KonkurStudy
همه کارت‌ها

تشخیص فرصت و خلاقیت: کشف در برابر خلق

اینکه یک ایده چگونه به فرصت کارآفرینانه تبدیل می‌شود، و سه نوع فرصت (تخصیصی / کشف / خلق) و دو دیدگاه رقیب — دیدگاه کشف، که در آن فرصتی عینی توسط فردِ هوشیارِ جست‌وجوگر و در شرایط ریسک یافته می‌شود، در برابر دیدگاه خلق، که در آن فرصت با کنشِ خودِ کارآفرین و در شرایط عدم قطعیت پدید می‌آید — چگونه از هم بازشناخته می‌شوند، همراه با پیش‌آیندهای تشخیص و صافیِ جداکنندهٔ ایده از فرصت. فرایند آمادگی–نهفتگی–اشراق–وارسیِ والاس، تولید ایده را از آزمودن آن، اجرای نوآوری و ارزیابی فرصت جدا می‌کند. توالی‌های گسترده‌ترِ کتاب‌درسی ممکن است با پذیرندگی پیش از آمادگی آغاز شوند؛ مرحلهٔ نخست به الگو بستگی دارد.

کارت مفهوم کنکور ارشد مدیریت

اهمیت
۰/۵

۱. تعریف — «تشخیص فرصت» چه چیزی را نام می‌برد

تشخیص (شناسایی) فرصت — opportunity recognition فرایندی شناختی و اجتماعی است که طی آن فرد درمی‌یابد یک رابطهٔ جدید وسیله–هدف (means–ends) ممکن و ارزشمندِ پیگیری است: اینکه ترکیبی از منابع را می‌توان به کالا یا خدمت تبدیل کرد و به بهایی بیش از بهای تولید آن فروخت. موضوع این فرایند، یعنی فرصت کارآفرینانه (entrepreneurial opportunity)، بنابراین نه محصول است و نه یک ایدهٔ خوب؛ بلکه یک موقعیت است — شکافی میان آنچه بازار هم‌اکنون دریافت می‌کند و آنچه می‌تواند دریافت کند — که در آن می‌توان محصولات، خدمات، مواد اولیه، بازارها یا شیوه‌های جدیدِ سازمان‌دهی را به‌صورت سودآور معرفی کرد. تمام این حوزه بر یک تمایز دشوار می‌چرخد که کنکور مستقیماً آن را می‌سنجد: ایده (idea) یک برساختهٔ ذهنی است، یک «اگر چنین شود چه؟»؛ اما فرصت (opportunity) ایده‌ای است که از یک آزمون سربلند بیرون آمده — جذاب، پایدار، به‌موقع، و متکی بر محصول یا خدمتی که برای خریداری قابل شناسایی ارزش می‌آفریند. و مناقشهٔ محوری این رشته بر سرِ خاستگاه فرصت‌ها است: دیدگاه کشف (discovery view) معتقد است فرصت‌ها به‌طور عینی در محیط وجود دارند، بر اثر شوک‌های برون‌زا شکل می‌گیرند و منتظرند تا فردی هوشیار آن‌ها را بیابد؛ دیدگاه خلق (creation view) معتقد است فرصت‌ها اساساً از پیش وجود ندارند، بلکه با کنش خودِ کارآفرین و واکنش بازار به آن به وجود آورده می‌شوند.

