۱. تعریف — What it is
ظرفیت، جانمایی تسهیلات و توازن خط تولید (capacity, layout and line balancing) سه پاسخِ بههمپیوسته به یک پرسش طراحی در مدیریت تولید و عملیاتاند: با فرضِ میزان تولید موردنیاز، چه اندازه ظرفیت تولیدی باید نصب شود، این ظرفیت چگونه باید در کارگاه چیده شود، و کار چگونه میان منابع تقسیم شود تا نه منبعی بیکار بماند و نه جایی گلوگاه شود؟ برنامهریزی ظرفیت (capacity planning) نرخ تقاضا را به تعداد ماشین، کارگر یا شیفت تبدیل میکند؛ جانمایی / آرایش تسهیلات (facility layout) آرایش فیزیکی این منابع را برمیگزیند — گروهبندی بر پایهٔ وظیفه یا کشیدهشدن در امتداد مسیر محصول؛ و توازن خط مونتاژ (assembly-line balancing) — که تنها پس از انتخاب چیدمان محصولی (خطی) معنا پیدا میکند — فعالیتهای ساخت یک واحد را به دنبالهای از ایستگاههای کاری (workstations) تخصیص میدهد، بهگونهای که بار کاری هر ایستگاه برابر یا کمتر از **زمان چرخه (cycle time)**ای باشد که تقاضا تحمیل کرده است، آن هم با کمترین تعداد ایستگاه ممکن. هر سه یک بازتاب حسابیِ مشترک دارند: بارِ کاریِ لازم ÷ زمان مؤثرِ در دسترس، گِردشده به بالا تا یک منبع کامل.
۲. خاستگاه — مدل از کجا آمده است
این مسئله را خط مونتاژ متحرک پدید آورد؛ خطی که فورد (Ford) در سال ۱۹۱۳ برای مدل T راهاندازی کرد: همینکه واحدها روی نوار نقاله با آهنگی ثابت پیش میروند، هر ایستگاه ناچار است کارش را در بازهٔ زمانی یکسانی به پایان برساند و نابرابریِ بار ایستگاهها بیدرنگ به زمان بیکاری یا توقف خط میانجامد. صورتبندی رسمی این مسئله به مسئلهٔ سادهٔ توازن خط مونتاژ (Simple Assembly Line Balancing Problem, SALBP) انجامید که دو روایت کتابدرسی دارد — نوع ۱ (تقاضا معلوم ← کمینهکردن تعداد ایستگاهها) و نوع ۲ (تعداد ایستگاهها معلوم ← کمینهکردن زمان چرخه، یعنی بیشینهکردن تولید) — بههمراه روشهای ابتکاری (heuristics) کلاسیکِ تخصیص: قاعدهٔ بزرگترین نامزد / بلندترین زمان فعالیت، روش ستونی کیلبریج–وستر (Kilbridge–Wester)، و روشِ وزن موقعیتی رتبهبندیشده (ranked positional weight) ی هلگسون و بیرنی (Helgeson and Birnie). از روشهای ابتکاری استفاده میشود چون مسئلهٔ دقیق از نظر ترکیبیاتی سخت است: شمار تخصیصهای شدنی با افزایش تعداد فعالیتها بهشدت منفجر میشود، پس کتابهای درسی بهجای یک الگوریتم بهینه، یک کران پایین بههمراه یک قاعدهٔ سرانگشتی آموزش میدهند.
۳. ساختار
۳٫۱ واژگان ظرفیت — سه ظرفیت
| مفهوم | معادل فارسی | معنا | فرمول |
|---|---|---|---|
| Design capacity | ظرفیت اسمی / طراحی | بیشترین تولید در شرایط آرمانی | دادهشده |
| Effective capacity | ظرفیت مؤثر | ظرفیت اسمی منهای اتلافهای اجتنابناپذیر (آمادهسازی، تعمیرات، استراحت، ترکیب محصول) | |
| Actual output | تولید واقعی | آنچه سیستم واقعاً تولید کرده است | اندازهگیریشده |
| Utilization | ضریب بهرهبرداری | سهمِ بهکاررفته از ظرفیت اسمی | |
| Efficiency | کارایی | سهمِ بهکاررفته از ظرفیتِ واقعبینانه دستیافتنی |
چون ظرفیت مؤثر ظرفیت اسمی است، همواره کارایی ضریب بهرهبرداری است.
