KonkurStudy
همه کارت‌ها

نظریه‌های مخارج عمومی و اصلاح بودجه

آموزه‌هایی که اندازه و رشد مخارج دولت را توضیح می‌دهند و برنامه‌های بازسازی بودجه — قاعدهٔ مطلوبیت نهایی پیگو برای بودجهٔ بهینه، پرسش بی‌پاسخ تخصیص از و. او. کی و بودجه‌ریزی تدریجی ویلداوسکی، پنج تبیین رشد مخارج (قانون واگنر، اثر جابه‌جایی پیکاک–وایزمن، الگوی مراحل توسعهٔ ماسگریو–روستو، بیماری هزینهٔ بامول و شکست دولت در نظریهٔ انتخاب عمومی)، و نردبان اصلاحات از اداره امور عمومی سنتی تا مدیریت دولتی جدید و عصر همکاری، و از بودجه‌ریزی درحال بهبود تا پیشرفته و ماورایی — همراه با نقشهٔ نام→برچسب و همان تمایزهایی که کنکور بر آن‌ها بنا شده است.

کارت مفهوم کنکور ارشد مدیریت

اهمیت
۰/۵

1. تعریف — سه پرسشی که این مبحث به آن‌ها پاسخ می‌دهد

نظریه‌های مخارج عمومی (نظریه‌های مخارج عمومی / theories of public expenditure) مجموعه آموزه‌هایی است که تبیین و انضباط می‌بخشد به اینکه دولت چه مقدار خرج می‌کند، در چه جهتی، و چرا این مقدار پیوسته رشد می‌کند؛ و اصلاح بودجه (اصلاح بودجه / budget reform) برنامهٔ عملی بازسازی سند بودجه و فرایند بودجه‌ریزی است تا بتوانند به همان پرسش‌ها بهتر پاسخ دهند. این دو نیمه در یک کارت کنار هم می‌نشینند، چون هر اصلاح، پاسخ عملیاتی یکی از نظریه‌هاست: آموزه می‌گوید یک تصمیم بودجه‌ای خوب چه شکلی دارد، و اصلاح، تلاش برای آن است که ماشین اداری دولت چنین تصمیمی تولید کند.

سه پرسش متمایز در سراسر این مبحث جریان دارد و درهم‌آمیختن آن‌ها رایج‌ترین راه از دست دادن نمره در اینجاست:

پرسش فارسی سرشت آن ادبیاتی که به آن پاسخ می‌دهد
دولت چگونه باید تصمیم بگیرد که چقدر و در چه جهتی خرج کند؟ مبنای تخصیص منابع عمومی چیست؟ هنجاری (normative) — یک قاعدهٔ تصمیم نظریهٔ بودجه: پرسش و. او. کی، دکترین مطلوبیت نهایی (final-utility doctrine) پیگو
چرا مخارج عمومی در عمل رشد می‌کند؟ چرا مخارج دولت پیوسته افزایش می‌یابد؟ اثباتی/تبیینی (positive) — یک روایت علّی قانون واگنر، اثر جابه‌جایی، الگوی مراحل توسعه، بیماری هزینهٔ بامول، انتخاب عمومی
چگونه بودجه را بازسازی کنیم تا بهتر تصمیم بگیرد؟ چگونه نظام بودجه‌ریزی را اصلاح کنیم؟ تجویزی/نهادی (prescriptive) ادوار اداره امور عمومی، NPM، نردبان Better / Advanced / Beyond Budgeting

2. خاستگاه / صاحب نظریه — هر برچسب از آنِ کیست

این زیرگروه مستقیماً پرسش‌های انتساب می‌دهد، پس پربازده‌ترین شیء این کارت نقشهٔ نام→برچسب است. هر سطر یک جمله است که باید بتوانید در نگاه اول تولیدش کنید.