۲. خاستگاه — این اندیشه‌ها از آنِ چه کسانی است و هر یک چه مسئله‌ای را حل می‌کرد

رشتهٔ فکری معادل فارسی منسوب به مسئله‌ای که برای حل آن ساخته شد
هوشیاری / کشف هوشیاری کارآفرینانه، دیدگاه کشف ایزرائل کرزنر (Israel Kirzner)، مکتب اتریش اقتصاد نئوکلاسیک تعادل و اطلاعات کامل را مفروض می‌گرفت و در نتیجه جایی برای سود یا برای کارآفرین باقی نمی‌گذاشت. پاسخ کرزنر: بازارها در عدم تعادل به سر می‌برند، شکاف‌های قیمتی و دانشی از پیش وجود دارند، و کارآفرین با هوشیار بودن نسبت به شکافی که دیگران از آن غافل‌اند سود می‌برد — کنشی که بازار را به سمت تعادل می‌برد (تعادل‌آفرین).
نوآوری / ترکیبات جدید نوآوری، ترکیبات جدید، تخریب خلاق جوزف شومپیتر (Joseph Schumpeter) تبیین توسعهٔ اقتصادی، نه گردش اقتصادی. کارآفرین عاملی است که ترکیبات جدید (new combinations) را به اجرا درمی‌آورد — محصول جدید، روش جدید، بازار جدید، منبع تأمین جدید، سازمان جدید — و بدین‌سان تعادل موجود را می‌شکند (تعادل‌شکن)، از رهگذر تخریب خلاق (creative destruction).
پیوند فرد و فرصت پیوند فرد و فرصت شین و ونکاتارامن (Shane and Venkataraman) پژوهش کارآفرینی فقط کارآفرینان (ویژگی‌های شخصیتی) را مطالعه کرده بود و پیوسته شکست می‌خورد. بازتعریف آنان: این رشته باید پیوند (nexus) فردِ کارآفرین و فرصت ارزشمند را مطالعه کند — هیچ‌یک به‌تنهایی چیزی را توضیح نمی‌دهد. دالان دانش پیشین (prior-knowledge corridor) شین توضیح می‌دهد چرا یک فرصت معیّن برای برخی افراد دیدنی و برای دیگران نادیدنی است.
دیدگاه خلق دیدگاه خلق آلوارز و بارنی (Alvarez and Barney) دیدگاه کشف نمی‌تواند کسب‌وکارهایی را توصیف کند که در آن‌ها پیشاپیش نه بازاری، نه تقاضایی و نه داده‌ای وجود داشته است — چیزی نبوده که «یافته» شود. پاسخ آنان: فرصت‌ها می‌توانند به‌صورت درون‌زا با کنش‌های کارآفرین خلق شوند، و این کاملاً مسئلهٔ تصمیم‌گیریِ دیگری است (عدم قطعیت، نه ریسک).
سه دیدگاه دربارهٔ فرصت فرصت تخصیصی / کشف / خلق ساراسواتی، دیو، ولاموری و ونکاتارامن (Sarasvathy, Dew, Velamuri and Venkataraman) آشتی‌دادن مناقشهٔ بالا با نشان‌دادن اینکه «کشف» و «خلق» حقیقت‌های رقیب نیستند، بلکه خانه‌های متفاوتِ یک طبقه‌بندی واحدند که بر مبنای از پیش موجود بودن یا نبودن عرضه و تقاضا مرتب شده‌اند.
اثرسازی اثرسازی (در برابر رویکرد علّی) ساراس ساراسواتی (Saras Sarasvathy) بنیان‌گذاران خبره به‌طور اثبات‌شده‌ای از یک هدف مفروض آغاز نمی‌کنند تا در پی وسیله بگردند. اثرسازی از وسایل در دسترس آغاز می‌شود (که هستم، چه می‌دانم، چه کسانی را می‌شناسم) و می‌گذارد اهداف پدیدار شوند — منطق تصمیم‌گیریِ متناسب با فرصتِ خلق‌شده.
مدل شناسایی فرصت مدل شناسایی فرصت آردیچویلی، کاردوزو و ری (Ardichvili, Cardozo and Ray) گردآوردن پیش‌آیندهای تشخیص در یک مدل واحد: دانش پیشین، هوشیاری کارآفرینانه، ویژگی‌های شخصیتی، و شبکه‌های اجتماعی.
قدرت پیوندهای ضعیف قدرت پیوندهای ضعیف مارک گرانووتر (Mark Granovetter) حلقه‌های نزدیک اغلب اطلاعات هم‌پوشان دارند. پیوندهای ضعیف میان حلقه‌های متفاوت می‌توانند اطلاعات غیرتکراری (non-redundant) و اخبار ناآشنای بازار را منتقل کنند؛ نزدیکی به‌تنهایی ارزش اطلاعاتی پیوند را تعیین نمی‌کند.
ریسک در برابر عدم قطعیت ریسک در برابر عدم قطعیت فرانک نایت (Frank Knight) تمایزگذاری میان موقعیت‌هایی که پیامدها ناشناخته‌اند اما توزیع احتمال آن‌ها دانستنی است (ریسک) و موقعیت‌هایی که حتی توزیع نیز ناشناخته است (عدم قطعیت واقعی) — دقیقاً همان خطی که بافتار کشف را از بافتار خلق جدا می‌کند.
فرصت–تیم–منابع مدل تیمونز جفری تیمونز (Jeffry Timmons) آموزش‌پذیر کردن غربال فرصت: کسب‌وکار برازشی پویا میان فرصت، تیم و منابع است که محرک آن فرصت است، و خودِ فرصت باید معیارهای صریحی را برآورده کند.

توجه دربارهٔ صحت استناد: در هیچ‌جای بالا سال انتشار، ویراست یا شمارهٔ صفحه‌ای ادعا نشده است. هیچ سؤال کنکوری با این‌ها تعیین تکلیف نمی‌شود، و استنادِ نادرستِ با اطمینان، از نبودِ استناد بدتر است.

۳. خودِ ساختارها

۳.۱ طبقه‌بندی اصلی — دو پرسش بله/خیر

هر سؤالِ «چه نوع فرصتی است؟» با این پرسش تعیین تکلیف می‌شود که آیا هر یک از دو سوی بازار از پیش وجود دارد و شناخته‌شده است:

نوع معادل فارسی تقاضا (تقاضا) عرضه / وسیله (عرضه) کارآفرین عملاً چه می‌کند عبارت‌های نشانه در صورت سؤال
Allocative فرصت تخصیصی شناخته‌شده شناخته‌شده منابع موجود را میان کاربردهای شناخته‌شده بازتخصیص می‌دهد — آربیتراژ، تطبیق بهتر، کارایی بیشتر «کسب‌وکاری در حال فعالیت را می‌خرد»، «محصولی موجود را توزیع می‌کند»، «شعبهٔ فرانشیز در شهری جدید»
Discovery فرصت کشف شناخته‌شده (یا ناشناخته، در حالی که سوی دیگر شناخته‌شده است) باید یافته شود در پیِ سوی مفقودِ یک مسئلهٔ از پیش موجود و خوش‌تعریف می‌گردد «روش‌های فعلی/موجود»، نیازی برآورده‌نشده اما اذعان‌شده، «بهتر/سریع‌تر/ارزان‌تر از آنچه هست»
Creation فرصت خلق ناشناخته ناشناخته محصول و بازار را با هم به وجود می‌آورد؛ مشتری هنوز نیاز را احساس نمی‌کند «خدمتی مشابه وجود ندارد»، «مشتریان هرگز چنین چیزی نخواسته بودند»، مقوله‌ای که باید آموزش داده شود

این سه خانه تحت آن دو پرسش جامع‌اند: شناخته/شناخته، یک‌سو‌شناخته، و هر دو ناشناخته. خانهٔ چهارمی عرضه نمی‌شود، چون «هر دو ناشناخته» همان خلق است.

