KonkurStudy
همه کارت‌ها

کارآفرین: ویژگی‌ها، طرح کسب‌وکار و تأمین مالی

بنیان‌گذار از ابتدا تا انتها — مجموعهٔ ویژگی‌های شخصیتی کارآفرین و رفتاری که هر ویژگی «مالک» آن است، زنجیرهٔ ریسک‌پذیری→خلاقیت→نوآوری، زوج مطالعات امکان‌سنجی در برابر طرح کسب‌وکار و بخش‌های هر یک، و نردبان تأمین مالی از بوت‌استرپینگ و دوستان و خانواده و تأمین مالی جمعی و فرشتگان تا سرمایه‌گذاری خطرپذیر، همراه با محاسبات رقیق‌سازی مالکیت و نقطهٔ سربه‌سر و وجوه تمایز هر زوج مجاور.

کارت مفهوم کنکور ارشد مدیریت

اهمیت
۰/۵

۱. تعریف — کارآفرین، و سه پرسشی که این کارت به آن‌ها پاسخ می‌دهد

کارآفرینی (entrepreneurship) فرایند خلق ارزش جدید (creating new value) است از راه شناسایی یک فرصت و بسیج منابع برای بهره‌برداری از آن در شرایط عدم اطمینان (under uncertainty)، همراه با پذیرش ریسک مالی، روانی و اجتماعی که با آن همراه است؛ و کارآفرین (entrepreneur) کسی است که این فرایند را پیش می‌برد و آن ریسک را بر دوش می‌گیرد. هر آنچه دربارهٔ فرد بنیان‌گذار قابل طرح در آزمون است در سه پرسش به‌هم‌پیوسته می‌گنجد و این کارت به‌ترتیب به آن‌ها پاسخ می‌دهد: چه کسی عمل می‌کند — مجموعهٔ ویژگی‌های شخصیتی کارآفرین (entrepreneurial personality traits) و اینکه هر ویژگی مالک کدام رفتار است؛ با کدام سند — زوج مطالعات امکان‌سنجی (feasibility study) ← طرح کسب‌وکار / بیزینس پلن (business plan)؛ و با پول چه کسی — نردبان منابع تأمین مالی کارآفرینانه (entrepreneurial funding sources) از بوت‌استرپینگ (bootstrapping) تا سرمایه‌گذاری خطرپذیر (venture capital). ستون فقراتی که این سه را به هم وصل می‌کند، زنجیرهٔ متعارف فرایند کارآفرینی است:

ایده (idea)⇒فرصت (opportunity)⇒امکان‌سنجی (feasibility)⇒طرح کسب‌وکار (business plan)⇒تأمین منابع (resourcing)⇒راه‌اندازی (launch)\text{ایده (idea)} \Rightarrow \text{فرصت (opportunity)} \Rightarrow \text{امکان‌سنجی (feasibility)} \Rightarrow \text{طرح کسب‌وکار (business plan)} \Rightarrow \text{تأمین منابع (resourcing)} \Rightarrow \text{راه‌اندازی (launch)}

