داوریهای انگیزشی و رفتار آموختهشده
نظریههای فرایندی انگیزش (Process theories of motivation) توضیح میدهند داوری دربارهٔ تلاش، پاداش، انصاف و هدف چگونه عمل را هدایت میکند. نظریههای محتوایی (Content theories) میپرسند کدام نیازها اهمیت دارند؛ در کارت نیازها و دوعاملی آمدهاند. تقویت (Reinforcement) یادگیری از پیامد رفتار را توضیح میدهد و مستلزم محاسبهٔ آگاهانهٔ همهٔ نتایج نیست. اینها دیدگاههای تبیینی متفاوت دربارهٔ رفتارند و برچسبهای قابل جایگزینی نیستند.
وروم: انتظار، وسیلهبودن و ارزش
نظریهٔ انتظار (Expectancy theory) ویکتور وروم، تلاش، عملکرد و پیامد ارزشمند را پیوند میدهد. هر پیوند را جداگانه بررسی کنید.
| عنصر | داوری | نمونهٔ پیوند ضعیف | پاسخ مرتبط |
|---|---|---|---|
| انتظار (Expectancy، E) | آیا تلاش من میتواند عملکرد لازم را ایجاد کند؟ | کارمند آموزش یا ابزار ضروری ندارد | پشتیبانی مهارتی، ابزار و الزام عملکرد دستیافتنی فراهم کنید |
| وسیلهبودن / ابزارمندی (Instrumentality، I) | آیا دستیابی به عملکرد، پیامد وعدهدادهشده را در پی دارد؟ | کار عالی بارها بیپاداش مانده است | پیوند عملکرد و پاداش را معتبر و در اجرا سازگار کنید |
| ارزش / جذابیت (Valence، V) | آن پیامد برای من چقدر مطلوب است؟ | پاداش پیشنهادی برای فرد ارزش کمی دارد | پیامدهای واقعاً ارزشمند برای فرد را شناسایی کنید |
صورت آموزشیِ سادهشده برای یک پیامد چنین است:
با مقیاسهای نامنفی برای E و I، صفرشدن هر عامل حاصلضرب را صفر میکند. ارزش میتواند مثبت، صفر یا منفی باشد؛ یک پیامد ممکن است برای فردی جذاب و برای دیگری نامطلوب باشد. وسیلهبودن، داوری دربارهٔ وابستگی پیامد به عملکرد است و صرفاً نام دیگری برای احتمال تبدیل تلاش به عملکرد نیست. حاصلضرب، مدل سادهٔ تشخیصی است، نه سنجهٔ عددی همگانیِ عملکرد واقعی؛ صورتهای غنیتر چند پیامد را در نظر میگیرند.
مثال محاسباتی. با مقیاسهای نامنفی که صریحاً انتخاب شدهاند، انتظار ۰٫۸، وسیلهبودن ۰٫۵ و ارزش ۰٫۹ است:
اگر بدقولی، وسیلهبودن را به صفر برساند، آنگاه . جذابترکردن جایزه بهتنهایی پیوند گسسته را ترمیم نمیکند. برعکس، پاداش معتبر نیز وقتی فرد به دلیل نبود ابزار ضروری، عملکرد را ناممکن بداند کافی نیست. انگیزش در ایجاد عملکرد جای توانایی، منابع و فرصت را نمیگیرد.
آدامز: برابری ادراکشده
نظریهٔ برابری (Equity theory) جی. استیسی آدامز، انصاف ادراکشده در آوردهها و دریافتیهای فرد نسبت به مرجع را بررسی میکند. آورده میتواند تلاش، زمان، مهارت و تجربه و دریافتی میتواند حقوق، قدردانی و فرصت باشد. بازنمایی مفید چنین است:
نمادها بیانگر دریافتی O و آوردهٔ I بهصورت ادراکشده هستند؛ لازم نیست برای هر مشارکت قیمت عینی تعیین شود. حقوق یکسانِ دو کارمند لزوماً به ادراک انصاف نمیانجامد، اگر آوردهها متفاوت باشند. مرجع میتواند فرد، گروه یا مقایسهای با تجربهٔ قبلی باشد.