جدول شناخته/ناشناخته، طبقه‌بندی آموزشی مشخصی است. عنوان‌هایش را به آزمون جهان‌شمول نظریه‌های رقیبِ زیر تبدیل نکنید: نظریهٔ خلق به پدیدآوردن از راه کنش مربوط است و شناخته‌بودن یک نیاز عمومی انسانی آن را رد نمی‌کند. در عمل، تقابل‌های برنامه‌ریزی و تأمین مالی زیر گرایش‌اند، نه مجوزهای انحصاری.

۳.۲ دیدگاه کشف در برابر دیدگاه خلق — تقابل کامل

این قابل‌آزمون‌ترین جدول این مبحث است. دو دیدگاه در همهٔ انتخاب‌های مدیریتیِ پس از آن با هم اختلاف دارند، نه صرفاً در خاستگاه فرصت:

بُعد دیدگاه کشف — Discovery دیدگاه خلق — Creation
ماهیت فرصت عینی، مستقل از کارآفرین وجود دارد ذهنی / برساختهٔ اجتماعی، تا زمانی که کنشی صورت نگیرد وجود ندارد
منشأ شوک‌های برون‌زا — فناوری، مقررات، جمعیت‌شناسی، تغییر سلیقه درون‌زا — کنش خود کارآفرین و واکنش بازار به آن
استعاره کوهی که منتظر فتح‌شدن است کوهی که با عملِ صعود ساخته می‌شود
ماهیت کارآفرین پیشاپیش متفاوت است — هوشیاری، دانش پیشین، دسترسی به اطلاعات ممکن است فقط پس از واقعه متفاوت باشد؛ بنیان‌گذار با عمل‌کردن کارآفرین می‌شود
بافتار تصمیم ریسک (risk) — پیامدها ناشناخته‌اند، اما توزیع‌ها قابل برآوردند عدم قطعیت (uncertainty) — حتی توزیع هم ناشناخته است
رفتار اصلی جست‌وجو و پایش (جست‌وجو و پایش محیط) کنش، آزمایش، تکرار (اقدام و آزمون)
داده‌های در دسترس داده‌های بازار وجود دارند و می‌توان گردآوری‌شان کرد دادهٔ قابل‌اتکا دربارهٔ بازارِ پدیدآمده ابتدا محدود است؛ داده با عمل‌کردن تولید می‌شود
منطق تصمیم رویکرد علّی (causation) — با هدفِ مفروض، وسیله را برگزین؛ نخست طرح کسب‌وکار اثرسازی (effectuation) — با وسایل در دسترس، بگذار اهداف پدیدار شوند؛ عمل کن، بیاموز، بچرخ
برنامه‌ریزی برنامه‌ریزی رسمی و تحلیل تمام‌عیار بازدهی دارد کمینه اقدامِ قابل‌اجرا، تعهد تدریجی، زیان قابل‌تحمل
تأمین مالی بیرونی و «سخت» در برابر یک طرح (بانک، سرمایه‌گذار خطرپذیر) درونی، خودتأمینی (bootstrapping)، دوستان و خانواده، تعهدهای کوچکِ مرحله‌ای
منبع مزیت حرکت نخست و سریع روی فرصتی شناخته‌شده؛ رازداری وابستگی به مسیر (path dependence) و یادگیری ضمنیِ انباشته در حین خلق
رقابت مسابقه برای رسیدن به فرصتِ شناسایی‌شده رقبای مستقیمِ طبقه ممکن است ابتدا نباشند؛ جایگزین‌ها همچنان برای مشتری و منابع رقابت می‌کنند
ریسک اصلی دیر رسیدن؛ بسته‌شدن پنجرهٔ فرصت ساختن چیزی که کسی نمی‌خواهد