۳٫۲ انواع چیدمان — توازن خط کجا کاربرد دارد
| چیدمان | معادل فارسی | مبنای آرایش | سیستم رایج | پرسش توازن |
|---|---|---|---|---|
| Product / line | چیدمان محصولی (خطی) | توالی عملیات روی یک محصول | تولید انبوه / پیوسته، خط مونتاژ | توازن خط — موضوع همین کارت |
| Process / functional | چیدمان فرایندی (وظیفهای، کارگاهی) | گروهبندی ماشینهای همنوع کنار هم | کارگاهی، دستهای | محاسبهٔ تعداد ماشین هر مرکز کاری |
| Fixed position | چیدمان ثابت | محصول ثابت میماند و منابع به سراغش میروند | کشتی، ساختمان، هواپیما | زمانبندی منابع، نه توازن |
| Cellular / group technology | چیدمان سلولی / تکنولوژی گروهی | خانوادههای قطعات مشابه در یک سلول | تولید انعطافپذیر | توازن درونِ سلول |
۳٫۲الف شواهد چیدمان: مسیر، توالی یا نزدیکی؟
دیاگرام جریان (flow diagram) حرکت واقعیِ کارگر، مواد یا تجهیزات را روی نقشهٔ کف کارگاه (floor plan) با مقیاس ترسیم میکند. پیکانها مسیر میان مکانها را نشان میدهند؛ برگشت مسیر، تقاطع و سفر طولانی آشکار میشود. این دیاگرام میتواند همراه نمودار فرایند باشد، اما اطلاعات متمایز آن مسیر مکانی است. در پیشنهاد مسیر کوتاهتر، راهرو، دسترسی و محدودیت ایمنی را حفظ کنید؛ خط مستقیم از میان دیوار، بهبود شدنی نیست.
| ابزار | چه چیزی را نمایش میدهد؟ | به چه تصمیمی کمک میکند؟ |
|---|---|---|
| دیاگرام جریان | حرکت روی نقشهٔ فیزیکی کارگاه | محل جابهجایی، تقاطع یا برگشت مسیر |
| نمودار فرایند جریان (flow-process chart) | توالی عملیات، بازرسی، حملونقل، تأخیر و انبارش؛ اغلب همراه زمان و مسافت | حذف، ترکیب یا بهبود گامها |
| نمودار فرایند عملیات (operation-process chart) | عملیات و بازرسیهای اصلی، همراه ورود مواد به ساخت یا مونتاژ | توالی کلی ساخت/مونتاژ، نه همهٔ حرکتها و انتظارها |
| نمودار رابطهٔ فعالیتها (activity-relationship chart) | نزدیکی مطلوب بخشها و علت آن، اغلب با رتبههای A/E/I/O/U/X | فعالیتهایی که باید مجاور، دور یا با نزدیکی معمول باشند |
مثلاً قطعه از برش به بازرسی میرود و سپس برای سوراخکاری دوباره از کنار برش عبور میکند. نمودار فرایند جریان، رویدادها را فهرست میکند؛ دیاگرام روی نقشه، برگشت مسیر را آشکار میسازد. نمودار رابطه ممکن است بازرسی را برای هماهنگی نزدیک برش بخواهد، حتی اگر حجم حمل اندک باشد. هیچکدام بهتنهایی تعداد ایستگاه خط را محاسبه نمیکند. برای انتخاب مکان و روشهای کمیِ چیدمان بر مبنای جریان مواد، به کارت جداگانهٔ مکانیابی تسهیلات و چیدمان جریان مواد مراجعه کنید.