۲. خاستگاه — این مفهوم و اجزای آن از کجا آمده‌اند

عنصر منسوب به مسئله‌ای که برای حل آن مطرح شد
خودِ واژهٔ کارآفرین (entrepreneur) به‌عنوان تحمل‌کنندهٔ عدم اطمینان ریچارد کانتیلون (Richard Cantillon)، در نوشته‌های اقتصادی فرانسوی اقتصاد کلاسیک زمین و کار و سرمایه را داشت اما عاملی نداشت که نهاده‌ها را به قیمت معلوم بخرد و ستانده را به قیمت نامعلوم بفروشد. کانتیلون این عامل را نام‌گذاری کرد.
کارآفرین به‌عنوان بازتخصیص‌دهندهٔ منابع ژان‌باتیست سه (Jean-Baptiste Say) (به‌طور متعارف منسوب به او) تبیین اینکه چه کسی منابع را از کاربردهای کم‌بازده به کاربردهای پربازده منتقل می‌کند.
کارآفرین به‌عنوان نوآور — ترکیبات جدید (new combinations) و تخریب خلاق (creative destruction) جوزف شومپیتر (Joseph Schumpeter) اقتصادِ تعادل ایستا نمی‌توانست توسعه را توضیح دهد. پاسخ شومپیتر: کارآفرین با محصول، روش، بازار، منبع نهاده یا شکل سازمانی تازه، تعادل را می‌شکند.
ریسک در برابر عدم اطمینان (risk vs uncertainty)، و سود به‌عنوان پاداش تحمل دومی فرانک نایت (Frank Knight)، در Risk, Uncertainty and Profit اگر همهٔ پیامدها احتمالاتی بیمه‌پذیر بودند، رقابت سود را به صفر می‌رساند. تنها عدم اطمینان اندازه‌ناپذیر است که مازادی باقی می‌گذارد — سود کارآفرینانه.
نیاز به توفیق / nAch (need for achievement) به‌عنوان موتور روان‌شناختی دیوید مک‌کللند (David McClelland)، در The Achieving Society چرا برخی جوامع و افراد بنیان‌گذاران بیشتری می‌پرورانند؟ پاسخ: انگیزه‌ای آموخته برای عملکرد در برابر یک استاندارد برتری.
کانون کنترل (locus of control) جولیان راتر (Julian Rotter) سازه‌ای در روان‌شناسی عمومی — آیا پیامدها را به تلاش خودم نسبت می‌دهم یا به شانس، سرنوشت و دیگرانِ قدرتمند؟ — که بعدها به نیم‌رخ کارآفرینانه وارد شد.
هوشیاری کارآفرینانه (entrepreneurial alertness) — دیدگاه کشف (discovery) دربارهٔ فرصت اسرائیل کرزنر (Israel Kirzner)، مکتب اتریش فرصت‌ها به‌طور عینی به‌صورت عدم تعادل‌های بازار وجود دارند؛ کارآفرین کسی است که به‌قدر کافی هوشیار است تا آن‌ها را ببیند.
اثرسازی / عاملیت‌محوری (effectuation) — دیدگاه خلق (creation) دربارهٔ فرصت ساراس ساراسواتی (Saras Sarasvathy) مطالعهٔ بنیان‌گذاران خبره نشان داد آن‌ها از یک هدف ثابت شروع نمی‌کنند تا به دنبال ابزار بگردند؛ از ابزارهای در دسترس آغاز می‌کنند و فرصت را می‌سازند، و تنها آن‌قدر متعهد می‌شوند که توان از دست دادنش را دارند.
مدل تیمونز (Timmons model) — فرصت، تیم و منابع که کارآفرین آن‌ها را در توازن نگه می‌دارد جفری تیمونز (Jeffry Timmons) تأکید بر اینکه یک کسب‌وکار نوپا صرفاً یک ایده نیست: تناسب و توازن میان این سه عنصر است که آن را زیست‌پذیر می‌کند.
کارآفرین سازمانی (intrapreneur) گیفورد پینکات (Gifford Pinchot) این اصطلاح را رواج داد شرکت‌های بزرگ توان بازآفرینی خود را از دست می‌دهند؛ پاسخ، رفتار کارآفرینانه در درون سازمان موجود است.
جمع‌سپاری (crowdsourcing)، منطق پشت تأمین مالی جمعی (crowdfunding) جف هاو (Jeff Howe) این اصطلاح را رواج داد برون‌سپاری یک وظیفه — اینجا تأمین مالی — به جمعی نامشخص در فضای آنلاین، به‌جای یک متخصص معیّن.

هرجا سرفصل «مبانی کارآفرینی» در ایران از یک کتاب درسی پیروی می‌کند، معمولاً Entrepreneurship از هیسریچ–پیترز–شپرد یا Entrepreneurship: Successfully Launching New Ventures از بارینجر و آیرلند است؛ فهرست ویژگی‌های زیر میان هر دو سنت مشترک است.

۳. خودِ ساختارها

۳.۱ مجموعهٔ ویژگی‌ها — و رفتاری که هر ویژگی مالک آن است

آزمون تقریباً هیچ‌گاه نمی‌پرسد کدام‌یک از این‌ها یک ویژگی است (سه گزینه از چهار گزینه همیشه ویژگی‌های واقعی‌اند). می‌پرسد کدام ویژگی مالک یک رفتار مشخص است. ستون سمت راست را حفظ کنید.

ویژگی (فارسی — English) چیست به کدام پرسش پاسخ می‌دهد رفتاری که مالک آن است
حالت‌های ذهنی مثبت — positive mental states / positive mental attitude خوش‌بینی (optimism)، انتظار امیدوارانه دربارهٔ نتیجه، اعتماد به توانایی خود آیا اصلاً حرکت می‌کنم؟ اقدام کردن (taking action)، اهل عمل بودن — انتظار مثبت، ترس از شکست و تردید را از میان برمی‌دارد
توفیق‌طلبی / نیاز به موفقیت — need for achievement (nAch) میل به عملکرد در برابر یک استاندارد برتری؛ خواهان مسئولیت شخصی در قبال کار و بازخورد فوری و ملموس چقدر خوب باید انجامش دهم؟ تعیین اهداف چالشی اما دست‌یافتنی
مرکز/کانون کنترل درونی — internal locus of control باور به اینکه نتایج از تلاش و تصمیم خودم برمی‌آید، نه از شانس، سرنوشت یا دیگرانِ قدرتمند نتیجه مال کیست؟ پشتکار و پذیرش مسئولیت
ریسک‌پذیری متعادل — calculated / moderate risk-taking آمادگی برای تحمل سطحی سنجیده و ارزیابی‌شده از مخاطره — نه ریسک‌گریزی، نه قمار آیا عدم اطمینان را تحمل می‌کنم؟ تعهد پیش از آنکه نتیجه معلوم باشد؛ پیش‌شرط بروز خلاقیت
خلاقیت و نوآوری — creativity and innovativeness تولید ایده‌ها و ترکیب‌های نو؛ تبدیل آن‌ها به چیزی قابل استفاده چه چیز تازه‌ای انجام دهم؟ تولید ایده، محصولات/روش‌ها/بازارهای نو
تحمل ابهام — tolerance of ambiguity آسودگی در برابر اطلاعات ناقص و متناقض آیا بدون دادهٔ کامل می‌توانم تصمیم بگیرم؟ تصمیم‌گیری بر پایهٔ اطلاعات ناقص
استقلال‌طلبی — need for independence / autonomy میل به رئیس خود بودن و وضع قواعد خویش زیر قواعد چه کسی کار می‌کنم؟ ترک استخدام برای تأسیس کسب‌وکار
پشتکار و تحمل شکست — perseverance / tolerance of failure نگریستن به شکست همچون بازخورد، نه همچون حکم قطعی بعد از باخت چه می‌کنم؟ ورود دوباره و تکرار اصلاحی
آینده‌نگری / رؤیاپردازی — vision, foresight دیدن وضعیتی در آینده که هنوز وجود ندارد این مسیر به کجا می‌رود؟ بیان چشم‌اندازی که تیم و سرمایه‌گذار را جذب می‌کند
مرکز کنترل بیرونی — external locus of control (قطب مقابل، که فقط برای حذف شدن فهرست شده) نتایج را به شانس، سرنوشت و دیگران نسبت می‌دهد — انفعال، مقصر دانستن شرایط

