KonkurStudy
همه کارت‌ها

کارآفرینی: تعریف‌ها، مکاتب اقتصادی و رویکردهای پژوهشی

تعریف‌های شاخص را با صاحب‌نظر تطبیق دهید؛ کارکرد بازار، پژوهش ایجاد سازمان، شکل‌گیری قصد، انگیزش منزلتی و زمینهٔ فرهنگی کارآفرینی را جدا کنید. همراه با منظر مالک–مدیرِ بنگاه کوچک و متوسط، نهادگرایی اولیه، شاپیرو–سوکول و بهره‌برداری از فرصت در طول زندگی. همراه با پاسخ شولتزی به عدم تعادل، تمایز مالکیت کرزنر و توازن فرصت–منابع–تیمِ تیمونز.

کارت مفهوم کنکور ارشد مدیریت

اهمیت
۰/۵

۱. مفهوم اصلی و صاحب‌نظران

کارآفرینی (Entrepreneurship) از چند منظر مطالعه می‌شود: ساختن ارزش، پیگیری فرصت، ایجاد سازمان، بسیج منابع و تحمل عدم قطعیت. تعریف مشخص می‌کند چه چیزی فعالیت کارآفرینانه محسوب می‌شود؛ رویکرد پژوهشی مشخص می‌کند پژوهشگر چه چیزی را مشاهده می‌کند و برای تبیین به کار می‌گیرد. تعریف‌های نزدیک می‌توانند هم‌پوشانی داشته باشند، بی‌آنکه عبارت شاخص آن‌ها یکسان باشد.

جفری تیمونز (Jeffry Timmons) بر ساختن ارزش و کسب‌وکار از پایه‌ای اولیه و محدود تأکید دارد؛ هاوارد استیونسون (Howard Stevenson) بر اقدام فرصت‌محور فراتر از منابع تحت کنترل کنونی تأکید می‌کند. ویلیام گارتنر (William Gartner) جست‌وجوی شخصیت جهان‌شمول کارآفرین را نقد می‌کند و کانون پژوهش را به ایجاد سازمان منتقل می‌سازد. این تأکیدها مکمل یکدیگرند، اما نام صاحب‌نظران را نمی‌توان به جای هم گذاشت.

۲. تعریف‌های شاخص و حدود آن‌ها

صاحب‌نظر / منظر عبارت شناسایی‌کننده موضوع بررسی چه چیزی را نتیجه نمی‌دهد
تیمونز: ساختن ارزش خلق و ساختن چیزی ارزشمند از تقریباً هیچ تبدیل ایده، تعهد و منابع محدود اولیه به کسب‌وکاری ارزشمند تولید واقعی بدون نیروی کار، دانش، نهاده یا تأمین مالی
استیونسون: پیگیری فرصت پیگیری فرصت فراتر از منابعی که اکنون تحت کنترل‌اند فراهم‌کردن دسترسی به منابع از طریق شریک، تعهد، اجاره یا تأمین مالی نادیده‌گرفتن امکان‌پذیری، هزینه یا محدودیت منابع
گارتنر: ایجاد سازمان کارآفرینی به‌مثابه ایجاد سازمان‌ها فعالیت‌هایی که افراد، منابع و مبادلات را در قالب سازمانی فعال گرد می‌آورند تیپ شخصیتی ثابت یا صرفاً ثبت شرکت
شومپیتر: ترکیب‌های جدید اجرای نوآوریِ تغییردهندهٔ ترتیبات اقتصادی ترکیب‌های جدیدِ اجراشده و آثار رقابتی آن‌ها هر اختراع، هر استخدام یا هر بنگاه تازه‌ثبت‌شده
منظر بنگاه کوچک و متوسط / مالک–مدیر (SME / owner-manager) راه‌اندازی، مالکیت و مدیریت کسب‌وکار کارکردهای ترکیبیِ آغاز، مالکیت و ادارهٔ مستمر اینکه هر بنگاه کوچک نوآور یا پررشد است یا دائماً در معنای گارتنری کارآفرینی می‌کند
نایت: تحمل عدم قطعیت قضاوت کارآفرینانه در شرایط عدم قطعیت تعهد در شرایطی که احتمال پیامدها به‌طور قابل‌اتکا تعیین نمی‌شود صرف علاقه به قمار

«تقریباً هیچ» نزد تیمونز به معنای پایهٔ اولیهٔ محدود است، نه تولید بدون منابع. «تحت کنترل کنونی» نزد استیونسون، مالکیت یا کنترل فعلی را از منابعی جدا می‌کند که بعداً می‌توان به آن‌ها دسترسی یافت. فرصت ممکن است از دارایی‌های فعلی بنیان‌گذار فراتر باشد و در عین حال با تعهدهای مرحله‌ای و همکاری امکان‌پذیر شود.