۳٫۲ب چیدمان سلولی و گروهبندی ماشین–قطعه
تکنولوژی گروهی (group technology) قطعات مشابه را به خانواده تقسیم میکند و ماشینهای لازمِ هر خانواده را در یک سلول (cell) قرار میدهد. ماتریس ماشین–قطعه مشخص میکند کدام ماشین روی کدام قطعه کار میکند. هدف گروهبندی، بلوکهای متراکم درونسلولی با عملیات استثنایی اندکِ نیازمند حرکت میان سلولهاست؛ خانهٔ خالی درون بلوک، رابطهٔ پردازشیِ غیرضروری است و خودبهخود خطا نیست. شباهت شکل بهتنهایی تضمینکنندهٔ مسیر پردازش یکسان نیست.
الگوی کوچک زیر، تصمیم را نشان میدهد، بدون انتساب به الگوریتم گروهبندی خاص:
| ماشین | قطعهٔ A | قطعهٔ B | قطعهٔ C | قطعهٔ D |
|---|---|---|---|---|
| M1 | 1 | 1 | 0 | 0 |
| M2 | 1 | 1 | 0 | 0 |
| M3 | 0 | 0 | 1 | 1 |
| M4 | 0 | 0 | 1 | 1 |
گروههای طبیعی، ماشینهای M1/M2 با قطعات A/B و ماشینهای M3/M4 با قطعات C/D هستند. پیش از پذیرش سلول، بار واقعی، ظرفیت ماشین، مسیر و قطعات استثنایی را بررسی کنید؛ ماتریس مرتب، اثبات ظرفیت کافی نیست. تشکیل سلول عضویت، چیدمان درون سلول آرایش فیزیکی و توازن بار کاری را تعیین میکند.
| روش یا عنوان | خانوادهٔ تصمیم | تمایزی که باید حفظ شود |
|---|---|---|
| ردیف میانگین (average-row) در اصطلاح ایرانی | گروهبندی/چیدمان سلولی | عنوانِ روش چیدمان است، نه اولویت زمانبندی؛ عنوان بهتنهایی الگوریتم جهانشمول بازچینی ماتریس را مشخص نمیکند |
| خوشهبندی بر مبنای رتبه (rank-order clustering) | بازچینی ماتریس ماشین–قطعه بهسوی گروهها | روش نامدارِ جداگانه است؛ نباید بیتوضیح جایگزین ردیف میانگین شود |
| مور / جانسون / نسبت بحرانی | توالی کار یا اولویتدهی | زمان اجرای کارها را تعیین میکنند، نه عضویت ماشینها در سلول خانوادهٔ قطعه |
۳٫۲ج ترتیب مسیر درون سلول
ماتریس ماشین–قطعه با رتبهٔ عملیات (sequence-bearing machine–part matrix) ترتیب عملیات را ثبت میکند، نه رابطهٔ صفر و یک: مدخل مثبت، رتبهٔ آن ماشین در مسیر قطعه است؛ خانهٔ خالی یعنی قطعه از آن استفاده نمیکند. ماشینهای مورد استفادهٔ هر قطعه را بر حسب رتبه مرتب و میان عملیات متوالی زوج جهتدار رسم کنید. این یالها و نتایج تعدی آنها، چیدمان خطیِ بدون برگشت را محدود میکنند.
| قطعه | ماشین A | ماشین B | ماشین C | مسیر |
|---|---|---|---|---|
| X | 1 | 3 | 2 | A → C → B |
| Y | 1 | 2 | 3 | A → B → C |
X ماشین C را پیش از B و Y ماشین B را پیش از C میخواهد. پس هر ترتیب فیزیکی، برای یکی از قطعات برگشت مسیر ایجاد میکند. با بهعنوان رتبهٔ عملیات، وارونگی میان ماشینهای در قطعات از این رابطه تشخیص داده میشود:
اینجا است. فقط قطعاتی را مقایسه کنید که از هر دو ماشین استفاده میکنند. خانهٔ خالی، جهت متناقض نیست. دور جهتدار طولانیتر مانند A → B → C → A در چند مسیر نیز حتی بدون زوجِ مستقیماً وارونه، ترتیب واحدِ بدون برگشت را ناممکن میکند. گراف مسیرِ بدون دور، تحت این قیود ترتیب، آرایش توپولوژیک ماشینها را ممکن میکند؛ ظرفیت کافی یا نقشهٔ کفِ شدنی را اثبات نمیکند. مراجعهٔ دوباره به یک ماشین، مدل جداگانه میخواهد و با یک رتبه برای هر ماشین نمایش داده نمیشود.