زنجیرهٔ ریسک–خلاقیت. خلاقیت یعنی فاصله گرفتن از الگوی پذیرفته‌شده، و در همان لحظه که کسی چیزی را پیشنهاد می‌کند که هرگز انجام نشده است، نتیجه‌ای نامعلوم، هزینهٔ ازدست‌رفته و احتمال ناخشنودی دیگران را می‌پذیرد. پس پیکان علّی در فرایند کارآفرینی چنین است:

ریسک‌پذیری⇒خلاقیت⇒نوآوری⇒ارزش‌آفرینی\text{ریسک‌پذیری} \Rightarrow \text{خلاقیت} \Rightarrow \text{نوآوری} \Rightarrow \text{ارزش‌آفرینی}

ریسک‌پذیری پیش‌شرط (precondition) خلاقیت است، نه محصول آن؛ و خلاقیت هرگز ریسک را حذف نمی‌کند — در بهترین حالت شکل مخاطره را تغییر می‌دهد. کسب‌وکاری که هیچ عدم اطمینان باقی‌مانده‌ای نداشته باشد، بنا به تعریف کارآفرینی نیست.

۳.۲ دو سند — مطالعات امکان‌سنجی و طرح کسب‌وکار

مطالعات امکان‌سنجی — Feasibility Study (FS) طرح کسب‌وکار / بیزینس پلن — Business Plan (BP)
پرسشی که پاسخ می‌دهد «آیا اصلاً باید انجامش داد؟» — آیا انجامش دهیم؟ «چگونه انجامش دهیم؟» — چگونه انجامش دهیم؟
جایگاه در فرایند پیش از تعهد؛ یک صافی برو / نرو (go / no-go) پس از رأی مثبت، در راه‌اندازی و پس از آن
عمق غربالگری مقدماتی، گسترده، سریع و کم‌هزینه نقشهٔ راه تفصیلی عملیاتی، بازاریابی و مالی
گزینه‌ها چند سناریو/گزینهٔ جایگزین با هم مقایسه می‌شوند تنها سناریوی برگزیده تشریح می‌شود
تیم مدیریتی بخشی الزامی نیست — موضوع، ایده است بخشی محوری — سرمایه‌گذاران روی آدم‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند
طول عمر اساساً یک‌بار تهیه و سپس بایگانی می‌شود یک سند زنده (living document) که با پیشرفت کسب‌وکار به‌روز می‌شود
مخاطب اصلی خودِ بنیان‌گذاران (تصمیم درون‌سازمانی) بنیان‌گذاران به‌علاوهٔ سرمایه‌گذاران، بانک‌ها، شرکا و نیروهای کلیدی

چهار امکان‌سنجی درون FS — کالا/خدمت (product/service)، صنعت و بازار (industry/market)، سازمانی (organizational: کفایت تیم و منابع)، مالی (financial). یک نه در هر کدام یعنی نرو؛ این‌ها میانگین گرفته نمی‌شوند.

