۱. تعریف و مدل
خط جریان (flow line) هر واحد را از همان ایستگاههای مرتب عبور میدهد. گلوگاه (bottleneck) ایستگاه دارای کمترین ظرفیت مؤثر است؛ در خط قطعی با یک ماشین در هر ایستگاه، طولانیترین زمان پردازش را دارد. مسدود شدن (blocking) ناتوانی در تخلیهٔ خروجیِ تکمیلشده است؛ تغذیه نشدن (starvation) ناتوانی در شروع به علت نرسیدن ورودی است. اینها مفاهیم استاندارد نظام تولیدند: زمان پردازش بهتنهایی تمام وضعیتهای عملیاتی ایستگاه را نشان نمیدهد.
زمان پردازش هر واحد در ایستگاه و ظرفیت آن است؛ در هر ایستگاه یک ماشین داریم و واحدهای اندازهگیری یکساناند:
اگر زمان برحسب دقیقه برای هر واحد باشد، ظرفیت برحسب واحد در دقیقه است؛ برای واحد در ساعت، در ۶۰ ضرب کنید. برابری به تأمین مداوم و شرایطی نیاز دارد که گلوگاه را مشغول پردازش نگه دارد. ماشینهای موازی، خرابی، آمادهسازی، ضایعات و زمانهای وابسته به محصول، تحلیل ظرفیت مؤثر میخواهند؛ صرف انتخاب بزرگترین زمان خام عملیات کافی نیست.
۲. تشخیص وضعیت ایستگاه و قاعدهٔ بافر
| وضعیت یا ابزار | شرط تشخیصی | پیامد |
|---|---|---|
| پردازش (processing) | عملیات روی واحد در حال انجام است | زمان مولد ماشین |
| مسدود شدن پس از خدمت (blocking after service) | عملیات تمام شده، اما ایستگاه بعدی و بافر خروجیِ موجود نمیتوانند واحد را بپذیرند | واحد تکمیلشده ایستگاه را اشغال میکند و مانع شروع بعدی است |
| تغذیه نشدن | ایستگاه آزاد است، اما ورودی آماده نیست | ظرفیت پاییندست منتظر تأمین بالادست میماند |
| بافر / موجودی میانمرحلهای (buffer) | فضای نگهداری میان ایستگاهها، جدا از محل پردازش ایستگاه | زمانبندی آنها را موقتاً مستقل میکند؛ فضا میگیرد و سرمایه را در کالای نیمهتمام نگه میدارد |
| بیکاری برنامهریزیشده (planned idleness) | سیاست آزادسازی یا آهنگ خط، عمداً کار را به تأخیر میاندازد | انتظارِ بدون ورودی الزاماً نشانهٔ گلوگاه فیزیکی بالادست نیست |
بافر صفر (zero buffer) تنها وقتی انتقال مستقیم را مجاز میکند که ایستگاه بعدی بتواند قطعه را بپذیرد. در مسدود شدن پس از خدمت، ایستگاه بالادست ممکن است قطعه را پردازش و سپس نگه دارد. قاعدهٔ متفاوتِ مسدود شدن پیش از خدمت (blocking before service) شروع را تا زمان وجود یا رزرو فضای پاییندست ممنوع میکند؛ پیش از زمانبندی، قاعده را مشخص کنید.
مثال موضعی: زمان دو ایستگاه یک و سه دقیقه است. در زمان صفر خالیاند، مواد اولیه نامحدود، انتقال آنی و تخلیهٔ ایستگاه آخر همواره ممکن است. بدون بافر و با مسدود شدن پس از خدمت، واحد ۱ در ایستگاه اول از زمان ۰ تا ۱ و در ایستگاه دوم از ۱ تا ۴ پردازش میشود. ایستگاه اول، واحد ۲ را از ۱ تا ۲ پردازش و از ۲ تا ۴ نگه میدارد: مسدود است، نه تغذیهنشده. با یک جایگاه انتظار، واحد ۲ در زمان ۲ از ایستگاه اول خارج میشود؛ قطعهٔ تکمیلشدهٔ دیگری ممکن است بعداً با پُرشدن آن جایگاه مسدود شود.