بنگاه کوچک و متوسط در برابر رشد/نوآوری: منظر کسب‌وکار کوچک، راه‌اندازی + مالکیت + مدیریت را مشخص می‌کند؛ منظر نوآوری می‌پرسد چه ترکیب جدیدی اجرا می‌شود و منظر رشد به گسترش فعالیت یا قابلیت می‌پردازد. اندازه، سنجهٔ نوآوری نیست و همهٔ تعریف‌ها رشد را لازم نمی‌دانند. منظر گارتنر پدیدآمدن سازمان را دنبال می‌کند، اما منظر مالک–مدیر، مالکیت و ادارهٔ مستمر پس از پیدایش را نیز دربرمی‌گیرد. نانوایی محلیِ باثبات می‌تواند با منظر بنگاه کوچک سازگار باشد، بی‌آنکه ترکیب تازه یا راهبرد رشد نشان دهد؛ کسب‌وکار تازه نیز می‌تواند ایجاد سازمان را نشان دهد، پیش از آنکه رشد کند.

برای مقایسهٔ کامل‌تر کانتیلون–سی–شومپیتر–نایت، کارت ویژگی‌های کارآفرین و برنامه‌ریزی را ببینید؛ کارت تشخیص فرصت هوشیاری کرزنری و ترکیب‌های جدید شومپیتری را بسط می‌دهد. هدف اینجا تطبیق تأکید تعریف با صاحب‌نظر آن است، نه تکرار آن تاریخچه.

۲.۱ تیمونز: فرصت–منابع–تیم با هماهنگی رهبری

مدل فرایند کارآفرینانهٔ تیمونز (Timmons entrepreneurial-process model)، فرصت‌محور (opportunity-driven) است. سه نیروی محرک آن به تناسب و توازن (fit and balance) نیاز دارند؛ رهبری کارآفرینانه با تغییر شواهد و تقاضاها پیوسته این تناسب را تنظیم می‌کند.

جزء / نقش هماهنگ‌کننده پرسش تصمیم محدودیت
فرصت (opportunity) آیا نیاز مشتری از روشی به‌موقع و قابل‌دوام برای خلق و کسب ارزش پشتیبانی می‌کند؟ ایدهٔ جالب به‌تنهایی تقاضا یا قابلیت دوام را اثبات نمی‌کند
منابع (resources) به کدام تأمین مالی، تجهیزات، اطلاعات و دیگر امکانات، در چه زمانی باید دسترسی یافت؟ دسترسی می‌تواند با اجاره یا شراکت باشد؛ مالکیت سرمایه به‌تنهایی کارآفرینی نیست
تیم (team) آیا گروه، توانایی‌های مکمل و تعهد لازم برای اجرا را دارد؟ تأمین مالی خودبه‌خود جای قابلیت‌های مفقود را نمی‌گیرد
رهبری (leadership) چه کسی تعهدها را هماهنگ و سه نیرو را با تغییر کسب‌وکار متوازن می‌کند؟ کارکرد هماهنگ‌کننده که اغلب کارآفرین اصلی انجام می‌دهد، نه انباشت چهارم منابع

برای کاربرد، فرصت را بیازمایید، شکاف تیم و منابع را مشخص کنید و تعهدها را متناسب با شواهد مرحله‌بندی کنید. فرصت بزرگ‌تر ممکن است به تیم قوی‌تر و منابع بیشتر نیاز داشته باشد؛ تجهیزات اضافی نیز ممکن است پیش از توجیه تقاضا، نقدینگی را مصرف کند. توازن پویاست؛ سهم پولی برابر یا فهرست بررسیِ یک‌باره نیست. تعریف شاخص ساختن ارزش نزد تیمونز را از مدل فرایند او جدا کنید، هرچند هر دو کارآفرینی را توصیف می‌کنند.

۳. مکاتب اقتصادی، نوآوری و توسعه

تبیین اقتصادی می‌پرسد اقدام کارآفرینانه چه کارکردی در تولید و بازار دارد؟ این محور با چهار رویکرد پژوهشیِ بعدی متفاوت است.

مکتب / تبیین کارکرد کارآفرینانه هماهنگی و تغییر حد تبیین
تبیین‌های اولیه/کلاسیک اقتصادی کانتیلون بر بازده نامطمئن و سی بر هماهنگی منابع تولید تأکید می‌کند نقش سازمان‌دهی/قضاوت را در کنار نهاده‌ها آشکار می‌کند تعریف یکسانِ همهٔ اقتصاددانان کلاسیک نیست
تأکید کلاسیک بر هماهنگی تبیین اسمیت بر نفع شخصی، مبادله و تقسیم کار در هماهنگی بازار تأکید دارد رقابت می‌تواند فعالیت غیرمتمرکز را هماهنگ کند نمی‌گوید همهٔ منافع همیشه هماهنگ‌اند یا کلاسیک‌ها تعریف واحدی از کارآفرین دارند
نهادگرایی اولیه (original institutionalism) وبلن: عادت‌ها/نهادهای در حال تحول؛ کامونز: معاملات و قواعد کاریِ سامان‌دهندهٔ منافع متعارض ترتیبات جمعی، شیوهٔ برخورد با تعارض، وابستگی و نظم را تغییر می‌دهند نهادها قواعد اقتصادیِ در حال تحول‌اند، نه صرفاً سازمان‌ها یا زمینه‌ای ثابت
الگوی مرجع نئوکلاسیک (neoclassical benchmark) بهینه‌سازی روزمره با محدودیت، فناوری و شرایط بازارِ داده‌شده؛ کارکرد متمایز کارآفرین غالباً از مدل انتزاع می‌شود تعادل/تخصیص منابع، به جای تبیین پیدایش تازگی «حذف» به مدل ایستای متعارف مربوط است، نه ادعای حذف کارآفرینی از همهٔ مدل‌های جدید نئوکلاسیک
تبیین فرایند بازار اتریشی (Austrian market-process account) هوشیاری کرزنری (Kirznerian alertness) فرصت‌های پیش‌تر نادیده را در دانش پراکنده کشف می‌کند کشف با اصلاح ناهماهنگی‌های نادیده، به هماهنگی بازار میل می‌کند کشف با اختراع فناوری تازه یکسان نیست؛ سنت اتریش از این تأکید واحد گسترده‌تر است
تبیین نوآوری شومپیتر (Schumpeter's innovation account) کارآفرین اجرای ترکیب‌های جدید (new combinations) را رهبری و تسهیل می‌کند نوآوری تعادل موجود را برهم می‌زند؛ جایگزینی رقابتی، تخریب خلاق (creative destruction) است مالکیت روزمره یا صرف راه‌اندازی بنگاه مستقل، این کارکرد را اثبات نمی‌کند