| تصمیم | چه چیزی را انتخاب میکند؟ |
|---|---|
| تشکیل سلول | ماشینها و خانوادههای قطعهای که کنار هم قرار میگیرند |
| آرایش فیزیکی | جای استقرار ماشینها و وجود برگشت مسیر |
| توالی کارها | ترتیب زمانی استفادهٔ کارها از منابع |
عضویت سلول بهتنهایی نه ترتیب فیزیکی را تعیین میکند و نه اولویت کار را. تیم چندمهارتیِ سلول میتواند چند عملیاتِ فرایند یک خانواده را پوشش دهد و چرخهٔ وظایف با قطعه و ترکیب محصول تغییر کند. مشاغل فرایندی (process-oriented jobs) یعنی مسئولیت در امتداد آن فرایند؛ به معنای گروهبندی وظیفهای ماشینها نیست. برای کارکنان چندمهارتی سلول، متمایز از کار تکراریِ محدود خط یا تخصص محدود جریان پیوسته، به کارت سیستمهای تولید و پیشبینی مراجعه کنید.
۳٫۳ مجموعهٔ فرمولها
(الف) تعداد ماشینآلات موردنیاز در یک مرحله (machine requirement)
که در آن = تولید موردنیاز در هر دوره (نرخ تولید)، = زمان عملیات هر واحد بر حسب دقیقه، = طول دوره بر حسب ساعت (طول شیفت)، و = کارایی آن مرحله. صورت کسر بارِ کاریای است که مرحله باید انجام دهد؛ مخرج دقایقی است که یک ماشین واقعاً تحویل میدهد. هر مرحله مستقل و از روی ستون دادههای خودش محاسبه میشود.
(ب) زمان چرخه از روی تقاضا (cycle time)
هر واحد زمان باید یک واحدِ تمامشده از خط خارج شود، پس هیچ ایستگاهی نباید بیش از واحد را نگه دارد. دامنهٔ شدنی زمان چرخه از پایین به بلندترین فعالیت منفرد محدود است (یک فعالیت را نمیتوان میان ایستگاهها شکست) و از بالا به کل بارِ کاری (یک ایستگاه که همهٔ کار را انجام دهد):
(پ) نرخ تولیدِ ضمنیِ یک زمان چرخه
(ت) حداقل نظری تعداد ایستگاههای کاری (theoretical minimum number of workstations)
این یک کران پایین است، نه یک تضمین: محدودیتهای تقدم و تأخر (نمودار تقدم و تأخر) ممکن است تخصیص واقعی را وادار کند از ایستگاه بیشتری استفاده کند.
(ث) کارایی خط و تأخیر توازن (line efficiency and balance delay)
(ج) گلوگاه (bottleneck)
همینکه فعالیتها عملاً تخصیص یافتند، زمان چرخهٔ واقعی همان پرکارترین ایستگاه است و همان — نه مطلوب — میزان تولید را تعیین میکند:
(ز) بازده سالم، تنظیم و خرابی (yield, setup and breakdown losses)
اتلاف واحد را از اتلاف زمان جدا کنید. نیاز به قطعهٔ سالم در دوره، سهم ضایعات از قطعات ناخالص پردازششده، دقیقهٔ ماشین برای هر قطعهٔ ناخالص، ساعت برنامهریزیشدهٔ هر ماشین در دوره و دقیقهٔ تنظیم و خرابی هر ماشین در همان دوره هستند. با بازده ثابت، مصرف زمانِ اعلامشده برای تمام قطعات ناخالص و نبود دوبارهکاری:
باید و باشد. ضایعات، بار ناخالص را افزایش میدهد؛ تنظیم و خرابی، زمان مفید هر ماشین را کم میکند. دقت کامل را حفظ و تنها تعداد نهایی ماشین را به بالا گرد کنید. افزایش تقاضا بهاندازهٔ درصد ضایعات با تقسیم بر بازده برابر نیست.
