KonkurStudy
همه کارت‌ها

نمودارهای مطالعهٔ کار، اندازه‌گیری کار، زمان استاندارد و منحنی‌های یادگیری

انتخاب نمودار مطالعهٔ روش بر پایهٔ فرایند، مسیر یا حرکت ریز؛ سپس تعیین زمان استاندارد با پنج روش اندازه‌گیری، ضریب عملکرد و اضافات مجاز، و تفکیک منحنی یادگیری زمان واحد از میانگین تجمعی.

کارت فرمول کنکور ارشد مدیریت

اهمیت
۰/۵

اندازه‌گیری کار (work measurement / زمان‌سنجی) آن شاخه از مطالعهٔ کار است که تعیین می‌کند یک کارگر واجد شرایط، با آهنگ کاری عادی، در شرایط تعریف‌شده و با اضافات مجازِ تعریف‌شده، چه مدت باید صرف انجام یک کار مشخص کند — پاسخ همان زمان استاندارد (standard time) است. این، نیمهٔ کمّی مطالعهٔ کار (work study) است؛ نیمهٔ دیگر یعنی بررسی روش / مطالعهٔ روش (method study)، نخست بهترین شیوهٔ انجام کار را طراحی می‌کند. ترتیب این دو ثابت و کنکوری است: ابتدا مطالعهٔ روش، روش را تثبیت می‌کند و سپس اندازه‌گیری کار آن را زمان‌سنجی می‌کند — پیش از تعیین استاندارد نهایی، روش را تثبیت می‌کنید؛ زمان‌سنجی پایه می‌تواند به تشخیص مشکلات روش موجود کمک کند. منحنی یادگیری (learning curve) همتای پویای همین ایده است: می‌گوید استاندارد ابدی نیست، زیرا زمان هر واحد با انباشته‌شدن تجربهٔ تجمعی به شکلی قابل پیش‌بینی کاهش می‌یابد.

۱. خاستگاه و صاحب نظریه

عنصر منسوب به مسئله‌ای که برای حل آن ابداع شد
زمان‌سنجی با کرنومتر، «کار منصفانهٔ یک روز» فردریک وینزلو تیلور (Frederick W. Taylor)، مدیریت علمی (scientific management)، کتاب اصول مدیریت علمی جایگزینی معیارهای تولیدِ سرانگشتی — و کم‌کاری سیستماتیک (systematic soldiering) که این معیارها به آن دامن می‌زدند — با استانداردی اندازه‌گیری‌شده و قابل دفاع
مطالعهٔ حرکت، تِربلیگ‌ها (therbligs) (حرکات پایهٔ دست) فرانک و لیلیان گیلبرت (Frank and Lillian Gilbreth) حذف حرکات زائد پیش از زمان‌سنجی آنچه باقی می‌ماند
نمونه‌برداری از کار (work sampling)، در اصل روش «قرائت آنی» (snap-reading) ل. ه. س. تیپت (L. H. C. Tippett)، در صنعت نساجی بریتانیا به‌دست‌آوردن داده‌های قابل اتکا دربارهٔ بهره‌برداری و زمان، برای کارهای طولانی، نامنظم و غیرتکراری که مشاهدهٔ پیوسته با کرنومتر در آن‌ها ناممکن است
منحنی یادگیری در صنعت هواپیماسازی ت. پ. رایت (T. P. Wright) (دههٔ ۱۹۳۰) تبیین و پیش‌بینی کاهش پیوستهٔ ساعات کار مستقیم به ازای هر بدنهٔ هواپیما با رشد تولید تجمعی — که برای برآورد بهای تمام‌شده و قیمت‌دهی در مناقصه لازم بود
منحنی تجربه (experience curve) گروه مشاوران بوستون (BCG) تعمیم اثر یادگیریِ رایت از نیروی کار به کل بهای تمام‌شدهٔ هر واحد، به‌عنوان استدلالی راهبردی برای قیمت‌گذاری و سهم بازار

سامانه‌های زمان‌های از پیش تعیین‌شده (predetermined motion-time systems) مانند MTM، Work-Factor و MOST، به‌جای آنکه مدل یک شخص باشند، قراردادهای مهندسیِ متأخرترند: جدولی از زمان‌های حرکات پایهٔ استاندارد منتشر می‌کنند تا بتوان استاندارد را از روی شرح روش و پیش از آنکه شغل فیزیکاً موجود باشد تعیین کرد.

