ایدهٔ اصلی و خانوادههای روش
مکانیابی تسهیلات (facility location) محل کارخانه، انبار یا مرکز خدمات را نسبت به تأمینکنندگان، بازارها و زیرساخت انتخاب میکند. جانمایی/استقرار تسهیلات (facility layout) واحدها و ایستگاهها را درون یک مکان میچیند. هر دو میتوانند از جریان و مسافت استفاده کنند، اما تصمیمها متفاوتاند: مختصات انبار، مکانیابی است؛ قراردادن واحد پُرجریان نزدیک مرکز داخلی، جانمایی است. این روشها از رویههای مدیریت عملیات و تحقیق در عملیات آمدهاند، نه از مدل جهانشمول یک نظریهپرداز.
ابتدا تعیین کنید گزینهها گسسته (discrete) هستند—فهرست مکانها یا جانماییهای شدنی—یا پیوسته (continuous)—مختصات در یک ناحیه تغییر میکند. سپس تقاضا، مسیرها، معیار فاصله، نرخ حمل و محدودیتها را مشخص کنید. امتیاز تحلیلی پایین فقط برای گزینهٔ شدنی ارزش دارد.
جریان جهتدار از–به و بار–مسافت
جدول از–به (from-to chart) مقدار ، یعنی حرکت از واحد به واحد در هر دوره را ثبت میکند. آن را بیتوضیح متقارن فرض نکنید. برای فاصلهٔ و هزینهٔ یکسان هر واحد بار–مسافت:
اگر فاصلهٔ حمل متقارن باشد، یعنی ، هر جفت بدون ترتیب را یک بار ترکیب کنید:
هر دو جهت محاسبه میشوند، زیرا حرکتهای جداگانهاند. جفت ترکیبشده دوباره در جهت معکوس جمع نمیشود. با نرخهای حمل متفاوت، بهجای جریان جفت، وزن هزینهای جفت را بگذارید:
اگر خود فاصلهٔ سفر در دو جهت متفاوت است، تابع هدف جهتدار را حفظ کنید. راهرو، مسیر یکطرفه، ازدحام، اندازهٔ بار متفاوت یا بازگشت خالی ممکن است جملههای اضافی صریح بخواهد. واحد جریان و فاصله باید سازگار باشد.
مثال کوچک از–به
حرکتهای جهتدار روزانهٔ سه واحد چنیناند؛ حرکتهای ذکرنشده صفر هستند:
| از / به | A | B | C |
|---|---|---|---|
| A | — | ۳۰ | ۵ |
| B | ۱۰ | — | ۲۰ |
| C | ۵ | ۰ | — |
بار جفتها ، و است. واحدها را در راهروی مستقیم در موقعیتهای ۰، ۱ و ۲ با واحد فاصله قرار دهید.
در چیدمان A–B–C، فاصلههای AB، AC و BC بهترتیب ۱، ۲ و ۱ هستند:
در B–A–C، این فاصلهها ۱، ۱ و ۲ هستند:
در میان این دو گزینه، چیدمان نخست با ۸۰ در برابر ۹۰ واحد بار–مسافت روزانه بهتر است. برای سه واحد در این موقعیتهای همفاصله، میتوان همهٔ انتخابهای واحد میانی را نیز بهآسانی بررسی کرد؛ مسئلهٔ بزرگتر به جستوجوی منظم گزینهها یا بهینهسازی نیاز دارد.
غربال جریان برای موقعیت مرکزی
جریان کل مرتبط با واحد، ورودی و خروجی را جمع میکند:
در این مثال ، و است؛ بنابراین B نخستین نامزد موقعیت مرکزی است. در مثال راهروی مستقیم، قراردادن B در میانه همچنین کوچکترین جریان جفت، یعنی AC، را روی بلندترین فاصله نگه میدارد.
این قاعده ابتکاری برای غربال است. وقتی مرکز به همهٔ موقعیتهای پیرامونی دسترسی کوتاه و برابر دارد، نرخ واحد حمل یکسان است و مرکزیکردن واحد فاصلهٔ جریانهای مرتبط را بهطور مشابه کاهش میدهد، قاعده مناسبتر است. مثلاً در معیار سادهشدهای که همهٔ فاصلههای مرکز–پیرامون ۱ و همهٔ فاصلههای پیرامون–پیرامون ۲ باشند، تابع هدف است؛ بیشینهکردن دقیقاً واحد مرکزی را انتخاب میکند. چیدمان چرخمانند واقعی فاصلههای پیرامونی مجاور و غیرمجاور دارد؛ بنابراین تخصیص واحدهای پیرامون همچنان مهم است. بزرگبودن بهتنهایی بهینگی کل جانمایی را اثبات نمیکند. مانعها، مساحت واحد، محدودیت مجاورت و هزینهٔ جهتدار میتوانند رتبه را تغییر دهند.