بخش‌های استاندارد یک طرح کسب‌وکار (ترتیب در کتاب‌های مختلف اندکی فرق می‌کند، محتوا نه):

Section فارسی چه چیزی را باید اثبات کند
Executive summary خلاصهٔ مدیریتی آخر نوشته می‌شود، اول خوانده می‌شود؛ کل کسب‌وکار در ۱ تا ۲ صفحه
Company / venture description معرفی کسب‌وکار شکل حقوقی، مأموریت، مرحلهٔ رشد، مکان
Industry & market analysis تحلیل صنعت و بازار اندازهٔ بازار، بخش هدف، روندها، رقبا
Marketing plan برنامهٔ بازاریابی آمیختهٔ بازاریابی و مسیر ورود به بازار
Operations / production plan برنامهٔ عملیات و تولید فرایند، ظرفیت، تأمین‌کنندگان، کیفیت
Management team تیم مدیریتی این افراد که هستند و چرا از عهدهٔ اجرای این کار برمی‌آیند
Financial plan برنامهٔ مالی صورت سود و زیان پیش‌بینی‌شده، پیش‌بینی جریان نقدی، ترازنامه، نقطهٔ سربه‌سر، نیاز سرمایه‌ای
Risks & exit / appendices ریسک‌ها و پیوست‌ها ریسک‌های کلیدی و راه‌های کاهش آن‌ها، رزومه‌ها، تفاهم‌نامه‌ها، جزئیات فنی

۳.۳ نردبان تأمین مالی

هر منبع تأمین مالی را با سه پرسش طبقه‌بندی کنید: چه کسی پول را می‌دهد، اندازهٔ هر سهم چقدر است، و دهنده چه چیزی پس می‌گیرد. هر پرسش حفظی در این حوزه با همین سه ستون حل می‌شود.

Source فارسی چه کسی تأمین می‌کند اندازهٔ متعارف تأمین‌کننده چه می‌گیرد مرحله
Bootstrapping تأمین مالی خودراه‌انداز خودِ بنیان‌گذار و خودِ کسب‌وکار — پس‌انداز شخصی، سود انباشته، پیش‌پرداخت مشتری، کش دادن حساب‌های پرداختنی، اجارهٔ دارایی به‌جای خرید کوچک و تدریجی هیچ — هیچ ادعای بیرونی وجود ندارد ایده ← اولیه
Friends & family (FFF: friends, family, fools) دوستان و خانواده یک حلقهٔ شخصی آشنا، بر پایهٔ اعتماد به بنیان‌گذار کوچک تا متوسط وام نرم، سهم غیررسمی، حسن نیت بذری
Crowdfunding تأمین مالی جمعی / جمع‌سپاری جمعی از افراد عادی و ناآشنا از طریق یک بستر اینترنتی، هرکس با مبلغی اندک برای هر حامی ناچیز، در مجموع بزرگ منافع ملموس یا ناملموس (محصول، نسخهٔ زودهنگام، قدردانی) — یا بهره/سهام در گونه‌های قرضی و سهامی بذری ← اولیه
Business angels فرشتگان کسب‌وکار افراد ثروتمند، اغلب کارآفرینان پیشین بزرگ، در قالب یک سهم واحد سهام (equity) به‌علاوهٔ نقش هیئت‌مدیره‌ای/مربی‌گری و شبکهٔ ارتباطات اولیه
Venture capital سرمایه‌گذاری خطرپذیر یک صندوق نهادی که پول دیگران را سرمایه‌گذاری می‌کند بسیار بزرگ، مرحله‌ای در چند دور سهام + حقوق کنترلی، با هدف خروج (exit) از راه تملک یا عرضهٔ عمومی رشد
Bank / debt finance تسهیلات بانکی بانک یا شرکت لیزینگ هر اندازه، وابسته به وثیقه بهره و بازپرداخت با تضمین — بدون مالکیت هر مرحله‌ای که دارایی یا سابقه باشد
Government grants & subsidised funds تسهیلات و گرنت‌های دولتی صندوق‌های نوآوری دولتی، پارک‌های علم و فناوری کوچک تا متوسط معمولاً بدون سهام، اما با الزامات پایبندی و گزارش‌دهی ایده ← اولیه
Incubator / accelerator مرکز رشد / شتاب‌دهنده برنامه‌ای که فضا، مربی‌گری و خدمات می‌دهد؛ شتاب‌دهنده‌ها مبلغ نقدی اندکی هم می‌افزایند نقدی اندک، غیرنقدی زیاد سهام اندک (شتاب‌دهنده)، کارمزد/هیچ (مرکز رشد) ایده ← اولیه

چهار مدل تأمین مالی جمعی — پاداش‌محور (reward-based: حالا حمایت کن، بعداً محصول را بگیر)، اهدایی (donation-based: بدون بازده مالی)، قرضی/وام‌محور (lending / peer-to-peer: اصل به‌علاوهٔ بهره)، و سهامی (equity-based: سهمی از مالکیت). دو مدل نخست همان چیزی هستند که «منافع ملموس یا ناملموس» (tangible or intangible benefits) به آن اشاره دارد.

۳.۴ هستهٔ کمّی کوچک

تنها انگشت‌شماری محاسبه به این حوزه تعلق دارد و همهٔ آن‌ها در برنامهٔ مالی طرح کسب‌وکار جای می‌گیرند.