مثال کوتاه. در واحدهای ساده و قابل مقایسه، کارمندی برای آوردهٔ ۱۰، دریافتی ۶۰ دارد و مرجع برای آوردهٔ ۱۰، دریافتی ۸۰ میگیرد:
ممکن است کمپاداشی ادراک شود. واکنشها شامل تغییر تلاش، درخواست دریافتی متفاوت، بازتفسیر آوردهٔ خود یا مرجع، تغییر مرجع یا ترک سازمان است. هیچ واکنشی قطعی نیست. برابری به معنای انصاف نسبی است، نه صرفاً دریافتی یکسان؛ انصاف ادراکشده با جذابیت مطلق پاداش دو پرسش جدا هستند.
لاک–لاتام: هدف و بازخورد
نظریهٔ هدفگذاری (Goal-setting theory) مرتبط با ادوین لاک و گری لاتام، بر هدفهای مشخص و چالشبرانگیز همراه با تعهد و بازخورد تأکید دارد. هدف، توجه را جهت میدهد، تلاش را بسیج میکند، پایداری را افزایش میدهد و راهبردهای مرتبط را برمیانگیزد.
| ویژگی | کاربرد | محدودیت |
|---|---|---|
| مشخصبودن | جایگزینی «بهتر کار کن» با هدف مشاهدهپذیر و مهلت مشخص | اگر کیفیت و کمیت هر دو مهماند، هر دو را مشخص کنید |
| چالش | هدف دشوار اما دستیافتنی تعیین کنید | توانایی، منابع و مقتضیات وظیفه، دستیابی را محدود میکنند |
| تعهد / پذیرش | اطمینان از جدیگرفتن هدف توسط فرد | مشارکت میتواند به تعهد کمک کند، اما شرط همگانی نیست |
| بازخورد | نمایش پیشرفت و فاصله با هدف | اطلاعات باید امکان تعدیل بدهد، نه اینکه پس از پایان همهٔ اقدامات برسد |
| پیچیدگی وظیفه | پشتیبانی از یادگیری راهبرد در کار ناآشنا | پیش از کسب مهارت، هدف یادگیری ممکن است از هدف دشوارِ خروجی مفیدتر باشد |
برای مثال، تیم باتجربه توافق میکند در یک ماه زمان متوسط پاسخ را از شش روز به چهار روز برساند، استاندارد صریح دقت را حفظ کند و هر هفته پیشرفت را بررسی کند. این هدفگذاری است. پرسش از اعتماد کارکنان به دریافت پاداش در صورت موفقیت، تحلیل را به انتظار میبرد؛ پرسش از انصاف پاداش نسبت به تیم دیگر، به برابری مربوط است.
سازوکارهای یادگیری: تداعی، پیامد و مشاهده
| سازوکار | رابطهٔ اصلی | نمونه |
|---|---|---|
| شرطیسازی کلاسیک / سنتی (Classical conditioning)، مرتبط با پاولف | محرک قبلاً خنثی با محرک برانگیزانندهٔ پاسخ همراه میشود و خود پاسخ آموختهشده را برمیانگیزد | صدایی که بارها با رویداد هراسآور همراه شده، بعداً بهتنهایی تنش ایجاد میکند |
| شرطیسازی کنشگر / مؤثر (Operant conditioning)، مرتبط با اسکینر | پیامد پس از پاسخ، فراوانی آیندهٔ آن را تغییر میدهد | قدردانی بهموقع پس از گزارشدهی مفید، گزارشدهی بعدی را افزایش میدهد |
| یادگیری مشاهدهای / اجتماعی (Observational / social learning)، مرتبط با بندورا | توجه به الگو، نگهداری مشاهده، بازتولید و داشتن انگیزهٔ اجرا | کارآموز شیوهٔ کار متخصص را میبیند و بعداً به کار میگیرد |
وجود نشانهای پیش از عمل، بهتنهایی شرطیسازی کلاسیک را ثابت نمیکند؛ سازوکار تداعی محرکها را تشخیص دهید. یادگیری مشاهدهای میتواند بدون تقویت مستقیم اولیهٔ مشاهدهگر رخ دهد؛ پیامدهای مشاهدهشده میتوانند بر اجرای رفتار آموختهشده اثر بگذارند. بینش گشتالتی بر بازسازماندهی مسئله در قالب کلی معنادار تأکید دارد و با گزینش پاسخ براساس پیامد تفاوت دارد.
