KonkurStudy
همه کارت‌ها

طراحی شغل: رویکردهای ماشینی، انگیزشی، زیستی و ادراکی

چهار دیدگاه تخصصی، کار را برای کارایی، انگیزش، آسایش جسمانی یا پردازش مطمئن اطلاعات بازطراحی می‌کنند. رویکرد را براساس نوع تقاضای شغلیِ تغییرکرده انتخاب و سپس مبادله‌های آن را بررسی کنید.

کارت مفهوم کنکور ارشد مدیریت

اهمیت
۰/۵

۱. تعریف و خاستگاه

طراحی شغل (job design) تعیین می‌کند وظایف، مسئولیت‌ها، ابزارها و تقاضاهای شغلی چگونه تنظیم شوند. چارچوب چهاررویکردی با پژوهش میان‌رشته‌ای طراحی شغلِ کمپیون و تایر (Campion and Thayer) شناخته می‌شود: مهندسی صنایع، روان‌شناسی سازمانی، فیزیولوژی و روان‌شناسی تجربی را در یک تصمیم گرد می‌آورد. آموزهٔ اصلی آن این است که کارِ کارا، رضایت‌بخش، از نظر جسمانی راحت و از نظر ذهنی مطمئن، اهداف متفاوتی دارند؛ یک بازطراحی ممکن است یکی را بهبود دهد و دیگری را تضعیف کند.

این‌ها رویکردهای کلی (general approaches) هستند، نه چهار نوع محل کارِ مانعةالجمع. یک شغل ممکن است به هر چهار نیاز داشته باشد. مداخله را براساس آنچه تغییر می‌دهد طبقه‌بندی کنید، نه براساس وجود ماشین‌آلات در محیط کار.

۲. چهار رویکرد

رویکرد و خاستگاه تخصصی هدف اصلی اهرم‌های طراحی منافع محتمل مبادله‌ها و محدودیت‌ها
ماشینی/مکانیکی (mechanistic) — مهندسی صنایع کلاسیک و مدیریت علمی کارایی و اجرای ساده‌تر تخصص‌گرایی، ساده‌سازی وظایف، تکرار، روش‌های استاندارد، وظایف کمتر در هر شغل آموزش کوتاه‌تر، جایگزینی آسان‌تر کارکنان، خروجی یکنواخت، هزینهٔ اجرای کمتر یکنواختی، استقلال کم، انگیزش درونی ضعیف‌تر؛ تجزیهٔ شغل ممکن است هزینهٔ تحویل کار بین افراد را افزایش دهد
انگیزشی (motivational) — روان‌شناسی سازمانی و پژوهش ویژگی‌های شغلی معناداری، مسئولیت و انگیزش درونی تنوع مهارت، هویت و اهمیت وظیفه، استقلال، بازخور، مسئولیت غنی‌تر رضایت، درگیرشدن در کار و تمایل به کوشش پایدار مهارت و آموزش بیشتر، احتمال افزایش تقاضای شناختی؛ مسئولیت اضافی بدون منابع می‌تواند فشار ایجاد کند
زیستی (biological) — فیزیولوژی کار و بیومکانیک تناسب تقاضای جسمانی با ظرفیت بدن وضعیت بدن و دسترسی، ارتفاع کار، ابزار کمکی بلندکردن، کاهش نیرو/تکرار، استراحت و بازیابی، محیط فیزیکی کاهش خستگی جسمانی، ناراحتی و خطر آسیب سرمایه‌گذاری در تجهیزات/فضا؛ منفعت وابسته به تناسب با کاربران و وظایف واقعی است؛ آسایش جسمانی به‌تنهایی استقلال نمی‌سازد
ادراکی ـ حرکتی (perceptual–motor؛ گاه «ادراکی») — روان‌شناسی تجربی و عوامل انسانی ادراک، پردازش اطلاعات و پاسخ مطمئن در محدودهٔ توان انسان نمایشگر خوانا، علائم متمایز، بار هشدار قابل‌مدیریت، کنترل‌های سازگار، تقاضای حافظهٔ کمتر، توالی پاسخ روشن خطاهای ادراک/پاسخ کمتر، اضافه‌بار ذهنی کمتر، اجرای مطمئن‌تر ساده‌سازی افراطی می‌تواند چالش را کاهش دهد؛ خودکارسازی نامناسب ممکن است هوشیاری و مهارت را تضعیف کند. آسان‌خوانی، معناداری کار را تضمین نمی‌کند

ارگونومی (ergonomics) از سطر زیستی گسترده‌تر است: تناسب جسمانی و شناختی را شامل می‌شود. در این طبقه‌بندی چهارگانه، تناسب ارگونومیک جسمانی به طراحی زیستی اشاره دارد، اما تناسب شناختی/نمایشگر/کنترل به طراحی ادراکی ـ حرکتی مربوط است.