| قرارداد اتلاف | برخورد صحیح | خطر |
|---|---|---|
| تنظیم/خرابی ثابتِ هر ماشین در دوره | کسر از زمان هر ماشین | اتلافِ کل کارگاه نباید جداگانه از هر ماشین کسر شود |
| تنظیم برای هر دسته | محاسبهٔ تعداد تنظیم و بار زمانی آن برای دستههای برنامهریزیشده | افزایش دسته یا ماشین میتواند تعداد تنظیم را عوض کند؛ کسر ثابت روزانه ممکن است نامناسب باشد |
| خرابی بهصورت سهم زمانی | کاهش زمان برنامهریزیشده به نسبت دادهشده | خرابی یکسان را هم بهصورت دقیقه و هم درصد کم نکنید |
| کارایی تجمیعیِ شامل اتلافهای اعلامشده | استفاده از مدل اصلیِ زمان مؤثر | ضرب در آن کارایی همراه با کسر دوبارهٔ اتلاف، شمارش مضاعف است |
اگر بیانگر افت جداگانهٔ کارایی پردازش باشد که در منظور نشده، زمان مفید میتواند باشد. اگر زمان عملیات، استاندارد مؤثری است که همان اضافات را دارد، دوباره آن را اضافه نکنید. برای چند محصول، دقیقهٔ ماشین لازم را در مرکز کاری جمع کنید؛ برای چند مرحلهٔ متوالیِ ضایعات، بازده هر مرحله و نیاز پاییندست را دنبال کنید. بازدههای متفاوت مراحل با جمع درصدهای ضایعات ترکیب نمیشوند.
این فرمولها، تولید موردانتظار را با بازده دادهشده برنامهریزی میکنند؛ تضمین سطح خدمت در برابر خرابی یا ضایعات تصادفی نیستند. اگر فرض اتلاف، زمان مفید را نامثبت کند، افزودن تعداد متناهی از ماشینهای بههماناندازه غیرقابلاستفاده، مدل را حل نمیکند.
۴. نحوهٔ بهکارگیری
- دوره را تثبیت کنید و همهچیز را همواحد کنید. نخست شیفت را به دقیقه تبدیل کنید ( دقیقه)؛ زمان فعالیتها تقریباً همیشه بر حسب دقیقه یا ثانیه است.
- چیدمان فرایندی ← شمارش ماشینهای هر مرکز کاری با فرمول (الف)، مرحلهبهمرحله و تنها با استفاده از ، و ـیِ همان مرحله. به بالا گِرد کنید؛ کسری از یک ماشین را نمیتوان نصب کرد.
- چیدمان محصولی ← محاسبهٔ از روی تقاضا با فرمول (ب). را هرگز گِرد نکنید — این یک نرخ است، نه یک تعداد.
- بررسی شدنیبودن: اگر باشد، خط با مشخصات دادهشده نمیتواند تقاضا را پاسخ دهد؛ باید فعالیت شکسته شود، ایستگاه موازی افزوده شود، یا زمان چرخه شلتر گردد.
- کران پایین را حساب کنید با فرمول (ت) — همیشه با گِرد کردن به بالا.
- فعالیتها را به ایستگاهها تخصیص دهید به ترتیب تقدم: یک ایستگاه باز کنید و پیدرپی فعالیتِ واجد شرایط (فعالیتی که همهٔ پیشنیازهایش تخصیص یافتهاند) با بلندترین زمانی را بیفزایید که هنوز در زمان بیکار باقیماندهٔ ایستگاه جا میشود؛ وقتی هیچ فعالیتی جا نشد، ایستگاه را ببندید و ایستگاه بعدی را باز کنید.
- ارزیابی کنید با فرمول (ث): کارایی خط، تأخیر توازن، زمان بیکاری هر واحد — و ایستگاه گلوگاه را با فرمول (ج) شناسایی کنید.
