عمومیِ امروزی بارگیری یا گواهی تحمل بار تانک‌تاپ نیست.

محاسبه معنای ورودی خروجی / حد و واحد
برآورد هندسی انبار C≈0.9LBHC\approx0.9LBH HH: ارتفاع واقعی داخلی انبار در این برآورد حجم تقریبیِ قابل‌استفاده، متر مکعب
قاعدهٔ جایگزین جرم فلهٔ پرچگال Wmax⁡=0.9LBDW_{\max}=0.9LBD LL: طول انبار؛ BB: عرض متوسط انبار؛ DD: آبخور بارگیری تابستانی؛ همگی متر حد تجربی جرم بار، تن
جرم حاصل از فضا Wspace=C/SFW_{\mathrm{space}}=C/SF CC: متر مکعب قابل‌استفاده؛ SFSF: متر مکعب بر تن جرم محدودشده با حجم، تن؛ سایر حدود بارگیری همچنان لازم‌اند
قاعدهٔ فلهٔ پرچگال hmax⁡=1.1×D×SFh_{\max}=1.1\times D\times SF DD: آبخور بارگیری تابستانی حداکثر قلهٔ توده از کف انبار، متر، در شرایط قاعدهٔ جایگزین
کسورات سنجش D1,D2D_1,D_2 وزن اقلام غیر بار تنِ کسرشدنی؛ بی‌ارتباط با هر دو طول

کاربرد فرضی: با D=8 mD=8\ \mathrm{m} و SF=0.50 m3/tSF=0.50\ \mathrm{m^3/t}:

hmax⁡=1.1×8×0.50=4.4 mh_{\max}=1.1\times8\times0.50=4.4\ \mathrm{m}

این محاسبه فقط ارتفاع قله را بررسی می‌کند. اطلاعات بارگیری خاص شناور، محدودیت‌های سازه‌ای و برنامهٔ بارگیریِ قابل‌اعمال همچنان لازم‌اند. کارت همراه ایمنی بارگیری فله‌برها (bulk-carrier loading safety)، هماهنگی کشتی–ساحل، توالی/نرخ انتقال بار و کنترل بالاست را پوشش می‌دهد.

۳٫۵ واحدهای بُعدی: فادم، حجم و جرم بار

فادم (Fathom) طولی برابر شش فوت است. در قرارداد حجم الوار، فادم مکعب (Cubic fathom) حجم توده‌ای است که هر بُعد آن یک فادم باشد. نام به‌تنهایی کافی نیست: بُعد را تشخیص دهید، ضریب تبدیل طول را به توان آن بُعد برسانید و سپس واحد خروجی را بررسی کنید.

کمیت تبدیل چه چیزی می‌سنجد؟
طول 1 fathom=6 ft1\,\text{fathom}=6\,\text{ft} عمق یا فاصله
مساحت 1 fathom2=62 ft2=36 ft21\,\text{fathom}^2=6^2\,\text{ft}^2=36\,\text{ft}^2 سطح، نه ظرفیت انبار
حجم تودهٔ الوار 1 fathom3=63 ft3=216 ft31\,\text{fathom}^3=6^3\,\text{ft}^3=216\,\text{ft}^3 فضای اشغالی سه‌بعدی
حجم متریک چوب: استر (stere) 1 stere=1 m31\,\text{stere}=1\,\mathrm{m}^3 واحد حجم؛ حجم توده شامل فاصله‌هاست مگر خلاف آن تصریح شود
بار با مبنای جرم 1 t=1000 kg1\,\text{t}=1000\,\text{kg} جرم محموله، نه واحد مکعبی

مثال کوچک: دو فادم مکعب 2×216=432 ft32\times216=432\,\text{ft}^3 فضا اشغال می‌کند. به توان سه رساندن ضریب تبدیل واحد به معنی به توان سه رساندن تعداد واحدهای حجم نیست. توده ممکن است فضای خالی داشته باشد؛ حجم اشغالی خودبه‌خود حجم چوب توپر نیست. تبدیل این حجم به جرم، به چگالی یا ضریب چیدمان مناسب نیاز دارد، نه تبدیل طول دیگری. کرایهٔ حجمی، حجم را و کرایهٔ وزنی، وزن را مبنا می‌گیرد؛ واحد مقرر تعرفه را به کار برید و هیچ‌کدام را با GT/NT بدون بُعد اشتباه نگیرید.