۳. به‌کارگیری چارچوب

۱. مسئله را به‌صورت یک تقاضا توصیف کنید: تلاش تولیدی تکراری، فقدان مسئولیت، فشار بدنی یا اضافه‌بار اطلاعات. ۲. اهرم طراحی‌ای را بیابید که مستقیماً آن تقاضا را تغییر می‌دهد. ۳. رویکرد متناظر را انتخاب کنید؛ اثرهای جانبی بر سه هدف دیگر را مشخص سازید. ۴. پیامد متناسب با هدف را بسنجید: زمان/هزینهٔ آموزش؛ رضایت و استقلال؛ خستگی/ناراحتی جسمانی؛ یا هشدارهای ازدست‌رفته و خطاهای پاسخ. اجرای سریع‌تر به‌تنهایی شاهد بهبود همهٔ اهداف نیست.

اگر بازطراحی عمدتاً این مورد را تغییر می‌دهد… آن را چنین بخوانید…
تعداد گام‌ها، تخصص‌گرایی یا روش استاندارد ماشینی
اختیار، مالکیت یک وظیفهٔ کامل یا بازخور معنادار انگیزشی
وزن جابه‌جاشده، نیروی بدنی، وضعیت بدن یا بازیابی زیستی
علائم لازم برای تشخیص، اطلاعات لازم برای یادآوری یا کنترل‌های لازم برای تفکیک ادراکی ـ حرکتی

متصدی اتاق کنترل پالایشگاه، نشانگرها و هشدارهای مرتبط را پایش می‌کند و باید الگوهای غیرعادی را به‌موقع تشخیص دهد. گروه‌بندی مقادیر مرتبط، متمایزکردن هشدارهای حیاتی و کاهش اتکای غیرضروری به حافظه، طراحی ادراکی ـ حرکتی است. وجود ماشین‌آلات پالایش، وجه تمایز نیست؛ تقاضای پردازش اطلاعات (information-processing demand) متصدی تعیین‌کننده است.

۴. یک محیط کار، چهار مداخلهٔ ممکن

ایستگاه پایشی را در نظر بگیرید که متصدیانش هشدارها را از دست می‌دهند، از فشار گردن شکایت دارند و احساس مالکیت بر کار ندارند.

مداخله رویکرد علت
تبدیل گزارش‌دهی معمول به یک توالی کوتاه استاندارد ماشینی اجرا و آموزش را ساده می‌کند
سپردن مسئولیت بررسی عیب به متصدی، همراه با اختیار تصمیم محدود و بازخور انگیزشی مالکیت و استقلال می‌افزاید
تنظیم ارتفاع نمایشگر، صندلی و دسترسی برای حذف چرخش طولانی گردن زیستی فشار بدنی را کاهش می‌دهد
گروه‌بندی نمایشگرها براساس فرایند، تفکیک هشدارهای فوری و کاهش اعلان‌های هم‌زمان نامرتبط ادراکی ـ حرکتی ادراک را بهبود و بار شناختی را کاهش می‌دهد

ترکیب مداخله‌ها می‌تواند از بیشینه‌کردن یک هدف بهتر باشد. مثلاً اختیار معنادار بررسی عیب را به متصدی بدهید و هم‌زمان چیدمان نمایشگر را روشن نگه دارید. افزایش انگیزشی مسئولیت باید با آموزش و تقاضای اطلاعاتی قابل‌مدیریت پشتیبانی شود؛ افزودن نمایشگرهای بیشتر الزاماً غنی‌سازی نیست.

۵. رویکردها در برابر فنون مشخص

تجزیه و تحلیل شغل (job analysis) دربارهٔ وظایف و الزامات موجود شواهد گرد می‌آورد؛ طراحی شغل از آن شواهد برای تغییر کار استفاده می‌کند. رویکرد، هدف و منطق می‌دهد؛ فن، آرایش عملی مشخص فراهم می‌کند.

فن یا مفهوم چه چیزی تغییر می‌کند رابطه با چهار رویکرد
ساده‌سازی شغل (simplification) وظایف محدود و اجرا استاندارد می‌شود اهرم معمول ماشینی؛ می‌تواند تقاضای شناختی را هم کاهش دهد
توسعهٔ شغل (enlargement) وظایفی در همان سطح مسئولیت افزوده می‌شود: گسترش افقی ممکن است یکنواختی را کاهش دهد، اما وظایف بیشتر به‌تنهایی استقلال ایجاد یا انگیزش را تضمین نمی‌کند
غنی‌سازی شغل (enrichment) مسئولیت برنامه‌ریزی/کنترل و استقلال افزوده می‌شود: تعمیق عمودی اهرم معمول انگیزشی؛ بار کار و شایستگی باید بررسی شود
گردش شغلی (rotation) فرد میان مشاغل جابه‌جا می‌شود می‌تواند یادگیری را گسترش یا مواجهه را توزیع کند؛ به‌خودی‌خود هر شغل را بازطراحی یا اختیار تصمیم اضافه نمی‌کند
الگوی ویژگی‌های شغلی (Job Characteristics Model) تنوع، هویت، اهمیت، استقلال و بازخور را به حالات روان‌شناختی پیوند می‌دهد مدلی مشخص در طراحی انگیزشی است، نه نام کل چارچوب چهارگانه
اندازه‌گیری کار (work measurement) زمان را اندازه می‌گیرد و استاندارد کار تعیین می‌کند تحلیل کارایی را پشتیبانی می‌کند؛ سنجش یک وظیفه به‌خودی‌خود بازطراحی آن نیست