۳.۳ فرصتِ تشخیص‌داده‌شده از کجا می‌آید — پیش‌آیندها

پیش‌آیند معادل فارسی سازوکار توجه
دانش پیشین دانش پیشین دانش دربارهٔ بازارها، شیوه‌های خدمت‌رسانی به بازارها، و مسائل مشتریان، «دالانی» شخصی می‌سازد که فقط شما در آن برخی فرصت‌ها را می‌بینید نیمهٔ فردیِ «پیوند» را توضیح می‌دهد
هوشیاری کارآفرینانه هوشیاری کارآفرینانه آمادگیِ دائمی برای دیدنِ آنچه نادیده مانده است، بدون جست‌وجوی عامدانه کرزنری؛ هوشیاری ≠ جست‌وجو
شبکه‌های اجتماعی شبکه‌های اجتماعی مجرای اطلاعات: نیازهای برآورده‌نشده، فناوری‌های جدید، تأمین‌کنندگان، شکایت‌ها و معرفی‌ها زودتر و سریع‌تر از این مجرا می‌رسند پیوندهای ضعیفِ پیونددهندهٔ حلقه‌های متفاوت می‌توانند خبر غیرتکراری بیاورند؛ پیوندهای قوی نیز اعتماد، حمایت و گاهی اطلاعات تازه فراهم می‌کنند
سرمایهٔ اجتماعی سرمایهٔ اجتماعی اعتماد، شهرت و اعتباری که اجازه می‌دهد ایده‌ای آزموده‌نشده به‌ارزانی اعتبارسنجی شود و درها به روی نخستین مشتریان باز شود نیمهٔ «مشروعیت‌بخشِ» اثر شبکه
خلاقیت و ویژگی‌های شخصیتی خلاقیت و ویژگی‌های شخصیتی خوش‌بینی، خودکارآمدی، کانون کنترل درونی، بازترکیب خلاقانهٔ عناصر شناخته‌شده خلاقیت ایده را فراهم می‌کند؛ سایر پیش‌آیندها آن را تبدیل می‌کنند
جست‌وجوی نظام‌مند جست‌وجوی نظام‌مند پایش عامدانهٔ محیط، تحلیل روند، فهرست‌برداری از مسائل همتای هوشیاری در دیدگاه کشف

۳.۴ تفکر خلاق — الگوی آموزشی چهارمرحله‌ای والاس

خلاقیت (Creativity) امکان‌های نو و مفید تولید می‌کند؛ به‌تنهایی امکان‌پذیری فنی یا بازار قابل‌دوام را اثبات نمی‌کند. فرایند چهارمرحله‌ای رایج در آموزش، منسوب به گراهام والاس (Graham Wallas)، کار آگاهانه، فاصله‌گرفتن، بینش و آزمون را جدا می‌کند:

مرحله معادل چه رخ می‌دهد با چه چیزی خلط نشود
آمادگی Preparation تعریف مسئله، گردآوری اطلاعات، بررسی محدودیت‌ها و آزمودن راه‌ها رسیدن به بینش نهایی
نهفتگی Incubation فاصله‌گرفتن از کوشش مستقیم آگاهانه؛ پردازش کمتر آگاهانه و تداعی‌های تازه ممکن است ادامه یابند رهاکردن دائمی مسئله یا تضمینِ پیدایش بینش
اشراق Illumination راه‌حل احتمالی آگاهانه آشکار می‌شود: لحظهٔ «یافتم» شاهد درستی یا ارزش تجاری راه‌حل
وارسی / تأیید Verification آزمون، اصلاح و ارزیابی آگاهانهٔ راه‌حل پیشنهادی صرف احساس اطمینان پس از اشراق

نهفتگی به کناررفتن توجه آگاهانه مربوط است، نه قضیه‌ای مبنی بر توقف تمام توجه ناهشیار. این یک الگوی فرایندی است، نه اثبات سازوکار روان‌شناختی جهان‌شمول؛ مراحل می‌توانند هم‌پوشان و تکرارشونده باشند. وارسی پس از بینش لازم است، چون بینش پاسخ نامزد است، نه نتیجهٔ اعتبارسنجی‌شده.

برای مثال، بنیان‌گذار صف و فرایند نانوایی را بررسی می‌کند (آمادگی)، مدتی به کاری نامرتبط می‌پردازد (نهفتگی)، امکان مسیر جداگانهٔ تحویل سفارش را می‌بیند (اشراق) و آن را برای سنجش زمان انتظار و خطا آزمایش می‌کند (وارسی). تمایل مشتری به استفاده و پرداخت همچنان به غربال فرصت در بخش بعد نیاز دارد.

تفاوت منابع: پیش از نام‌گذاری مرحلهٔ نخست، توالی را مشخص کنید. برخی توالی‌های کتاب‌درسی مدیریت با نگرش موافق نسبت به فکرهای نوین (receptive attitude) آغاز می‌شوند: تمایل به بررسی اندیشه‌های ناآشنا، پیش از حساسیت به مسئله و گردآوری مواد خام قرار می‌گیرد. این توالی گسترده‌تر به والاس نسبت داده نمی‌شود.

فرایند نقطهٔ آغاز تمایز اصلی
الگوی چهارمرحله‌ای والاس آمادگی نهفتگی پردازش نهان است؛ اشراق، بینش آگاهانه.
توالی گسترده‌ترِ نگرش‌محور پذیرندگی، پیش از حساسیت و آمادگی گشودگی جست‌وجو را ممکن می‌کند؛ بینش نهایی نیست.

«مرحلهٔ نخست» به الگو بستگی دارد: الگوی نام‌برده یا واژگان مراحل آن را مبنا قرار دهید. سلاست فکر یعنی تولید ایده‌های متعدد، نه پذیرندگی؛ نه گشودگی و نه اشراق، ارزش تجاری را اثبات نمی‌کند.