نهادگرایی اولیه: منافع متعارض + قواعد اجتماعیِ در حال تحول را با هم بخوانید. تغییر به‌تنهایی در تبیین اتریشی و شومپیتری نیز دیده می‌شود؛ وجه تمایز نهادی، سامان‌یافتن روابط اقتصادی با عادت، قانون و قواعد کاریِ جمعی است. برای مثال، تغییر قواعد چانه‌زنی تعاونی، منافع تحت حمایت و کسب‌وکارهای ممکن برای اعضا را تغییر می‌دهد. این منظر مکتب اقتصادی است؛ خودکار همان مفهوم تقلید/هم‌شکلی در نظریهٔ نهادی سازمان نیست و غیبت تعارض از همهٔ مکاتب دیگر را ادعا نمی‌کند.

ترکیب‌های جدید شومپیتر شامل کالای جدید، روش تولید جدید، بازار جدید، منبع تأمین جدید یا سازمان‌دهی جدید یک صنعت است. کارآفرین تغییر را اجرا می‌کند؛ رهبری در اینجا نقش کارکردی در محقق‌کردن نوآوری است، نه صرف عنوان سلسله‌مراتبی. نوآوری تخریب خلاق را پیش می‌برد؛ کارکرد کارآفرینانه مهار آن نیست. کشف/هماهنگی کرزنر را با گسست نوآورانهٔ شومپیتر مقایسه کنید؛ هیچ عبارت، همهٔ پیامدهای مشاهده‌شدهٔ بازار را توصیف نمی‌کند.

به‌کارگیری دانش و فناوری (knowledge and technology application) اقدام کارآفرینانه را به توسعهٔ اقتصادی پیوند می‌دهد: دانش را در محصول، فرایند یا ترتیبات سازمانی به کار ببرید، ظرفیت تولیدی را بهتر کنید و بالقوه بازار و اشتغال ایجاد کنید. داشتن دانش بدون کاربرد کافی نیست. مهارت سنتی می‌تواند پشتیبان کسب‌وکار باشد، اما جای تشخیص سازوکار نوآوری را نمی‌گیرد. رشد، بقا و منفعت اجتماعی پیامدهای نیازمند ارزیابی‌اند، نه آثار تضمین‌شدهٔ هر کسب‌وکار.

۳.۱ شولتز و کارکردهای اقتصادی نزدیک

تئودور شولتز (Theodore Schultz) بر توانایی مواجهه با عدم تعادل (disequilibrium) تأکید می‌کند: تغییر قیمت، فناوری یا اطلاعات، تخصیص پیشین منابع را نامتناسب می‌کند و قضاوت کارآفرینانه منابع را به کاربردهای بهتر بازتخصیص می‌دهد. کشاورز، خانوار و دیگر عاملان اقتصادی می‌توانند این توانایی را به کار ببرند؛ تأسیس شرکت یا اختراع تازه لازم نیست.

صاحب‌نظر کارکرد اقتصادی شاخص تمایز تعیین‌کننده
سی (Say) هماهنگی منابع تولید سازمان‌دهی نهاده‌ها؛ پاسخ به عدم تعادل، تأکید تعریف‌کننده نیست
شولتز بازتخصیص منابع در شرایط تغییرکرده انطباق با عدم تعادل، فراتر از تخصیص روزمره با داده‌های ثابت
شومپیتر اجرای ترکیب‌های جدید نوآوری می‌تواند تعادل پیشین را برهم بزند
کرزنر (Kirzner) هوشیاری به فرصت نادیده؛ نیروی تعادل‌ساز؛ تمایز کارکرد کارآفرینانه از مالکیت سرمایهٔ فیزیکی کشف به هماهنگی میل می‌کند؛ مالکیت سرمایه از کشف فرصت تحلیلاً جداست

تمایز مالکیت کرزنر، مالکیت سرمایه در برابر کشف کارآفرینانه است، نه صرفاً سهام‌دار در برابر مدیر حقوق‌بگیر. یک فرد می‌تواند هر دو کارکرد را انجام دهد. سوداگری یا پیش‌بینی می‌تواند به بازتخصیص شولتزی کمک کند؛ هیچ‌یک به‌تنهایی کارکرد کامل او نیست. تبیین‌ها می‌توانند همان کسب‌وکار را روشن کنند؛ سازوکار مورد تأکید تبیین را تطبیق دهید، نه اینکه هر بنیان‌گذار را برای همیشه به یک اقتصاددان نسبت دهید.