نیاز سرمایه‌ای. پولی که باید جذب شود، بیشینهٔ جریان نقدی تجمعی منفی کسب‌وکار است، نه زیان سال اول:

K  =  ∣min⁡t ∑i=1tNCFi∣K \;=\; \left| \min_{t}\ \sum_{i=1}^{t} \text{NCF}_i \right|

دورهٔ دوام نقدینگی (Runway). نقدینگی موجود با نرخ مصرف خالص فعلی چقدر دوام می‌آورد:

Runway (months)  =  Cash on handMonthly net burn\text{Runway (months)} \;=\; \frac{\text{Cash on hand}}{\text{Monthly net burn}}

حجم نقطهٔ سربه‌سر در بخش مالی:

Q∗  =  Fp−vQ^{*} \;=\; \frac{F}{p - v}

رقیق‌سازی مالکیت (dilution) وقتی یک فرشته یا سرمایه‌گذار خطرپذیر مبلغ II را در برابر ارزش‌گذاری پیش از سرمایه‌گذاری VpreV_{\text{pre}} می‌آورد:

Vpost=Vpre+I,s=IVpre+I,αafter=αbefore (1−s)V_{\text{post}} = V_{\text{pre}} + I, \qquad s = \frac{I}{V_{\text{pre}} + I}, \qquad \alpha_{\text{after}} = \alpha_{\text{before}}\,(1 - s)

به عدم تقارنی که آزمون دوست دارد توجه کنید: پول سهامی هرگز بازپرداخت نمی‌شود اما مالکیت و کنترل را برای همیشه کاهش می‌دهد؛ پول قرضی مالکیت را دست‌نخورده می‌گذارد اما فارغ از عملکرد کسب‌وکار باید بازپرداخت شود.

۴. چگونه به‌کارش ببریم

(الف) پرسش ویژگی‌ها. فعل صورت سؤال را بخوانید، نه اسم را، و آن را به ستون «رفتاری که مالک آن است» نگاشت کنید: شروع کردن / اهل عمل بودن ← حالت‌های ذهنی مثبت؛ خلق چیزی نو ← خلاقیت؛ نسبت دادن نتیجه به خود، پشتکار ← مرکز کنترل درونی؛ تعیین استاندارد بالا ← توفیق‌طلبی؛ تحمل مخاطره پیش از دانستن نتیجه ← ریسک‌پذیری متعادل؛ تصمیم‌گیری با دادهٔ ناقص ← تحمل ابهام؛ میل به رئیس خود بودن ← استقلال‌طلبی.

(ب) پرسش اسناد. ترتیب FS ← تصمیم ← BP را تثبیت کنید و بگذارید سه ویژگی از آن نتیجه شود: میزان جزئیات، تعداد سناریوها و طول عمر. هر چیزی پیش از تصمیم، گسترده و یک‌بارمصرف و چندسناریویی است؛ هر چیزی پس از آن، تفصیلی و زنده و تک‌سناریویی است و تیم مدیریتی را در خود دارد.

(ج) پرسش تأمین مالی. سه پرسش را به‌ترتیب بپرسید — پول چه کسی؟ سهم هرکس چقدر؟ چه چیزی پس می‌گیرند؟ پول درونی/خودی و بدون هیچ ادعای بیرونی ← بوت‌استرپینگ. حلقهٔ شخصی آشنا ← دوستان و خانواده. افراد ناآشنای پرشمار، مبالغ اندک، بستر اینترنتی ← تأمین مالی جمعی. یک فرد ثروتمند که سهام می‌خرد ← فرشتهٔ کسب‌وکار. یک نهاد که در چند دور سهام می‌خرد ← سرمایه‌گذاری خطرپذیر. بازپرداخت با بهره و وثیقه ← تسهیلات بانکی. واژهٔ «اینترنت» در صورت یک سؤال تأمین مالی تقریباً نشانهٔ قطعی تأمین مالی جمعی است؛ و واژهٔ «مالکیت/سهام» سهام را از بدهی جدا می‌کند.

(د) در شرایط نمرهٔ منفی. این‌ها پرسش‌های حفظی‌اند با دو گزینهٔ واقعی و دو گزینهٔ تزئینی. نخست بر پایهٔ محور حذف کنید (آیا این گزینه اصلاً به همان پرسش پاسخ می‌دهد — جایگاه؟ هدف؟ زمان؟)، سپس بر پایهٔ قطب. دو حذف، یک حدس ۲۵ درصدی را به تفکیک ۵۰ درصدی تبدیل می‌کند که بالاتر از نقطهٔ سربه‌سر جریمه است.

۵. مثال کوچک حل‌شده

یک بنیان‌گذار واحد سنسور ماژولار برای کندوی زنبور عسل طراحی می‌کند که وزن و دمای کندو را به گوشی گزارش می‌دهد. کل زنجیره را با اعدادی ساختگی اما سازگار دنبال می‌کنیم (همهٔ ارقام به میلیون تومان).

گام ۱ — ایده ← فرصت. ایده، خودِ دستگاه است. تنها زمانی به فرصت بدل می‌شود که نشان داده شود جذاب، به‌هنگام، پایدار و متکی بر ارزش برای خریدار است: بخش هدف مشخصی وجود دارد (زنبورداری‌های تجاری با بیش از ۱۰۰ کندو)، دردی مشخص وجود دارد (تلفات پیش‌بینی‌نشدهٔ کندو)، و تمایل به پرداخت هست.