نام فارسی تنها برچسبی که از آنِ اوست ادعا در یک خط
A. C. Pigou پیگو دکترین مطلوبیت نهایی — آموزهٔ مطلوبیت نهایی/آخرین واحد اقتصاددان رفاه مکتب کمبریج (A Study in Public Finance)؛ قاعدهٔ نهایی‌گرایی را به بودجهٔ عمومی برد: خرج کردن را در هر جهت تا جایی گسترش بده که رضایت حاصل از آخرین واحد خرج‌شده با رضایتِ ازدست‌رفته بابت آخرین واحد مالیات‌ستانده برابر شود.
V. O. Key Jr. ویلیام او کی فقدان نظریهٔ بودجه‌ای — نبود یک نظریهٔ بودجه دانشمند علوم سیاسی؛ پرسش بنیان‌گذار نظریهٔ بودجه را طرح کرد: بر چه مبنایی X ریال را به فعالیت A تخصیص می‌دهیم و نه به فعالیت B؟ او مسئلهٔ تخصیص را مطرح کرد؛ پاسخ را ننوشت.
Verne B. Lewis لوئیس ارزش نسبی و بودجه‌های جایگزین — relative value / alternative budgets از درون سنت مطلوبیت نهایی به کی پاسخ داد: بودجه‌ریزی مقایسه در حاشیه است، پس دستگاه‌ها باید به‌جای یک رقم، سطوح جایگزین بودجه ارائه کنند و انتخاب بر پایهٔ ارزش نسبی صورت گیرد.
Aaron Wildavsky ویلداوسکی بودجه‌ریزی تدریجی/افزایشی — incrementalism The Politics of the Budgetary Process؛ بودجه یک چانه‌زنی سیاسی است و بودجهٔ امسال یعنی پایهٔ پارسال به‌علاوهٔ افزایشی کوچک و مذاکره‌شده. (همتای آن در سیاست‌گذاری، «تدریج‌گرایی» یا "muddling through" چارلز لیندبلوم است — علم درهم‌برهم.)
Léon Say لئون سه تعادل بودجه — بودجهٔ متوازن کلاسیک اقتصاددان فرانسوی و وزیر مالیهٔ جمهوری سوم؛ صدای لیبرالیسم کلاسیک برای بودجهٔ متوازن، مالیات کم، قواعد بودجه‌ای ارتدکس و دولت حداقلی.
Adolph Wagner واگنر قانون واگنر — قانون افزایش فعالیت‌های دولت اقتصاددان آلمانی؛ با صنعتی شدن اقتصاد و افزایش درآمدها، سهم فعالیت‌های دولت در درآمد ملی بالا می‌رود.
Alan Peacock & Jack Wiseman پیکاک و وایزمن اثر جابه‌جایی — displacement effect با مطالعهٔ مخارج عمومی بلندمدت بریتانیا دریافتند رشد هموار نیست: بحران‌ها (جنگ، بلایا) مخارج را به سطحی تازه جابه‌جا می‌کنند که دیگر از آن پایین نمی‌آید.
Richard Musgrave & W. W. Rostow ماسگریو و روستو الگوی مراحل توسعه — development-stage model ترکیب مخارج با مرحلهٔ توسعه تغییر می‌کند: در آغاز سرمایه‌گذاری زیرساختی سنگین، سپس سرمایه‌گذاری مکمل، و در مرحلهٔ بلوغ رفاه اجتماعی و بازتوزیع.
William Baumol بامول بیماری هزینه — بیماری هزینهٔ بخش راکد در خدمات کاربر (بهداشت، آموزش، دادگستری، فرهنگ) بهره‌وری نمی‌تواند مانند صنعت رشد کند، اما دستمزدها ناچار از اقتصاد پیروی می‌کنند — پس بهای واحد خدمات عمومی به‌طور دائمی و به قیمت‌های حقیقی بالا می‌رود.
James M. Buchanan & Gordon Tullock بیوکنن و تالوک نظریهٔ انتخاب عمومی — public choice The Calculus of Consent (1962)؛ بیوکنن در ۱۹۸۶ جایزهٔ نوبل اقتصاد گرفت. کاربست اقتصاد در تصمیم‌گیری سیاسی — «سیاست بدون رمانتیسم» (politics without romance).
William Niskanen نیسکانن بوروکرات حداکثرکنندهٔ بودجه — budget-maximizing bureaucrat سازمان اداری نه سود، بلکه اندازهٔ بودجهٔ خود را حداکثر می‌کند و از این رو ستادهٔ خود را بیش از حد بهینه عرضه می‌کند.
Anthony Downs داونز جهل عقلایی و رأی‌دهندهٔ میانه — rational ignorance / median voter An Economic Theory of Democracy؛ یک رأی چنان به‌ندرت تعیین‌کننده است که بی‌اطلاع ماندن عقلایی است، و احزابِ حداکثرکنندهٔ رأی روی سطح موردنظر رأی‌دهندهٔ میانه هم‌گرا می‌شوند.
Amilcare Puviani پویانی توهم مالی — fiscal illusion مؤدیان وقتی بخش عمومی از راه مالیات‌های غیرمستقیم، استقراض و تورم تأمین مالی می‌شود، هزینهٔ واقعی آن را نظام‌مند کمتر برآورد می‌کنند و در نتیجه بیش از آنچه با پرداخت آشکار می‌خواستند، تقاضا می‌کنند.
Allen Schick شیک کنترل ← مدیریت ← برنامه‌ریزی — سه مرحلهٔ اصلاح بودجه هر بودجه به کنترل، مدیریت و برنامه‌ریزی خدمت می‌کند؛ هر اصلاح تاریخی یعنی تغییر در اینکه کدام‌یک از این سه غالب است.
Christopher Hood; Osborne & Gaebler هود؛ آزبورن و گیبلر مدیریت دولتی جدید (NPM) هود نام این جنبش را ساخت؛ Reinventing Government (بازآفرینی دولت) بیان عامه‌پسند آن است — سکان‌داری به‌جای پارو زدن، رقابت، برون‌سپاری، مشتری‌مداری.
Jeremy Hope & Robin Fraser (BBRT) هوپ و فریزر بودجه‌ریزی ماورایی — Beyond Budgeting خودِ بودجهٔ ثابت سالانه مانع است؛ آن را کنار بگذارید و به‌جایش هدف‌های نسبی و غلتان، تفویض اختیار و حکمرانی مبتنی بر ارزش‌ها بنشانید.

توجه: در هیچ جای این کارت شماره صفحه، شماره ماده یا تاریخ تصویبی ادعا نشده است، و هرجا اعضای یک مکتب با یکدیگر اختلاف دارند، اختلاف نشان داده شده نه حل‌وفصل. یک ارجاع با اطمینانِ نادرست، گران‌تر از یک ارجاع نداشته تمام می‌شود.

3. خودِ ساختار

3.1 شاخهٔ هنجاری — دکترین مطلوبیت نهایی

قاعدهٔ پیگو، همزادِ بخش عمومیِ اصل تساوی مطلوبیت‌های نهایی (equimarginal principle) در رفتار مصرف‌کننده است. این قاعده دو چیز را هم‌زمان تعیین می‌کند و کنکور آن‌ها را جداگانه می‌آزماید:

(الف) ترکیب بودجه. پول تنها زمانی میان جهت‌های مختلف خرج به‌درستی تخصیص یافته است که آخرین ریال در همه‌جا رضایت یکسانی بخرد:

∂U∂G1  =  ∂U∂G2  =  ⋯  =  ∂U∂Gn\frac{\partial U}{\partial G_1} \;=\; \frac{\partial U}{\partial G_2} \;=\; \cdots \;=\; \frac{\partial U}{\partial G_n}

اگر مطلوبیت نهایی بهداشت از آموزش بیشتر بود، انتقال یک ریال از آموزش به بهداشت رفاه کل را بالا می‌برد — پس آن تخصیص نمی‌توانست بهینه باشد.

(ب) اندازهٔ بودجه. خرج کردن در هر جهت فقط تا جایی گسترش می‌یابد که آن فایدهٔ نهایی مشترک با فداکاری نهایی اجتماعی ناشی از مالیات (marginal social sacrifice) برابر شود:

MUG⏟satisfaction from the last rial spent  =  MSST⏟satisfaction lost through the last rial taxed\underbrace{MU_G}_{\text{satisfaction from the last rial spent}} \;=\; \underbrace{MSS_T}_{\text{satisfaction lost through the last rial taxed}}

هر دو شرط در یک خط — تعریفی که ارزش حفظ کردن واژه‌به‌واژه را دارد:

∂U∂G1=⋯=∂U∂Gn=MSST\frac{\partial U}{\partial G_1} = \cdots = \frac{\partial U}{\partial G_n} = MSS_T

تمام ادعای این آموزه همین است: بودجه یک مسئلهٔ بهینه‌سازی اقتصادی است، نه صرفاً یک مسئلهٔ حقوقی یا سیاسی. ضعف عملی آن هم به همان اندازه قابل طرح در کنکور است — مطلوبیت نهایی اجتماعی نه مشاهده‌پذیر است و نه اندازه‌گیری‌پذیر، و مقایسهٔ بین‌فردی مطلوبیت محل مناقشه است؛ و دقیقاً همین شکاف است که پرسش کی آن را برملا می‌کند و بودجه‌ریزی تدریجی در عمل پرش می‌کند.