۱.۱ نمودارهای مطالعهٔ روش: واحد تحلیل را انتخاب کنید

مطالعهٔ روش، روش موجود را ثبت و نقادانه بررسی می‌کند و روش بهبودیافته می‌سازد. ابزار ثبت را بر پایهٔ توالی، مسیر فیزیکی، دو دست یا حرکت بنیادی انتخاب کنید؛ ترسیم نمودار به‌خودی‌خود زمان استاندارد تعیین نمی‌کند.

ابزار چه چیزی را ثبت می‌کند؟ بهترین تصمیم/کاربرد تمایز
نمودار عملیات/خلاصهٔ فرایند (operation/outline process chart) عملیات و بازرسی‌های اصلی، همراه با ورود قطعات در موارد مربوط شناخت توالی کلی ساخت/مونتاژ جزئیات حمل، تأخیر و انبارش را حذف می‌کند
نمودار فرایند جریان (flow process chart) عملیات، بازرسی، حمل‌ونقل، تأخیر و انبارش برای ماده، فرد یا تجهیز حذف مراحل، انتظار و جابه‌جایی غیرضروری توالی نمادین است، نه نقشهٔ کارگاه
دیاگرام جریان (flow diagram) مسیر حرکت روی نقشهٔ استقرار کاهش مسافت، تقاطع مسیرها و برگشت به عقب موقعیت و فاصلهٔ فیزیکی را نشان می‌دهد؛ مکمل نمودار فرایند است
نمودار دو دست (two-hand chart) فعالیت دست چپ و راست در ستون‌های کنار هم برای کار تکراری توازن استفاده از دست‌ها و حذف نگه‌داشتن/بیکاری اجتناب‌پذیر معمولاً ثبت فعالیت آن از تحلیل تفصیلی ریزحرکت‌ها درشت‌تر است
نمودار سایمو (SIMO؛ simultaneous-motion chart) حرکات بنیادی هم‌زمان دست‌ها/اعضای بدن بر مقیاس زمانی مشترک و ریز، غالباً با کد تربلیگ‌ها (therbligs) بهبود چرخه‌های کوتاه و پُرجزئیات دستی و کشف وقفه‌ها یا ناهماهنگی‌های بسیار کوتاه حرکت ریز همراه با هم‌زمانی و مدت؛ صرفاً دو ستون یا نمودار مسیر نیست
نمودار رابطهٔ بین فعالیت‌ها (activity relationship chart) نزدیکی مطلوب فعالیت‌ها/بخش‌ها و دلایل مجاورت انتخاب روابط استقرار تسهیلات ابزار ترجیح چیدمان است، نه ثبت زمانی حرکت

سایمو به سنت حرکت‌سنجی/ریزحرکت‌سنجی فرانک و لیلیان گیلبرت (Frank and Lillian Gilbreth) تعلق دارد. مشاهدهٔ تفصیلی، اغلب با ثبت مبتنی بر فریم، اعمالی مانند دست‌درازی، گرفتن، جابه‌جایی، جای‌گذاری و رهاکردن را تفکیک می‌کند. مقیاس زمانیِ هم‌تراز، هم‌پوشانی حرکات و انتظار یک دست را نشان می‌دهد؛ لازم نیست دو دست حرکت یکسان داشته باشند. نمودار معمول دو دست نیز می‌تواند توالی و هم‌پوشانی را نمایش دهد، اما ارزش متمایز سایمو زمان‌بندی حرکات بنیادی با تفکیک ریزتر است.

سناریوی مستقل. در مونتاژ یک شیر کوچک، دست چپ بدنه را نگه می‌دارد و دست راست واشر را جست‌وجو می‌کند، به آن می‌رسد، می‌گیرد و جای‌گذاری می‌کند. سایمو، جست‌وجو را از حرکات مولد جدا و نگه‌داشتن طولانی دست چپ را روی همان خط زمانی مشخص می‌کند. سینی قطعات در دسترس و ابزار نگه‌دارنده ممکن است جست‌وجو را حذف و دست چپ را آزاد کند؛ پیش از تعیین استاندارد، توالی اصلاح‌شده را بررسی کنید. اگر مسئله رفت‌وآمد میان مخزن‌های قطعات بود، دیاگرام جریان روی نقشه مناسب بود؛ اگر بازرسی‌ها و انتظارهای اضافی کل فرایند مطرح بود، نمودار فرایند جریان. تصمیم دربارهٔ مجاورت انبار و مونتاژ، نمودار رابطهٔ بین فعالیت‌ها را می‌طلبد.