بافر محدود، مسدود شدن را تا پُرشدن به تأخیر میاندازد و تا خالیشدن از پردازش پاییندست پشتیبانی میکند. بافر پیش از گلوگاه به حفاظت ورودی آن کمک میکند؛ بافر پس از آن هنگام وقفهٔ پاییندست، تخلیهاش را محافظت میکند. بافر، خودِ گلوگاه را سریعتر نمیکند. فضای نامحدود، مسدود شدن ناشی از نگهداری را حذف میکند، اما اگر آزادسازی بالادست بیش از ظرفیت پاییندست باشد، کالای نیمهتمام میتواند پیوسته افزایش یابد.
۳. تفکیک سه معیار زمانی
برای مدل قطعی ایدهآل زیر، واحدهای یکسان، یک ماشین در هر ایستگاه، مثبت و ثابت، خط ابتدا خالی، تمام مواد اولیه در زمان صفر، نبود آمادهسازی و خرابی، زمان انتقال صفر، انتقال تکواحدی و فضای میانمرحلهای کافی برای جلوگیری از مسدود شدن را فرض کنید. هر ایستگاه بهمحض داشتن واحد و ماشین آزاد شروع میکند.
| معیار | معنا | فرمول با این فرضها |
|---|---|---|
| زمان چرخهٔ خروجی پایدار (steady output cycle time) | فاصلهٔ تکمیلهای متوالی پس از پُرشدن خط | |
| نرخ خروجی (throughput rate) | واحدهای تکمیلشده در واحد زمان طی فعالیت مداوم | |
| زمان عبور نخستین واحد (first-unit latency) | زمان از شروع تا خروج نهایی در خط خالی | |
| زمان تکمیل دسته (finite-batch makespan) | زمان از نخستین شروع تا خروج آخرین واحد از واحد |
نخستین واحد باید از همهٔ ایستگاهها عبور کند؛ پردازش واحدهای بعدی همپوشانی دارد. بنابراین اثر شروع را شامل میشود و الزاماً برابر چرخهٔ پایدار نیست. برای زمانهای پردازش معین، جابهجایی ترتیب این ایستگاههای ایدهآل، مجموع و حداکثر آنها و در نتیجه هر سه رابطهٔ زمانی را حفظ میکند، اما محل انتظار را تغییر میدهد. فضای محدود، قواعد انتقال متفاوت، تأخیر تأمین یا توقف میتواند برنامه را عوض کند؛ این ناوردایی را بدون بررسی فرضها تعمیم ندهید.
روش رسم نوار زمانی: قواعد پردازش، انتقال و نگهداری را ثبت کنید ← هر واحد را بر اساس آمادهبودن در بالادست و نخستین زمان آزادی ماشین زمانبندی کنید ← پردازش را از نگهداری و انتظار جدا علامت بزنید ← خروج نهایی را بخوانید و هر وقفه را طبقهبندی کنید. برای بافر نامحدود، در ایستگاه ، زمان پایان پردازش واحد برابر است با
با مسدود شدن، پایان پردازش و تخلیهٔ واقعی میتوانند متفاوت باشند؛ تخلیه و اشغال بافر را نیز ثبت کنید. این رابطه بهتنهایی خط مسدودشونده را زمانبندی نمیکند.
۴. دو خط زمانی: جابهجایی گلوگاه
فرضهای ایدهآل بالا را برای سه واحد و فضای حداقل دو واحد منتظر میان هر دو ایستگاه به کار ببرید. مسدود شدن نداریم. هر نویسه در نوارها یک دقیقه است؛ 1، 2 و 3 واحدِ در حال پردازش را نشان میدهند و . یعنی پردازش انجام نمیشود. خانهٔ ۰ بازهٔ زمان ۰ تا ۱ است و خانهٔ ۱۴ در زمان ۱۵ پایان مییابد.
الف. گلوگاه ابتدای خط: دقیقه.
Minute slot 012345678901234
Station 1 111122223333...
Station 2 ....11..22..33.
Station 3 ......1...2...3
ایستگاه دوم دو وقفهٔ داخلیِ تغذیه نشدنِ دودقیقهای و ایستگاه سوم دو وقفهٔ سهدقیقهای دارد. با کنارگذاشتن انتظار اولیه و بیکاری انتهایی:
ب. گلوگاه انتهای خط: دقیقه.
