(طرح اثبات: روی C ماتریس A را به فرم بالامثلثی شور A=UTU† ببرید. آنگاه eA=UeTU† بالامثلثی است با درایههای قطری eλk، پس deteA=∏keλk=e∑kλk=etrA. به هیچ فرضی دربارهٔ قطریپذیری نیاز نیست.)
بنابراین کل مسئله به محاسبهٔ یک اثر (trace) فرو میکاهد — هرگز لازم نیست مقادیر ویژه پیدا شوند.
بهکارگیری اتحاد
در اینجا توان برابر است با
A=−ℏitH=−ℏitℏω0M=−iω0tM,M=1−i1i0i1−i1.
اثر M برابر مجموع درایههای قطری آن است:
trM=1+0+1=2.
اثر یک عملگر خطی است، پس
trA=−iω0ttrM=−2iω0t,
و در نتیجه
det(e−ℏitH)=etrA=e−2iω0t.
این همان گزینهٔ ۱ است.
بررسی متقابل از راه مقادیر ویژه
ارزش دارد که نتیجه را با طیف ماتریس نیز تأیید کنیم، چون M هرمیتی است (Mjk=Mkj∗: زوجها عبارتاند از i↔−i و 1↔1)، پس H یک هامیلتونی معتبر است و e−iHt/ℏ یکانی (unitary) است.
سطرهای 1 و 3 ماتریس M یکساناند ⇒detM=0، پس λ=0 یک مقدار ویژه است. چندجملهای مشخصه عبارت است از
λ3−(trM)λ2+(∑2×2 principal minors)λ−detM.
کهادهای اصلی 2×2 عبارتاند از
1−ii0=−1,1111=0,0i−i1=−1,
پس چندجملهای برابر λ3−2λ2−2λ=λ(λ2−2λ−2) است و در نتیجه
λ=0,λ=1+3,λ=1−3
— همگی حقیقی، همانگونه که برای یک ماتریس هرمیتی لازم است، و مجموعشان 2 است. آنگاه
بخشهای گنگ دقیقاً حذف میشوند، همانطور که استدلال مبتنی بر اثر تضمین میکرد. ✓
همچنین توجه کنید که dete−iHt/ℏ=e−2iω0t=1، که با یکانیبودن سازگار است — این موضوع در اینجا هیچ گزینهای را حذف نمیکند، اما شکل «صرفاً فاز» هر چهار گزینه را تأیید میکند.
نکتهٔ کنکوری: هرگاه دترمینان نمایی یک ماتریس خواسته شد، هرگز ماتریس را نمایی نکنید. از deteA=etrA استفاده کنید و فقط درایههای قطری را جمع بزنید. درایههای غیرقطری ±i در این هامیلتونی صرفاً تزئینیاند — تنها دو عدد 1 روی قطر اهمیت دارند.
تلهٔ رایج: گزینهٔ ۳ (1) کسی را میفریبد که detH=0 را میبیند و نتیجه میگیرد دترمینان نمایی برابر e0=1 است؛ گزینهٔ ۲ کسی را میفریبد که دومین عدد 1 روی قطر را فراموش میکند و trM=1 میگیرد. دترمینان eA توسط trA کنترل میشود، نه توسط detA.