۲. پنج روش اندازه‌گیری کار

روش معادل فارسی نحوهٔ کار بهترین کاربرد ضعف
زمان‌سنجی با کرنومتر (time study) زمان‌سنجی با کرنومتر کار را به اجزا بشکن، چرخه‌های متعدد را زمان بگیر، آهنگ کار را ارزیابی کن، اضافات مجاز را بیفزا چرخه‌های دستیِ کوتاه و بسیار تکراری مزاحم است؛ به تحلیلگر آموزش‌دیده نیاز دارد؛ چرخهٔ نامنظمِ کل کار مقایسه‌پذیری را محدود می‌کند
نمونه‌برداری از کار (work sampling) نمونه‌برداری از کار مشاهدات آنیِ تصادفیِ فراوان انجام بده؛ نسبت مشاهدات «مشغول» برآوردی از سهم واقعی زمانِ هر فعالیت است کارهای بلندچرخه، غیرتکراری، غیرمستقیم و اداری؛ چند کارگر یا ماشین به‌طور هم‌زمان نسبت‌ها را می‌دهد نه زمان اجزا را؛ برای دقت به تعداد زیادی مشاهده نیاز دارد
زمان‌های از پیش تعیین‌شده زمان‌های از پیش تعیین‌شده (MTM، MOST) زمان‌های منتشرشدهٔ حرکات پایه‌ای را که روش ایجاب می‌کند جمع بزن تعیین استاندارد پیش از آغاز تولید؛ مقایسهٔ روش‌ها وابسته به دقت شرح روش؛ هزینهٔ مجوز و آموزش
گزارش‌گیری / خودثبت زمان (reporting / self-recording) گزارش‌گیری / خودثبت زمان کارکنان شرح کار، زمان فعال و تأخیرها را در برگ کار ثبت می‌کنند تعمیرات طولانی و متغیر با نیاز به سوابق هر کار سوگیری یادآوری و جزئیات ناهماهنگ؛ کنترل سوابق لازم است
داده‌های تاریخی و استاندارد داده‌های تاریخی و استاندارد از سوابق گذشته یا کتابخانهٔ اجزای موجود دوباره استفاده کن برآوردهای سریع و کم‌هزینه؛ خانواده‌های شغلی ناکارآمدی‌های روش گذشته را به ارث می‌برد

انتخاب را بر پایهٔ تکرارپذیری، امکان مشاهده و اطلاعات لازم انجام دهید. گزارش تعمیر موتور حفاری، عیب‌یابی، تعویض قطعه و انتظار را برای خرابی‌های متفاوت جدا ثبت می‌کند. گزارش، همان کار مشخص را ثبت می‌کند؛ استاندارد تاریخی، زمان‌های تأییدشدهٔ کارهای قبلیِ قابل‌مقایسه را بازاستفاده می‌کند. کرنومتر برای اجزای تعمیر تکرارپذیر و MTM/MOST برای توالی حرکات تعریف‌شده مناسب‌اند. نمونه‌گیری تصادفی همچنان برای سهم زمان تعمیر، انتظار یا رفت‌وآمد در کار نامنظم مفید است، اما مستقیماً زمان هر تعمیر را نمی‌دهد. زمان سپری‌شدهٔ گزارش، خودبه‌خود عادی یا استاندارد نیست: پیش از بازاستفاده، روش، آهنگ و تأخیرها را بررسی کنید.

۳. زنجیرهٔ زمان استاندارد

هر محاسبهٔ اندازه‌گیری کار همان سه مرحله را طی می‌کند — و هر پرسش کنکوری روی درز میان دوتای آن‌ها ساخته می‌شود.

Observed time  →  × R    Normal time  →  × (1+A)    Standard time\text{Observed time} \;\xrightarrow{\;\times\, R\;}\; \text{Normal time} \;\xrightarrow{\;\times\,(1+A)\;}\; \text{Standard time}

مرحلهٔ ۱ — زمان مشاهده‌شده / منتخب (observed / selected time). میانگین زمان‌های ثبت‌شدهٔ چرخه‌ها، پس از کنارگذاشتن قرائت‌های غیرعادی:

OT=∑i=1nxinOT=\frac{\sum_{i=1}^{n} x_i}{n}

مرحلهٔ ۲ — زمان عادی / نرمال (normal time). زمان مشاهده‌شده پس از تصحیح بابت آهنگ کارِ همان کارگری که تحت نظر بوده است، با استفاده از ضریب عملکرد / راندمان کاری (performance rating) یعنی RR، که در آن R=100%R=100\% آهنگ عادی است (سیستم وستینگهاوس، مهارت، تلاش، شرایط و ثبات را ارزیابی می‌کند):

NT=OT×RNT = OT \times R

ضریب عملکرد ضرب می‌شود. کارگر تند (R=115%R=115\%) زمان مشاهده‌شده را به آنچه یک کارگر عادی نیاز دارد بزرگ‌تر می‌کند؛ کارگر کند (R=90%R=90\%) آن را کوچک‌تر می‌کند. زمان عادی هیچ استراحتی در خود ندارد — محتوای کاریِ صرفاً «آهنگ‌تصحیح‌شده» است.

