۱. تعریف — چیستی موضوع
تناژ و ظرفیت (Tonnage and capacity) خانوادهای از سنجههاست که یک پرسش تجاری واحد را در چند واحد متفاوت پاسخ میدهد: این کشتی چقدر میتواند حمل کند و هماکنون چقدر بار دارد؟ این خانواده به سه چیزِ از نظر فیزیکی متفاوت تقسیم میشود که دانشجویان مرتباً آنها را با هم میآمیزند — سنجههای وزنی (آبکشش، وزن کشتی خالی، ظرفیت وزنی)، سنجههای حجمی (ظرفیت غله و ظرفیت عدلبندی، فضای مکعبیِ قابلاستفادهٔ انبار) و سنجههای قانونی/اداری (تناژ ناخالص و خالص، که اساساً وزن نیستند). سنجش آبخور (draught survey) همان رویهٔ عملیاتی است که این سه را به هم پیوند میدهد: با قرائت علائم آبخور (draught marks) کشتی پیش و پس از بارگیری، تبدیل هر قرائت به یک آبکشش/جابهجایی (displacement) از طریق جداول هیدرواستاتیک (hydrostatic tables) شناور، و گرفتن تفاضل آنها، بازرس بار را با استفاده از خودِ کشتی بهعنوان ترازو وزن میکند. این روش، شیوهٔ استاندارد تعیین مقدار بار فله — غله، سنگ معدن، زغالسنگ، کود، ضایعات — در جایی است که باسکول یا ترازوی نواری عملی نیست، و گزارش سنجش آبخور (draught survey report) حاصل، همان سند تجاریای است که فرستنده، گیرنده و بیمهگر بر مبنای آن تسویه میکنند.
۲. خاستگاه — این سنجهها از کجا آمدهاند
مبنای فیزیکی، اصل ارشمیدس (Archimedes' principle) است: جسم شناور حجمی از آب را جابهجا میکند که وزن آن برابر وزن خود جسم است. هرچه در سنجش آبخور رخ میدهد کاربردی از همین گزارهٔ واحد است؛ به همین دلیل این روش در اصل دقیق است و تنها دقت قرائتها و تصحیحها آن را محدود میکند.
تناژهای قانونی تباری دیگر دارند. رویّهٔ بریتانیایی سدهٔ نوزدهم حجم محصورشدهٔ کشتی را اندازه میگرفت و هر ۱۰۰ فوت مکعب را یک تن ثبتی (register ton) مینامید — نظام مورسوم (Moorsom system)، به نام جورج مورسوم، که در قوانین کشتیرانی بازرگانی بریتانیا پذیرفته شد و سپس در سراسر جهان تقلید شد؛ به همین سبب است که «تن» در کشتیرانی یک حجم است، نه وزن، و هیچ ربطی به تن متریک ندارد. آن نظام ثبتی در سطح بینالمللی با کنوانسیون بینالمللی اندازهگیری تناژ کشتیها، ۱۹۶۹ (IMO, 1969) جایگزین شد که تناژ ناخالص (GT، gross tonnage) و تناژ خالص (NT، net tonnage) امروزی را بهصورت اعداد شاخصِ بدون بُعد تعریف میکند؛ اولی از کل حجم محصور کشتی و دومی از حجم درآمدزای بار محاسبه میشود. از آنجا که عوارض بندری، هزینهٔ عبور از کانالها، جداول نفرات خدمه و رژیمهای بازرسی همگی بر پایهٔ GT و NT تعیین میشوند، این دو به اقتصاد و مقررات تعلق دارند؛ حال آنکه آبکشش و ظرفیت وزنی به معماری کشتی و به قرارداد حمل بار مربوطاند. هرجا این دو خانواده با هم اشتباه گرفته شوند، معمولاً یک سؤال کنکوری روی همان اشتباه بنا شده است.