۶. اشتباه نشود با…

مفاهیم نزدیک وجه تمایز
ماشینی در برابر ادراکی ـ حرکتی هر دو ممکن است ساده کنند؛ ماشینی ساختار کارای وظیفه را هدف می‌گیرد، ادراکی ـ حرکتی ادراک، حافظه و پاسخ مطمئن را
زیستی در برابر ادراکی ـ حرکتی نیروی بدنی/وضعیت بدن در برابر تقاضای شناختی، حسی و کنترل؛ هر دو می‌توانند زیر چتر گستردهٔ عوامل انسانی قرار گیرند
انگیزشی در برابر توسعهٔ شغل انگیزش به ویژگی‌های معنادار وابسته است؛ افزودن صرفِ وظایف افقی می‌تواند کار بیشتر بدون مالکیت بیشتر ایجاد کند
استقلال انگیزشی در برابر وضوح ادراکی اختیار تصمیم‌گیری با توان خواندن اطلاعات موردنیاز تصمیم فرق دارد
گردش شغلی در برابر غنی‌سازی تغییر مأموریت شغلی با افزایش مسئولیت درون یک شغل متفاوت است

نکتهٔ کنکوری: استانداردسازی ← ماشینی؛ استقلال و مسئولیت معنادار ← انگیزشی؛ فشار بدنی ← زیستی؛ پایش نمایشگر و بار اطلاعات ← ادراکی ـ حرکتی. ابتدا تقاضای انسانی و سپس مداخله را بخوانید. محیط پُر از ماشین‌آلات می‌تواند به طراحی شناختی شغل نیاز داشته باشد.

#job-design#mechanistic-approach#motivational-approach#biological-approach#perceptual-motor#human-factors

کارت‌های مرتبط

مفهوممدیریت منابع انسانی
تجزیه و تحلیل شغل و طراحی شغل

تجزیه و تحلیل شغل، شغل را «آن‌گونه که هست» توصیف می‌کند — از راه مصاحبه، مشاهده، دفتر ثبت وقایع روزانه، گروه کانونی و ابزارهای استاندارد کمّی مانند PAQ، فلیشمن و FJA، در دو رویکرد وظیفه‌محور یا شایستگی‌محور — و خروجی آن شرح شغل و شرایط احراز شغل است؛ در برابر آن، طراحی شغل تعیین می‌کند شغل «چه باید باشد» و از ساده‌سازی شغل تا گردش شغلی، توسعهٔ افقی، غنی‌سازی عمودی و سرانجام الگوی ویژگی‌های شغلی هاکمن و اولدهام و نمرهٔ بالقوهٔ انگیزشی آن امتداد می‌یابد، در حالی که نظریهٔ فعال‌سازی توضیح می‌دهد چرا یکنواختی، عملکرد را نابود می‌کند.

job-analysisjob-designcompetency-basedjob-characteristics-model
مفهوممدیریت منابع انسانی
تدوین و اعتبارسنجی مدل شایستگی

مدل را از شواهد مرتبط با شغل بسازید: دامنه را تعیین، منابع و روش‌ها را انتخاب، گردآوری مشارکتی را سازمان‌دهی و شایستگی‌ها و شاخص‌های تسلط را تدوین و اعتبارسنجی کنید؛ سپس معیارهای یکسان را در گزینش، توسعه و ارزیابی به کار برید.

competency-modelingbehavioral-indicatorsproficiency-levelsdata-collection
فرمولمدیریت تولید
نمودارهای مطالعهٔ کار، اندازه‌گیری کار، زمان استاندارد و منحنی‌های یادگیری

انتخاب نمودار مطالعهٔ روش بر پایهٔ فرایند، مسیر یا حرکت ریز؛ سپس تعیین زمان استاندارد با پنج روش اندازه‌گیری، ضریب عملکرد و اضافات مجاز، و تفکیک منحنی یادگیری زمان واحد از میانگین تجمعی.

work-measurementmethod-studysimo-chartstandard-time

سوالات تمرینی