۴. نحوهٔ کاربرد

۴٫۱ رویّهٔ سنجش آبخور، به ترتیب

گام فارسی چه انجام می‌شود چرا اهمیت دارد
۱ قرائت شش آبخور قرائت هر شش علامت آبخور — جلو، میانه، عقب، در هر دو طرف چپ و راست میانگین‌گیری چپ/راست اثر کج‌شدگی عرضی (list) را حذف می‌کند
۲ تصحیح موقعیت علائم تصحیح هر قرائت نسبت به عمودهای واقعی علائم دقیقاً روی عمودها نصب نشده‌اند
۳ تصحیح خمش (کوارتر مین) اعمال dcorr=(dF+dA+6dM)/8d_{\text{corr}} = (d_F + d_A + 6 d_M)/8 اثر خمش هاگ/سگ را لحاظ می‌کند؛ نادیده گرفتنش می‌تواند بار را صدها تن اشتباه گزارش کند
۴ ورود به جداول هیدرواستاتیک ورود به جداول هیدرواستاتیک با آبخور متوسطِ تصحیح‌شده یک طول را به یک آبکشش تبدیل می‌کند
۵ تصحیح تریم اعمال تصحیح‌های اول و دوم تریم جداول شرایط تراز (even keel) را فرض می‌کنند؛ کشتی به‌ندرت چنین است
۶ تصحیح چگالی مقیاس‌کردن با ρdock/1.025\rho_{\text{dock}}/1.025 آب اسکله به‌ندرت آب شور استاندارد است
۷ سنجش اقلام کسرشدنی سنجش بالاست، آب شیرین، سوخت، روان‌کارها، پساب‌ها؛ تعیین ثابت کشتی این‌ها بار نیستند و باید کسر شوند
۸ تفاضل بار == (آبکشش خالص نهایی) −- (آبکشش خالص اولیه) همان عددی که طرف‌های تجاری بر مبنایش پرداخت می‌کنند

به بیان صوری:

Wcargo=(Δ2−D2)−(Δ1−D1)W_{\text{cargo}} = \left( \Delta_2 - D_2 \right) - \left( \Delta_1 - D_1 \right)

که در آن DD همهٔ اقلام کسرشدنی (بالاست، آب شیرین، سوخت، آذوقه، ثابت کشتی) را در بر می‌گیرد. سنجش دو بار انجام می‌شود — یک سنجش اولیه (خالی/ورود) و یک سنجش نهایی (بارگیری‌شده/خروج) — و تنها تفاضل آن‌ها رقم بار است؛ آبکشش مطلقِ هیچ‌یک از دو سنجش به‌تنهایی هرگز خودِ بار نیست.

۴٫۲ قاعدهٔ تصمیم در چیدمان — محدودیت وزنی یا محدودیت حجمی؟

ضریب چیدمان کالا را با نسبت فضا به تنِ خودِ کشتی مقایسه کنید:

ship ratio=cargo capacity in m3cargo deadweight in tonnes\text{ship ratio} = \frac{\text{cargo capacity in } \text{m}^3}{\text{cargo deadweight in tonnes}}
شرط فارسی کشتی نخست از نظر … «پر می‌شود» نوع بار نمونه
SF<SF < نسبت کشتی کالای سنگین وزن — پیش از پرشدن انبارها به خط بارگیری می‌رسد بار وزنی (deadweight cargo) سنگ‌آهن، ایلمنیت، فولاد
SF>SF > نسبت کشتی کالای حجیم حجم — انبارها پیش از فرورفتن علائم پر می‌شوند بار حجمی (measurement cargo) برنج کیسه‌ای، پنبه، الوار، کالاهای بسته‌بندی سبک
SF≈SF \approx نسبت کشتی کالای متعادل هر دو هم‌زمان — حالت آرمانی، «پُر و تا خط شاهین (full and down)» — —