۳. ساختار — سه خانواده
۳٫۱ سنجههای وزنی (تن متریک)
| سنجه | فارسی | تعریف | واحد |
|---|---|---|---|
| Displacement | آبکشش / جابهجایی | وزن کل کشتی و هرآنچه در لحظهٔ معین در آن است؛ برابر وزن آب جابهجاشده | تن |
| Light displacement / lightweight | وزن کشتی خالی (سبک) | کشتی بههمان صورت ساختهشده و کامل — بدنه، ماشینآلات، تجهیزات دائمی — بدون بار، سوخت، آب، آذوقه و خدمه | تن |
| Loaded displacement | آبکشش بارگیریشده | آبکشش هنگام شناوری در خط بارگیری تعیینشده برای آن منطقه/فصل | تن |
| Deadweight (DWT) | ظرفیت وزنی، دِدوِیت | کل وزن قابل حمل = آبکشش بارگیریشده − وزن کشتی خالی؛ شامل بار و نیز سوخت، آب شیرین، آذوقه، توازن (بالاست) و خدمه | تن |
| Cargo deadweight / payload | ظرفیت بار خالص | DWT منهای سوخت، آب شیرین، آذوقه، بالاست و خدمه — آنچه واقعاً میتوان بهعنوان فضای کرایهای فروخت | تن |
| Constant | ثابت کشتی | اختلاف انباشتهٔ اندازهگیریناپذیر (گِل، لجن، قطعات یدکی، مایعات غیرقابل تخلیه) که بازرسی آن را کسر میکند | تن |
| TPC | تن بر هر سانتیمتر آبخور | تناژی که باید بارگیری شود تا آبخور متوسط یک سانتیمتر افزایش یابد | t/cm |
۳٫۲ سنجههای حجمی (متر مکعب)
| سنجه | فارسی | چه چیزی را میشمارد |
|---|---|---|
| Moulded volume | حجم قالبی انبار | جعبهٔ هندسی محفظه — هرگز بهطور کامل قابل استفاده نیست |
| Grain capacity | ظرفیت غله | حجم در دسترس برای بار فلهٔ روان که میان تیرها و شاهتیرها هم جاری میشود؛ عدد بزرگتر |
| Bale capacity | ظرفیت عدلبندی | حجم در دسترس برای بار کیسهای/عدلبندیشده/جعبهای، اندازهگیریشده تا سطح داخلی تیرها و تا حفاظ جدارهٔ انبار؛ عدد کوچکتر |
| Broken stowage | فضای هدررفته | کسری از فضا که شکل بستهبندی، تیرها و چوببست آن را غیرقابلاستفاده میکند |
| Stowage factor (SF) | ضریب چیدمان (استیو) | حجمی که یک تن از یک کالای معین اشغال میکند، برحسب |
۳٫۳ سنجههای قانونی / اداری
| سنجه | فارسی | ماهیت | کاربرد |
|---|---|---|---|
| Gross tonnage (GT) | تناژ ناخالص | شاخص بدون بُعدِ کل حجم محصور | عوارض بندری، تعداد خدمه، رژیمهای بازرسی و ایمنی |
| Net tonnage (NT) | تناژ خالص | شاخص بدون بُعدِ حجم درآمدزای بار | حق عبور از کانال، عوارض فانوس دریایی، برخی مالیاتها |
۳٫۴ هستهٔ کمّی
اصل ارشمیدس، به همان شکلی که بازرس به کار میبرد:
که در آن حجم زیرِ آب (جابهجاشده) برحسب و چگالی آب برحسب است (آب شور استاندارد ).
ظرفیت حمل بهصورت تفاضل دو آبکشش:
خمش هاگ/سگ، از سه آبخور (جلو ، میانه ، عقب ):
مقدار (کمعمقتر بودن میانه نسبت به دو سر) به معنای خمش رو به بالا (hogging) و به معنای خمش رو به پایین (sagging) است. اثر خمش بدنه بهطور تقریبی با تصحیح میانگینِ میانگینها / میانگین یکچهارم (mean-of-means / quarter-mean) لحاظ میشود:
تصحیح چگالی آب برای آبکشش جدولی:
غوطهوری و اغماض آب شیرین:
که در آن مساحت سطح آبخور برحسب است.
