KonkurStudy
همه کارت‌ها

مدل‌ها و سبک‌های تصمیم‌گیری، تفکر و اطلاعات

مقایسهٔ شش مدل تصمیم، شرایط پیامد، استدلال و ابزارهای کمک به تصمیم؛ تفکیک شناخت مسئله از مسئله‌یابیِ شامل شناسایی، اهداف و اولویت‌ها و تمایز فنون معین رضاییان از عدم اطمینان و عقلانیت محدود. تطبیق سبک‌های رو–بولگاریدس با تحمل ابهام و جهت‌گیری تفکر و تشخیص لنگراندازی به‌عنوان تعدیل ناکافی.

کارت مفهوم کنکور ارشد مدیریت

اهمیت
۰/۵

۱. تعریف: فرایند با مدل یکسان نیست

تصمیم‌گیری (Decision-making) انتخاب و تعهد به یک مسیر عمل است. فرایند تجویزی تصمیم، گام‌هایی را می‌دهد که مدیر باید طی کند؛ مدل تصمیم، فرض‌ها و سازوکار انتخاب‌ها را توضیح می‌دهد. سازمان واقعی ممکن است در تصمیم‌های مختلف سازوکارهای متفاوت داشته باشد.

مدل عقلایی (Rational model) کلاسیک، معیار بهینه‌سازی است. هربرت سایمون (Herbert Simon) عقلانیت محدود و رضایت‌بخشی را در مدل اداری توضیح می‌دهد. چارلز لیندبلوم (Charles Lindblom) مقایسهٔ تدریجی گزینه‌های سیاست را مطرح می‌کند. آمیتای اتزیونی (Amitai Etzioni) در پویش مختلط (Mixed scanning) بررسی گستردهٔ راهبردی را به جزئیات تدریجی پیوند می‌دهد. مدل سیاسی (Political model) بر چانه‌زنی بازیگران با منافع متفاوت تأکید دارد. کوهن، مارچ و اولسن (Cohen, March and Olsen) تبیین سطل زباله از انتخاب سازمانی را ارائه کردند. این مدل‌ها به پرسش‌های متفاوت دربارهٔ اطلاعات، اهداف، جست‌وجو، قدرت و زمان‌بندی پاسخ می‌دهند.

۲. مقایسهٔ شش مدل

مدل اهداف و اطلاعات جست‌وجو / سازوکار قاعدهٔ انتخاب نشانهٔ تعیین‌کننده
عقلایی / کلاسیک (Rational / classical) اهداف روشن و سازگار؛ گزینه‌ها و پیامدهای مرتبط قابل ارزیابی‌اند تحلیل منظم مجموعهٔ انتخاب مرتبط بهینه‌سازی: بهترین گزینهٔ شدنی طبق معیارها بهترین / بیشینه، مقایسهٔ جامع
اداری / عقلانیت محدود (Administrative / bounded rationality) اهداف ممکن است عملی باشند، اما توجه، زمان، اطلاعات و ظرفیت محاسبه محدود است بازنمایی ساده‌شده و جست‌وجوی محدود و غالباً متوالی رضایت‌بخشی: انتخاب گزینهٔ برآورده‌کنندهٔ آستانهٔ انتظار به‌اندازهٔ کافی خوب / قابل‌قبول، جست‌وجوی محدود
تغییرات تدریجی (Incremental) سیاست موجود مرجع است؛ تحلیل و توافق محدودند مقایسهٔ چند گزینهٔ نزدیک و اصلاح سیاست در گام‌های کوچک بهبود حاشیه‌ای عملی با بازنگری در طول زمان مقایسه‌های محدود متوالی / تعدیل کوچک
پویش مختلط (Mixed scanning) ارزیابی گستردهٔ جهت‌های بنیادی؛ جزئیات گزینشی در مسیر منتخب پویش گستردهٔ راهبردی، سپس تصمیم‌های تدریجی اجرا انتخاب بنیادی به‌علاوهٔ تصمیم محلیِ قابل بازنگری نمای کلی و جزئیات تدریجی
سیاسی (Political) بازیگران در اهداف، منافع یا تفسیرها اختلاف دارند ائتلاف، اقناع، چانه‌زنی و اعمال قدرت نتیجهٔ مذاکره‌شده با پشتوانهٔ نفوذ کافی منافع متعارض / ائتلاف / سازش
سطل زباله (Garbage can) اهداف مبهم، فناوری نامعلوم و مشارکت سیال جریان‌های نسبتاً مستقل در موقعیت‌های انتخاب به هم می‌رسند نتیجه به زمان‌بندی، توجه موجود و پیوند جریان‌ها وابسته است راه‌حل پیش از مسئله / مشارکت‌کنندهٔ متغیر / انتخاب غیرمتوالی