3.2 شاخهٔ اثباتی — چرا مخارج عمومی رشد می‌کند

پنج تبیین استاندارد، هرکدام با یک موتور متفاوت. موتور، همان وجه تمایز است.

نظریه فارسی موتور رشد شکل مسیر رشد کلیدواژهٔ شاخص در صورت سؤال
قانون واگنر قانون واگنر — قانون افزایش فعالیت‌های دولت افزایش درآمد و صنعتی شدن: خدمات عمومی مانند یک کالای برتر (کالای لوکس/برتر) رفتار می‌کنند و جامعهٔ شهری–صنعتی قانون، تنظیم‌گری، آموزش و خدمات اجتماعی بیشتری می‌طلبد هموار و بلندمدت — نسبت G/YG/Y روند صعودی دارد «با افزایش درآمد سرانه/صنعتی شدن، سهم دولت افزایش می‌یابد»
اثر جابه‌جایی اثر جابه‌جایی (پیکاک و وایزمن) یک بحران (جنگ، بلایا) آستانهٔ تحمل بار مالیاتی مردم را می‌شکند؛ مخارج جهش می‌کند و هرگز به‌طور کامل بازنمی‌گردد پلکانی — جهشی جرثقیل‌وار به سطحی تازه «جنگ/بحران»، «سطح جدید و بازنگشتن به وضع قبل»
مراحل توسعه الگوی مراحل توسعه (ماسگریو و روستو) مرحلهٔ توسعه ترکیب مخارج را تغییر می‌دهد: زیرساخت ← سرمایه‌گذاری مکمل ← رفاه ترکیب تغییر می‌کند، نه فقط سطح «در مراحل اولیهٔ توسعه، زیرساخت … در مراحل بعد، رفاه اجتماعی»
بیماری هزینهٔ بامول بیماری هزینه (بامول) رشد نامتوازن بهره‌وری: دستمزد در خدمات عمومی کاربر از بخش پیشرو پیروی می‌کند، اما بهره‌وری‌شان نمی‌تواند هزینه‌ها حتی با ستادهٔ حقیقی ثابت بالا می‌رود «بهره‌وری خدمات عمومی، افزایش دستمزد، افزایش هزینهٔ واحد خدمت»
انتخاب عمومی نظریهٔ انتخاب عمومی نفع شخصی کنشگران سیاسی — رأی، بودجه، قدرت، رانت رشد به‌مثابه تعادلِ انگیزه‌ها، یعنی شکست دولت «انگیزهٔ سیاستمداران و بوروکرات‌ها»، «رانت‌جویی»، «حداکثرکردن بودجه»

قانون واگنر در قالب کشش — مخارج عمومی نسبت به درآمد باکشش است:

EG,Y  =  ΔG/GΔY/Y  >  1⟹GY rises as Y growsE_{G,Y} \;=\; \frac{\Delta G / G}{\Delta Y / Y} \;>\; 1 \qquad\Longrightarrow\qquad \frac{G}{Y} \ \text{rises as } Y \text{ grows}

بیماری هزینهٔ بامول در قالب نرخ رشد: اگر w^\hat{w} نرخ رشد دستمزد در کل اقتصاد، λ^p\hat{\lambda}_p رشد بهره‌وری در بخش پیشرو (صنعت) و λ^s\hat{\lambda}_s رشد بهره‌وری در بخش راکد (خدمات عمومی) باشد، دستمزدها بخش پیشرو را دنبال می‌کنند اما ستادهٔ هر شاغل چنین نمی‌کند:

c^s  =  w^−λ^s  =  λ^p−λ^s  >  0\hat{c}_s \;=\; \hat{w} - \hat{\lambda}_s \;=\; \hat{\lambda}_p - \hat{\lambda}_s \;>\; 0

پس بهای واحد حقیقی یک تخت بیمارستان، یک صندلی مدرسه یا یک پروندهٔ قضایی برای همیشه بالا می‌رود؛ صرفاً از حساب‌وکتاب رشد نامتوازن — بدون هیچ اتلاف، فساد یا مدیریت بدی. همین بند آخر است که این نظریه را به یکی از محبوب‌ترین‌های کنکور بدل کرده است.

3.3 انتخاب عمومی به‌تفصیل — از شکست بازار تا شکست دولت

استدلال کلاسیک به سود مخارج عمومی، شکست بازار (market failure) است: کالاهای عمومی، آثار خارجی، انحصار طبیعی، عدم تقارن اطلاعات. انتخاب عمومی همهٔ این‌ها را می‌پذیرد و سپس پرسش دومی را طرح می‌کند که کسی نپرسیده بود — وقتی مسئله را به سیاستمداران و بوروکرات‌های واقعی می‌سپاریم چه می‌شود؟ حرکت بنیادین آن فردگرایی روش‌شناختی (methodological individualism) است: همان کسی که در بازار مطلوبیت خود را حداکثر می‌کند، با ورود به یک وزارتخانه به نگهبانِ ازخودگذشتهٔ منافع عمومی بدل نمی‌شود.

کنشگر سیاسی فارسی آنچه واقعاً حداکثر می‌کند نتیجهٔ نام‌دار
رأی‌دهنده رأی‌دهنده بازده خود با کمترین هزینهٔ کسب اطلاعات جهل عقلایی (rational ignorance)
سیاستمدار سیاستمدار رأی و انتخاب مجدد برنامه‌های حداکثرکنندهٔ رأی، نتیجهٔ رأی‌دهندهٔ میانه
بوروکرات بوروکرات اندازهٔ بودجه، نیروی انسانی و اختیار سازمان خود بوروکرات حداکثرکنندهٔ بودجه — عرضهٔ بیش از حدِ اداری
گروه ذی‌نفوذ گروه ذی‌نفوذ امتیاز، مجوز، حمایت، یارانه رانت‌جویی (rent-seeking) — سوزاندن منابع واقعی در لابی‌گری
مؤدی روبه‌رو با مالیات پنهان مؤدی — توهم مالی (fiscal illusion) — تقاضای متورم، چون قیمت پنهان است