حجم تقریبیِ قابلاستفادهٔ انبار — قاعدهٔ سرانگشتی هندسی با طول انبار، عرض انبار و ارتفاع واقعی داخلی انبار، همگی برحسب متر. این برآورد ظرفیت تأییدشدهٔ خاص شناور نیست. در اینجا معادل کسر تقریباً بابت تیرها، شاهتیرها، بازوها، حفاظ جدارهٔ انبار (spar ceiling / cargo battens)، کفپوش تانکتاپ و فضای هدررفته است:
و تبدیل این فضا به جرمِ محدودشده با حجم از راه ضریب چیدمان (این عدد هنوز مجوز سازهای یا خط بارگیری نیست):
فضای هدررفته بهصورت درصد:
۳٫۴a. قاعدهٔ جایگزین جرم بار فلهٔ پرچگال
آییننامهٔ تاریخی حمل ایمن کالای جامد فلهٔ IMO (Code of Safe Practice for Solid Bulk Cargoes)، قطعنامهٔ A.434(XI)، برای نبود اطلاعات تفصیلی بارگیریِ کالای فلهٔ پرچگال احتیاط زیر را ارائه میکند:
در اینجا طول انبار، عرض متوسط انبار و آبخور بارگیری تابستانی (summer load draught) است؛ همگی برحسب متر. این حد تجربی جرم، حجم انبار یا ارتفاع توده نیست؛ ضریب آن با واحدهای مقرر به کار میرود و کسر هندسیِ دهدرصدی تفسیر نمیشود. اطلاعات خاص شناور و حدود بارگیری و سازهای همچنان ملاکاند.
بررسی فرضیِ جداگانهٔ جرم: برای ، و :
این محاسبهٔ جایگزین از ارتفاع انبار استفاده نمیکند و بر تقسیم نمیشود؛ بررسی آن از برآورد تبدیل فضا به جرم در ادامه جداست.
۳٫۴b. قاعدهٔ جایگزین ارتفاع تودهٔ فلهٔ پرچگال: منبع و خروجی را مشخص کنید
در آییننامهٔ تاریخی حمل ایمن کالای جامد فلهٔ IMO (Code of Safe Practice for Solid Bulk Cargoes)، قطعنامهٔ A.434(XI)، این قاعدهٔ جایگزین برای کالای فلهٔ پرچگال (high-density bulk cargo)، هنگام نبود اطلاعات تفصیلی بارگیری و تسطیحنشده یا نیمهتسطیحشدهبودن توده ارائه شده است:
در اینجا آبخور بارگیری تابستانی (summer load draught) برحسب متر و حجم بهازای هر تن برحسب است؛ ضریب عددی را با همین واحدهای مقرر به کار ببرید. حد به قلهٔ توده نسبت به کف فضای بار مربوط است. حجم کل بار، تناژ بار یا ارتفاع بار عرشهای را نمیدهد. این احتیاط تاریخی با دامنهٔ مشخص منبع، مجوز عمومیِ امروزی بارگیری یا گواهی تحمل بار تانکتاپ نیست.
