سوال ۶۲ کنکور ارشد مدیریت ۱۴۰۵
اگر سازمانی برای تحلیل و طراحی ساختار، همزمان بر اصول رسمی و جهانشمول مدیریت، بر نیازها و انگیزش کارکنان و ارتباط پویا با محیط بیرونی تأکید کند، این رویکرد بیشتر با کدام طبقهبندی اسکات سازگار است؟
پاسخ صحیح: گزینهٔ D — سیستمی (باز)
پاسخ: گزینهٔ ۴ — رویکردی که اصول رسمی، جنبهٔ انسانی/انگیزشی و داد و ستد فعال با محیط را همزمان در بر میگیرد، همان جریان تئوری سیستمی / سازمان بهمثابهٔ سیستم باز (systems theory / the organization as an open system) در طبقهبندی اسکات (Scott's classification of organization theory) است.
چارچوب: سه جریان تئوری سازمان در طبقهبندی اسکات
طبقهبندیای که صورت سؤال به آن اشاره دارد — همان طبقهبندیای که هر کتاب درسی فارسی تئوری سازمان از اسکات (W. G. Scott) نقل میکند — تئوری سازمان را به سه جریان تاریخی‑مفهومی تقسیم میکند: کلاسیک (classical)، نئوکلاسیک (neoclassical) و نوین/سیستمی (modern, i.e. systems theory). بهترین راه تفکیک این سه، توجه به این دو پرسش است که هر کدام چه چیزی را واحد سازندهٔ سازمان میداند و اصولاً محیط در آن مدل وجود دارد یا نه:
| ویژگی | کلاسیک (classical) | نئوکلاسیک (neoclassical) | سیستمی/نوین (modern, open system) |
|---|---|---|---|
| واحد سازنده | شغل/پُست و زنجیرهٔ رسمی فرماندهی | فرد و گروه غیررسمی (سازمان غیررسمی) | خردهسیستم و روابط میان خردهسیستمها |
| ادعای اصلی | اصول عام و تجویزی — «یک بهترین راه» (one best way) | سازمانها سیستمهای اجتماعیاند؛ رفتار، نیازها و روحیه محرک بازدهاند | سازمان یک سیستم باز است که ورودی و خروجی را با محیط خود مبادله میکند |
| صاحبان نظریه | تیلور (مدیریت علمی)، فایول (اصول ۱۴گانه)، وبر (بوروکراسی) | مطالعات هاثورن / التون مایو و نهضت روابط انسانی (human-relations movement) | نظریهٔ عمومی سیستمهای برتالانفی، کاتز و کان، تامپسون و دیدگاه اقتضایی (contingency view) که از دل آن میروید |
| محیط | بسته (closed system) — محیط اصلاً مدل نمیشود | بسته — مدل فقط در درون سازمان غنیتر میشود | باز — بازخورد (feedback)، وابستگی متقابل، سازگاری، همپایانی (equifinality) |
| نسبت با جریانهای پیشین | — | کلاسیک را اصلاح/تعدیل میکند، نه آنکه کنارش بگذارد | هر دو را یکپارچه میکند و بُعد محیطی را میافزاید |
خاصیت تعیینکنندهٔ جریان سیستمی برای کنکور، همان سطر آخر است: نگاه سیستمی جامع و تلفیقی (integrative) است. نه منکر آن است که ساختار به اصول رسمی نیاز دارد و نه منکر آنکه انسانها نیاز دارند؛ بلکه هر دو را بهصورت خردهسیستم بازخوانی میکند (خردهسیستم فنی/ساختاری، خردهسیستم روانی‑اجتماعی، خردهسیستم مدیریتی) درون یک کلِ واحد که برای بقا باید در داد و ستد با محیط خود بماند.
چرا صورت سؤال به همین گزینه اشاره دارد
صورت سؤال چنان طراحی شده که هر عبارت آن امضای یکی از جریانهاست و واژهٔ «همزمان» اجازه نمیدهد در نخستین تطابق متوقف شوید:
| عبارت در صورت سؤال | متعلق به کدام جریان |
|---|---|
| «بر اصول رسمی و جهانشمول مدیریت» | کلاسیک |
| «بر نیازها و انگیزش کارکنان» | نئوکلاسیک |
| «ارتباط پویا با محیط بیرونی» | سیستمی (باز) — و فقط همان |
دو عبارت متمایزکننده، تکلیف سؤال را روشن میکنند:
- «همزمان» — سؤال صریحاً جریانی را میخواهد که دربرگیرندهٔ بقیه باشد. تنها نگاه سیستمی مدعی است که جنبهٔ رسمی و جنبهٔ انسانی را در خود جای میدهد، نه آنکه یکی را جایگزین دیگری کند.