۳.۵ از ایده تا فرصت — صافی

یک ایده تنها زمانی نام «فرصت» را به دست می‌آورد که از آزمونی صریح بگذرد. معیارهای استاندارد:

معیار معادل فارسی پرسشی که مطرح می‌کند
Attractive جذاب آیا مشتری واقعی و شناسایی‌شده‌ای با تمایل و توانِ پرداخت وجود دارد؟
Durable پایدار آیا مزیت آن‌قدر دوام می‌آورد که بازدهی حاصل شود، یا فوراً تقلید می‌شود؟
Timely به‌موقع آیا پنجرهٔ فرصت (window of opportunity) هم‌اکنون باز است — نه زودتر از آمادگی بازار، نه دیرتر از رقبا؟
Anchored in value ارزش‌آفرین آیا در محصول یا خدمتی تجسم یافته که برای خریدار ارزش می‌افزاید، نه صرفاً برای بنیان‌گذار؟

یک صافیِ عملیاتی، گزینه را بر معیارهای وزن‌دار نمره‌دهی و با یک آستانه مقایسه می‌کند:

S=∑i=1nwi si,∑i=1nwi=1,0≤si≤10S = \sum_{i=1}^{n} w_i \, s_i, \qquad \sum_{i=1}^{n} w_i = 1, \qquad 0 \le s_i \le 10

و ایده هنگامی به «فرصت» ارتقا می‌یابد که S≥Smin⁡S \ge S_{\min} باشد؛ آستانه را هزینهٔ فرصتِ خودِ بنیان‌گذار تعیین می‌کند. (وزن‌ها یک قضاوت مدیریتی‌اند، نه قانون طبیعت — حساب‌وکتاب فقط آن قضاوت را صریح و میان گزینه‌ها قابل‌مقایسه می‌کند.)

۴. چگونه به‌کار بسته می‌شود — قواعد تصمیم

قاعدهٔ ۱ — در طبقه‌بندی آموزشیِ شناخته/ناشناخته، فرصت را طبقه‌بندی کن (آزمون دوپرسشی)، به همین ترتیب.

۱. آیا تقاضا از پیش وجود دارد؟ اگر صورت سؤال از مشتریان موجود، مسئله‌ای اذعان‌شده، یا «روش‌های فعلی/موجود» سخن بگوید، تقاضا شناخته‌شده است — و پاسخ هرگز نمی‌تواند خلق باشد. ۲. آیا وسیله از پیش وجود دارد؟ اگر کارآفرین صرفاً چیزی را که همین حالا در بازار هست بازتخصیص، توزیع یا خریداری کند، فرصت تخصیصی است. اگر کارآفرین ناچار باشد وسیلهٔ مفقود را طراحی، اختراع یا پیدا کند، فرصت کشف است. ۳. تنها اگر هیچ‌یک از دو سو از پیش موجود نباشد — نه بازاری، نه محصولی، نه رویّهٔ مشابهی — فرصت خلق است.

قاعدهٔ ۲ — دیدگاه را از رفتار بخوان، نه از صنعت. بنیان‌گذاری که پایش می‌کند، تحلیل می‌کند، برنامه می‌ریزد و سپس اجرا می‌کند در منطق کشف عمل می‌کند؛ بنیان‌گذاری که اقدام می‌کند، پیش از ساختن می‌فروشد، و می‌گذارد هدف جابه‌جا شود در منطق خلق عمل می‌کند. فناوری پیشرفته خودبه‌خود «خلق» نیست، و کسب‌وکار کوچک محلی خودبه‌خود «تخصیصی» نیست.

قاعدهٔ ۳ — هر مرحله را به منبعی که مصرف می‌کند نگاشت کن. همین یک قاعده به خانوادهٔ بزرگی از سؤال‌ها پاسخ می‌دهد:

مرحله معادل فارسی منبع تعیین‌کننده عاملی که غالب است
ایده ← فرصت ایده ← فرصت اطلاعات شبکه‌ها، دانش پیشین، هوشیاری، بازخورد بازار
فرصت ← کسب‌وکار فرصت ← کسب‌وکار منابع تأمین مالی، تیم، مجوزها
کسب‌وکار ← رشد کسب‌وکار ← رشد سازمان بازاریابی، سامانه‌ها، مدیریت

هرگاه صورت سؤال دربارهٔ تشخیص یا اعتبارسنجی باشد، گزینهٔ حامل اطلاعات را انتخاب کن؛ گزینهٔ پول تله‌ای است که از مرحلهٔ بعد وام گرفته شده، و گزینهٔ مقررات از مرحلهٔ پس از آن.

۵. مثال کوچکِ حل‌شده

موقعیت. یک واقعیتِ عمومیِ واحد در یک شهر منتشر می‌شود: شهرداری داده‌هایی منتشر می‌کند که نشان می‌دهد شمار زیادی از ساکنان اکنون به دلایل سلامتی از فرآورده‌های گندمی پرهیز می‌کنند، و سه نانوایی موجود صبح‌ها صف‌های طولانی دارند.

سه بنیان‌گذار بر مبنای همین یک واقعیت اقدام می‌کنند و در سه خانهٔ متفاوت می‌نشینند:

بنیان‌گذار چه می‌کند تقاضا عرضه نوع
الف یکی از نانوایی‌های موجود را می‌خرد، سبد محصول را حفظ می‌کند و زمان‌بندی تولید را تغییر می‌دهد تا صف صبح یکنواخت شود شناخته‌شده شناخته‌شده تخصیصی — allocative (بازتخصیص محض و تطبیق بهتر)
ب تقاضای بدون‌گندم مستند است اما کسی آن را عرضه نمی‌کند؛ او چهار ماه صرف تدوین یک ترکیب آرد بدون گندمِ پایدار و فرایند پخت متناسب با آن می‌کند شناخته‌شده باید یافته می‌شد کشف — discovery
ج «اشتراک پختِ خانگی» را ابداع می‌کند که در آن به مشتریان آموزش داده می‌شود نان‌های نیم‌پخته را خودشان تمام کنند — عادتی که هیچ‌کس در شهر ندارد، بدون خدمت مشابه و بدون هیچ داده‌ای دربارهٔ تقاضا ناشناخته ناشناخته خلق — creation