عقلانیت محدود (Bounded rationality) فقدان استدلال نیست: بازیگران در محدودیت‌ها استدلال می‌کنند. رضایت‌بخشی (Satisficing) انتخاب هر گزینهٔ راحت نیست: آستانهٔ قابل‌قبول را تعریف کنید، جست‌وجو کنید و با یافتن گزینهٔ واجد آن متوقف شوید. سطح انتظار ممکن است با تجربه و شکست جست‌وجو تغییر کند. تغییرات تدریجی از صرف محدودیت اطلاعات خاص‌تر است: انحراف‌های کوچک از سیاست موجود را مقایسه می‌کند.

بازیگران سیاسی می‌توانند فرداً عقلایی باشند، در حالی که نتیجه بازتاب منافع متعارض است، نه یک هدف سازمانی مشترک. هیچ‌یک از مدل‌ها نمی‌گوید همهٔ تصمیم‌های فرد غیرعقلایی یا صرفاً خودخواهانه‌اند.

پویش مختلط هم از تحلیل جامعِ همهٔ جزئیات و هم از محدودشدن به اصلاح‌های بسیار کوچک وضع موجود فاصله می‌گیرد. پویش گسترده، گزینه‌های بنیادی را مشخص می‌کند؛ تحلیل متمرکز و گام‌های تدریجی مسیر منتخب را توسعه و اصلاح می‌کنند. صرفاً تغییرات تدریجیِ دقیق‌تر نیست.

۳. مدل سطل زباله: آنارشی سازمان‌یافته

آنارشی سازمان‌یافته (Organized anarchy) ترجیحات مبهم، روابط وسیله–هدفِ کم‌فهمیده‌شده و درگیری متغیر افراد دارد. استعاره، پیوند جریان‌ها را توضیح می‌دهد، نه مسیر مرتب مسئله تا راه‌حل را؛ به معنی فقدان هرگونه ساختار سازمانی نیست.

جریان اصطلاح انگلیسی چه چیزی نسبتاً مستقل حرکت می‌کند؟
مسائل Problems نگرانی‌های جویای توجه و موقعیت طرح‌شدن
راه‌حل‌ها Solutions پیشنهادها یا فنون موجودِ جویای مسئله‌ای برای حل
مشارکت‌کنندگان Participants افراد با حضور و توجه در دسترسِ متغیر
فرصت‌های انتخاب Choice opportunities جلسه، تصویب بودجه، انتصاب یا موقعیتی که در آن انتظار تصمیم می‌رود

پیشنهاد آمادهٔ نرم‌افزار، جلسهٔ بودجه، شکایت و اعضای حاضر کمیته ممکن است هم‌زمان شوند، بی‌آنکه ابتدا شکایت، پیشنهاد را ایجاد کرده باشد. جریان‌ها نسبتاً مستقل‌اند؛ لزوماً بی‌ارتباط یا دارای نفوذ برابر نیستند. مهلت‌ها و قواعد دسترسی، پیوندها را شکل می‌دهند.

تصمیم می‌تواند مسئله‌ای را حل کند، هنگامی رخ دهد که مسائل در آن موقعیت انتخاب حضور ندارند، یا پس از انتقال مسائل به جایی دیگر انجام شود. پس ثبت تصمیم به‌تنهایی اثبات حل مسئلهٔ اولیه نیست. مشخص کنید چه چیزی واقعاً تغییر کرده و کدام مسئله، اگر مسئله‌ای بوده، پاسخ گرفته است.

عمل پیش از صورت‌بندی کامل مسئله: سازمان ممکن است استفاده از فن موجود را آغاز کند و بعد توضیح دهد قرار است کدام نگرانی را پاسخ دهد، یا از طریق عمل بفهمد نگرانی چیست. این تبیین توصیفیِ برخی انتخاب‌ها در ابهام است. توصیهٔ عام به رفتار تکانشی یا پرهیز مدیر از تحلیل نیست. مدیر می‌تواند با روشن‌کردن اهداف، ثبت شواهد و گردآوردن افراد و مسائل مرتبط در یک موقعیت تصمیم، هماهنگی را بهبود دهد.