رفتار سازمان اداری در قالب صوری: یک بنگاه خصوصی آنجا می‌ایستد که فایدهٔ نهایی با هزینهٔ نهایی برابر شود، اما سازمان اداری‌ای که هدفش بودجهٔ BB است تنها آنجا می‌ایستد که تمایل به پرداخت حامی‌اش ته بکشد:

max⁡Q  B(Q)s.t.B(Q)  ≥  C(Q)⟹B(Qb)=C(Qb)instead ofB′(Q∗)=C′(Q∗)\max_{Q} \; B(Q) \quad \text{s.t.} \quad B(Q) \;\ge\; C(Q) \qquad\Longrightarrow\qquad B(Q^{b}) = C(Q^{b}) \quad\text{instead of}\quad B'(Q^{*}) = C'(Q^{*})

چون در بازهٔ میان Q∗Q^{*} و QbQ^{b} داریم B′(Q)<C′(Q)B'(Q) < C'(Q)، سازمان اداری بیش از سطح کارا ستاده تحویل می‌دهد — عرضهٔ بیش از حد، نه (لزوماً) اتلاف. جمع این سازوکارها شکست دولت (government failure) است: درمان ممکن است از خود درد گران‌تر تمام شود. رادیکال‌ترین بیان آن، دیدگاه لویاتان برنان و بیوکنن است — دولت به‌مثابه حداکثرکنندهٔ درآمد مدل می‌شود، و به همین دلیل آن مکتب به‌جای سیاست بهتر در چارچوب قواعد موجود، محدودیت‌های قانون‌اساسی (سطح قاعده) بر مالیات‌ستانی و خرج کردن تجویز می‌کند.

3.4 اصلاح بودجه ۱ — ادوار اداره امور عمومی

اصلاح بودجه هرگز به‌تنهایی رخ نمی‌دهد: هر دوره از حیات دولت، منطق اداری خاص خود و فناوری بودجه‌ریزی خاص خود را با خود می‌آورد.

دوره فارسی منطق غالب نسبت دولت با دیگران فناوری بودجه‌ریزی
اداره امور عمومی سنتی اداره امور عمومی سنتی — عصر بوروکراسی سلسله‌مراتب، قواعد، غیرشخصی بودن، قانون‌مداری دولت فرمان می‌دهد؛ جامعه اداره می‌شود بودجهٔ متداول / ردیفی (line-item)، جهت‌گیری کنترلی
مدیریت دولتی جدید (NPM) مدیریت دولتی جدید کارایی، نتیجه‌محوری، سازوکارهای بازار، مشتری‌مداری دولت قرارداد می‌بندد و رقابت می‌کند: برون‌سپاری، آژانسی‌سازی، تمرکززدایی، مناقصهٔ رقابتی، «سکان‌داری به‌جای پارو زدن» بودجه‌ریزی عملیاتی (performance budgeting)، کنترل مبتنی بر نتیجه
عصر همکاری / حکمرانی عصر همکاری — حکمرانی مشارکتی شبکه‌ها، خلق ارزش مشترک، اعتماد دولت شریک می‌شود: دولت، بخش خصوصی، سازمان‌های مردم‌نهاد و شهروندان خدمت را هم‌تولید می‌کنند ترتیبات شراکتی و مشارکتی، تأمین مالی PPP (مشارکت عمومی–خصوصی)، بودجه‌ریزی مشارکتی

آنچه صورت سؤال‌ها می‌پرسند، همان پیوند علّی است: عصر همکاری منبعث از مدل‌های مدیریت دولتی جدید است، چون همان ابزارهای خودِ NPM — برون‌سپاری، آژانسی‌سازی، مشارکت عمومی–خصوصی — بود که ارائهٔ خدمت را به بیرون از وزارتخانه راند. وقتی ارائهٔ خدمت متکثر شد، هماهنگ‌کردن یک شبکه به‌جای فرمان‌دادن به یک سلسله‌مراتب، کار اصلی دولت می‌شود. (جایی که مکاتب اختلاف دارند: برخی روایت‌ها عصر همکاری را نه ادامهٔ NPM بلکه اصلاح‌کنندهٔ پاره‌پارگیِ ناشی از آن معرفی می‌کنند. هر دو قرائت هم‌داستان‌اند که خودِ ابزارهای شراکتی از آنِ NPM است.)

3.5 اصلاح بودجه ۲ — نردبان Better / Advanced / Beyond

ادبیات نوین اصلاح، هر پیشنهاد را روی یک محور مرتب می‌کند: چه مقدار از بودجهٔ ثابت سالانهٔ سنتی از آن جان سالم به‌در می‌برد؟

خانواده فارسی با بودجهٔ سالانه چه می‌کند ابزارهای معمول هدف در یک کلمه
Better Budgeting بودجه‌ریزی درحال بهبود / بهبودیافته آن را نگه می‌دارد؛ ارزان‌تر، سریع‌تر و دقیق‌ترش می‌کند بودجه‌ریزی بر مبنای فعالیت، بودجه‌ریزی بر مبنای صفر، پیش‌بینی‌های غلتان، جزئیات ردیفی کمتر کارایی فرایند
Advanced Budgeting بودجه‌ریزی پیشرفته آن را نگه می‌دارد؛ به استراتژی و سنجه‌های عملکرد جوش می‌دهد مدل‌های مبتنی بر پیشران، پیوند بودجه با استراتژی و کارت امتیازی، ساده‌سازی ربط راهبردی
Beyond Budgeting بودجه‌ریزی ماورایی قرارداد بودجهٔ ثابت سالانه را کنار می‌گذارد هدف‌های نسبی و غلتان، تفویض اختیار، حکمرانی مبتنی بر ارزش‌ها، برنامه‌ریزی پیوسته انعطاف‌پذیری، خودسازماندهی، خودکنترلی

نقدی که پشت پلهٔ سوم ایستاده، ارزش آن را دارد که در یک جمله نگه داشته شود: بودجهٔ ثابت سالانه هدف‌ها را یک سال زودتر منجمد می‌کند، فرمان‌دهی و کنترل متمرکز را تحمیل می‌کند، و به‌جای عملکرد، چانه‌زنی بر سر یک عدد نرم را پاداش می‌دهد. درمان‌های نام‌دار آن عبارت‌اند از هدف‌های نسبی (عملکرد در برابر همتایان یا بازار، نه در برابر عددی که پاییز پارسال توافق شد)، پیش‌بینی‌های غلتان، تمرکززدایی رادیکال با تفویض اختیار به واحدهای صف، و حکمرانی بر پایهٔ ارزش‌های مشترک به‌جای کنترل ردیف‌به‌ردیف — و دقیقاً به همین دلیل است که اهداف اعلامی آن، ویژگی‌های سازمان است (انعطاف‌پذیری، خودسازماندهی، خودکنترلی)، نه ویژگی‌های سند بودجه.