| محاسبه | معنای ورودی | خروجی / حد و واحد |
|---|---|---|
| برآورد هندسی انبار | : ارتفاع واقعی داخلی انبار در این برآورد | حجم تقریبیِ قابلاستفاده، متر مکعب |
| قاعدهٔ جایگزین جرم فلهٔ پرچگال | : طول انبار؛ : عرض متوسط انبار؛ : آبخور بارگیری تابستانی؛ همگی متر | حد تجربی جرم بار، تن |
| جرم حاصل از فضا | : متر مکعب قابلاستفاده؛ : متر مکعب بر تن | جرم محدودشده با حجم، تن؛ سایر حدود بارگیری همچنان لازماند |
| قاعدهٔ فلهٔ پرچگال | : آبخور بارگیری تابستانی | حداکثر قلهٔ توده از کف انبار، متر، در شرایط قاعدهٔ جایگزین |
| کسورات سنجش | وزن اقلام غیر بار | تنِ کسرشدنی؛ بیارتباط با هر دو طول |
کاربرد فرضی: با و :
این محاسبه فقط ارتفاع قله را بررسی میکند. اطلاعات بارگیری خاص شناور، محدودیتهای سازهای و برنامهٔ بارگیریِ قابلاعمال همچنان لازماند. کارت همراه ایمنی بارگیری فلهبرها (bulk-carrier loading safety)، هماهنگی کشتی–ساحل، توالی/نرخ انتقال بار و کنترل بالاست را پوشش میدهد.
۳٫۵ واحدهای بُعدی: فادم، حجم و جرم بار
فادم (Fathom) طولی برابر شش فوت است. در قرارداد حجم الوار، فادم مکعب (Cubic fathom) حجم تودهای است که هر بُعد آن یک فادم باشد. نام بهتنهایی کافی نیست: بُعد را تشخیص دهید، ضریب تبدیل طول را به توان آن بُعد برسانید و سپس واحد خروجی را بررسی کنید.
| کمیت | تبدیل | چه چیزی میسنجد؟ |
|---|---|---|
| طول | عمق یا فاصله | |
| مساحت | سطح، نه ظرفیت انبار | |
| حجم تودهٔ الوار | فضای اشغالی سهبعدی | |
| حجم متریک چوب: استر (stere) | واحد حجم؛ حجم توده شامل فاصلههاست مگر خلاف آن تصریح شود | |
| بار با مبنای جرم | جرم محموله، نه واحد مکعبی |
مثال کوچک: دو فادم مکعب فضا اشغال میکند. به توان سه رساندن ضریب تبدیل واحد به معنی به توان سه رساندن تعداد واحدهای حجم نیست. توده ممکن است فضای خالی داشته باشد؛ حجم اشغالی خودبهخود حجم چوب توپر نیست. تبدیل این حجم به جرم، به چگالی یا ضریب چیدمان مناسب نیاز دارد، نه تبدیل طول دیگری. کرایهٔ حجمی، حجم را و کرایهٔ وزنی، وزن را مبنا میگیرد؛ واحد مقرر تعرفه را به کار برید و هیچکدام را با GT/NT بدون بُعد اشتباه نگیرید.
۴. نحوهٔ کاربرد
۴٫۱ رویّهٔ سنجش آبخور، به ترتیب
| گام | فارسی | چه انجام میشود | چرا اهمیت دارد |
|---|---|---|---|
| ۱ | قرائت شش آبخور | قرائت هر شش علامت آبخور — جلو، میانه، عقب، در هر دو طرف چپ و راست | میانگینگیری چپ/راست اثر کجشدگی عرضی (list) را حذف میکند |
| ۲ | تصحیح موقعیت علائم | تصحیح هر قرائت نسبت به عمودهای واقعی | علائم دقیقاً روی عمودها نصب نشدهاند |
| ۳ | تصحیح خمش (کوارتر مین) | اعمال | اثر خمش هاگ/سگ را لحاظ میکند؛ نادیده گرفتنش میتواند بار را صدها تن اشتباه گزارش کند |
| ۴ | ورود به جداول هیدرواستاتیک | ورود به جداول هیدرواستاتیک با آبخور متوسطِ تصحیحشده | یک طول را به یک آبکشش تبدیل میکند |
| ۵ | تصحیح تریم | اعمال تصحیحهای اول و دوم تریم | جداول شرایط تراز (even keel) را فرض میکنند؛ کشتی بهندرت چنین است |
| ۶ | تصحیح چگالی | مقیاسکردن با | آب اسکله بهندرت آب شور استاندارد است |
| ۷ | سنجش اقلام کسرشدنی | سنجش بالاست، آب شیرین، سوخت، روانکارها، پسابها؛ تعیین ثابت کشتی | اینها بار نیستند و باید کسر شوند |
| ۸ | تفاضل | بار (آبکشش خالص نهایی) (آبکشش خالص اولیه) | همان عددی که طرفهای تجاری بر مبنایش پرداخت میکنند |
به بیان صوری:
که در آن همهٔ اقلام کسرشدنی (بالاست، آب شیرین، سوخت، آذوقه، ثابت کشتی) را در بر میگیرد. سنجش دو بار انجام میشود — یک سنجش اولیه (خالی/ورود) و یک سنجش نهایی (بارگیریشده/خروج) — و تنها تفاضل آنها رقم بار است؛ آبکشش مطلقِ هیچیک از دو سنجش بهتنهایی هرگز خودِ بار نیست.