توجه کنید که بافتار تصمیمِ «ج» عدم قطعیت نایتی است: داده‌های تاریخیِ تقاضا بازارِ رفتاری را که هنوز وجود ندارد به‌طور قابل‌اتکا مشخص نمی‌کنند، هرچند پژوهش اکتشافی مشتری همچنان مفید است، پس «ج» با آزمایش‌های زیانِ قابل‌تحمل پیش می‌رود — ۳۰ خانوار، یک محله، یک ماه — و می‌گذارد ایده دگرگون شود. بافتار «ب» ریسک است: مشتریان شمارش‌پذیرند، پس طرح رسمی و تأمین مالی بیرونی مناسب‌اند.

غربال ایدهٔ «ب» بر اساس معیارها. وزن‌ها و نمره‌ها (از ۱۰): جذابیت w1=0.4w_1 = 0.4، s1=8s_1 = 8؛ پایداری w2=0.3w_2 = 0.3، s2=5s_2 = 5؛ به‌موقع بودن w3=0.2w_3 = 0.2، s3=9s_3 = 9؛ اتکا به ارزش w4=0.1w_4 = 0.1، s4=7s_4 = 7. با جای‌گذاری،

S=(0.4)(8)+(0.3)(5)+(0.2)(9)+(0.1)(7)=3.2+1.5+1.8+0.7=7.2S = (0.4)(8) + (0.3)(5) + (0.2)(9) + (0.1)(7) = 3.2 + 1.5 + 1.8 + 0.7 = 7.2

با آستانهٔ Smin⁡=6S_{\min} = 6، ایده به فرصت ارتقا می‌یابد — اما همین محاسبه نقطهٔ ضعف را نیز نام می‌برد: پایداری کمترین نمره را گرفت، چون ترکیب آرد قابل‌تقلید است؛ پس این کسب‌وکار به حرکتی در جهت پایداری نیاز دارد (قفل‌کردن تأمین‌کننده، برند، یا رازداری دستور پخت) نه به سرعت بیشتر.

۶. اشتباه نشود با… — همسایه‌هایی که با آن خلط می‌شوند

۶.۱ خلاقیت، ایده، اختراع، نوآوری، فرصت و مدل کسب‌وکار

مفهوم معادل فارسی چیست آزمونی که باید از آن بگذرد
Creativity خلاقیت تولید ایده‌های نو و مفید تازگی و سودمندی ایدهٔ پیشنهادی
Idea ایده یک برساختهٔ ذهنی، یک امکان هیچ — ایده‌ها رایگان و فراوان‌اند
Invention اختراع پدیدهٔ فنی تازه‌ای که کار می‌کند کار کند
Innovation نوآوری پیشنهاد جدید یا به‌طور معنادار بهبودیافتهٔ عرضه‌شده، یا فرایند به‌کارگرفته‌شده اجرا؛ هر نوآوری الزاماً به اختراع نیاز ندارد
Opportunity فرصت یک موقعیت بازاری که در آن می‌توان ارزش آفرید و آن را تصاحب کرد جذاب، پایدار، به‌موقع، متکی بر ارزش برای یک خریدار
Business model مدل کسب‌وکار اینکه فرصت چگونه به درآمد و سود تبدیل می‌شود بخشی از ارزشی را که می‌آفریند تصاحب کند

بیشتر تله‌های کنکوری در سطر نخست لانه کرده‌اند: صورت سؤالی که چیزی زیرکانه، بدیع و از نظر فنی درخشان را توصیف می‌کند که هیچ مشتری شناسایی‌شده‌ای آن را نمی‌خواهد، دارد یک ایده یا یک اختراع را توصیف می‌کند، نه یک فرصت.

۶.۲ کشف در برابر خلق — تمایزگرهای تک‌خطی

بپرس پاسخ ⇒ کشف پاسخ ⇒ خلق
آیا فرصت پیش از کارآفرین وجود داشت؟ بله، به‌طور عینی نه، پدید آورده شد
علت آن چه بود؟ یک شوک برون‌زا کنش خودِ کارآفرین
ریسک یا عدم قطعیت؟ ریسک (توزیع‌ها قابل برآورد) عدم قطعیت (نادانستنی)
جست‌وجو یا اقدام؟ نخست جست‌وجو، سپس اقدام نخست اقدام، سپس یادگیری
برنامه یا آزمایش؟ رویکرد علّی، طرح رسمی اثرسازی، زیان قابل‌تحمل

۶.۳ فرصت کرزنری در برابر فرصت شومپیتری

کرزنری — Kirznerian شومپیتری — Schumpeterian
منشأ شکاف‌های اطلاعاتیِ موجود اما نادیده‌مانده اطلاعات جدیدی که نوآوری می‌آفریند
اثر بر بازار تعادل‌آفرین — تعادل را بازمی‌گرداند تعادل‌شکن — تعادل کهنه را نابود می‌کند (تخریب خلاق)
آنچه از کارآفرین خواسته می‌شود هوشیاری نوآوری، ترکیبات جدید
شکل معمول آربیتراژ، گوشهٔ بازارِ خدمت‌نگرفته، تطبیق بهتر محصول، روش، بازار یا سازمانی حقیقتاً نو
تأکید معمول تازگی تشخیص شکاف نادیده‌مانده اجرای ترکیب‌های جدید؛ همهٔ آن‌ها الزاماً از نظر فناوری بنیادین نیستند

تخریب خلاق و اشتغال. جایگزینی نوآورانه می‌تواند بنگاه‌ها و شغل‌های موجود را کنار بزند و هم‌زمان فعالیت‌های تازه ایجاد کند. بنابراین کارآفرینی با اشتغال‌زایی یکسان نیست: استخدام روزمره ممکن است بدون ترکیب‌های جدید شغل بیفزاید و نوآوری ممکن است فعالیت را دگرگون کند، بی‌آنکه فوراً اشتغال را افزایش دهد.