3.6 توالی اصلاحات که زیر همه‌چیز جریان دارد

سه جهت‌گیری شیک، به یک قرن اصلاحات یک خط داستانی واحد می‌دهد:

کنترل (control) ⟶ مدیریت (management) ⟶ برنامه‌ریزی (planning) ⟶ [پاسخ‌گویی و حکمرانی (accountability and governance)]

بودجه‌ریزی ردیفی به کنترل خدمت می‌کند؛ بودجه‌ریزی عملیاتی به مدیریت؛ PPBS به برنامه‌ریزی؛ بودجه‌ریزی عملکردی عصر NPM پاسخ‌گویی نسبت به نتایج را می‌افزاید؛ و بودجه‌ریزی ماورایی اساساً می‌پرسد آیا سند سالانه باید هیچ‌یک از این‌ها را بر دوش بکشد. سازوکار هر روش در کارت همراه روش‌های بودجه‌ریزی (Budgeting Methods) آمده است؛ این کارت صاحب آموزه‌های پشت آن‌هاست.

4. نحوهٔ کاربرد — قاعدهٔ تصمیم

هر تست این مبحث با این پرسش حل می‌شود که صورت سؤال در کدام‌یک از سه پرسش بند ۱ قرار دارد، و سپس تطبیق یک کلیدواژه.

عبارت در صورت سؤال پاسخ
«مطلوبیت نهایی»، «آخرین ریال»، «فایدهٔ نهایی مخارج برابر با فداکاری نهایی مالیات» دکترین مطلوبیت نهایی — پیگو
«مبنای تخصیص میان فعالیت‌ها»، «نبودِ نظریهٔ بودجه» او کی (V. O. Key) — طرح پرسش، نه پاسخ
«مبنای سال گذشته + افزایش»، «چانه‌زنی سیاسی» بودجه‌ریزی تدریجی — ویلداوسکی
«افزایش درآمد سرانه / صنعتی شدن ⇒ افزایش سهم دولت» قانون واگنر
«جنگ یا بحران»، «سطح جدید مخارج که بازنمی‌گردد» اثر جابه‌جایی — پیکاک و وایزمن
«بهره‌وری پایین خدمات، دستمزدهای فزاینده، هزینهٔ واحد فزاینده» بیماری هزینه — بامول
«انگیزهٔ شخصی سیاستمداران و بوروکرات‌ها»، «رأی، بودجه، قدرت»، «رانت‌جویی»، «شکست دولت» نظریهٔ انتخاب عمومی
«کارایی، رقابت، بازار، برون‌سپاری، مشتری‌مداری، سکان‌داری» مدیریت دولتی جدید (NPM)
«همکاری، مشارکت، شبکه، شراکت عمومی–خصوصی» عصر همکاری، منبعث از مدل‌های NPM
«انعطاف‌پذیری، خودسازماندهی، خودکنترلی، حذف بودجهٔ ثابت سالانه» بودجه‌ریزی ماورایی (Beyond Budgeting)
«ارزان‌تر/سریع‌تر/دقیق‌تر کردن فرایند بودجه» بودجه‌ریزی درحال بهبود (Better)
«پیوند بودجه با استراتژی و سنجه‌های عملکردی» بودجه‌ریزی پیشرفته (Advanced)

دو قاعدهٔ درجه‌دوم که تست‌های سخت را می‌گیرند:

۱. اقتصاددان یا دانشمند علوم سیاسی؟ اگر اصطلاح کلیدی صورت سؤال نهایی‌گرایانه باشد (مطلوبیت نهایی، هزینهٔ نهایی، فایدهٔ نهایی، کارایی اقتصادی)، نویسنده یک اقتصاددان است — پیگو، واگنر، بامول، بیوکنن. اگر دربارهٔ چانه‌زنی، قدرت، رأی یا فرایند باشد (تدریجی، چانه‌زنی، سیاسی، فقدان نظریه)، نویسنده یک دانشمند علوم سیاسی است — ویلداوسکی، کی، لیندبلوم، داونز. ۲. ویژگی سند، یا ویژگی سازمان؟ اصلاحی که هدف اعلامی‌اش صفتی از سند است (دقت، سرعت، پیوند با استراتژی)، Better یا Advanced است. اصلاحی که هدف اعلامی‌اش صفتی از سازمان است (خودکنترلی، استقلال عمل، سازگاری)، بودجه‌ریزی ماورایی است — چون بودجه دقیقاً ابزار کنترل متمرکز است و تنها اصلاحی که آن را برمی‌دارد می‌تواند وعدهٔ خودکنترلی بدهد.

5. مثال کوچک حل‌شده

(الف) کمّی — دکترین مطلوبیت نهایی اندازه و ترکیب یک بودجه را تعیین می‌کند

دولتی می‌تواند پول را در بلوک‌های ۱٬۰۰۰ میلیارد ریالی میان دو جهت تخصیص دهد: بهداشت و آموزش. مطلوبیت نهایی اجتماعی برآوردی هر بلوک متوالی، برحسب واحد مطلوبیت، و فداکاری نهایی اجتماعی هر بلوک متوالی مالیات‌ستانی چنین است:

شمارهٔ بلوک MUMU بلوک اگر صرف بهداشت شود MUMU بلوک اگر صرف آموزش شود MSSTMSS_T تأمین آن بلوک از مالیات
۱ام 100 85 20
۲ام 90 75 25
۳ام 80 65 30
۴ام 70 55 35
۵ام 60 45 40
۶ام 50 35 45
۷ام 40 25 50
۸ام 30 15 55
۹ام — — 58

گام ۱ — همهٔ بلوک‌های ممکن خرج را بر حسب مطلوبیت نهایی‌شان رتبه‌بندی کنید (این کار شرط تساوی مطلوبیت‌های نهایی را خودبه‌خود اعمال می‌کند، چون همیشه سودمندترین واحد باقیمانده را می‌خریم):

100H,  90H,  85E,  80H,  75E,  70H,  65E,  60H,  55E,  50H,…100_{H},\; 90_{H},\; 85_{E},\; 80_{H},\; 75_{E},\; 70_{H},\; 65_{E},\; 60_{H},\; 55_{E},\; 50_{H},\dots

گام ۲ — شرط اندازهٔ پیگو را اعمال کنید: تا زمانی که مطلوبیتی که یک بلوک می‌خرد از فداکاری مالیاتی تأمین‌کنندهٔ آن بیشتر است، آن بلوک را تأمین مالی کنید.