گام ۲ — مطالعات امکان‌سنجی (گسترده، یک‌بار، چند سناریو). سه گونه در کنار هم غربال می‌شوند: (الف) فروش مستقیم سخت‌افزار، (ب) سخت‌افزار به‌علاوهٔ اشتراک، (ج) واگذاری لیسانس طراحی به یک تولیدکنندهٔ موجود. هر گونه بر پایهٔ چهار امکان‌سنجی امتیازدهی می‌شود: کالا/خدمت (آیا سنسور در محیط کندو دوام می‌آورد؟)، صنعت و بازار (چند زنبورداری در این اندازه وجود دارد و چه کسی دیگری به آن‌ها خدمت می‌دهد؟)، سازمانی (آیا تیم هم مهارت الکترونیک دارد و هم فروش؟)، مالی (آیا نیاز سرمایه‌ای دست‌یافتنی است؟). گونهٔ (ج) در امکان‌سنجی سازمانی مردود می‌شود (طرف لیسانس‌گیرنده‌ای وجود ندارد)، گونهٔ (الف) در امکان‌سنجی مالی با حاشیهٔ سود لازم مردود می‌شود؛ گونهٔ (ب) تصمیم «برو» است.

گام ۳ — طرح کسب‌وکار (تفصیلی، زنده، یک سناریو). تنها گونهٔ (ب) در هشت بخش تشریح می‌شود. در بخش مالی، با قیمت واحد p=6p = 6، هزینهٔ متغیر واحد v=3.6v = 3.6 و هزینهٔ ثابت سالانهٔ F=480F = 480:

Q∗  =  Fp−v  =  4806−3.6  =  4802.4  =  200 units per yearQ^{*} \;=\; \frac{F}{p-v} \;=\; \frac{480}{6 - 3.6} \;=\; \frac{480}{2.4} \;=\; 200 \ \text{units per year}

پیش‌بینی جریان نقدی ماهانه در ماه ۱۹ مثبت می‌شود و منحنی تجمعی نقدینگی در ماه ۱۶ به کف −1200-1200 می‌رسد، پس نیاز سرمایه‌ای برابر است با:

K  =  ∣min⁡t∑i=1tNCFi∣  =  1200K \;=\; \left| \min_t \sum_{i=1}^{t}\text{NCF}_i \right| \;=\; 1200

گام ۴ — تأمین مالی، چیده‌شده روی نردبان. نه یک منبع، بلکه یک ترکیب:

Source مبلغ چه چیزی برای بنیان‌گذار هزینه دارد
بوت‌استرپینگ (پس‌انداز شخصی، پیش‌سفارش‌های آزمایشی) ۳۰۰ هیچ — بدون ادعای بیرونی
دوستان و خانواده ۲۰۰ تعهدی غیررسمی و مبتنی بر اعتماد
تأمین مالی جمعی پاداش‌محور (پیش‌فروش ۱۰۰ واحد با تخفیف) ۳۰۰ بدون مالکیت، اما یک وعدهٔ تحویل و افشای عمومی ایده
فرشتهٔ کسب‌وکار ۴۰۰ سهام — که در ادامه محاسبه می‌شود
جمع ۱۲۰۰ برابر با KK

فرشته مبلغ I=400I = 400 را در برابر ارزش‌گذاری پیش از سرمایه‌گذاری Vpre=1600V_{\text{pre}} = 1600 می‌آورد:

Vpost=1600+400=2000,s=4002000=0.20=20%V_{\text{post}} = 1600 + 400 = 2000, \qquad s = \frac{400}{2000} = 0.20 = 20\%

سهم بنیان‌گذار از ۱۰۰ درصد کاهش می‌یابد به:

αafter=1.00×(1−0.20)=0.80=80%\alpha_{\text{after}} = 1.00 \times (1 - 0.20) = 0.80 = 80\%

قرائت نتیجه. سه منبع نخست هیچ مالکیتی هزینه ندارند؛ تنها منبع چهارم است که هزینهٔ مالکیت دارد. توجه کنید که بخش تأمین مالی جمعی کاری بیش از جذب ۳۰۰ کرد — ۱۰۰ پیش‌سفارش یک آزمون بازار است که مطالعات امکان‌سنجی فقط می‌توانست آن را برآورد کند. به همین دلیل است که فصل تأمین مالی کارآفرینانه، ترتیب استفاده از منابع را خودش یک تصمیم می‌داند: تا وقتی ارزش‌گذاری پایین است منابع بدون رقیق‌سازی را تمام کنید و سهام را تنها زمانی وارد کنید که آن پول چیزی می‌خرد که بنیان‌گذار با بوت‌استرپینگ نمی‌تواند به‌دست آورد.