مرحلهٔ ۳ — زمان استاندارد (standard time). اضافات مجاز (allowances) را بازمی‌گردانیم — زمان غیرمولدی که انسان به‌ناچار به آن نیاز دارد.

اضافهٔ مجاز معادل فارسی محتوای معمول
شخصی (personal) شخصی آب خوردن، شست‌وشو، نیازهای شخصی
خستگی و استراحت (fatigue / rest) خستگی و استراحت جبران بار جسمی یا ذهنی، گرما، سروصدا
تأخیر اجتناب‌ناپذیر (unavoidable delay) تأخیر اجتناب‌ناپذیر انتظار برای مواد، تداخل ماشین، دریافت دستورالعمل

دو قرارداد وجود دارد که اعداد متفاوتی می‌دهند — صورت مسئله را با دقت بخوانید:

(a) job-time basis: ST=NT (1+A)(b) workday basis: ST=NT1−A\textbf{(a) job-time basis: } ST = NT\,(1+A) \qquad\qquad \textbf{(b) workday basis: } ST = \frac{NT}{1-A}

قرارداد (a) اضافهٔ مجاز را درصدی از زمان کار (زمان عادی) می‌گیرد و پیش‌فرض متون مدیریت تولید ایرانی و پرسش‌های کنکور است. قرارداد (b) آن را درصدی از کل زمان در دسترس روز کاری می‌گیرد و همواره زمان استاندارد بزرگ‌تری به دست می‌دهد.

کاربردهای پایین‌دستی STST:

standard output per shift=available minutesST,workers (or machines) required=⌈D×STavailable time⌉\text{standard output per shift}=\frac{\text{available minutes}}{ST}, \qquad \text{workers (or machines) required}=\left\lceil \frac{D \times ST}{\text{available time}}\right\rceil

۴. نمونه‌برداری از کار با جزئیات

نمونه‌برداری از کار، نسبت pp از زمانی را که یک اپراتور یا ماشین در هر وضعیت (کار / بیکاری / آماده‌سازی) می‌گذراند، از روی nn مشاهدهٔ آنیِ تصادفی برآورد می‌کند. تبدیل آن به استاندارد زمانی از آنجا ممکن می‌شود که کسر مولدِ یک بازهٔ مشاهدهٔ طولانی را در اختیار تحلیلگر می‌گذارد:

NT=Ttotal×p×RNoutput,ST=NT (1+A)NT=\frac{T_{\text{total}}\times p \times R}{N_{\text{output}}}, \qquad ST = NT\,(1+A)

که در آن TtotalT_{\text{total}} کل زمان مطالعه، pp کسر مشغولیِ نمونه‌گیری‌شده (بهره‌برداری / درصد اشتغال)، RR ضریب عملکرد و NoutputN_{\text{output}} تعداد واحدهای تولیدشده در آن بازه است.

تعداد مشاهدات لازم برای دقت مطلق ee در سطح اطمینان zz برابر است با

n=z2 p^ (1−p^)e2n=\frac{z^{2}\,\hat p\,(1-\hat p)}{e^{2}}

و حجم نمونهٔ متناظر در مطالعهٔ کرنومتری، برای دقت نسبی aa از میانگین با انحراف معیار نمونهٔ ss، عبارت است از

n=(z sa xˉ)2n=\left(\frac{z\,s}{a\,\bar{x}}\right)^{2}

به شکل هر دو رابطه توجه کنید: دقت، مشاهدات را به‌صورت درجه‌دو گران می‌کند — نصف‌کردن خطا چهار برابر شدن حجم نمونه را می‌طلبد.

۵. منحنی یادگیری

مدل یادگیری زمان واحد (قرارداد کرافورد / Crawford): هر بار که تولید تجمعی دو برابر شود، زمان (یا هزینهٔ) واحد منفرد به کسر ثابت ϕ\phi از مقدار پیشین خود کاهش می‌یابد — ϕ\phi همان نرخ یادگیری (learning rate) است که به‌صورت درصد، مثلاً 80%80\%، بیان می‌شود.