block 1:  100>20  ✓block 5:  75>40  ✓block 2:  90>25  ✓block 6:  70>45  ✓block 3:  85>30  ✓block 7:  65>50  ✓block 4:  80>35  ✓block 8:  60>55  ✓block 9:  55<58  ×\begin{aligned} \text{block }1:\; & 100 > 20 \;\checkmark & \text{block }5:\; & 75 > 40 \;\checkmark\\ \text{block }2:\; & 90 > 25 \;\checkmark & \text{block }6:\; & 70 > 45 \;\checkmark\\ \text{block }3:\; & 85 > 30 \;\checkmark & \text{block }7:\; & 65 > 50 \;\checkmark\\ \text{block }4:\; & 80 > 35 \;\checkmark & \text{block }8:\; & 60 > 55 \;\checkmark\\ & & \text{block }9:\; & 55 < 58 \;\times \end{aligned}

گام ۳ — پاسخ را بخوانید. بودجه در بلوک هشتم متوقف می‌شود:

G∗=8×1,000=8,000 billion rials,health=5 blocks,education=3 blocksG^{*} = 8 \times 1{,}000 = 8{,}000 \text{ billion rials}, \qquad \text{health} = 5 \text{ blocks},\quad \text{education} = 3 \text{ blocks}

گام ۴ — شرط تساوی مطلوبیت‌های نهایی را وارسی کنید. آخرین ریال خرج‌شده در بهداشت ۶۰ می‌خرد؛ آخرین ریال آموزش ۶۵؛ و نخستین بلوک‌های تأمین‌نشده ۵۰ (بهداشت) و ۵۵ (آموزش) می‌خرند. هر بازتخصیصی وضع را بدتر می‌کند — انتقال یک بلوک از بهداشت به آموزش ۶۰ را از دست می‌دهد و ۵۵ به دست می‌آورد — پس ترکیب بهینه است، و مطلوبیت نهایی آخرین بلوک (۶۰) درست بالای فداکاری نهایی آخرین بلوک مالیاتی (۵۵) می‌نشیند، حال آنکه زوج بعدی رابطه را وارونه می‌کند (۵۵ < ۵۸). هر دو شرط پیگو هم‌زمان برقرارند.

توجه کنید این آموزه چه کرد و چه نکرد. یک قاعده تولید کرد؛ اما اعداد ستون‌های ۲ تا ۴ را تولید نکرد. هیچ‌کس نمی‌تواند مطلوبیت نهایی اجتماعی را مشاهده کند، و به همین دلیل در عمل بودجهٔ وزارتخانه به‌صورت پارسال به‌علاوهٔ چند درصد چانه‌زنی می‌شود — پرسش بی‌پاسخ کی و بودجه‌ریزی تدریجی ویلداوسکی، در یک جمله.

(ب) مفهومی — یک وزارتخانه، خوانده‌شده با همهٔ نظریه‌های این کارت

مخارج حقیقی یک وزارت بهداشت بیست سال پیوسته بالا می‌رود؛ سپس یک همه‌گیری دو برابر شدن اضطراری آن را تحمیل می‌کند، و پس از پایان همه‌گیری، مخارج در سطحی به‌مراتب بالاتر از روند قبلی تثبیت می‌شود؛ هزینهٔ هر بیمار–روز بیمارستان‌هایش پیوسته بالا می‌رود هرچند شمار تخت‌ها ثابت است؛ هر سال هر مدیر بیمارستان بیش از نیازش درخواست می‌دهد و پایهٔ پارسال را تا آخرین ریال دفاع می‌کند؛ و یک کمیسیون مجلس خواستار «اصلاح» می‌شود.

قرائت آن نظریه در این داستان چه می‌بیند
واگنر روند صعودی بیست‌ساله — جامعه‌ای ثروتمندتر و شهری‌تر که بهداشت بیشتری می‌طلبد
پیکاک و وایزمن همه‌گیری همان جابه‌جایی است: بحران مخارج را به سطحی برد که دیگر ترکش نکرد
ماسگریو و روستو تغییر ترکیب وزارتخانه از ساخت بیمارستان (زیرساخت) به تأمین مالی درمان و بیمه (رفاه)
بامول افزایش هزینهٔ هر بیمار–روز با تخت‌های ثابت — یک پرستار نمی‌تواند از پارسال بیماران بیشتری را مراقبت کند، اما باید هرچه اقتصاد می‌پردازد دریافت کند
انتخاب عمومی درخواست‌های متورم مدیران و دفاع از پایه‌ها — رفتار حداکثرکنندهٔ بودجه، نه تقلب
پیگو پرسش واقعی کمیسیون: آیا مطلوبیت نهایی آخرین ریال در بهداشت با آخرین ریال در آموزش و با فداکاری آخرین ریال مالیات برابر است؟
اصلاح بودجه Better: تهیهٔ سریع‌تر و دقیق‌تر درخواست. Advanced: گره‌زدن بودجهٔ هر بیمارستان به استراتژی و شاخص‌های نتیجه. Beyond: تعیین بودجه یک سال زودتر را کنار بگذارید — به هر بیمارستان هدفی نسبی بدهید و بگذارید خود را سازمان دهد.

6. اشتباه نشود با…

(الف) چهار تبیین رشد مخارج

زوج وجه تمایز
قانون واگنر در برابر اثر جابه‌جایی واگنر هموار و درآمدمحور است (رشد اقتصادی موجب مخارج می‌شود)؛ پیکاک–وایزمن پلکانی و بحران‌محور است (یک شوک آستانهٔ تحمل بار مالیاتی را بالا می‌برد و دیگر پایین نمی‌آید). اگر در صورت سؤال از جنگ، بلایا یا بحران سخن رفت، هرگز واگنر نیست.
بیماری هزینه (بامول) در برابر ناکارآمدی/اسراف افزایش هزینه نزد بامول با اتلاف صفر و ستادهٔ حقیقی ثابت رخ می‌دهد — این حساب‌وکتاب است، نه بدمدیریتی. گزینه‌ای که مدیریت ضعیف یا فساد را مقصر بداند، ادعای دیگری را توصیف می‌کند.
انتخاب عمومی در برابر قانون واگنر واگنر علت را در تقاضای جامعه می‌جوید؛ انتخاب عمومی در انگیزه‌های سمت عرضه — سیاستمداران، بوروکرات‌ها و گروه‌های ذی‌نفوذ. تقاضا در برابر انگیزه، تمام تفاوت است.
الگوی مراحل توسعه در برابر قانون واگنر واگنر دربارهٔ سطح/سهم مخارج است؛ ماسگریو–روستو دربارهٔ ترکیب آن در هر مرحلهٔ توسعه.