۶. اشتباه نشود با…

(الف) سه سند برنامه‌ریزی

Document فارسی چیست وجه تمایز
Feasibility study مطالعات امکان‌سنجی صافی برو/نرو پیش از تعهد، روی چند گزینهٔ جایگزین گسترده، یک‌بار، چند سناریو، بدون بخش تیم مدیریتی
Business plan طرح کسب‌وکار / بیزینس پلن نقشهٔ راه چگونگی پس از تصمیم، برای گزینهٔ برگزیده تفصیلی، زنده، یک سناریو، دارای تیم و صورت‌های مالی پیش‌بینی‌شده
Business model مدل کسب‌وکار منطق اینکه بنگاه چگونه ارزش خلق، تحویل و تصاحب می‌کند (مشتری کیست، چه عرضه می‌شود، درآمد چگونه می‌آید) توصیف سازوکار است، نه سندی از پیش‌بینی‌ها؛ در یک صفحه ترسیم‌شدنی است و می‌تواند بدون بازنویسی طرح تغییر کند

دو تلهٔ نزدیک: خلاصهٔ مدیریتی (executive summary) یک بخش از BP است، نه یک FS کوتاه‌شده؛ و برنامهٔ بازاریابی (marketing plan) یک فصل از BP است، نه جایگزین آن.

(ب) ایده در برابر فرصت

ایده (idea) فرصت (opportunity)
چیست یک فکر، یک محصول ممکن ایده‌ای که جذاب، به‌هنگام، پایدار و متکی بر ارزش برای خریدار است
آزمون می‌توان تصورش کرد می‌توان آن را فروخت — بازار، لحظه و حاشیهٔ سودی وجود دارد
پیامد نگه‌داشتنش هزینه‌ای ندارد تعهد منابع را توجیه می‌کند

همه ایده دارند؛ کنش کارآفرینانه تبدیل یک ایده به فرصت است — و دقیقاً همان چیزی است که مطالعات امکان‌سنجی تأیید می‌کند.

(ج) دو دیدگاه دربارهٔ خاستگاه فرصت‌ها

دیدگاه کشف (discovery view) دیدگاه خلق (creation view)
فرصت کجا زندگی می‌کند به‌طور عینی در بازار وجود دارد به‌صورت یک عدم تعادل، در انتظار کشف پیشاپیش وجود ندارد؛ از راه کنش کارآفرین ساخته می‌شود
مزیت کارآفرین هوشیاری (alertness) و اطلاعات نامتقارن تکرار، عمل و تفسیر
منسوب به کرزنر و سنت اتریشی اثرسازی (effectuation) ساراسواتی — آغاز از ابزارهای در دسترس و تعهد تنها به اندازهٔ زیان قابل تحمل (affordable loss)

(د) منابع تأمین مالی در برابر یکدیگر

زوج اشتباه‌شونده تک‌جمله‌ای که آن‌ها را جدا می‌کند
بوت‌استرپینگ در برابر دوستان و خانواده بوت‌استرپینگ هیچ پول بیرونی‌ای نمی‌گیرد؛ FFF پول بیرونی است اما از یک حلقهٔ آشنا
تأمین مالی جمعی در برابر دوستان و خانواده افراد ناآشنا روی یک بستر اینترنتی در برابر آشنایان به‌صورت رودررو
تأمین مالی جمعی در برابر فرشته بسیار حامی × مبالغ اندک در برابر یک سرمایه‌گذار × مبلغ بزرگ؛ پاداش در برابر سهام
فرشته در برابر سرمایه‌گذاری خطرپذیر یک فرد که پول خودش را در مرحلهٔ اولیه می‌گذارد، در برابر یک نهاد که پول دیگران را دیرتر و بزرگ‌تر و در چند دور مرحله‌ای می‌گذارد
سهام در برابر بدهی سهام هرگز بازپرداخت نمی‌شود اما مالکیت را رقیق می‌کند؛ بدهی مالکیت را دست‌نخورده می‌گذارد اما هرچه پیش آید باید بازپرداخت شود
مرکز رشد در برابر شتاب‌دهنده مرکز رشد = فضا، خدمات و مربی‌گری در دوره‌ای طولانی و بازپایان، معمولاً با پول نقد اندک یا هیچ؛ شتاب‌دهنده = یک برنامهٔ دوره‌ای با زمان معیّن و به‌صورت گروهی با تزریق نقدی اندک، معمولاً در ازای سهام
تأمین مالی جمعی در برابر جمع‌سپاری جمع‌سپاری وظیفه را برون‌سپاری می‌کند؛ تأمین مالی جمعی تأمین مالی را — تأمین مالی یکی از کاربردهای همان منطق جمعی است