۴. شناخت مسئله: شاهد مستقیم و گزارش غیرمستقیم

شناخت مسئله (problem recognition) شکاف وضع موجود و مطلوب را تشخیص می‌دهد؛ نشانه‌ای مانند صف، شاهدِ نیازمند بررسی است، نه الزاماً علت اصلی.

مسئله‌یابی (problem finding) گسترده‌تر است: شناسایی مسئله ← روشن‌کردن اهداف ← تعیین اولویت‌ها. شناخت، مسئله را تشخیص یا درک می‌کند؛ مسئله‌یابی تعیین می‌کند چه چیزی سزاوار توجه مدیر است و کدام وضع مطلوب، موفقیت را تعریف می‌کند. سپس حل مسئله (problem solving) برای مسئلهٔ به‌اندازهٔ کافی مشخص، راه‌حل تولید و ارزیابی می‌کند. فعالیت‌ها ممکن است تکرار شوند، اما این تمایز از انتخاب راه‌حل پیش از تعیین مسئله و هدف مهم جلوگیری می‌کند.

فعالیت وظیفهٔ اصلی مرز
شناخت مسئله (recognition) مشاهده یا شناسایی انحراف گزارش صف هنوز نگرانی‌های رقیب را رتبه‌بندی یا هدف را مشخص نمی‌کند
مسئله‌یابی (problem finding) شناسایی مسائل، تعیین اهداف و رتبه‌بندی اولویت‌ها تعیین می‌کند چه چیزی و چرا باید رسیدگی شود
حل مسئله (problem solving) تولید، ارزیابی، انتخاب و اجرای راه‌حل؛ بررسی نتیجه به مسئلهٔ شناسایی‌شده می‌پردازد؛ پیشنهاد ابزار تازهٔ رزرو در این مرحله است
مسئله‌سازی (problem creation) ساختن مسئله یا ایجاد دشواری، بسته به کاربرد نام فرایند شناسایی مسائل موجود و اولویت‌بندی اهداف نیست

مثال کوتاه: شکایت از دسترسی، آگاهی ایجاد می‌کند. بررسی اینکه ایمنی، دسترس‌پذیری یا طول صف شکاف اصلی است، تعیین وضع خدمت مطلوب و رتبه‌بندی نیازهای فوری، مسئله‌یابی را کامل می‌کند. مقایسهٔ افزایش ساعات با اشتراک امکانات، تولید راه‌حل را آغاز می‌کند. منبع شکایت و گسترهٔ فرایند مدیریتی، محورهای متفاوت طبقه‌بندی‌اند.

کانال سازوکار مثال و محدودیت
مشاهدهٔ مستقیم (direct observation) مدیر شخصاً وضعی را می‌بیند یا عملکرد را با هدف مقایسه می‌کند مشاهدهٔ صف آزمایشگاه؛ رویدادهای خارج از حضور مدیر ممکن است دیده نشوند
غیرمستقیم: کارکنان (employees) کارکنان تجربهٔ عملیاتی و نیاز نوظهور را به مدیر منتقل می‌کنند گزارش توقف تجهیزات از سوی تکنسین؛ سوابق و انگیزه‌ها را بررسی کنید، نه رد یا پذیرش خودکار گزارش
غیرمستقیم: مافوق‌ها (superiors) مدیر بالاتر انحرافی را معرفی یا نگرانی‌ای را ارجاع می‌دهد گزارش رئیس دانشکده دربارهٔ تحقق‌نیافتن هدف دسترسی؛ سازوکار محلی را بررسی کنید
غیرمستقیم: مشتریان / ارباب رجوع (customers / service users) تجربهٔ بیرونی شکست خدمت یا نیاز تأمین‌نشده را آشکار می‌کند گزارش دانشجویان دربارهٔ دشواری رزرو؛ مسئلهٔ تکراری را از شکایت منفرد جدا کنید

در طبقه‌بندی مسئله‌یابی رسمیِ رایج در آموزش مدیریت ایران، گزارش کارکنان نخستین کانال غیرمستقیمِ فهرست‌شده است؛ مافوق‌ها و مشتریان/ارباب رجوع کانال‌های دیگرند. این قراردادِ ترتیب فهرست است، نه اثبات اینکه کارکنان همیشه زودتر گزارش می‌دهند، باید همیشه زودتر شنیده شوند یا بهترین شاهد را دارند. طبقه‌بندی‌های دیگر ممکن است همکاران یا منابع دیگری بیفزایند. فوریت، اعتبار و پیامد را بسنجید و پیش از تعریف مسئله، گزارش‌ها را با شواهد چندمنبعی تطبیق دهید.