یک کالای واحد بسته به نوع بسته‌بندی می‌تواند در هر دو سوی این مرز قرار گیرد: بار کیسه‌ای ضریب چیدمان بزرگ‌تری از همان کالا به‌صورت فله دارد، چون خودِ کیسه‌ها فضای هدررفته ایجاد می‌کنند.

۴٫۳ خواندن اجزا

  • علائم آبخور به «چه مقدار» پاسخ می‌دهند. سنجش آبخور مقدار بار را اندازه می‌گیرد و با بازرسی خسارت یا وضعیت متفاوت است، هرچند روش‌های اندازه‌گیری دیگر نیز می‌توانند تن گزارش کنند.
  • جدول هیدرواستاتیک متر را به تن تبدیل می‌کند. بدون جدول، قرائت آبخور از نظر تجاری بی‌معناست.
  • فقط در برآورد هندسی CC، عدد 0.90.9 کسر فضاست. توضیح ده‌درصدی را به قاعدهٔ تجربی جرم بار Wmax⁡=0.9LBDW_{\max}=0.9LBD منتقل نکنید.
  • GT/NT هرگز وارد محاسبهٔ بار نمی‌شوند. آن‌ها شاخص‌های حجمی برای اخذ عوارض‌اند، نه وزن.

۵. مثال کوچک حل‌شده (ساختگی)

بخش الف — سنجش آبخور. یک کشتی فله‌بر پیش و پس از بارگیری غله سنجش می‌شود.

سنجش اولیه (خالی). آبخورهای متوسط تصحیح‌شده: dF=4.10d_F = 4.10 متر، dA=5.30d_A = 5.30 متر، dM=4.64d_M = 4.64 متر.

δ=4.64−4.10+5.302=4.64−4.70=−0.06 m\delta = 4.64 - \frac{4.10 + 5.30}{2} = 4.64 - 4.70 = -0.06 \text{ m}

میانه از میانگین دو سر کم‌عمق‌تر است، پس بدنه به‌اندازهٔ 66 سانتی‌متر دچار هاگ (خمش رو به بالا) است. آبخور میانگین یک‌چهارم برابر است با

dcorr=4.10+5.30+6×4.648=9.40+27.848=37.248=4.655 md_{\text{corr}} = \frac{4.10 + 5.30 + 6 \times 4.64}{8} = \frac{9.40 + 27.84}{8} = \frac{37.24}{8} = 4.655 \text{ m}

جداول هیدرواستاتیک در این آبخور Δtable=9,200\Delta_{\text{table}} = 9{,}200 تن می‌دهند. آب اسکله لب‌شور با ρ=1.012\rho = 1.012 است:

Δ1=9,200×1.0121.025=9,083.3 t\Delta_1 = 9{,}200 \times \frac{1.012}{1.025} = 9{,}083.3 \text{ t}

سنجش مخازن اقلام کسرشدنی D1=2,150D_1 = 2{,}150 تن (بالاست، سوخت، آب شیرین، آذوقه) به‌علاوهٔ ثابت کشتی 6060 تن می‌دهد، پس D1=2,210D_1 = 2{,}210 تن و آبکشش خالص در حالت خالی برابر است با

Δ1−D1=9,083.3−2,210=6,873.3 t\Delta_1 - D_1 = 9{,}083.3 - 2{,}210 = 6{,}873.3 \text{ t}