- بهبود: کار را از گلوگاه منتقل کنید یا بیرون از مدل تقسیمناپذیر، فعالیت را بشکنید. با بار و تعداد ایستگاه ثابت، کاهش چرخهٔ واقعی کاراییِ محاسبهشده با همان چرخه را افزایش میدهد؛ با چرخهٔ هدف ثابت، کاهش تعداد ایستگاه کارایی را بیشتر میکند. بازتوزیعِ بار با چرخه و تعداد ثابت، نسبت را تغییر نمیدهد.
LOT قاعدهٔ مجازبودن و جاگیری است. اولویت طولانیترین زمان عملیات (longest operation time؛ LOT) فقط برای فعالیتهای تخصیصنیافتهای اعمال میشود که پیشنیازهایشان انجام شده است. ایستگاه را با زمان باقیماندهٔ برابر زمان چرخه باز کنید. ابتدا تقدم، سپس جاگیری و بعد طولانیترین فعالیتِ باقیمانده را بررسی کنید. پس از هر تخصیص، هم زمان باقیمانده و هم فعالیتهای مجاز را بهروز کنید: فعالیت جانشین میتواند در همان ایستگاه قرار گیرد، اگر پیشنیازش زودتر انجام و خودش جا شود. اگر طولانیترین فعالیت مجاز جا نشد، فعالیت مجاز بعدی را امتحان کنید؛ تنها وقتی هیچ فعالیتی جا نمیشود ایستگاه جدید باز کنید. در تساوی زمانها، اگر تخصیص مبهم است قاعدهٔ رفع تساوی را بیان کنید.
مدل ساده، تقدم بدون دور، فعالیت تقسیمناپذیر و ایستگاه سازگار را فرض میکند. با ایستگاه کافی و نبود محدودیت اضافی تخصیص، کوتاهترین چرخهٔ شدنی برابر زمان طولانیترین فعالیت است؛ با تعداد ایستگاه ثابت، این کران الزاماً دستیافتنی نیست. LOT ابتکاری است، نه اثبات بهینگی. کران پایین، تخصیص شدنی و جواب بهینه سه ادعای متفاوتاند.
۵. مثال کوچکِ حلشده
بخش الف — تعداد ماشین موردنیاز در چیدمان فرایندی. یک مرکز کاری باید واحد در هر شیفت ۸ ساعته تحویل دهد که هر واحد دقیقه زمان ماشین میخواهد، با کارایی .
دو ماشین تنها دقیقه در برابر دقیقهٔ موردنیاز فراهم میکنند، پس همین گِرد کردن به بالاست که برنامه را نجات میدهد — و اگر دو ماشین نخست کاملاً بارگذاری شوند، ماشین سوم حدود بارگذاری میشود، که دقیقاً همان ظرفیت مازادی است که چیدمان فرایندی میپذیرد.
بخش ب — متوازنسازی یک خط مونتاژ. محصولی به شش فعالیت نیاز دارد؛ تقاضا واحد در هر شیفت ۸ ساعته است، پس دقیقه.
| فعالیت | زمان (دقیقه) | پیشنیاز بلافصل |
|---|---|---|
| A | 1.5 | — |
| B | 1.5 | A |
| C | 2.0 | A |
| D | 1.0 | C |
| E | 2.5 | B |
| F | 1.5 | D, E |
| جمع | 10.0 |
گام ۱ — زمان چرخه.
شدنیبودن: ، پس هیچ فعالیتی از پنجرهٔ زمانی یک ایستگاه فراتر نمیرود و خط شدنی است.
گام ۲ — کران پایین تعداد ایستگاهها.