۴. چهار رویکرد پژوهشی

رویکرد واحد تبیین / پرسش محوری شواهد و روش‌های متعارف محدودیت اصلی
ویژگی‌ها (Trait) گرایش‌های فردی: کارآفرین کیست؟ پرسش‌نامه‌های شخصیت، سنجه‌های انگیزهٔ پیشرفت یا کانون کنترل؛ مقایسهٔ گروه‌های بنیان‌گذار و غیربنیان‌گذار هیچ الگوی واحدی از ویژگی‌ها همهٔ کارآفرینان را مشخص نمی‌کند؛ گزینش، زمینه و تجربه بر تفاوت‌های مشاهده‌شده اثر می‌گذارند
رفتاری (Behavioral) کنش‌ها و فرایندها: کارآفرین چه می‌کند؟ مشاهده، یادداشت‌های مسیر کسب‌وکار، مصاحبه‌های مبتنی بر رویداد، پیگیری طولی جذب منابع و ایجاد سازمان فهرست فعالیت‌ها به‌تنهایی علت یا کیفیت را نشان نمی‌دهد؛ یک فعالیت در زمینه‌های متفاوت آثار متفاوتی دارد
جامعه‌شناختی / زمینه‌ای (Sociological / contextual) روابط، گروه‌ها و نهادها: چه زمینه‌ای اقدام را ممکن یا محدود می‌کند؟ تحلیل شبکه، مطالعات تطبیقی اجتماعات یا نهادها، مردم‌نگاری و مطالعهٔ موردی زمینه‌ای تبیین‌های ساختاری گسترده ممکن است عاملیت فرد را کم‌رنگ کنند؛ همبستگی ثابت نمی‌کند زمینه علت ورود یا موفقیت بوده است
روان‌کاوی (Psychoanalytic) انگیزه‌های ناهشیار، تعارض‌ها و پویایی شخصیت: چه انگیزه‌های عمیقی اقدام را شکل می‌دهند؟ بررسی عمیق تاریخچهٔ زندگی، مصاحبهٔ تفسیری و تحلیل موردی آزمون مستقل و تعمیم تفسیرها دشوار است؛ نباید از یک روایت کوتاه، بنیان‌گذار را تشخیص‌گذاری کرد

این‌ها تأکیدهای پژوهشی‌اند، نه انواع متقابلاً مانعةالجمع کارآفرین. بررسی انگیزهٔ پیشرفت معمولاً پژوهش ویژگی‌هاست؛ صرف روان‌شناختی‌بودن انگیزش آن را روان‌کاوانه نمی‌کند. پژوهش زمینه‌ای دربارهٔ کارآفرینی نیز الزاماً دربارهٔ کارآفرینی اجتماعی (Social entrepreneurship) نیست؛ مفهوم اخیر مأموریت کسب‌وکار را توصیف می‌کند.

در گروه جامعه‌شناختی، اکولوژی (ecology) جمعیت سازمان‌ها و گزینش محیطی را بررسی می‌کند؛ نظریهٔ نهادی (institutional theory) قواعد، هنجارها و مشروعیت را؛ شبکه‌ها (networks) پیوندهای انتقال‌دهندهٔ اطلاعات، اعتماد و منابع را. در مقابل، مدیریت کارآفرینانه (entrepreneurial management) بر چگونگی سازمان‌دهی پیگیری فرصت و بسیج منابع تأکید دارد. هم‌پوشانی عملی، تمایز تبیین زمینه‌ای و اقدام مدیریتی را حذف نمی‌کند.

۵. قصد، منزلت و انگیزش فرهنگی

قصد کارآفرینانه (entrepreneurial intention) تعهد فرد به اقدام کارآفرینانه، مانند راه‌اندازی کسب‌وکار، را بیان می‌کند. نظریهٔ کنش معقول فیشبین و آجزن (Fishbein and Ajzen's Theory of Reasoned Action) به روان‌شناسی اجتماعی (social psychology) تعلق دارد: باورها نگرش و هنجار ادراک‌شده را شکل می‌دهند و آن‌ها قصد نسبت به رفتار مشخص را شکل می‌دهند.