پیامدهای کنشگر: افزودن یا حذف، افزایش یا کاهش رفتار؟
«مثبت» یعنی افزودهشدن و «منفی» یعنی حذفشدن. «تقویت» یعنی افزایش احتمال رفتار هدف و «تنبیه» یعنی کاهش احتمال آن. خوشایندی بهتنهایی فرایند رخداده را مشخص نمیکند.
| روش | پیامد وابسته به رفتار | اثر تعریفکننده | مثال |
|---|---|---|---|
| تقویت مثبت (Positive reinforcement) | افزودن پیامد ارزشمند | افزایش رفتار هدف | قدردانی پس از گزارش دقیق، گزارشدهی دقیق را بیشتر میکند |
| تقویت منفی (Negative reinforcement) | حذف یا اجتناب از پیامد آزارنده | افزایش رفتار هدف | هشدار آزارنده با تکمیل درست فهرست متوقف میشود و تکمیل درست افزایش مییابد |
| تنبیه مثبت (Positive punishment) | افزودن پیامد آزارنده | کاهش رفتار هدف | تذکر پس از قطع سخن دیگران، این رفتار را کم میکند |
| تنبیه منفی (Negative punishment) | حذف پیامد ارزشمند | کاهش رفتار هدف | ازدستدادن امتیاز اختیاری پس از قطع سخن دیگران، این رفتار را کم میکند |
| خاموشی (Extinction) | قطع تقویتی که قبلاً رفتار را حفظ میکرد | کاهش تدریجی رفتار قبلاً تقویتشده | قطعکردن سخن که با جلب توجه حفظ میشد، با توقف مستمر آن توجه کاهش مییابد |
تقویت منفی رفتار را افزایش میدهد و تنبیه نیست. تنبیه منفی، چیز ارزشمندی را وابسته به پاسخ حذف میکند؛ خاموشی، تقویتِ نگهدارندهٔ آن پاسخ را متوقف میکند. «نبود پاداش» بهتنهایی خاموشی را ثابت نمیکند، مگر رابطهٔ تقویتیِ قبلی قطع شده باشد. خاموشی ممکن است پیش از کاهش، پاسخدهی را موقتاً شدیدتر کند.
کاربرد سازوکارها در یک مسئلهٔ عملکرد
کارمندی دیگر ایدههای اختیاریِ بهبود را ارائه نمیکند. ابتدا بپرسید آیا تلاش را قادر به تولید پیشنهاد مفید میداند (انتظار)، آیا پیشنهاد مفید به قدردانی میانجامد (وسیلهبودن) و آیا قدردانی برای او اهمیت دارد (ارزش). بپرسید آیا مشارکت و دریافتی در مقایسه با همکاران منصفانه است (برابری). بر هدف روشن و شدنیِ یادگیری یا ارائهٔ پیشنهاد همراه با بازخورد توافق کنید (هدفگذاری). اگر قدردانی پس از پیشنهاد مفید، ارائهٔ بعدی را بیشتر کند، اثر مشاهدهشده تقویت مثبت است؛ نمایش روش پرورش ایده توسط همکار باتجربه نیز مسیر یادگیری مشاهدهای فراهم میکند.
| پرسش تشخیصی | دیدگاه مناسب |
|---|---|
| کدام نیاز یا عامل شغلی اهمیت دارد؟ | انگیزش محتوایی |
| آیا تلاش به عملکرد و پیامد ارزشمند میانجامد؟ | انتظار |
| آیا دریافتی من نسبت به آورده و مرجع منصفانه است؟ | برابری |
| چه هدفی تلاش، پایداری و بازخورد را هدایت میکند؟ | هدفگذاری |
| چه پیامدی فراوانی آیندهٔ پاسخ را تغییر میدهد؟ | شرطیسازی کنشگر |
| چه رفتاری با تماشای الگو آموخته میشود؟ | یادگیری مشاهدهای |
| موفقیت یا شکست چرا رخ داد؟ | اسناد؛ داوری تبیینی، متمایز از مدل پیوند پاداش |
نکتهٔ کنکوری: تلاش–عملکرد–پاداش–جذابیت ← انتظار؛ انصاف نسبی آورده و دریافتی ← برابری؛ هدف مشخص، دشوار و پذیرفتهشده همراه با بازخورد ← هدفگذاری؛ پیامد پس از پاسخ ← یادگیری کنشگر. تقویت منفی، وضعیت آزارنده را حذف و رفتار را افزایش میدهد.