Tn=T1 n−b,b=−log⁡ϕlog⁡2=log⁡(1/ϕ)log⁡2,T2n=ϕ TnT_n = T_1\,n^{-b}, \qquad b=\frac{-\log \phi}{\log 2}=\frac{\log(1/\phi)}{\log 2}, \qquad T_{2n}=\phi\,T_n

که در آن T1T_1 زمان نخستین واحد، nn شمارهٔ نوبت تولید (واحد) و b>0b>0 ضریب یادگیری (learning coefficient) است — شیب/توان منحنی، یعنی شدت یادگیری.

زمان تجمعی برای اتمام nn واحد نخست — یعنی زمان تحویل واحد nn-ام — و میانگین تجمعی چنین‌اند:

Dn=∑i=1nTi=T1∑i=1ni−b,Tˉn=DnnD_n=\sum_{i=1}^{n} T_i = T_1\sum_{i=1}^{n} i^{-b}, \qquad \bar{T}_n=\frac{D_n}{n}

در قرارداد میانگین تجمعی رایت (Wright)، همان قانون توانی بر میانگین اعمال می‌شود: Tˉn=T1n−b\bar T_n=T_1n^{-b}، پس Dn=T1n1−bD_n=T_1n^{1-b}. جمع زمان‌های واحد را برای آن قرارداد به کار نبرید؛ مثال‌های عددی زیر از زمان واحد استفاده می‌کنند.

نرخ یادگیری ϕ\phi ضریب bb تفسیر
70%70\% 0.5150.515 یادگیری بسیار تند؛ زمان به‌سرعت فرو می‌ریزد
80%80\% 0.3220.322 نمونهٔ فرضی یادگیری ۸۰ درصدی
85%85\% 0.2340.234 نمونهٔ فرضی یادگیری میانی
90%90\% 0.1520.152 یادگیری ضعیف‌تر از نمونه‌های با نرخ پایین‌تر
100%100\% 00 اصلاً یادگیری وجود ندارد — منحنی افقی

دو جهت حرکت، که هر دو کنکوری‌اند:

  • T1T_1 و Tn−1T_{n-1} عوامل مقیاس ضربی‌اند: افزایش هرکدام، همهٔ زمان‌های بعدی و تاریخ تحویل را بالا می‌برد. رابطه مستقیم است.
  • bb با علامت منفی در توان نشسته است: افزایش آن باعث می‌شود هر واحد بعدی سریع‌تر افت کند، پس شدت یادگیری با زمان واحدهای بعدی رابطهٔ معکوس دارد، برخلاف مقیاس مثبتِ زمان اولیه.
  • nn برای دو ساعتِ متفاوت در جهت‌های مخالف عمل می‌کند: زمان هر واحد یعنی TnT_n با رشد nn کاهش می‌یابد، حال آنکه زمان تجمعی/تحویل یعنی DnD_n فقط می‌تواند افزایش یابد.

یادگیری در جایی مصداق دارد که کار کاربر (نیروی‌کار‌بَر / labour-intensive)، تکراری، بی‌وقفه و با سری تولید به‌اندازهٔ کافی بلند باشد — در عملیات با آهنگ ماشین یا بسیار خودکار ضعیف یا غایب است، و تغییر طراحی، تعدیل نیرو یا وقفه‌های طولانی تولید می‌تواند آن را مختل کند یا بخشی از یادگیری انباشته را از بین ببرد.

۶. نحوهٔ به‌کارگیری

۱. نخست روش را تثبیت کن (مطالعهٔ روش)، اجزای کار و کارگر واجد شرایط را تعریف کن. ۲. روش را بر اساس چرخه و اطلاعات انتخاب کن: اجزای تکرارپذیر ← کرنومتر؛ سهم فعالیت‌ها/چند منبع ← نمونه‌گیری از کار؛ زمان کار کاملِ متغیر ← گزارش؛ حرکات مشخص ← زمان‌های از پیش تعیین‌شده؛ استاندارد موجودِ قابل‌مقایسه ← دادهٔ تاریخی. ۳. برای دقت موردنیاز، مشاهدات کافی جمع کن (از فرمول‌های حجم نمونه استفاده کن — هرگز چشمی برآورد نکن). ۴. آهنگ کار را ارزیابی کن و ضرب کن ← زمان عادی. ۵. اضافات مجاز را با قراردادی که مسئله ایجاب می‌کند بیفزا ← زمان استاندارد. ۶. استاندارد را به آنچه مدیریت واقعاً می‌خواهد تبدیل کن: تولید هر شیفت، نیروی انسانی موردنیاز، ظرفیت، مبنای پرداخت تشویقی، بهای تمام‌شدهٔ هر واحد. ۷. اگر سری تولید جدید و بلند است، استاندارد را بابت یادگیری تعدیل کن: T1T_1 و ϕ\phi را اعلام کن، TnT_n و DnD_n را برآورد کن و واحد میانگین را قیمت بگذار، نه نخستین واحد را.