(ه) ویژگی‌هایی که جابه‌جا گرفته می‌شوند

زوج اشتباه‌شونده تک‌جمله‌ای که آن‌ها را جدا می‌کند
ریسک‌پذیری متعادل در برابر قمار (calculated risk vs gambling) کارآفرین مخاطره‌ای ارزیابی‌شده و متعادل را می‌پذیرد که می‌تواند بر آن اثر بگذارد؛ قمارباز مخاطره‌ای را می‌پذیرد که بر آن اثری ندارد و اغلب بالا بودنش را هم ترجیح می‌دهد
ریسک در برابر عدم اطمینان (risk vs uncertainty) ریسک احتمالات معلوم دارد و بیمه‌پذیر است؛ عدم اطمینان ندارد — و نکتهٔ نایت این است که سود پاداش تحمل دومی است
خلاقیت در برابر نوآوری (creativity vs innovation) خلاقیت ایدهٔ نو را تولید می‌کند؛ نوآوری آن را اجرا می‌کند و به استفاده یا بازار می‌رساند
حالت‌های ذهنی مثبت در برابر توفیق‌طلبی خوش‌بینی تعیین می‌کند آیا اصلاً شروع می‌کنم؛ nAch تعیین می‌کند سطح انتظار را چقدر بالا می‌گذارم
مرکز کنترل درونی در برابر خودکارآمدی (locus of control vs self-efficacy) کانون کنترل دربارهٔ این است که به‌طور کلی چه چیزی نتایج را می‌سازد؛ خودکارآمدی دربارهٔ این است که آیا می‌توانم این کار مشخص را انجام دهم
توفیق‌طلبی (nAch) در برابر نیاز به قدرت (nPow) nAch با خودِ دستاورد، حتی اگر کسی نبیند ارضا می‌شود؛ nPow با نفوذ بر دیگران
کارآفرین در برابر مدیر در برابر صاحب کسب‌وکار کوچک در برابر مخترع کارآفرین ارزش نو در شرایط عدم اطمینان خلق می‌کند؛ مدیر منابع موجود را کارآمد اداره می‌کند؛ صاحب کسب‌وکار کوچک یک بنگاه در حال فعالیت را می‌گرداند، اغلب بدون قصد رشد یا نوآوری؛ مخترع نوآوری فنی را پدید می‌آورد بی‌آنکه لزوماً تجاری‌اش کند
کارآفرین مستقل در برابر کارآفرین سازمانی/شرکتی چه کسی ریسک را می‌پذیرد و کسب‌وکار کجا خلق می‌شود: بیرون از هر بنگاهی و با سرمایهٔ خودِ بنیان‌گذار، در برابر درون یک سازمان موجود و با منابع و ریسک همان سازمان (کارآفرین سازمانی / intrapreneur)

نکتهٔ کنکوری: سه جمله بیشترین نمرهٔ این حوزه را با خود می‌برند. (۱) ویژگی‌ها: هر ویژگی دقیقاً مالک یک رفتار است — «اقدام و شروع کردن» به حالت‌های ذهنی مثبت تعلق دارد، «خلق ایدهٔ نو» به خلاقیت، «نتیجه کار من است، نه شانس» به مرکز کنترل درونی، «هدف چالشی و برتری‌جویی» به توفیق‌طلبی، و ریسک‌پذیری پیش‌شرط خلاقیت است، نه نتیجهٔ آن — پس هر گزینه‌ای که خلاقیت را کاهندهٔ ریسک یا حذف‌کنندهٔ آن معرفی کند، وارونه است. (۲) اسناد: ترتیب FS ← تصمیم ← BP است، و «جزئیات، سند زنده، تیم مدیریتی» همیشه در سمت BP می‌نشیند، در حالی که «چند سناریو، یک‌بار، برو/نرو» در سمت FS است. (۳) تأمین مالی: گزینه‌ها را بر پایهٔ اندازهٔ سهم هر مشارکت‌کننده مرتب کنید — خودِ بنیان‌گذار به‌تنهایی (بوت‌استرپینگ) و یک فرد ثروتمند (فرشته) دو سر طیف‌اند، و «افراد عادی + مبلغ اندک + اینترنت» همیشه تأمین مالی جمعی است. واژه‌های مطلق‌گرا — «حذف ریسک»، «کاملاً مستقل» — تقریباً هرگز کلید نیستند، چون کارآفرینی با تحمل عدم اطمینان تعریف می‌شود، نه با برداشتن آن.

فرمول‌های کلیدی

Break-even volume in the business plan's financial section
Q∗=Fp−vQ^{*} = \frac{F}{p - v}
Capital requirement — the peak cumulative negative cash flow
K=∣min⁡t∑i=1tNCFi∣K = \left| \min_{t} \sum_{i=1}^{t} \text{NCF}_i \right|
Runway (months of survival at the current net burn)
Runway=Cash on handMonthly net burn\text{Runway} = \frac{\text{Cash on hand}}{\text{Monthly net burn}}
Post-money valuation after an equity round
Vpost=Vpre+IV_{\text{post}} = V_{\text{pre}} + I
Investor's equity share taken in the round
s=IVpre+Is = \frac{I}{V_{\text{pre}} + I}
Founder's ownership after dilution
αafter=αbefore (1−s)\alpha_{\text{after}} = \alpha_{\text{before}}\,(1 - s)
#entrepreneurial-traits#risk-taking#creativity-and-innovation#business-plan#feasibility-study#entrepreneurial-finance#crowdfunding

سوالات تمرینی · 8/13

همهٔ 13 سؤال →