۶.۴ انواع فرصت در برابر انواع کارآفرینی

یک گزینهٔ انحرافیِ کلاسیک: تقلیدی (imitative) اصلاً نوعی از فرصت نیست.

طبقه‌بندی اعضا مرتب‌شده بر اساس
انواع فرصت تخصیصی، کشف، خلق شناخته‌بودن یا نبودنِ عرضه و تقاضا
انواع کارآفرینی تقلیدی (imitative)، نوآورانه (innovative)، مستقل (independent)، سازمانی (corporate / intrapreneurship)، اجتماعی (social) میزان نوآوری و بستر کسب‌وکار

اگر واژهٔ یک گزینه اصلاً در طبقه‌بندیِ موردپرسشِ صورت سؤال حضور نداشته باشد، پیش از هر اندیشیدنی دربارهٔ محتوا حذف می‌شود.

۶.۵ تشخیص در برابر ارزیابی در برابر بهره‌برداری

مرحله معادل فارسی پرسشی که پاسخ می‌گیرد منبع مصرف‌شده خروجی
Recognition تشخیص / شناسایی فرصت آیا اینجا چیزی هست؟ اطلاعات یک فرصت نامزد
Evaluation ارزیابی فرصت آیا ارزش دارد که من آن را دنبال کنم؟ تحلیل، مطالعهٔ امکان‌سنجی تصمیم اجرا / عدم اجرا
Exploitation بهره‌برداری از فرصت چگونه آن را تصاحب کنم؟ سرمایه، تیم، مجوزها یک کسب‌وکار

۶.۶ «شبکه‌های اجتماعی» — دو معنای متفاوت

معنا کاربرد فارسی چه می‌کند جای آن کجاست
شبکهٔ روابط (معنای نظری) شبکهٔ روابط و پیوندهای کارآفرین جریان اطلاعات را سریع‌تر و گسترده‌تر می‌کند؛ اعتبار و معرفی فراهم می‌آورد تشخیص فرصت
بسترهای رسانهٔ اجتماعی رسانه‌های اجتماعی دسترسی تبلیغاتی ارزان، کاهش هزینهٔ بازاریابی ترویج یک کسب‌وکار موجود

در سؤال نظریِ مربوط به تشخیص فرصت، «شبکه‌های اجتماعی» همواره به معنای نخست است — سازوکار آن اطلاعات است، نه هرگز هزینهٔ بازاریابی.

۶.۷ مطالعهٔ امکان‌سنجی در برابر طرح کسب‌وکار (صافیِ بعدی پس از تشخیص)

مطالعهٔ امکان‌سنجی — feasibility study طرح کسب‌وکار — business plan
زمان پیش از تصمیم پس از تصمیم به اجرا
پاسخ می‌دهد اصلاً باید این کار را بکنیم؟ چگونه آن را انجام می‌دهیم و با پول چه کسی؟
مخاطب بنیان‌گذار سرمایه‌گذاران، وام‌دهندگان، شرکا
نتیجهٔ ممکن «نه — رهایش کن» «بله» را مفروض می‌گیرد و اجرا را برنامه‌ریزی می‌کند

نکتهٔ کنکوری: در طبقه‌بندی شناخته/ناشناخته، با همان دو پرسشِ شناخته/ناشناخته و به همان ترتیب طبقه‌بندی کن و بگذار یک واژه تصمیم بگیرد. «روش‌های فعلی» یا هر راه‌حل موجودِ اذعان‌شده ⇒ تقاضا شناخته است ⇒ هرگز خلق نیست؛ «وسیله‌ای را که وجود نداشت طراحی/توسعه می‌دهد یا می‌یابد» ⇒ عرضه ناشناخته بوده ⇒ کشف؛ «آنچه را از پیش هست می‌خرد، توزیع می‌کند، بازتخصیص می‌دهد» ⇒ تخصیصی. و فعل صورت سؤال را به مرحله نگاشت کن: «تبدیل ایده به فرصت» یک مسئلهٔ اطلاعاتی است (شبکه‌ها، دانش پیشین، هوشیاری) — گزینهٔ تأمین مالی و گزینهٔ مقررات از مراحل بعدی وام گرفته شده‌اند و آنجا گذاشته شده‌اند تا زیر نمرهٔ منفی نخست از همه حذف شوند. والاس: مطالعه ← آمادگی؛ فاصله‌گرفتن ← نهفتگی؛ بینش ← اشراق؛ آزمون ← وارسی. نوآوری به اجرا نیاز دارد؛ فرصت همچنان به تشخیص، ارزیابی و بهره‌برداری نیاز دارد. پیش از انتخاب مرحلهٔ نخست، فرایند را مشخص کنید؛ توالی نگرش‌محور، همان چهار مرحلهٔ والاس نیست.