۷. مثال کوتاه حل‌شده

(الف) از یک مطالعهٔ نمونه‌برداری تا زمان استاندارد. تحلیلگری یک ایستگاه بسته‌بندی را به مدت ۴۰ ساعت مشاهده می‌کند. مشاهدات تصادفی نشان می‌دهد اپراتور ۷۵ ٪ از زمان مشغول بوده است؛ آهنگ کار او ۱۱۰ ٪ ارزیابی می‌شود؛ در این بازه ۳۰۰ کارتن تولید شده و اضافهٔ مجاز ۱۵ ٪ است.

Ttotal=40×60=2400 min,Twork=2400×0.75=1800 minT_{\text{total}} = 40 \times 60 = 2400\ \text{min}, \qquad T_{\text{work}} = 2400 \times 0.75 = 1800\ \text{min}

NT=2400×0.75×1.10300=1980300=6.6 mincartonNT=\frac{2400 \times 0.75 \times 1.10}{300}=\frac{1980}{300}=6.6\ \frac{\text{min}}{\text{carton}}

ST=6.6×(1+0.15)=7.59 mincartonST = 6.6 \times (1+0.15) = 7.59\ \frac{\text{min}}{\text{carton}}

با قرارداد روز کاری، همین داده‌ها ST=6.6/(1−0.15)=7.76ST = 6.6/(1-0.15)=7.76 دقیقه می‌دهند — عددی متفاوت و به همان اندازه «درست»، و دقیقاً به همین دلیل باید قرارداد را از متن مسئله بیرون کشید. با داشتن استاندارد، یک شیفت ۸ ساعته ⌊480/7.59⌋=63\lfloor 480/7.59\rfloor = 63 کارتن می‌دهد، و تقاضای ۵۰۰ کارتن در روز به ⌈500×7.59/480⌉=⌈7.9⌉=8\lceil 500 \times 7.59/480\rceil = \lceil 7.9\rceil = 8 اپراتور نیاز دارد.

(ب) یک منحنی یادگیری از ابتدا تا انتها. نخستین واحد از یک مونتاژ دست‌ساز T1=100T_1 = 100 ساعت طول می‌کشد و منحنی ۸۰ ٪ است، پس b=log⁡(1/0.8)/log⁡2=0.322b = \log(1/0.8)/\log 2 = 0.322.

T2=100(0.8)=80,T4=100(0.8)2=64,T8=100(0.8)3=51.2 hT_2 = 100(0.8)=80,\quad T_4=100(0.8)^2=64,\quad T_8=100(0.8)^3=51.2\ \text{h}

T5=100×5−0.322≈100×0.596=59.6 hT_5 = 100 \times 5^{-0.322} \approx 100 \times 0.596 = 59.6\ \text{h}

D5=100+80+70.2+64+59.6=373.8 h,Tˉ5=373.85=74.8 hD_5 = 100+80+70.2+64+59.6 = 373.8\ \text{h}, \qquad \bar{T}_5 = \frac{373.8}{5}=74.8\ \text{h}

توجه کنید که واحد پنجم ۵۹٫۶ ساعت می‌برد، در حالی که میانگین پنج واحد نخست ۷۴٫۸ ساعت است — قیمت‌دادن بر مبنای واحد نخست یا بر مبنای میانگین، در حالی که خریدار دربارهٔ واحد نهایی (مارژینال) می‌پرسد، خطای کلاسیک برآورد هزینه است.

خواندن منحنی از انتها به ابتدا. اگر T1=100T_1 = 100 ساعت باشد و واحد شانزدهم 40.9640.96 ساعت ببرد، آنگاه 16=2416 = 2^4 و ϕ4=0.4096\phi^4 = 0.4096، پس ϕ=0.40964=0.80\phi = \sqrt[4]{0.4096} = 0.80 — یعنی یک منحنی یادگیری ۸۰ ٪.