جزء / مدل معنا کاربرد کارآفرینانه
نگرش نسبت به رفتار (attitude toward the behavior) ارزیابی انجام همان اقدام مشخص «راه‌اندازی خدمت تعمیرات برای من ارزشمند است»
هنجار ذهنی (subjective norm) انتظار/فشار اجتماعی ادراک‌شده از افراد مهم «افراد مهم برای من از راه‌اندازی آن حمایت می‌کنند»
قصد رفتاری (behavioral intention) آمادگی/تعهد به انجام اقدام قصد سنجیدهٔ راه‌اندازی خدمت
رفتار / اقدام (action) انجام رفتار مشخص انجام اقدامات مرتبط راه‌اندازی، نه صرف ابراز موافقت
نظریهٔ رفتار برنامه‌ریزی‌شدهٔ آجزن (Theory of Planned Behavior) کنترل رفتاری ادراک‌شده (perceived behavioral control) را می‌افزاید سهولت/توانایی/منابع ادراک‌شده بر قصد اثر می‌گذارند؛ کنترل وقتی محدودیت واقعی را بازتاب دهد، می‌تواند به پیش‌بینی اقدام نیز کمک کند

زنجیرهٔ اصلی کنش معقول نگرش + هنجار ذهنی ← قصد ← رفتار است و کنترل ارادی، شرط مرزی مهم آن است. رفتار برنامه‌ریزی‌شده کنترل ادراک‌شده را می‌افزاید؛ نگرش یا قصد مساعد به‌تنهایی مانع تأمین مالی، مهارت یا نهاد را حذف نمی‌کند. هنجار ذهنی، ادراک فرد از انتظار اجتماعی است، نه نظریهٔ جامعه‌شناختیِ کامل نهادها. کاربرد این مدل‌ها در شرکت، خاستگاه رشته‌ای آن‌ها را تغییر نمی‌دهد.

تبیین سلب احترام و منزلت اجتماعیِ هیگن (Hagen's status-withdrawal explanation)، از دست‌دادن/محروم‌شدن از منزلت موردانتظار را به جست‌وجوی احتمالیِ پیشرفت و شناسایی از طریق نوآوری کارآفرینانه پیوند می‌دهد. پایگاه اجتماعی موردانتظار (expected social status) جایگاه/شناساییِ مطلوب است؛ الگوی نقش (role model) فردی است که می‌توان رفتارش را الگو گرفت. این تبیین انگیزش است، نه شرط کافی: ناکامی منزلتی پاسخ‌های متنوعی دارد و انتساب انگیزه به بنیان‌گذار به شاهد نیاز دارد.

فرهنگ و استخدام مطمئن (culture and secure employment): الگوی ارزشیِ ترجیح‌دهندهٔ حقوق دولتیِ اندک اما قابل‌اتکا می‌تواند درآمد نامطمئن کسب‌وکار را کم‌جاذبه کند. «آب باریکه» استمرار/امنیت درآمد را نشان می‌دهد، نه پس‌انداز بخشی از آن را. در این تقابل، جهت‌گیری نامساعد به درآمد نامطمئن کارآفرینانه را بیان می‌کند. آن را چارچوب فرهنگی مشخص بدانید، نه یافتهٔ تجربی جهان‌شمول دربارهٔ همهٔ ایرانیان، کارکنان دولت یا استخدام مطمئن. فرصت ادراک‌شده، تعهد خانوادگی و نهادها می‌توانند انتخاب را تغییر دهند.

۵.۱ شاپیرو–سوکول: رویداد کارآفرینانه و اعتبار ادراک‌شده

مدل رویداد کارآفرینانهٔ آلبرت شاپیرو و لیزا سوکول (Albert Shapero and Lisa Sokol’s entrepreneurial event model) شکل‌گیری اقدام کارآفرینانه را با ادراک‌ها و گرایش به اقدام، همراه با رویدادهای برهم‌زنندهٔ سکون، توضیح می‌دهد. کاربرد متعارف آن به‌عنوان مدل قصد، این ارزیابی‌ها را به تعهد راه‌اندازی پیوند می‌دهد؛ فرصت بیرونی را هر چیزی که فرد می‌خواهد تعریف نمی‌کند.

جزء پرسش شاخص حد آن
مطلوبیت درک‌شده (perceived desirability) آیا می‌خواهم؟ آیا راه‌اندازی برای من جذاب است؟ ارزش‌گذاری فردی/اجتماعی؛ نه سودآوری عینی
امکان‌پذیری درک‌شده (perceived feasibility) آیا می‌توانم؟ آیا راه‌اندازی را دست‌یافتنی می‌دانم؟ توانایی و دسترسی ادراک‌شده؛ نه فقط منابع یا موفقیت تضمین‌شده
تمایل به اقدام (propensity to act) آیا ارزیابی را به تعهد تبدیل می‌کنم؟ گرایش کنشی، متمایز از جاذبه و توانایی
رویداد جابه‌جاکننده / محرک (displacement / triggering event) چه چیزی مسیر کنونی یا سکون را قطع می‌کند؟ می‌تواند منفی یا مثبت باشد؛ نه کافی است و نه لزوماً بحران
صاحب‌نظر / مدل سازوکار متمایز
فیشبین–آجزن: کنش معقول نگرش + هنجار ذهنی قصد را شکل می‌دهند
آجزن: رفتار برنامه‌ریزی‌شده کنترل رفتاری ادراک‌شده را به پیش‌بینی قصد/اقدام می‌افزاید
شاپیرو–سوکول: رویداد کارآفرینانه مطلوبیت + امکان‌پذیری، همراه با تمایل به اقدام و رویداد جابه‌جاکننده

مطلوبیت با ارزیابی و نفوذ اجتماعی و امکان‌پذیری با کنترل ادراک‌شده هم‌پوشانی دارد؛ بااین‌حال ساختار مدل‌ها متفاوت می‌ماند. کانون کنترل درونی (internal locus of control) باور به کنترل پیامدهاست و جای هیچ‌یک از دو ادراک شاخص شاپیرو را نمی‌گیرد.