- «ارتباط پویا با محیط بیرونی» — این همان کلیدواژهٔ سوئیچکننده است. تئوری کلاسیک و نئوکلاسیک هر دو تئوریهای سیستم بستهاند؛ بهمحض آنکه صورت سؤال از محیط، بازخورد، سازگاری یا داد و ستد با بیرون سخن بگوید، هر دو حذف میشوند، هر چیز دیگری هم که در صورت سؤال آمده باشد. حتی خودِ گزینه پاسخ را داخل پرانتز به دست میدهد: سیستمی (باز).
کالبدشکافی گزینههای نادرست
۱) «کمّی» — مکتب کمّی / علم مدیریت (quantitative school / management science): تحقیق در عملیات، برنامهریزی خطی، مدلهای صف، شبیهسازی و مدلهای تصمیمگیری، برخاسته از تیمهای تحقیق در عملیات جنگ جهانی دوم. این اصلاً یکی از سه شاخهٔ طبقهبندی اسکات نیست — از آن سهگانهٔ آشنای دیگر (کلاسیک / رفتاری / کمّی) به اینجا وارد شده است. تنها زمانی پاسخ میشد که صورت سؤال از طراحی سازمان بر پایهٔ مدلهای ریاضی و بهینهسازی تصمیمها سخن میگفت («با استفاده از مدلهای ریاضی و بهینهسازی، بهترین ترکیب منابع را تعیین میکند»). توجه کنید که این گزینه نه از انسان چیزی میگوید و نه از محیط — ضعیفترین گزینه است و باید نخست از همه حذف شود.
۲) «کلاسیک» — تنها با نخستین عبارت جور درمیآید: «اصول رسمی و جهانشمول» دقیقاً همان ادعای کلاسیک دربارهٔ اصول عام و تجویزی است (اصول ۱۴گانهٔ فایول، بوروکراسی وبر، «یک بهترین راه» تیلور)، با ساختاری که همچون ماشینی رسمی و غیرشخصی دیده میشود. اگر صورت سؤال همانجا تمام میشد پاسخ درست بود — مثلاً «سازمانی که ساختار را بر پایهٔ سلسلهمراتب، تقسیم کار، وحدت فرماندهی و اصول عام مدیریت طراحی میکند». اما شکست میخورد، چون تئوری کلاسیک مدلی بسته است که کارگر را ابزاری اقتصادی میبیند و هرگز محیط را مدل نمیکند.
۳) «نئوکلاسیک» — با دو عبارت نخست جور درمیآید: واکنش روابط انسانی به تئوری کلاسیک (هاثورن / مایو) دقیقاً همان است که نیازها، انگیزش، روحیه و سازمان غیررسمی را بر اسکلت کلاسیک میافزاید. این گزینهٔ تله است و هر دانشجویی را که تا «انگیزش کارکنان» میخواند و پاسخ میدهد به دام میاندازد. اگر صورت سؤال چنین بود پاسخ درست میشد: «همزمان بر اصول رسمی مدیریت و بر نیازها و انگیزش کارکنان تأکید میکند» — با حذف عبارت مربوط به محیط. تنها بر سر یک کلمه شکست میخورد: نئوکلاسیک همچنان تئوری سیستم بسته است؛ درون سازمان را غنی میکند و بیرون آن را مدلنشده رها میکند.
۴) «سیستمی (باز)» — درست است: تنها جریانی که همزمان تلفیقی است (ساختار و انسان، بهعنوان خردهسیستمهای یک کل واحد) و باز است (داد و ستد پویا با محیط، ورودی/خروجی/بازخورد).
نکتهٔ کنکوری: در هر صورت سؤالِ تئوری سازمان، واژهٔ محیط (environment) همان کلید سوئیچ است. کلاسیک و نئوکلاسیک هر دو سیستم بستهاند؛ همین که صورت سؤال از «محیط بیرونی»، «بازخورد»، «سازگاری» یا «داد و ستد با بیرون» یاد کرد، هر دو را حذف کنید — هر قدر هم که صورت سؤال با واژگان کلاسیک یا روابط انسانی پر شده باشد. و به سورِ سؤال دقت کنید: «همزمان / توأمان / هم…وهم» همیشه به مکتب تلفیقکننده اشاره دارد (سیستمی، سپس اقتضایی)، نه به یکی از مکتبهایی که تلفیق میشوند. این زنجیره را در سه حرکت به خاطر بسپارید: کلاسیک = ساختار رسمی، نئوکلاسیک = + انسان، سیستمی = + محیط.