۴٫۲ قاعدهٔ تصمیم در چیدمان — محدودیت وزنی یا محدودیت حجمی؟
ضریب چیدمان کالا را با نسبت فضا به تنِ خودِ کشتی مقایسه کنید:
| شرط | فارسی | کشتی نخست از نظر … «پر میشود» | نوع بار | نمونه |
|---|---|---|---|---|
| نسبت کشتی | کالای سنگین | وزن — پیش از پرشدن انبارها به خط بارگیری میرسد | بار وزنی (deadweight cargo) | سنگآهن، ایلمنیت، فولاد |
| نسبت کشتی | کالای حجیم | حجم — انبارها پیش از فرورفتن علائم پر میشوند | بار حجمی (measurement cargo) | برنج کیسهای، پنبه، الوار، کالاهای بستهبندی سبک |
| نسبت کشتی | کالای متعادل | هر دو همزمان — حالت آرمانی، «پُر و تا خط شاهین (full and down)» | — | — |
یک کالای واحد بسته به نوع بستهبندی میتواند در هر دو سوی این مرز قرار گیرد: بار کیسهای ضریب چیدمان بزرگتری از همان کالا بهصورت فله دارد، چون خودِ کیسهها فضای هدررفته ایجاد میکنند.
۴٫۳ خواندن اجزا
- علائم آبخور به «چه مقدار» پاسخ میدهند. سنجش آبخور مقدار بار را اندازه میگیرد و با بازرسی خسارت یا وضعیت متفاوت است، هرچند روشهای اندازهگیری دیگر نیز میتوانند تن گزارش کنند.
- جدول هیدرواستاتیک متر را به تن تبدیل میکند. بدون جدول، قرائت آبخور از نظر تجاری بیمعناست.
- فقط در برآورد هندسی ، عدد کسر فضاست. توضیح دهدرصدی را به قاعدهٔ تجربی جرم بار منتقل نکنید.
- GT/NT هرگز وارد محاسبهٔ بار نمیشوند. آنها شاخصهای حجمی برای اخذ عوارضاند، نه وزن.
۵. مثال کوچک حلشده (ساختگی)
بخش الف — سنجش آبخور. یک کشتی فلهبر پیش و پس از بارگیری غله سنجش میشود.
سنجش اولیه (خالی). آبخورهای متوسط تصحیحشده: متر، متر، متر.
میانه از میانگین دو سر کمعمقتر است، پس بدنه بهاندازهٔ سانتیمتر دچار هاگ (خمش رو به بالا) است. آبخور میانگین یکچهارم برابر است با
جداول هیدرواستاتیک در این آبخور تن میدهند. آب اسکله لبشور با است:
سنجش مخازن اقلام کسرشدنی تن (بالاست، سوخت، آب شیرین، آذوقه) بهعلاوهٔ ثابت کشتی تن میدهد، پس تن و آبکشش خالص در حالت خالی برابر است با
سنجش نهایی (بارگیریشده). همین محاسبات تن با تن میدهد (بخش زیادی از بالاست حین بارگیری تخلیه شده است)، پس آبکشش خالص در حالت بارگیریشده تن است. بنابراین
توجه کنید اگر تصحیح هاگ نادیده گرفته میشد چه پیش میآمد: با میانگین سادهٔ دو سر، یعنی متر بهجای متر، آبکشش اولیه بیش از واقع خوانده میشد و رقم بار به همان اندازه کمتر از واقع درمیآمد — و دقیقاً به همین دلیل است که آبخور میانه اصلاً قرائت میشود.