موقعیت تازهٔ قصد: مهندسی استقلال را ارزشمند می‌داند و می‌خواهد خدمت نگهداری پمپ خورشیدی راه‌اندازی کند (مطلوبیت). تجربهٔ فنی دارد، اما تأمین مالی تجهیزات را دست‌نیافتنی می‌داند (امکان‌پذیری ادراک‌شدهٔ پایین). دسترسی به قرارداد اجاره می‌تواند امکان‌پذیری را بدون تغییر جاذبهٔ استقلال بالا ببرد. پایان قرارداد استخدام موقت، روال او را قطع می‌کند (رویداد جابه‌جاکننده)؛ تصمیم به اجرای آزمایشی خدمت و تعهد عملی، تمایل به اقدام را نشان می‌دهد. راه‌اندازی و موفقیت واقعی همچنان به مشتری، منابع و اجرا وابسته است. در تحلیل رفتار برنامه‌ریزی‌شده، نگرش، انتظار ادراک‌شدهٔ خانواده و کنترل ادراک‌شده را جدا بسنجید؛ کل تبیین را مدل ادغام‌شده‌ای واحد ننامید.

۵.۲ طول زندگی: منابع در برابر تعهدها

بهره‌برداری از فرصت (opportunity exploitation) تعهد و سازمان‌دهی منابع برای پیگیری فرصت است؛ تشخیص ایده مرحله‌ای متفاوت است. تبیین طول زندگی می‌تواند رابطهٔ منحنی‌شکل (curvilinear relationship) میان سن و بهره‌برداری ایجاد کند، زیرا منابع توانمندساز و انگیزه‌های تغییر مسیر، متفاوت تغییر می‌کنند.

سازوکار اثر احتمالی بر بهره‌برداری حد آن
انباشت تجربه، مهارت، ارتباط و پس‌انداز ظرفیت و اعتبار تعهد منابع را افزایش می‌دهد سن جانشین دقیقی نیست؛ افراد منابع متفاوتی انباشته می‌کنند
تعهدهای شغلی/خانوادگی تثبیت‌شده و هزینهٔ تغییر مسیر می‌تواند تمایل خروج از مسیر موجود را کم کند تعهدها متفاوت‌اند؛ امنیت گاهی از کسب‌وکار حمایت می‌کند
افق کوتاه‌ترِ دریافت بازده می‌تواند جاذبهٔ سرمایه‌گذاری دیربازده را کم کند به کسب‌وکار و اهداف فردی وابسته است

منابع ممکن است ابتدا احتمال بهره‌برداری را بالا ببرند و تعهدها و ملاحظات بازده در مراحل بعد این افزایش را خنثی کنند: الگوی درسی اغلب U وارونه است، نه خط همواره صعودی یا نزولی. این تبیین اقتضایی است؛ سن اوج جهان‌شمول، آمار یا حکم علّی دربارهٔ فرد نیست. بنیان‌گذار باتجربه با تعهدهای منعطف می‌تواند در مراحل بعد زندگی نیز از فرصت بهره‌برداری کند. اثر سن بر تشخیص، عملکرد یا رشد بنگاه را جای اثر آن بر تصمیم بهره‌برداری نگذارید.

۶. کاربرد رویکرد رفتاری گارتنر

ایجاد سازمان (Organization creation) را فرایندی مشاهده‌پذیر در نظر بگیرید. اقداماتی مانند صورت‌بندی پیشنهاد، یافتن مشتری، فراهم‌کردن منابع، ساختن تیم، ترتیب‌دادن مبادلات و هماهنگ‌کردن کار را دنبال کنید. دربارهٔ آنچه رخ داده، توالی آن و پیامدهایش شواهد گرد آورید؛ ادعای کلی «خلاق‌بودن» فرد جای این ثبت را نمی‌گیرد.

این رویکرد آنچه افراد انجام می‌دهند را مطالعه می‌کند، به‌جای آنکه «کارآفرین‌بودن» را وضعیتی دائمی فرض کند. فرد ممکن است در مرحله‌ای درگیر ایجاد سازمان باشد و بعداً بر مدیریت روزمره تمرکز کند. پژوهش رفتاری مستلزم نادیده‌گرفتن ویژگی‌ها یا زمینه نیست؛ پدیدهٔ کانونی را تغییر می‌دهد. همچنین خودبه‌خود همان مکتب روان‌شناختی رفتارگرایی نیست.

۷. یک کسب‌وکار، چهار مطالعه و منظرهای تکمیلی

بنیان‌گذاری خدمت تعمیرات محلی را سازمان می‌دهد: ابتدا تعمیرکاران و سفارش‌های مشتری را هماهنگ می‌کند و سپس پس از گرفتن سفارش، تجهیزات اجاره می‌کند.