سنجش نهایی (بارگیری‌شده). همین محاسبات Δ2=27,640\Delta_2 = 27{,}640 تن با D2=1,430D_2 = 1{,}430 تن می‌دهد (بخش زیادی از بالاست حین بارگیری تخلیه شده است)، پس آبکشش خالص در حالت بارگیری‌شده 27,640−1,430=26,21027{,}640 - 1{,}430 = 26{,}210 تن است. بنابراین

Wcargo=26,210−6,873.3=19,336.7≈19,337 tW_{\text{cargo}} = 26{,}210 - 6{,}873.3 = 19{,}336.7 \approx 19{,}337 \text{ t}

توجه کنید اگر تصحیح هاگ نادیده گرفته می‌شد چه پیش می‌آمد: با میانگین سادهٔ دو سر، یعنی 4.704.70 متر به‌جای 4.6554.655 متر، آبکشش اولیه بیش از واقع خوانده می‌شد و رقم بار به همان اندازه کمتر از واقع درمی‌آمد — و دقیقاً به همین دلیل است که آبخور میانه اصلاً قرائت می‌شود.

بخش ب — ظرفیت یک انبار. یک انبار زیرین دارای طول داخلی L=24L = 24 متر، عرض B=18B = 18 متر و ارتفاع واقعی داخلی H=11H = 11 متر است. آبخور تابستانی در این مثال هندسی به کار نمی‌رود.

C≈0.9×24×18×11=0.9×4,752=4,276.8 m3C \approx 0.9 \times 24 \times 18 \times 11 = 0.9 \times 4{,}752 = 4{,}276.8 \text{ m}^3

برای کالایی با SF=1.6 m3/tSF = 1.6\ \text{m}^3/\text{t} (یک کالای کیسه‌ای فرضی):

Wspace=4,276.81.6=2,673 tW_{\mathrm{space}} = \frac{4{,}276.8}{1.6} = 2{,}673 \text{ t}

برای کالایی حجیم با SF=4.0 m3/tSF = 4.0\ \text{m}^3/\text{t} همان محفظه تنها 4,276.8/4.0=1,069.24{,}276.8 / 4.0 = 1{,}069.2 تن می‌گیرد — فضا تغییری نکرده، اما وزن فرومی‌ریزد. این جرم حاصل از ظرفیت فضایی است؛ برای تعیین بار مجاز واقعی، آن را با ظرفیت بار خالصِ موجود، تحمل بار کف انبار، پایداری و حدود بارگیریِ قابل‌اعمال مقایسه کنید.

۶. اشتباه نشود با…

الف) پنج عددِ «این کشتی چقدر بزرگ است»

سنجه فارسی آیا وزن است؟ چه چیزی را می‌شمارد کجا به کار می‌رود
Displacement آبکشش بله کشتی + هرآنچه هم‌اکنون در آن است پایداری، سنجش آبخور
Lightweight وزن خالی کشتی بله کشتی خالی به‌همان صورت ساخته‌شده ارزش اسقاط، مبنای سنجش
Deadweight (DWT) ظرفیت وزنی بله کل ظرفیت حمل — بار به‌علاوهٔ سوخت، آب، آذوقه چارتر، «اندازهٔ» فله‌بر/نفتکش
Gross tonnage (GT) تناژ ناخالص نه — یک شاخص حجمی کل حجم محصور عوارض بندری، تعداد خدمه، مقررات ایمنی
Net tonnage (NT) تناژ خالص نه — یک شاخص حجمی حجم درآمدزا (بار) عوارض کانال، عوارض فانوس دریایی

پرکاربردترین تله در این حوزه: ظرفیت وزنی (DWT) معادل ظرفیت بار نیست. ظرفیت بار خالص برابر DWT منهای سوخت، آب شیرین، آذوقه، بالاست و خدمه است و در سفرهای طولانی، تنها سهم سوخت بخش قابل‌توجهی از آن را می‌بلعد.

