سوال ۱۶۶ کنکور ارشد مدیریت ۱۴۰۵
کدامیک از روشهای زمانبندی زیر، «تعداد سفارشات انجام شده با دیرکرد» را حداقل میکند؟
پاسخ صحیح: گزینهٔ B — الگوریتم مور (Moor)
پاسخ: گزینهٔ ۲ — الگوریتم مور (Moore's algorithm).
چارچوب مفهومی. زمانبندی تکماشینه (single-machine sequencing) در مدیریت تولید و عملیات بهصورت مجموعهای کوچک از قواعد اولویت (priority rules) آموزش داده میشود که هر یک برای یک شاخص عملکردی مشخص بهینه است و برای هیچ شاخص دیگری. جدول «قاعده ← شاخصی که بهینه میکند» تمام محتوای قابلطرح در آزمون است، و شاخصی که در صورت این سؤال نام برده شده — «تعداد سفارشات انجام شده با دیرکرد»، یعنی تعداد کارهای دیرکرددار (number of tardy jobs)، — متعلق به الگوریتم مور (Moore's algorithm) است؛ همان رویّهٔ کلاسیک مور–هاجسون (Moore–Hodgson) که در متون استاندارد عملیات (هایزر و رندر، استیونسون) و کتابهای فارسی مدیریت تولید و عملیات آموزش داده میشود.
| قاعده | فارسی | شاخصی که (بهطور بهینه، روی یک ماشین) حداقل میکند |
|---|---|---|
| Moore's algorithm | الگوریتم مور | تعداد کارهای دیرکرددار — اینکه چند سفارش دیر میشود |
| EDD | نزدیکترین موعد تحویل | حداکثر تأخیر / حداکثر دیرکرد — اینکه بدترین سفارش چقدر دیر میشود |
| SPT | کمترین زمان عملیات | متوسط زمان در سیستم (flow time)، متوسط تأخیر، و متوسط تعداد کار در سیستم (WIP) |
| FCFS | اوّلین ورودی، اوّلین خدمتگیرنده | هیچکدام — عدالت / احساس انصاف را بهینه میکند، نه یک شاخص زمانی |
عبارت تمایزدهنده در صورت سؤال. صورت سؤال میگوید «تعداد سفارشات انجام شده با دیرکرد» — یعنی شمارش سفارشهای دیرشده، نه بزرگی تأخیر. هر جا سؤال زمانبندی از «تعداد کارهای دیرکرددار» (number of tardy jobs) بگوید پاسخ مور است؛ هر جا «حداکثر دیرکرد» (maximum tardiness) بگوید پاسخ EDD است؛ و هر جا «متوسط» (هر متوسطی: زمان در سیستم، تأخیر، WIP) بگوید پاسخ SPT است.
الگوریتم مور چگونه به این نتیجه میرسد. از توالی EDD شروع کنید؛ رو به جلو پیش بروید تا نخستین کاری که دیر تمام میشود پیدا شود؛ از میان کارهای زمانبندیشده تا آن نقطه (شامل خودِ آن کار)، کاری را که بلندترین زمان عملیات را دارد حذف کنید و به انتهای توالی برانید (آن را بهعنوان کار دیرکرددار بپذیرید)؛ همین کار را تکرار کنید. هر حذف، یک کار را به کار دیرکرددار تبدیل میکند اما چندین کار دیگر را به درون موعد تحویلشان بازمیگرداند — و دقیقاً به همین دلیل است که آنچه این الگوریتم به حداقل میرساند شمارِ سفارشهای دیرشده است، نه مجموع تأخیر.
کالبدشکافی گزینههای انحرافی.
۱) EDD (نزدیکترین موعد تحویل) — توالیدهی بر اساس نزدیکترین موعد تحویل برای حداکثر تأخیر/دیرکرد بهینه است: تضمین میکند دیرکردترین سفارش تا حد ممکن کم دیر شود. با این حال ممکن است بسیاری از کارها را اندکی دیر کند. اگر صورت سؤال گفته بود «حداکثر دیرکرد را حداقل میکند» پاسخ همین بود. توجه کنید که مور از ترتیب EDD آغاز میکند — همین ریشهٔ مشترک، دقیقاً همان تله است.
۳) SPT (کمترین زمان عملیات) — قاعدهٔ کمترین زمان عملیات، متوسط زمان در سیستم (متوسط زمان در سیستم / flow time)، متوسط تأخیر و متوسط موجودی در جریان ساخت را حداقل میکند؛ پاسخِ «متوسط زمان تکمیل/انتظار را حداقل میکند» است. این قاعده مواعد تحویل را کاملاً نادیده میگیرد، پس دربارهٔ تعداد سفارشهای دیرکرددار چیزی نمیگوید.
۴) FCFS (اوّلین ورودی، اوّلین خدمتگیرنده) — قاعدهٔ ترتیب ورود. این یک قاعدهٔ عدالتمحور است (و در محیطهای خدماتی که مشتری حاضر است، قاعدهٔ طبیعی بهشمار میرود)؛ برای هیچ معیار زمانیای بهینه نیست و معمولاً بهعنوان مبنای مقایسه (benchmark) بهکار میرود که نسبت کارایی سایر قواعد در برابر آن سنجیده میشود.
نکتهٔ کنکوری: واژگان معیار را به قاعده نگاشت کنید: «تعداد کارهای دیرکرددار» ← مور؛ «حداکثر دیرکرد» ← EDD؛ «متوسط زمان تکمیل / تعداد کار در سیستم» ← SPT؛ «عدالت/نوبت» ← FCFS. تنها واژهٔ پیش از «دیرکرد» — تعداد در برابر حداکثر — است که گزینهٔ ۲ را از گزینهٔ ۱ جدا میکند.