گام ۳ — تخصیص (بلندترین فعالیتِ واجد شرایط که جا میشود).
| ایستگاه | فعالیتها | زمان ایستگاه | بیکاری |
|---|---|---|---|
| 1 | A, B | 0.0 | |
| 2 | E | 0.5 | |
| 3 | C, D | 0.0 | |
| 4 | F | 1.5 | |
| جمع | 10.0 | 2.0 |
ایستگاه ۲ بهجای C فعالیت E را برمیدارد، چون در آن لحظه E بلندترین فعالیتِ واجد شرایط است و پس از قرار گرفتن E، هیچ فعالیت دیگری در دقیقهٔ باقیمانده جا نمیشود. چهار ایستگاه به دست آمد که با کران پایین برابر است.
گام ۴ — ارزیابی.
گلوگاه دقیقه است (ایستگاههای ۱ و ۳)، پس تولید واقعی واحد است — تقاضا دقیقاً برآورده میشود. اگر تقاضا به واحد میرسید، آنگاه دقیقه میشد که کمتر از فعالیت E با دقیقه است: در آن صورت پیش از هر متوازنسازیِ دوباره، فعالیت E باید شکسته یا تکرار (موازی) میشد.
بخش ج — LOT با کرانِ دستنیافتنیِ ایستگاه. شش فعالیت تقسیمناپذیر زیر را در نظر بگیرید:
| فعالیت | دقیقه | پیشنیاز بلافصل |
|---|---|---|
| a | 8 | — |
| b | 7 | a |
| c | 2 | a |
| d | 11 | a |
| e | 9 | a |
| f | 6 | c, d |
در حداکثر ظرفیت با ایستگاه کافی:
| ایستگاه | تخصیص LOT | دقیقهٔ مصرفشده / بیکاری | دلیل |
|---|---|---|---|
| 1 | a, c | 10 / 1 | ابتدا فقط a مجاز است؛ از ۳ دقیقهٔ باقیمانده فقط c جا میشود |
| 2 | d | 11 / 0 | طولانیترین فعالیت مجاز؛ سپس f مجاز میشود |
| 3 | e | 9 / 2 | از b و f طولانیتر؛ سپس هیچکدام جا نمیشود |
| 4 | b | 7 / 4 | از f طولانیتر؛ f در ۴ دقیقهٔ باقیمانده جا نمیشود |
| 5 | f | 6 / 5 | هر دو پیشنیاز انجام شدهاند |
پنج ایستگاه استفاده شده است. در واقع زمان هرکدام از a، b، d، e و f بیش از نصف چرخهٔ ۱۱دقیقهای است؛ پس هیچ دو مورد نمیتوانند همایستگاه باشند: حتی بدون تقدم، پنج ایستگاه ضروری است. کران بار کاریِ چهار دستیافتنی نیست، زیرا جاگذاری فعالیتهای تقسیمناپذیر را نادیده میگیرد. این استدلال، بهینگی این مثال را اثبات میکند؛ عنوان LOT بهتنهایی چنین اثباتی نیست.
بخش د — تعداد ماشین با اتلاف صریح. مرکز کاری به ۵۰۰ قطعهٔ سالم در روز نیاز دارد. هر قطعهٔ ناخالص ۳ دقیقهٔ ماشین میگیرد، بازده ۹۰ درصد است، هر ماشین ۸ ساعت برنامهریزی شده و روزانه ۳۰ دقیقه برای تنظیم و ۶۰ دقیقه برای خرابی از دست میدهد. اتلافها برای هر ماشیناند و ضریب کاراییِ دیگری آنها را تکرار نمیکند.
چهار ماشین فقط ۴۶۸ قطعهٔ سالمِ موردانتظار در روز و پنج ماشین ۵۸۵ قطعه میدهند. نیاز ناخالص را تا شمارش نهایی ظرفیت بهصورت مقدار برنامهریزیِ گردنشده نگه دارید. اگر تعداد صحیحِ قطعات ناخالص باید برنامهریزی شود، آن مقدار تولید را جداگانه به بالا گرد و ظرفیت را دوباره کنترل کنید؛ تعداد کسریِ ماشین را به پایین گرد نکنید.