ب) انواع بازرسی که سنجش آبخور نیستند

بازرسی فارسی پرسشی که پاسخ می‌دهد خروجی
Draught survey سنجش آبخور چند تن بارگیری/تخلیه شد؟ یک کمیت (تن)
Damage / cargo survey بازرسی خسارت آیا بار یا کشتی آسیب دیده و بر اثر چه؟ یک حکم و رقم خسارت
Hull / classification survey بازرسی بدنه و رده‌بندی آیا فولاد سالم است — ترک، خوردگی، شکستگی؟ یک وضعیت رده‌بندی، از بازرسی فیزیکی/غیرمخرب
Casualty report / sea protest گزارش سانحه دریایی در تصادم یا به‌گل‌نشستن چه رخ داد؟ یک شرح وقایع
On-hire / off-hire survey بازرسی تحویل و تحویل‌گیری وضعیت و موجودی سوخت هنگام تحویل/بازتحویل چگونه بود؟ یک صورت‌جلسهٔ وضعیت + سوخت

وجه تمایز: سنجش آبخور تنِ بار را از تغییر آبکشش تعیین می‌کند. سایر بازرسی‌ها عمدتاً وضعیت یا رویدادها را می‌سنجند؛ سنجش سوخت نیز می‌تواند با اندازه‌گیری مخازن، تن گزارش کند.

ج) واژگان ظرفیت

اصطلاح فارسی معنا ویژگی متمایزکننده
Grain capacity ظرفیت غله حجم برای بار فلهٔ روان میان تیرها و شاه‌تیرها جاری می‌شود ⇐ عدد بزرگ‌تر
Bale capacity ظرفیت عدل‌بندی حجم برای بار کیسه‌ای/عدل‌بندی‌شده/جعبه‌ای تا داخل تیرها و حفاظ جداره اندازه‌گیری می‌شود ⇐ عدد کوچک‌تر
Stowage factor ضریب چیدمان m3\text{m}^3 اشغال‌شده به‌ازای یک تن بار ویژگی کالا و بسته‌بندی آن
Broken stowage فضای هدررفته درصد غیرقابل‌استفادهٔ یک محفظه ویژگی تناسب شکلی میان بار و انبار
Load density / tank-top strength تحمل بار کف انبار t/m2\text{t}/\text{m}^2 مجاز روی عرشه یا تانک‌تاپ ارتفاع چیدن را محدود می‌کند، نه حجم کل را

د) اندازه‌گیری‌های عمودی پیرامون خط آب

اصطلاح فارسی از → تا چه چیزی را محدود می‌کند
Draught آبخور کف کشتی → خط آب عمق شناوری؛ ورودی سنجش
Freeboard آزادبرد خط آب → عرشهٔ آزادبرد شناوری ذخیره؛ تعیین‌شده با خط بارگیری / خط شاهین (Plimsoll mark)
Depth (moulded) عمق قالبی کف کشتی → عرشه یک بُعد ثابت بدنه؛ در برآورد هندسی ظرفیت، ارتفاع واقعی انبار را به کار برید، نه لزوماً عمق قالبی کل کشتی
Air draught ارتفاع آزاد (آبخور هوایی) خط آب → بالاترین نقطهٔ دکل فاصلهٔ ایمن از پل‌ها و جرثقیل‌ها

Draught+Freeboard=Depth\text{Draught} + \text{Freeboard} = \text{Depth} (تا عرشهٔ آزادبرد) — و به همین دلیل است که بارگیری بیشتر، آبخور را افزایش و آزادبرد را کاهش می‌دهد، و اینکه سقف نهایی برای بار سنگین را خط بارگیری تعیین می‌کند، نه حجم انبار.