(ب) شکست بازار در برابر شکست دولت — لولای کل این زیرگروه

شکست بازار (market failure) شکست دولت (government failure)
ادعا بازارها بد تخصیص می‌دهند: کالاهای عمومی، آثار خارجی، انحصار، عدم تقارن اطلاعات دولت‌ها بد تخصیص می‌دهند: رانت‌جویی، حداکثرکردن بودجه، رأی‌خری، توهم مالی
تجویز ضمنی مداخلهٔ بیشتر دولت مداخلهٔ کمتر، یا محدودیت‌های قانون‌اساسی بر آن
صاحب نظریه اقتصاد رفاه (سنت خودِ پیگو) انتخاب عمومی (بیوکنن، تالوک، نیسکانن)
فرضش دربارهٔ کارگزاران برنامه‌ریز خیرخواه و حداکثرکنندهٔ رفاه افرادی معمولی و در پی نفع شخصی — «سیاست بدون رمانتیسم»

به تنش ظریفی که کنکور عاشق آن است توجه کنید: پیگو هم قاعدهٔ نهایی‌گرایانه برای خرج کردن خوبِ عمومی را فراهم می‌کند و هم (از مجرای پیش‌فرض برنامه‌ریز خیرخواهِ اقتصاد رفاه) همان فرضی را که انتخاب عمومی برای ویران کردنش پدید آمد.

(ج) سه چیز که «جابه‌جایی/ازدحام» نامیده می‌شوند — یک تلهٔ تمام‌عیار

مفهوم فارسی چه می‌گوید درس اصلی آن
Displacement effect اثر جابه‌جایی پس از بحران، مخارج عمومی روی سطح دائمیِ بالاتری تثبیت می‌شود مالیهٔ عمومی (پیکاک و وایزمن)
Crowding out اثر ازدحام / رانش استقراض دولت نرخ بهره را بالا می‌برد و سرمایه‌گذاری خصوصی را کنار می‌زند اقتصاد کلان
Goal displacement جابه‌جایی هدف در بوروکراسی وسیله به هدف بدل می‌شود — قواعد به‌خاطر خودشان رعایت می‌شوند نظریهٔ سازمان (مرتون، سلزنیک، گلدنر)

یک ریشهٔ فارسی مشترک، سه ادعای بی‌ربط. بخوانید که چه چیزی جابه‌جا می‌شود: سطح مخارج، سرمایه‌گذاری خصوصی، یا خودِ هدف.

(د) سه خانوادهٔ اصلاح و نردبانی که روی آن نشسته‌اند

اصلاح آیا بودجهٔ سالانه باقی می‌ماند؟ عبارت ماشه‌ای نزدیک‌ترین خطای احتمالی
Better Budgeting بله — بهبودیافته «کاهش زمان و هزینهٔ تهیهٔ بودجه»، «دقت بیشتر پیش‌بینی» با ZBB/ABB که ابزارهای آن‌اند، نه خانواده‌های رقیب
Advanced Budgeting بله — پیوندخورده با استراتژی «پیوند بودجه با استراتژی و سنجه‌های عملکرد» با Beyond که نزدیک‌ترین همسایه‌اش است: Advanced کنترل متمرکز را نگه می‌دارد، Beyond برمی‌دارد
Beyond Budgeting خیر «انعطاف‌پذیری، خودسازماندهی، خودکنترلی، تمرکززدایی» —
«بودجه‌ریزی نوین» (عضو این سه‌گانه نیست) عنوانی کلی و تشریفاتی برای هر روش پساردیفی کاشته شده تا هر کس تازه‌ترین‌به‌نظر‌رسنده را انتخاب کند بگیرد

(ه) ادوار، و مکاتبی که نیستند

اگر صورت سؤال از … بپرسد پاسخ … است چرا همسایه‌اش نه
سلسله‌مراتب، قواعد مکتوب، غیرشخصی بودن، اقتدار عقلایی–قانونی بوروکراسی (وبر) این والدِ دورهٔ سنتی و بودجهٔ ردیفی است، یعنی همان چیزی که عصر همکاری از آن فراتر می‌رود
بهترین راه واحد، مطالعهٔ زمان و حرکت، استانداردهای کار مدیریت علمی (تیلور) دربارهٔ درونِ یک شغل است؛ میراث بودجه‌ای‌اش اندازه‌گیری کار است، نه شراکت
اصول مدیریت، وحدت فرماندهی، حیطهٔ نظارت، POSDCORB مدیریت اداری (فایول، گیولیک و اورویک) دربارهٔ معماری درونی یک سازمان است؛ همکاری دربارهٔ روابط میان سازمان‌هاست
کارایی، رقابت، برون‌سپاری، مشتری‌مداری مدیریت دولتی جدید (NPM) تنها مکتب مدرن از این چهار مکتب؛ سه تای دیگر کلاسیک و متعلق به اوایل قرن بیستم‌اند
شبکه‌ها، شراکت، هم‌تولید با سازمان‌های مردم‌نهاد و شهروندان عصر همکاری، بنا شده بر مدل‌های NPM مکاتب کلاسیک اساساً از کنشگران بیرون سازمان سخنی نمی‌گویند

نکتهٔ کنکوری: پیش از مقایسهٔ محتوا، بر اساس مقولهٔ کلیدواژه دسته‌بندی کنید. واژهٔ نهایی‌گرایانه (مطلوبیت نهایی) ⇒ یک اقتصاددان ⇒ پیگو. واژهٔ فرایندی/سیاسی (تدریجی، چانه‌زنی) ⇒ یک دانشمند علوم سیاسی ⇒ ویلداوسکی، و «فقدان نظریهٔ بودجه» ⇒ او کی (او پرسشی را طرح می‌کند که پیگو پیش‌تر پاسخش را داده بود — همین جفت‌شدن، تله است). واژهٔ بحران ⇒ اثر جابه‌جایی، هرگز واگنر. واژه‌ای دربارهٔ انگیزهٔ کارگزاران (رأی، بودجه، قدرت، رانت) ⇒ انتخاب عمومی و شکست دولت، هرگز کمالِ بازارها. و در هر سؤال اصلاحی بپرسید هدف اعلامی ویژگیِ چیست: سندی بهتر ⇒ Better/Advanced؛ سازمانی خودکنترل ⇒ ماورایی — پیشوند «ماورا» دقیقاً یعنی beyond، پس نام پاسخ، ترجمهٔ خود مفهوم است.