مرکز ثقل پیوسته
روش مرکز ثقل/نیروی جاذبه (center-of-gravity method) مختصات موزون بر پایهٔ تقاضا یا جریان را محاسبه میکند. با وزنهای مثبت و مختصات مقصد :
با نرخ واحد برابر، حجم حمل وزن است؛ با نرخهای ثابت متفاوت و مناسب، از استفاده کنید. فرض آن است که وزنها هزینهٔ مدل را بهخوبی نمایندگی میکنند. مختصات میتواند بین نقاط موجود قرار گیرد: متغیر تصمیم پیوسته است، برخلاف امتیازدهی فهرست شهرهای دادهشده.
مثال کوچک مختصات
مقصد A در با جریان ۲۰، B در با جریان ۴۰ و C در با جریان ۴۰ است؛ نرخ حمل همه برابر است:
مختصات تحلیلی است. پیش از انتخاب مکان واقعی، زمین در دسترس، جادهٔ دسترسی، مجوز و هزینهٔ واقعی مسیر را بررسی کنید.
مرکز ثقل چه چیزی را بهینه میکند؟
مرکز ثقل موزون دقیقاً مجموع موزون مجذور فاصلهٔ اقلیدسی بدون محدودیت را کمینه میکند:
اغلب برای برآورد اولیهٔ مکان بهکار میرود، اما عموماً فاصلهٔ سفر اقلیدسی معمولِ موزون را کمینه نمیکند؛ حل دقیق آن مسئلهٔ میانهٔ هندسی (geometric median) است. در فاصلهٔ قائمالزاویه، میانههای موزون هر مختصه بدون محدودیت، تابع متناظر را کمینه میکنند. در فاصلهٔ شبکهٔ جادهای، مکانها و مسیرهای گسستهٔ شدنی ممکن است تعیینکننده باشند. پس «مرکز ثقل» و «حداقل هزینهٔ حمل» مترادف جهانشمول نیستند.
مقایسهٔ روشهای همسایه
| روش | ورودی و تصمیم اصلی | معیار | محدودیت معمول |
|---|---|---|---|
| وزندهی به عوامل (factor rating) | مکانهای پیشنهادی، وزن معیار و امتیازهای قابلمقایسه | بیشینهکردن امتیاز موزون | عوامل کیفی را هم میپذیرد؛ نتیجه به وزنها و مقیاس امتیاز وابسته است |
| حرکت–مسافت/بار–مسافت (load–distance) | مکانها یا جانماییهای پیشنهادی و جریان مواد | کمینهکردن مجموع جریان × مسافت | معیار فاصله باید مشخص باشد؛ بدون بسط ممکن است نرخهای متفاوت را نادیده بگیرد |
| تحلیل حملونقل/هزینه (transportation/cost analysis) | عرضه، تقاضا، نرخها و شبکههای پیشنهادی | کمینهکردن هزینهٔ پولی حمل با محدودیت عرضه، تقاضا و ظرفیت | برنامهریزی خطی حملونقل، جریان را میان گرههای مشخص تخصیص میدهد؛ انتخاب مکان به سناریو یا متغیر مکانیابی اضافه نیاز دارد |
| مرکز ثقل (center of gravity) | مختصات موزون | محاسبهٔ مختصات پیوسته | برای تابع مجذور فاصله دقیق است؛ در غیر این صورت بررسی و اصلاح لازم است |
| توازن خط تولید (line balancing) | زمان وظیفه، تقدم و زمان چرخهٔ لازم | تخصیص وظایف به ایستگاه برای تحقق آهنگ تولید با کارایی | محتوای کار را تخصیص میدهد؛ مکان جغرافیایی یا حداقل سفر بین واحدها را تعیین نمیکند |
تلهٔ رایج: حرکتهای ورودی و خروجی را جمع کنید؛ فقط با فرض مناسب دربارهٔ فاصله، جهتهای مخالف را ترکیب کنید. جریان مرتبط زیاد، واحد مرکزی را پیشنهاد میکند؛ مختصات موزون، مکان پیوسته را. هیچکدام برای همهٔ توابع هزینهٔ مسیر یا جانمایی اثبات بهینگی نیست.