ه) وزن‌های کانتینری، که همین واژه‌ها را به‌گونه‌ای دیگر به کار می‌برند

اصطلاح فارسی معنا
Tare weight وزن خالی (تِر) خودِ کانتینر/وسیلهٔ نقلیهٔ خالی
Net weight / payload وزن خالص بار تنها خودِ بار
Gross weight وزن ناخالص تِر ++ خالصِ واقعی، مبنای بالابری و چیدمان؛ حداکثر وزن ناخالص مجازِ درج‌شده، حدی جداگانه است

نکتهٔ کنکوری: ابتدا کمیت و معنای نمادها را مشخص کنید. تن بار در سنجش → تفاضل آبکشش‌های تصحیح‌شده، با (dF+dA+6dM)/8(d_F+d_A+6d_M)/8 برای لحاظ‌کردن اثر هاگ/سگ. متر مکعبِ تقریبیِ قابل‌استفاده → C≈0.9LBHC\approx0.9LBH، با ارتفاع واقعی انبار HH؛ فقط اینجا 0.90.9 اغماض فضاییِ حدود 10%10\% است. حد جرم فلهٔ پرچگال با دامنهٔ مشخص منبع → Wmax⁡=0.9LBDW_{\max}=0.9LBD تن، با آبخور تابستانی DD. قلهٔ تودهٔ تسطیح‌نشده/نیمه‌تسطیح‌شده → hmax⁡=1.1×D×SFh_{\max}=1.1\times D\times SF، در قاعدهٔ جایگزین تاریخی. GT/NT شاخص حجمی بدون بُعدند، نه وزن بار. تقسیم حجم قابل‌استفاده بر SFSF، تن حاصل از فضا را می‌دهد: SF بزرگ‌تر یعنی کالای حجیم‌تر و جرم قابل‌جای‌گیری کمتر. فادم مکعب ۲۱۶ فوت مکعب، فادم طولی شش فوت و استر یک متر مکعب است. شباهت ظاهر فرمول‌ها به معنی یکسان‌بودن تعریف نمادها و خروجی آنها نیست.

فرمول‌های کلیدی

Archimedes' principle (displacement)
Δ=ρ×∇\Delta = \rho \times \nabla
Deadweight (DWT)
DWT=Δloaded−ΔlightDWT = \Delta_{\text{loaded}} - \Delta_{\text{light}}
Hog / sag deflection
δ=dM−dF+dA2\delta = d_M - \frac{d_F + d_A}{2}
Mean-of-means (quarter-mean) corrected draught
dcorr=dF+dA+6 dM8d_{\text{corr}} = \frac{d_F + d_A + 6\,d_M}{8}
Water-density correction of tabulated displacement
Δtrue=Δtable×ρdock1.025\Delta_{\text{true}} = \Delta_{\text{table}} \times \frac{\rho_{\text{dock}}}{1.025}
Cargo weight by difference of two surveys
Wcargo=(Δ2−D2)−(Δ1−D1)W_{\text{cargo}} = (\Delta_2 - D_2) - (\Delta_1 - D_1)
Tonnes per centimetre immersion (TPC)
TPC=AW×ρ100TPC = \frac{A_W \times \rho}{100}
Fresh water allowance (mm)
FWA=Δ4×TPCFWA = \frac{\Delta}{4 \times TPC}
Approximate usable hold volume (geometric estimate)
C≈0.9LBHC\approx0.9LBH

L and B are internal hold length and breadth; H is actual internal hold height in metres. Output is cubic metres.

Space-derived cargo mass from volume and stowage factor
Wspace=CSF=0.9LBHSFW_{\mathrm{space}}=\frac{C}{SF}=\frac{0.9LBH}{SF}

A volume-limited mass estimate, not loading authorization; check weight, structural and stability limits separately.