فرمول‌های کلیدی

Pigou — the final-utility (equimarginal) rule for the public budget
∂U∂G1=∂U∂G2=⋯=∂U∂Gn=MSST\frac{\partial U}{\partial G_1} = \frac{\partial U}{\partial G_2} = \cdots = \frac{\partial U}{\partial G_n} = MSS_T
Optimal size of the budget — marginal utility of spending vs marginal sacrifice of taxation
MUG=MSSTMU_G = MSS_T
Wagner's law — public expenditure is income-elastic
EG,Y=ΔG/GΔY/Y>1  ⟹  GY rises as Y growsE_{G,Y} = \frac{\Delta G / G}{\Delta Y / Y} > 1 \;\Longrightarrow\; \frac{G}{Y} \text{ rises as } Y \text{ grows}
Baumol's cost disease — real unit cost growth in the stagnant sector
c^s=w^−λ^s=λ^p−λ^s>0\hat{c}_s = \hat{w} - \hat{\lambda}_s = \hat{\lambda}_p - \hat{\lambda}_s > 0
Niskanen — the budget-maximizing bureau over-supplies
max⁡QB(Q)  s.t.  B(Q)≥C(Q)  ⟹  B(Qb)=C(Qb)  instead of  B′(Q∗)=C′(Q∗)\max_{Q} B(Q) \ \text{ s.t. } \ B(Q) \ge C(Q) \;\Longrightarrow\; B(Q^{b}) = C(Q^{b}) \ \text{ instead of } \ B'(Q^{*}) = C'(Q^{*})
#public-expenditure-theories#final-utility-doctrine#public-choice-theory#government-failure#budget-reform#beyond-budgeting#new-public-management

کارت‌های مرتبط

مفهوممالیه عمومی و بودجه
روش‌های بودجه‌ریزی: متداول، عملکرد، برنامه‌ای/PPBS، بر مبنای صفر و چارچوب مخارج میان‌مدت

چهار روش کلاسیک بودجه‌ریزی در کنار هم — بودجهٔ متداول (اقلام هزینه) که برای کنترل ساخته شده، بودجهٔ عملیاتی که برای کارایی ساخته شده (بهای تمام‌شدهٔ واحد کار × حجم عملیات)، PPBS که برای اثربخشی از راه تحلیل چندسالهٔ هدف‌ها و گزینه‌ها ساخته شده، و بودجه‌ریزی بر مبنای صفر که برای توجیه دوبارهٔ هر فعالیت از نقطهٔ صفر با بسته‌های تصمیم رتبه‌بندی‌شده ساخته شده — همراه با محاسبات هر یک و ملاک‌هایی که روش بودجه‌ریزی را از اصل بودجه، رویکرد، مبنای ثبت و دو معنای کاملاً بی‌ارتباط «بودجهٔ عملیاتی» جدا می‌کند. همچنین انگیزه‌های تخصیص و کنترل تفصیلی مواد ـ هزینه را از اختیار اعتبار یک‌قلم جدا می‌کند. چارچوب مخارج میان‌مدت، سقف منابع مالی چندساله را با اولویت‌های سیاستی و بودجه‌های سالانهٔ سازگار پیوند می‌دهد.

budgeting-methodsline-item-budgetingperformance-budgetingPPBS
مفهوممالیه عمومی و بودجه
شکست بازار، کالاهای عمومی و سواری مجانی

فصل شکست بازار در مالیهٔ عمومی، یک‌جا: معیار سنجش در اقتصاد رفاه و فهرست کامل شکست‌ها، جدول ۲×۲ رقابت‌پذیری × قابلیت محروم‌سازی که کالای خصوصی، باشگاهی، منابع مشاع و عمومی را از هم جدا می‌کند، شرط جمع عمودی ساموئلسون، سواری مجانی به‌مثابهٔ تلهٔ کنش جمعی، و ابزارهایی (مالیات، مالیات پیگویی، قیمت‌های لیندال، حقوق مالکیت) که این شکاف را می‌بندند.

market-failurepublic-goodsnon-rivalrynon-excludability
مفهوممالیه عمومی و بودجه
مالیات: اصول، اصابت مالیاتی و بار اضافی

نظریهٔ کامل مالیات برای کنکور — کالبدشکافی و طبقه‌بندی مالیات، ساختار نرخ تصاعدی در برابر تناسبی در برابر تنازلی، قواعد چهارگانهٔ اسمیت و معیارهای امروزی نظام مالیاتی مطلوب، دو دکترین عدالت یعنی اصل منافع در برابر اصل توانایی پرداخت، تعلق قانونی در برابر تعلق اقتصادی و تقسیم بار به‌نسبت معکوس کشش، و بار اضافی (مثلث هاربرگر) همراه با قانون توان‌دوم نرخ و قانون کشش که مالیات‌های واقعی را از نظر کارایی رتبه‌بندی می‌کنند.

taxationtax-principlesbenefit-principleability-to-pay
مفهوممالیه عمومی و بودجه
اصول بودجهٔ عمومی

اصول کلاسیک و نوین بودجهٔ عمومی — سالانه بودن، وحدت، جامعیت، تفصیل، تخصیص و عدم تخصیص، تعادل، تحدیدی بودن هزینه‌ها و تخمینی بودن درآمدها، تقدم تصویب بر اجرا، واقع‌بینی و شفافیت — همراه با مرحله‌ای که هر اصل از آن پاسداری می‌کند، کلیدواژه‌ای که آن را لو می‌دهد، و جدول‌های مقایسه‌ای که زوج‌های اشتباه‌انگیز را از هم جدا می‌کنند. انضباط مالی با شاخص کسری/GDP سنجیده می‌شود؛ دریافت پیش‌نگرانهٔ استقراضی منابع را جلو می‌آورد و بدهی ایجاد می‌کند.

budget-principlescomprehensivenessnon-earmarkingappropriation-transfer
مفهومتئوری‌های مدیریت
مکاتب کلاسیک: تیلور، فایول و وبر

کل مکتب کلاسیک در یک قاب — مدیریت علمی تیلور در سطح «کار/وظیفه» (بهترین روش، دو شکل کم‌کاری، دستمزد تفاضلی قطعه‌کاری)، پنج وظیفه و چهارده اصل فایول در سطح «بنگاه»، و بوروکراسی قانونی–عقلایی وبر در سطح «پست سازمانی» — به‌همراه زنجیره‌های کژکارکردی مرتون، سلزنیک، گلدنر و تامسون که به جابه‌جایی هدف می‌انجامند.

classical-schoolscientific-managementtaylorfayol-principles

سوالات تمرینی