فرمول‌های کلیدی

Weighted opportunity screening score (an idea is promoted to an opportunity when S >= S_min)
S=∑i=1nwi si,∑i=1nwi=1,0≤si≤10S = \sum_{i=1}^{n} w_i \, s_i, \qquad \sum_{i=1}^{n} w_i = 1, \qquad 0 \le s_i \le 10
#opportunity-recognition#discovery-vs-creation#schumpeter#kirzner#wallas#creativity#social-networks

کارت‌های مرتبط

مفهومتئوری‌های مدیریت
نظریه‌های انگیزش: مازلو، هرزبرگ، مک‌کللند و فعال‌سازی

نظریه‌های محتوایی انگیزش در کنار هم — پنج نیاز مرتب‌شدهٔ مازلو، عوامل بهداشتی (زمینهٔ شغل) در برابر عوامل انگیزشی (محتوای شغل) نزد هرزبرگ، سه‌گانهٔ اکتسابی موفقیت، قدرت و تعلق نزد مک‌کللند، و منحنی U وارونهٔ نظریهٔ فعال‌سازی میان سطح تحریک شغل و عملکرد — همراه با جدول تناظر و ملاک‌های تفکیک آن‌ها.

motivationmaslow-hierarchy-of-needsherzberg-two-factormcclelland-three-needs
مفهومبازاریابی
لایه‌های محصول، چرخهٔ عمر محصول و اشاعهٔ نوآوری

سه نگاه به یک عرضه: پنج لایهٔ محصول (منفعت اصلی ← پایه ← مورد انتظار ← افزوده ← بالقوه) آن را در عمق می‌بُرد، چرخهٔ عمر چهارمرحله‌ای آن را در زمان می‌بُرد و برای هر مرحله یک هدف استراتژیک تعیین می‌کند، و منحنی اشاعهٔ راجرز آن را میان خریداران می‌بُرد به نوآوران ← پذیرندگان اولیه ← اکثریت اولیه ← اکثریت ثانویه ← کندروها (۲٫۵/۱۳٫۵/۳۴/۳۴/۱۶ درصد). کالاها و خدمات مصرفی از نظر خرید تسهیلاتی، مقایسه‌ای، ترجیح اختصاصی و تقاضای ناخواسته، با مثال متعارف بیمهٔ عمر، تفکیک می‌شوند.

product-levelsproduct-life-cyclematurity-stagediffusion-of-innovation
مفهوممبانی کارآفرینی
کارآفرین: ویژگی‌ها، طرح کسب‌وکار و تأمین مالی

بنیان‌گذار از ابتدا تا انتها — مجموعهٔ ویژگی‌های شخصیتی کارآفرین و رفتاری که هر ویژگی «مالک» آن است، زنجیرهٔ ریسک‌پذیری→خلاقیت→نوآوری، زوج مطالعات امکان‌سنجی در برابر طرح کسب‌وکار و بخش‌های هر یک، و نردبان تأمین مالی از بوت‌استرپینگ و دوستان و خانواده و تأمین مالی جمعی و فرشتگان تا سرمایه‌گذاری خطرپذیر، همراه با محاسبات رقیق‌سازی مالکیت و نقطهٔ سربه‌سر و وجوه تمایز هر زوج مجاور.

entrepreneurial-traitsrisk-takingcreativity-and-innovationbusiness-plan
مفهوممبانی کارآفرینی
کارآفرینی: تعریف‌ها، مکاتب اقتصادی و رویکردهای پژوهشی

تعریف‌های شاخص را با صاحب‌نظر تطبیق دهید؛ کارکرد بازار، پژوهش ایجاد سازمان، شکل‌گیری قصد، انگیزش منزلتی و زمینهٔ فرهنگی کارآفرینی را جدا کنید. همراه با منظر مالک–مدیرِ بنگاه کوچک و متوسط، نهادگرایی اولیه، شاپیرو–سوکول و بهره‌برداری از فرصت در طول زندگی. همراه با پاسخ شولتزی به عدم تعادل، تمایز مالکیت کرزنر و توازن فرصت–منابع–تیمِ تیمونز.

entrepreneurship-definitionseconomic-schoolsresearch-perspectivesentrepreneurial-intention
مفهوممبانی کارآفرینی
انواع کارآفرینی: انگیزه، مأموریت و بستر سازمانی

طبقه‌بندی کارآفرینی بر محورهای جداگانهٔ بستر مستقل یا سازمانی، ورود اجباری یا فرصت‌محور، مأموریت اجتماعی یا تجاری، تأسیس پیاپی و فعالیت فرهنگی؛ همراه با تمایز کنش درون‌سازمانی کارکنان از ایجاد کسب‌وکار جدید، نوآوری و نوسازی راهبردی در سطح سازمان. کارآفرینی راهبردی فرصت‌جویی و مزیت‌جویی را پیوند می‌دهد؛ فرهنگ کارآفرینانه از ابتکار، آزمایشگری، نقش منعطف و همکاری چندوظیفه‌ای پشتیبانی می‌کند.

entrepreneurship-typesentry-motivationnecessity-vs-opportunitysocial-entrepreneurship

سوالات تمرینی · 8/18

همهٔ 18 سؤال →