بخش ب — ظرفیت یک انبار. یک انبار زیرین دارای طول داخلی متر، عرض متر و ارتفاع واقعی داخلی متر است. آبخور تابستانی در این مثال هندسی به کار نمیرود.
برای کالایی با (یک کالای کیسهای فرضی):
برای کالایی حجیم با همان محفظه تنها تن میگیرد — فضا تغییری نکرده، اما وزن فرومیریزد. این جرم حاصل از ظرفیت فضایی است؛ برای تعیین بار مجاز واقعی، آن را با ظرفیت بار خالصِ موجود، تحمل بار کف انبار، پایداری و حدود بارگیریِ قابلاعمال مقایسه کنید.
۶. اشتباه نشود با…
الف) پنج عددِ «این کشتی چقدر بزرگ است»
| سنجه | فارسی | آیا وزن است؟ | چه چیزی را میشمارد | کجا به کار میرود |
|---|---|---|---|---|
| Displacement | آبکشش | بله | کشتی + هرآنچه هماکنون در آن است | پایداری، سنجش آبخور |
| Lightweight | وزن خالی کشتی | بله | کشتی خالی بههمان صورت ساختهشده | ارزش اسقاط، مبنای سنجش |
| Deadweight (DWT) | ظرفیت وزنی | بله | کل ظرفیت حمل — بار بهعلاوهٔ سوخت، آب، آذوقه | چارتر، «اندازهٔ» فلهبر/نفتکش |
| Gross tonnage (GT) | تناژ ناخالص | نه — یک شاخص حجمی | کل حجم محصور | عوارض بندری، تعداد خدمه، مقررات ایمنی |
| Net tonnage (NT) | تناژ خالص | نه — یک شاخص حجمی | حجم درآمدزا (بار) | عوارض کانال، عوارض فانوس دریایی |
پرکاربردترین تله در این حوزه: ظرفیت وزنی (DWT) معادل ظرفیت بار نیست. ظرفیت بار خالص برابر DWT منهای سوخت، آب شیرین، آذوقه، بالاست و خدمه است و در سفرهای طولانی، تنها سهم سوخت بخش قابلتوجهی از آن را میبلعد.
ب) انواع بازرسی که سنجش آبخور نیستند
| بازرسی | فارسی | پرسشی که پاسخ میدهد | خروجی |
|---|---|---|---|
| Draught survey | سنجش آبخور | چند تن بارگیری/تخلیه شد؟ | یک کمیت (تن) |
| Damage / cargo survey | بازرسی خسارت | آیا بار یا کشتی آسیب دیده و بر اثر چه؟ | یک حکم و رقم خسارت |
| Hull / classification survey | بازرسی بدنه و ردهبندی | آیا فولاد سالم است — ترک، خوردگی، شکستگی؟ | یک وضعیت ردهبندی، از بازرسی فیزیکی/غیرمخرب |
| Casualty report / sea protest | گزارش سانحه دریایی | در تصادم یا بهگلنشستن چه رخ داد؟ | یک شرح وقایع |
| On-hire / off-hire survey | بازرسی تحویل و تحویلگیری | وضعیت و موجودی سوخت هنگام تحویل/بازتحویل چگونه بود؟ | یک صورتجلسهٔ وضعیت + سوخت |
وجه تمایز: سنجش آبخور تنِ بار را از تغییر آبکشش تعیین میکند. سایر بازرسیها عمدتاً وضعیت یا رویدادها را میسنجند؛ سنجش سوخت نیز میتواند با اندازهگیری مخازن، تن گزارش کند.