۶. اشتباه نشود با… — Confused with
| جفت مفاهیم | آنچه پرسیده شده | همسایهای که با آن اشتباه میشود | وجه تمایز |
|---|---|---|---|
| زمان چرخه vs زمان تاکت | زمان چرخه (cycle time) — آهنگی که خط بر آن تنظیم شده است | زمان تاکت (takt time) — زمان در دسترس ÷ تقاضای مشتری | حساب یکسان، مرجع متفاوت: تاکت از بازار میآید و زمان چرخه از طراحی خط؛ خط سالم تاکت دارد |
| زمان چرخه vs زمان گذر | زمان چرخه — فاصلهٔ میان دو واحد تمامشده | زمان گذر / زمان راهبری (throughput / lead time) — مدتی که یک واحد در سیستم میماند، | زمان چرخه یک نرخ بین واحدهاست؛ زمان گذر یک مدت عبور برای یک واحد است |
| مجموع زمان فعالیتها vs زمان استاندارد | بارِ کاری () — جمع همهٔ فعالیتهای یک واحد | زمان استاندارد (standard time) — زمان نرمال یک فعالیت بهعلاوهٔ اضافات مجاز | جمعی روی همهٔ فعالیتهاست؛ زمان استاندارد برای هر فعالیت است و اضافات را در خود دارد |
| حداقل نظری vs تعداد واقعی ایستگاهها | — کران پایینی که در حالت کلی دستنیافتنی است | — آنچه تخصیصِ پایبند به تقدم واقعاً نیاز دارد | ؛ تقدم و تأخر و تقسیمناپذیری فعالیتها این شکاف را میسازند |
| کارایی خط vs ضریب بهرهبرداری | کارایی خط — سهم مولد زمان ایستگاهها | ضریب بهرهبرداری واقعی ÷ ظرفیت اسمی | نسبتهای جداگانهاند؛ کارایی ظرفیت (واقعی ÷ ظرفیت مؤثر) ضریب بهرهبرداری است، اما کارایی خط با آن ترتیب جهانشمول ندارد |
| تأخیر توازن vs زمان بیکاری | تأخیر توازن — یک درصد | زمان بیکاری — دقیقه به ازای هر واحد | یکی نسبت است و دیگری زمان؛ کنکور با جابهجا کردن واحدها دام میگذارد |
| توازن خط vs تعداد ماشینآلات | توازن خط — یک محصول، تقسیم فعالیتها میان ایستگاههای متوالی، چیدمان محصولی | محاسبهٔ تعداد ماشین — یک مرحله، تولید ÷ زمان مؤثر ماشین، چیدمان فرایندی | توازن، بارِ کاری یک واحد را تقسیم میکند؛ شمارش ماشین، بارِ کاری یک مرحله را در طول یک دوره ضرب میکند |
| SALBP-1 vs SALBP-2 | نوع ۱ — از تقاضا داده شده، کمینه شود | نوع ۲ — از خط نصبشده داده شده، کمینه شود (تولید بیشینه) | ببینید صورت سؤال کدام کمیت را تثبیت کرده است: رقم تقاضا ⇐ نوع ۱؛ تعداد ایستگاه ⇐ نوع ۲ |
نکتهٔ کنکوری: هر کمیتی در این خانواده «کار لازم ÷ زمان مفید در دسترس» است، و تنها تعدادها گِرد میشوند — آن هم همیشه به بالا. تعداد ماشین را به بالا گِرد کنید، تعداد ایستگاه را به بالا گِرد کنید (، هرگز ۷)، اما زمان چرخه را هرگز گِرد نکنید، چون یک نرخ است. و کارایی زمان در دسترس را در مخرج ضرب میکند ( — دقایق قابل استفاده را کوچک میکند)؛ هرگز بارِ کاری را تقسیم نمیکند. با نمرهٔ منفی، عادتِ «گِرد کردن به نزدیکترین عدد صحیح» گرانترین بازتاب در این مبحث است. تمایز مسیر: رتبهٔ عملیات، ترتیب را تعیین میکند؛ جهتهای مخالف یا دور جهتدار، آرایش خطیِ واحدِ بدون برگشت را ناممکن میکند. سلول با چیدمان دیگر همچنان میتواند شدنی باشد.