۸. اشتباه نشود با… / Confused with

درون زنجیرهٔ زمان استاندارد

کمیت معادل فارسی تصحیح آهنگ کار دارد؟ اضافات مجاز دارد؟ تلهٔ رایج
زمان مشاهده‌شده OTOT زمان مشاهده‌شده خیر خیر خوانندهٔ بی‌دقت آن را «استاندارد» گزارش می‌کند
زمان عادی NTNT زمان عادی بله خیر رایج‌ترین گزینهٔ انحرافیِ نزدیک به پاسخ — یک قدم زودتر ایستادن
زمان استاندارد STST زمان استاندارد بله بله کمیتی که تقریباً هر سؤال واقعاً آن را می‌خواهد
زمان چرخه (در توازن خط) زمان چرخه — — آهنگ خط تولید است (C=C= زمان در دسترس تقسیم بر تقاضا)، نه محتوای کاری یک شغل

ایده‌های اندازه‌گیریِ هم‌جوار

زوج مفهوم تفاوت واقعی
مطالعهٔ روش (method study) در برابر اندازه‌گیری کار (work measurement) مطالعهٔ روش می‌پرسد چگونه باید انجام شود؟ (کیفی، بهبود)؛ اندازه‌گیری کار می‌پرسد چقدر باید طول بکشد؟ (کمّی، استاندارد). این دو با هم مطالعهٔ کار را می‌سازند.
زمان‌سنجی (time study) در برابر نمونه‌برداری از کار (work sampling) زمان‌سنجی پیوستهٔ یک چرخهٔ کوتاه با کرنومتر، در برابر مشاهدات آنیِ تصادفیِ فراوان از کار بلند/نامنظم؛ اولی مستقیماً زمان اجزا را می‌دهد، دومی نسبت‌های زمانی را می‌دهد که باید تبدیل شوند.
ضریب عملکرد RR در برابر بهره‌برداری pp در برابر اضافهٔ مجاز AA RR = این کارگر نسبت به عادی چقدر تند است؛ pp = چه کسری از ساعت اصلاً مولد بوده است؛ AA = زمان استراحت/شخصی/تأخیر که بازگردانده می‌شود. هر سه درصدند و هر سه ضرب می‌شوند — اما AA به شکل (1+A)(1+A) وارد می‌شود.
کارایی (efficiency) در برابر بهره‌وری (productivity) کارایی، تولید واقعی را با استاندارد می‌سنجد؛ بهره‌وری، ستانده را با نهاده‌های مصرف‌شده می‌سنجد. زمان استاندارد معیار سنجش اولی و یکی از اجزای دومی است.

درون منحنی یادگیری

زوج مفهوم تفاوت واقعی
نرخ یادگیری ϕ\phi (learning rate) در برابر ضریب یادگیری bb (learning coefficient) ϕ\phi ضریب کاهش به ازای هر دو برابر شدن است (80%80\%)؛ bb همان توان −log⁡ϕ/log⁡2-\log\phi/\log 2 است. این دو خلاف جهت هم حرکت می‌کنند: ϕ\phi بزرگ‌تر یعنی یادگیری ضعیف‌تر و کندتر (۹۰ ٪ کمتر از ۸۰ ٪ یاد می‌گیرد)، حال آنکه bb بزرگ‌تر یعنی یادگیری قوی‌تر و سریع‌تر. bb زمان واحدهای بعدی را کاهش می‌دهد و T1T_1 آن را بالا می‌برد؛ افزایش nn نیز در شرایط یادگیری زمان واحد را کاهش می‌دهد.
زمان هر واحد TnT_n در برابر زمان تجمعی (تحویل) DnD_n در برابر میانگین تجمعی Tˉn\bar T_n TnT_n با nn کاهش می‌یابد؛ DnD_n همواره با nn افزایش می‌یابد؛ Tˉn\bar T_n کاهش می‌یابد اما دست‌کم برابر TnT_n است؛ در واحد نخست یا بدون یادگیری، برابری برقرار است. برای یک منحنی واحد، سه جدول منتشرشدهٔ متفاوت وجود دارد — از متن سؤال بخوانید کدام‌یک خواسته شده است.
منحنی یادگیری در برابر منحنی تجربه (experience curve) منحنی یادگیری = ساعات کار مستقیم هر واحد، اثری در سطح کارگاه؛ منحنی تجربه = کل بهای تمام‌شدهٔ هر واحد (کار، مواد، سربار، بازاریابی)، سازه‌ای راهبردی از BCG.
منحنی یادگیری/تجربه در برابر صرفه‌جویی به مقیاس (economies of scale) یادگیری به تولید تجمعی در تمام طول زمان (تجربه) وابسته است؛ صرفه‌جویی به مقیاس به نرخ تولید در هر دوره (حجم) وابسته است و اگر این نرخ افت کند از میان می‌رود.