  • مطالعهٔ ویژگی‌ها انگیزهٔ پیشرفت او را می‌سنجد و با سایر بنیان‌گذاران مقایسه می‌کند.
  • مطالعهٔ رفتاری مسیر گرفتن سفارش، جذب تعمیرکار و استقرار رویه‌های زمان‌بندی و پرداخت را دنبال می‌کند.
  • مطالعهٔ زمینه‌ای شبکه‌های معرفی، اعتماد محلی، مقررات و دسترسی به محل مناسب را بررسی می‌کند.
  • مطالعهٔ روان‌کاوانه تاریخچهٔ زندگی و معانی عمیق احتمالیِ استقلال برای او را بررسی می‌کند؛ چنین تفسیری به شواهد نیاز دارد و همچنان احتمالی است.

همین کسب‌وکار، تیمونز را از جهت ساختن ارزش با پایهٔ اولیهٔ محدود و استیونسون را از جهت پیگیری سفارش پیش از کنترل همهٔ تجهیزات نشان می‌دهد. هیچ‌یک نیاز به فراهم‌کردن منابع و پرداخت هزینهٔ آن‌ها را حذف نمی‌کند.

فرایند و انطباق در همان کسب‌وکار تعمیرات: سفارش‌ها فرصت را می‌آزمایند؛ تعمیرکاران تیم را فراهم می‌کنند؛ تجهیزات اجاره‌ای و وجه در گردش، منابع را. رهبری بنیان‌گذار، برنامه‌ها را هماهنگ و ظرفیت را با سفارش تنظیم می‌کند. اگر قطعات گران‌تر و تقاضا به نگهداری منتقل شود، انتقال زمان تعمیرکار و نقدینگی به نگهداری، بازتخصیص شولتزی در عدم تعادل را نشان می‌دهد. الزاماً ترکیب جدید شومپیتری نیست. تشخیص مسیر معرفیِ نادیده، هوشیاری کرزنری است؛ مالکیت ابزار، کارکردی جداست.

اگر بنیان‌گذار تعمیرات، فناوری زمان‌بندی را برای هماهنگی تکنسین‌های پراکنده به کار ببرد، اثر تولیدی آن را به‌عنوان سازوکار اقتصادی بررسی کنید. اگر به‌دلیل ارزش استقلال و حمایت ادراک‌شدهٔ خانواده قصد راه‌اندازی دارد، از منظر قصدِ روان‌شناسی اجتماعی استفاده کنید. ترجیح استخدام دولتی قابل‌اتکا، تبیین زمینهٔ فرهنگی است؛ جست‌وجوی شناسایی پس از از دست‌دادن منزلت، انگیزهٔ احتمالی از نوع هیگن است. هیچ مشاهده‌ای جای شاهد دربارهٔ موارد دیگر را نمی‌گیرد.

۸. مقایسه و کاربرد سریع

تمایز سوی نخست سوی دوم
تعریف در برابر رویکرد پژوهش معنای فعالیت کارآفرینانه چگونگی بررسی و تبیین آن
ویژگی در برابر رفتار صفات نسبتاً پایدار کنش‌های مشاهده‌پذیرِ ایجاد کسب‌وکار
رفتار در برابر پیامد آنچه بنیان‌گذار انجام می‌دهد حاصل کار: بقا، سود، رشد یا شغل
جامعه‌شناسی در برابر روان‌کاوی روابط اجتماعی و نهادها انگیزه‌های ناهشیار و تعارض‌های شخصی
تیمونز در برابر استیونسون ساختن ارزش از پایهٔ اولیهٔ محدود پیگیری فرصت فراتر از کنترل فعلی منابع
کارکرد اقتصادی در برابر قصد فردی نوآوری/کشف، بازار را تغییر می‌دهد نگرش و هنجار ذهنی، قصد فرد را شکل می‌دهند
روان‌شناسی اجتماعی در برابر زمینهٔ جامعه‌شناختی ادراک، ارزیابی و قصد فرد شبکه، فرهنگ، منزلت و شرایط نهادی
کنش معقول در برابر رفتار برنامه‌ریزی‌شده نگرش و هنجار ذهنی قصد را توضیح می‌دهند کنترل رفتاری ادراک‌شده را می‌افزاید
منزلت موردانتظار در برابر الگوی نقش شناسایی یا جایگاه موردانتظار فرد فردی که می‌توان از مثال او الگوبرداری کرد
کارآفرینی در برابر خوداشتغالی فرایندی نظری که مرزش با تعریف تغییر می‌کند وضعیت اشتغال؛ به‌تنهایی نوآوری یا ایجاد سازمان را اثبات نمی‌کند

برای طبقه‌بندی توصیف، ابتدا موضوعش را بیابید: ویژگی فردی، کنش، زمینهٔ اجتماعی یا انگیزهٔ ناهشیار. سپس تعریفِ نام‌برده‌شده را جداگانه شناسایی کنید. سود و اشتغال‌زایی پیامدهای احتمالی‌اند؛ به‌تنهایی شاهد یک رویکرد پژوهشی مشخص نیستند.