Broken stowage percentage
BS%=Vcompartment−VcargoVcompartment×100BS\% = \frac{V_{\text{compartment}} - V_{\text{cargo}}}{V_{\text{compartment}}} \times 100
Linear fathom
1 fathom=6 ft1\,\text{fathom}=6\,\text{ft}
Cubic fathom for timber volume
1 fathom3=63 ft3=216 ft31\,\text{fathom}^3=6^3\,\text{ft}^3=216\,\text{ft}^3
Historical dense-bulk fallback pile-height bound
hmax⁡=1.1×D×SFh_{\max}=1.1\times D\times SF

IMO A.434(XI), specified untrimmed/partly trimmed high-density bulk context without detailed loading information; D is summer load draught in metres and SF is cubic metres per tonne. Height above cargo-space floor, not a general authorization.

Stere: metric wood-volume unit
1 stere=1 m31\,\text{stere}=1\,\mathrm{m}^3
Historical high-density bulk cargo mass fallback
Wmax⁡=0.9LBDtonnesW_{\max}=0.9LBD\quad\text{tonnes}

IMO A.434(XI), when detailed loading information is unavailable. L: hold length, B: average hold breadth, D: summer load draught; all entered in metres.

#tonnage#draught-survey#stowage-factor#unit-conversion#hold-volume#bulk-cargo-mass#pile-height

کارت‌های مرتبط

مفهومدانش حمل‌ونقل
تخلیه و بارگیری، چیدمان بار و بارهای خاص

چیدمان بار (stowage) جانمایی محموله را برای تأمین چهار هدف رقیب برنامه‌ریزی می‌کند (ایمنی کشتی، ایمنی بار، سرعت عملیات و استفادهٔ کامل از فضا) و از راه سه خانوادهٔ کمّی اجرا می‌شود — اتحاد وزنی وزن ناخالص = وزن تاره + بار، به‌همراه همزاد آن در مقیاس کشتی یعنی جابه‌جایی/وزن سبک/وزن مرده؛ حساب فضا شامل ظرفیت غله در برابر ظرفیت عدل‌بندی، ضریب چیدمان و فضای هدررفته؛ و تجهیزات بالابری با بیشینه بار ایمن (SWL) و حالت‌های بلندکردن دوگانه/دوقلو/دکل‌های جفت‌شده — در حالی که بارهای خاص (بارهای سنگین، کالاهای خطرناک، بارهای فلهٔ مستعد روان‌شدگی و خودسوز، کالاهای فاسدشدنی و مایعات با نقطهٔ ریزش بالا مانند کرئوزوت و روغن‌های پالم) هرکدام یک رژیم حملِ نام‌دار از گرمایش، سرمایش، تهویه یا بی‌اثرسازی را فعال می‌کنند.

cargo-handlingstowage-factortare-weighttandem-lift
مفهومدانش حمل‌ونقل
انواع و ساختار کشتی، خطوط بارگیری و علائم ارتفاع آزاد بدنه

تفکیک انواع تاریخیِ بادبانی، پارویی، بخار و موتوری از هدف عملیاتی، سازهٔ انبار و دسته‌های خط بارگیری؛ همراه با کف مضاعف، سقف تانک، کف‌پوش، حفاظ جداره، تانک عمیق، علائم معمولی/چوب، هندسهٔ ارتفاع آزاد و محاسبات فصلی، آب شیرین و آب حوضچه. عرشهٔ روباز را از عرشهٔ آزاد/اصلی/میانی و رو-پکس را از رو-رو باری و فری واگن‌بر جدا می‌کند. کوفردام را از تانک ذخیره جدا و موردِ خاص برداشتن حفاظ جداره برای زغال را مقید می‌کند.

ship-typesclipper-galleyship-constructionload-line
مفهومدانش حمل‌ونقل
بارگیری و تخلیهٔ فله‌برها و ایمنی کشتی–ساحل

بار، بالاست و ایمنی میانی را در مدل کشتی–ساحل BLU هماهنگ کنید. نظارت افسر اول بر بار و پایداری را از فرماندهی نهایی کاپیتان و وظایف معمول افسر دوم و سوم تفکیک کنید.

blu-codeship-shore-coordinationchief-officermaster

سوالات تمرینی · 8/9

همهٔ 9 سؤال →