Minute slot 012345678901234
Station 1 123............
Station 2 .112233........
Station 3 ...111122223333
هر ایستگاه سه واحد خود را بدون وقفهٔ داخلی پردازش میکند؛ پس است. ایستگاههای سریعترِ بالادست زود تمام میکنند و خروجی آنها در بافر منتظر میماند. انتظار واحد در فضای نگهداری، بیکاری ماشین نیست: واحد ۲ از زمان ۵ تا ۷ پیش از ایستگاه سوم منتظر است، در حالی که آن ایستگاه واحد ۱ را پردازش میکند.
در هر دو آرایش داریم
زمانهای خروج نهایی در هر دو حالت ۷، ۱۱ و ۱۵ است. محل گلوگاه، مجموع و جایگاه وقفههای بیکاری منقطع داخلی را تغییر میدهد؛ مدت پردازش آن، چرخهٔ ایدهآل را تعیین میکند.
۵. اجزای مجموع بیکاری
بیکاری منقطع (intermittent idleness) را وقفههای بدون پردازش میان نخستین و آخرین عملیات ایستگاه تعریف کنید؛ با محدودیت بافر، روشن کنید آیا نگهداریِ مسدود نیز شمرده میشود. انتظار پیش از نخستین عملیات و بیکاری پس از آخرین عملیات، اجزای دیگریاند.
برای ایستگاه در افق مشترک از زمان صفر تا ، مجموع زمان بدون پردازش برابر است با
در هر دو خط زمانی، این مقدار ایستگاهـدقیقه است. وقفههای داخلی از ۱۰ به صفر تغییر میکنند، اما اجزای اولیه و انتهایی این تفاوت را جبران میکنند. ادعا نکنید همهٔ تعریفهای مجموع بیکاری با محل گلوگاه تغییر میکنند. با فضای اندک، گلوگاه انتهایی معمولاً مسدود شدن را به بالادست منتقل میکند؛ گلوگاه ابتدایی معمولاً ایستگاههای پاییندست را منتظر ورودی میگذارد. الگوی دقیق به سیاست آزادسازی، ظرفیتها و قرارداد مسدود شدن بستگی دارد.
۶. مقایسه با مفاهیم نزدیک
| مفهوم | چه چیزی تعیین یا اندازهگیری میشود؟ | معیار تمایز |
|---|---|---|
| تحلیل خط جریان | زمانبندی عبور واحد از ایستگاههای متوالیِ مشخص، با قیود ورودی و خروجی | پردازش، انتظار، مسدود شدن و تغذیه نشدن کجا رخ میدهند؟ |
| توازن خط مونتاژ (assembly-line balancing) | تخصیص وظایف به ایستگاهها با رعایت تقدم و چرخهٔ هدف | بار ایستگاه را تغییر میدهد؛ حساب تأخیر توازن بهتنهایی رفتار بافر را زمانبندی نمیکند |
| توالی کارگاهی جریاندار (flow-shop sequencing) | ترتیب کارهایی که از ماشینهای یکسان میگذرند، اغلب با زمانهای مخصوص هر کار | تصمیم دربارهٔ توالی است، نه صرفاً جابهجایی گلوگاهِ واحدهای یکسان |
| انتظار در صف (queue waiting) | مشتری یا قطعه پیش از دریافت خدمت منتظر است | شیء منتظر، خدمتدهندهٔ مشغول نیست؛ M/M/1 فرضهای تصادفی دارد که در این نوارهای قطعی وجود ندارند |
| مسدود شدن در برابر تغذیه نشدن | خروجی تکمیلشده نمیتواند خارج شود، در برابر ماشین آزادِ بدون ورودی | فضای پاییندست را در برابر تأمین بالادست بررسی کنید |
نکتهٔ کنکوری: نبود ورودی ← تغذیه نشدن؛ نبود جا برای خروجی تکمیلشده ← مسدود شدن. در مدل ایدهآلِ تصریحشده، بزرگترین زمان پردازش چرخهٔ پایدار، مجموع زمانهای پردازش زمان عبور نخستین واحد، و محل گلوگاه الگوی انتظار داخلی را تعیین میکند. پیش از جمعکردن وقفهها، بافرها، قواعد آزادسازی و پنجرهٔ سنجش بیکاری را مشخص کنید.