نکتهٔ کنکوری: حرکات ریز هم‌زمان دست‌ها ← سایمو؛ علائم کل فرایند ← نمودار فرایند جریان؛ مسیر روی نقشه ← دیاگرام جریان. پیش از دست‌زدن به محاسبات، هر درصدی را که در صورت سؤال آمده به عملیات خودش نگاشت کنید — بهره‌برداری pp زمان بیکاری را حذف می‌کند (ضرب)، ضریب عملکرد RR کندی را حذف می‌کند (ضرب) و اضافهٔ مجاز استراحت را بازمی‌گرداند (ضرب در 1+A1+A)؛ زمان عادی تقریباً همیشه به‌عنوان گزینهٔ فریب در فهرست گزینه‌ها نشسته است. در سؤالات منحنی یادگیری، نخست تصمیم بگیرید کدام ساعت مدنظر است — زمان هر واحد (با nn کاهش می‌یابد) یا زمان تحویل/تجمعی (با nn افزایش می‌یابد) — و سپس به یاد داشته باشید که T1T_1 و Tn−1T_{n-1} همواره زمان را بالا می‌برند و در شمارهٔ واحد ثابت، ضریب یادگیریِ بزرگ‌تر از طریق توان منفی، زمان واحدهای بعدی را پایین می‌آورد.

فرمول‌های کلیدی

Normal time (time study)
NT=OT×RNT = OT \times R
Standard time — job-time convention
ST=NT (1+A)ST = NT\,(1+A)
Standard time — workday convention
ST=NT1−AST = \frac{NT}{1-A}
Normal time from a work-sampling study
NT=Ttotal×p×RNoutputNT = \frac{T_{\text{total}} \times p \times R}{N_{\text{output}}}
Work-sampling sample size
n=z2 p^ (1−p^)e2n = \frac{z^{2}\,\hat p\,(1-\hat p)}{e^{2}}
Time-study sample size (relative accuracy a)
n=(z sa xˉ)2n = \left(\frac{z\,s}{a\,\bar{x}}\right)^{2}
Standard output and staffing
output per shift=available minutesST,workers=⌈D×STavailable time⌉\text{output per shift}=\frac{\text{available minutes}}{ST},\qquad \text{workers}=\left\lceil \frac{D \times ST}{\text{available time}}\right\rceil
Unit-time learning curve (Crawford convention)
Tn=T1 n−bT_n = T_1\,n^{-b}
Learning coefficient from the learning rate
b=−log⁡ϕlog⁡2=log⁡(1/ϕ)log⁡2b = \frac{-\log \phi}{\log 2} = \frac{\log(1/\phi)}{\log 2}
Doubling rule
T2n=ϕ TnT_{2n} = \phi\,T_n
Cumulative (delivery) time and cumulative average
Dn=∑i=1nTi=T1∑i=1ni−b,Tˉn=DnnD_n=\sum_{i=1}^{n} T_i = T_1\sum_{i=1}^{n} i^{-b},\qquad \bar{T}_n=\frac{D_n}{n}
Wright cumulative-average convention
Tˉn=T1n−b,Dn=T1n1−b\bar T_n=T_1n^{-b},\qquad D_n=T_1n^{1-b}
#work-measurement#method-study#simo-chart#standard-time#work-sampling#allowances#learning-curve

کارت‌های مرتبط

فرمولمدیریت تولید
ظرفیت، جانمایی تسهیلات و توازن خط مونتاژ

ظرفیت را برنامه‌ریزی، چیدمان را انتخاب و ایستگاه‌ها را با زمان چرخه، تقدم و قاعدهٔ LOT تخصیص دهید. تعداد ماشین را با کارایی یا زیان‌های صریحِ تنظیم، خرابی و ضایعات محاسبه کنید؛ کران پایین ایستگاه را از تخصیص شدنی و دیاگرام جریان روی نقشه را از نمودار فرایند و تشکیل سلول جدا کنید. رتبه‌های عملیات در ماتریس مسیر را برای تشخیص جریان معکوس و دور بخوانید؛ عضویت سلول، ترتیب فیزیکی ماشین و توالی کار را جدا کنید.

line-balancinglongest-operation-timemachine-requirementsscrap-rate
مفهوممدیریت تولید
سیستم‌های تولید و پیش‌بینی تقاضا

پیوستار حجم–تنوع سیستم‌های تولید (پروژه‌ای ← کارگاهی ← دسته‌ای ← انبوه ← پیوسته) همراه با بده‌بستان‌های آن در هزینه، انعطاف‌پذیری، قابلیت اطمینان و نیروی کار، به‌علاوهٔ جعبه‌ابزار پیش‌بینی تقاضا — میانگین متحرک، هموارسازی نمایی و بسط‌های روندی/فصلی آن، و معیارهای دقتی که با آن‌ها داوری می‌شوند.

production-systemsprocess-choicevolume-variety-continuumdemand-forecasting

سوالات تمرینی · 8/10

همهٔ 10 سؤال →