نکتهٔ کنکوری: تیمونز ← ارزش از تقریباً هیچ؛ استیونسون ← فرصت فراتر از منابع تحت کنترل کنونی؛ گارتنر ← فعالیت‌های ایجاد سازمان. چه کسی؟ ← ویژگی‌ها؛ چه می‌کند؟ ← رفتار؛ در چه زمینهٔ اجتماعی؟ ← زمینه؛ چه انگیزه‌های ناهشیاری؟ ← روان‌کاوی.

نکتهٔ کنکوری: الگوی مرجع نئوکلاسیک ← انتزاع کارکرد کارآفرین؛ کرزنر ← کشف هوشیارانه/هماهنگی؛ شومپیتر ← اجرای ترکیب جدید/گسست؛ کنش معقول ← نگرش و هنجار ذهنی؛ رفتار برنامه‌ریزی‌شده ← افزودن کنترل ادراک‌شده؛ هیگن ← سلب منزلت. منظر بنگاه کوچک و متوسط ← راه‌اندازی/مالکیت/مدیریت؛ شاپیرو–سوکول ← مطلوبیت/امکان‌پذیری + تمایل و رویداد جابه‌جاکننده؛ نهادگرایی اولیه ← منافع متعارض و قواعد در حال تحول؛ بهره‌برداری در طول زندگی ← منابع در برابر تعهدها. شولتز ← بازتخصیص در عدم تعادل؛ فرایند تیمونز ← فرصت–منابع–تیم با توازن از طریق رهبری. اکولوژی/نهادها/شبکه‌ها ← زمینهٔ جامعه‌شناختی. کارکرد اقتصادی، انگیزش فردی و زمینهٔ اجتماعی را در محورهای جدا نگه دارید.

#entrepreneurship-definitions#economic-schools#research-perspectives#entrepreneurial-intention#shapero-sokol#schultz#timmons-process

کارت‌های مرتبط

مفهوممبانی کارآفرینی
کارآفرین: ویژگی‌ها، طرح کسب‌وکار و تأمین مالی

بنیان‌گذار از ابتدا تا انتها — مجموعهٔ ویژگی‌های شخصیتی کارآفرین و رفتاری که هر ویژگی «مالک» آن است، زنجیرهٔ ریسک‌پذیری→خلاقیت→نوآوری، زوج مطالعات امکان‌سنجی در برابر طرح کسب‌وکار و بخش‌های هر یک، و نردبان تأمین مالی از بوت‌استرپینگ و دوستان و خانواده و تأمین مالی جمعی و فرشتگان تا سرمایه‌گذاری خطرپذیر، همراه با محاسبات رقیق‌سازی مالکیت و نقطهٔ سربه‌سر و وجوه تمایز هر زوج مجاور.

entrepreneurial-traitsrisk-takingcreativity-and-innovationbusiness-plan
مفهوممبانی کارآفرینی
تشخیص فرصت و خلاقیت: کشف در برابر خلق

اینکه یک ایده چگونه به فرصت کارآفرینانه تبدیل می‌شود، و سه نوع فرصت (تخصیصی / کشف / خلق) و دو دیدگاه رقیب — دیدگاه کشف، که در آن فرصتی عینی توسط فردِ هوشیارِ جست‌وجوگر و در شرایط ریسک یافته می‌شود، در برابر دیدگاه خلق، که در آن فرصت با کنشِ خودِ کارآفرین و در شرایط عدم قطعیت پدید می‌آید — چگونه از هم بازشناخته می‌شوند، همراه با پیش‌آیندهای تشخیص و صافیِ جداکنندهٔ ایده از فرصت. فرایند آمادگی–نهفتگی–اشراق–وارسیِ والاس، تولید ایده را از آزمودن آن، اجرای نوآوری و ارزیابی فرصت جدا می‌کند. توالی‌های گسترده‌ترِ کتاب‌درسی ممکن است با پذیرندگی پیش از آمادگی آغاز شوند؛ مرحلهٔ نخست به الگو بستگی دارد.

opportunity-recognitiondiscovery-vs-creationschumpeterkirzner
مفهوممبانی کارآفرینی
انواع کارآفرینی: انگیزه، مأموریت و بستر سازمانی

طبقه‌بندی کارآفرینی بر محورهای جداگانهٔ بستر مستقل یا سازمانی، ورود اجباری یا فرصت‌محور، مأموریت اجتماعی یا تجاری، تأسیس پیاپی و فعالیت فرهنگی؛ همراه با تمایز کنش درون‌سازمانی کارکنان از ایجاد کسب‌وکار جدید، نوآوری و نوسازی راهبردی در سطح سازمان. کارآفرینی راهبردی فرصت‌جویی و مزیت‌جویی را پیوند می‌دهد؛ فرهنگ کارآفرینانه از ابتکار، آزمایشگری، نقش منعطف و همکاری چندوظیفه‌ای پشتیبانی می‌کند.

entrepreneurship-typesentry-motivationnecessity-vs-opportunitysocial-entrepreneurship

سوالات تمرینی · 8/20

همهٔ 20 سؤال →