ج) واژگان ظرفیت
| اصطلاح | فارسی | معنا | ویژگی متمایزکننده |
|---|---|---|---|
| Grain capacity | ظرفیت غله | حجم برای بار فلهٔ روان | میان تیرها و شاهتیرها جاری میشود ⇐ عدد بزرگتر |
| Bale capacity | ظرفیت عدلبندی | حجم برای بار کیسهای/عدلبندیشده/جعبهای | تا داخل تیرها و حفاظ جداره اندازهگیری میشود ⇐ عدد کوچکتر |
| Stowage factor | ضریب چیدمان | اشغالشده بهازای یک تن بار | ویژگی کالا و بستهبندی آن |
| Broken stowage | فضای هدررفته | درصد غیرقابلاستفادهٔ یک محفظه | ویژگی تناسب شکلی میان بار و انبار |
| Load density / tank-top strength | تحمل بار کف انبار | مجاز روی عرشه یا تانکتاپ | ارتفاع چیدن را محدود میکند، نه حجم کل را |
د) اندازهگیریهای عمودی پیرامون خط آب
| اصطلاح | فارسی | از → تا | چه چیزی را محدود میکند |
|---|---|---|---|
| Draught | آبخور | کف کشتی → خط آب | عمق شناوری؛ ورودی سنجش |
| Freeboard | آزادبرد | خط آب → عرشهٔ آزادبرد | شناوری ذخیره؛ تعیینشده با خط بارگیری / خط شاهین (Plimsoll mark) |
| Depth (moulded) | عمق قالبی | کف کشتی → عرشه | یک بُعد ثابت بدنه؛ در برآورد هندسی ظرفیت، ارتفاع واقعی انبار را به کار برید، نه لزوماً عمق قالبی کل کشتی |
| Air draught | ارتفاع آزاد (آبخور هوایی) | خط آب → بالاترین نقطهٔ دکل | فاصلهٔ ایمن از پلها و جرثقیلها |
(تا عرشهٔ آزادبرد) — و به همین دلیل است که بارگیری بیشتر، آبخور را افزایش و آزادبرد را کاهش میدهد، و اینکه سقف نهایی برای بار سنگین را خط بارگیری تعیین میکند، نه حجم انبار.
ه) وزنهای کانتینری، که همین واژهها را بهگونهای دیگر به کار میبرند
| اصطلاح | فارسی | معنا |
|---|---|---|
| Tare weight | وزن خالی (تِر) | خودِ کانتینر/وسیلهٔ نقلیهٔ خالی |
| Net weight / payload | وزن خالص بار | تنها خودِ بار |
| Gross weight | وزن ناخالص | تِر خالصِ واقعی، مبنای بالابری و چیدمان؛ حداکثر وزن ناخالص مجازِ درجشده، حدی جداگانه است |
نکتهٔ کنکوری: ابتدا کمیت و معنای نمادها را مشخص کنید. تن بار در سنجش → تفاضل آبکششهای تصحیحشده، با برای لحاظکردن اثر هاگ/سگ. متر مکعبِ تقریبیِ قابلاستفاده → ، با ارتفاع واقعی انبار ؛ فقط اینجا اغماض فضاییِ حدود است. حد جرم فلهٔ پرچگال با دامنهٔ مشخص منبع → تن، با آبخور تابستانی . قلهٔ تودهٔ تسطیحنشده/نیمهتسطیحشده → ، در قاعدهٔ جایگزین تاریخی. GT/NT شاخص حجمی بدون بُعدند، نه وزن بار. تقسیم حجم قابلاستفاده بر ، تن حاصل از فضا را میدهد: SF بزرگتر یعنی کالای حجیمتر و جرم قابلجایگیری کمتر. فادم مکعب ۲۱۶ فوت مکعب، فادم طولی شش فوت و استر یک متر مکعب است. شباهت ظاهر فرمولها به معنی یکسانبودن تعریف نمادها و خروجی آنها نیست.