۵. مقایسه با فرایند تجویزی هشت‌مرحله‌ای

فرایند استاندارد از تعریف مسئله ← معیارها ← وزن معیارها ← گزینه‌ها ← ارزیابی ← انتخاب ← اجرا ← بررسی اثربخشی می‌گذرد. این رویهٔ منضبط از مسئله آغاز می‌کند. مدل سطل زباله توضیح می‌دهد چرا برخی انتخاب‌های واقعی سازمانی در این توالی ایجاد نمی‌شوند.

جنبه فرایند تجویزی هشت‌مرحله‌ای تبیین سطل زباله
نقطهٔ آغاز شکاف تعریف‌شدهٔ وضع موجود و مطلوب مسئله، راه‌حل آماده یا موقعیت انتخاب ممکن است ابتدا برجسته شود
گزینه‌ها برای مسئلهٔ تعریف‌شده تدوین و ارزیابی می‌شوند ممکن است پیش از اتصال مسئلهٔ روشن وجود داشته باشند
مشارکت‌کنندگان تصمیم‌گیرندگان مرتبط وارد فرایند می‌شوند حضور و توجه در موقعیت‌های انتخاب تغییر می‌کند
اجرا پس از انتخاب سنجیده می‌آید عمل و تفسیر بعدی ممکن است در هم تنیده باشند
آزمون موفقیت آیا اقدام منتخب مسئله را حل کرد؟ آیا انتخاب، مسئله را حل، دور زده یا جابه‌جا کرده است؟

فرایند ساختاریافته تجویز مدیریتی مفیدی است؛ پویایی سطل زباله الگویی تجربیِ ممکن است. مدل، ارزش تعریف مسئله را حذف نمی‌کند. از سوی دیگر، انتشار رویهٔ هشت‌مرحله‌ای ثابت نمی‌کند انتخاب‌های واقعی سازمان از آن پیروی می‌کنند.

تصمیم برنامه‌ریزی‌شده در برابر برنامه‌ریزی‌نشده

تمایز تصمیم برنامه‌ریزی‌شده/برنامه‌ریزی‌نشدهٔ هربرت سایمون (Herbert Simon's programmed/nonprogrammed distinction) ساختار مسئله و وجود پاسخ ازپیش‌تعیین‌شده را مستقل از شش مدل تبیینی طبقه‌بندی می‌کند.

بُعد برنامه‌ریزی‌شده (programmed) برنامه‌ریزی‌نشده (nonprogrammed)
مسئله تکراری و به‌اندازهٔ کافی ساختاریافته تازه، استثنایی یا فاقد ساختار کافی
پاسخ قواعد، سیاست‌ها و روش‌های استاندارد عملیات، SOPs (standard operating procedures) تشخیص تازه، تولید گزینه و قضاوت
ارتباط معمول با سطح مدیریت مدیران سطح پایین / عملیاتی (first-line/operating managers)، مجری کار تکرارپذیر مدیران میانی/عالی که بیشتر با استثناهای تاکتیکی و تازگی راهبردی روبه‌رو می‌شوند
مثال سفارش مجدد مادهٔ استاندارد هنگام رسیدن به محرک تعیین‌شده بازطراحی تأمین پس از اختلالی بی‌سابقه

این‌ها ارتباط‌های معمول هستند، نه اختیارات انحصاری یک سطح. مدیر عالی نیز قواعد ثابت را به کار می‌برد و مدیر سطح پایین ممکن است با استثنایی ناآشنا روبه‌رو شود. برنامه‌ریزی‌شده به معنی تولیدشده با رایانه نیست؛ برنامه‌ریزی‌نشده نیز به معنی بی‌برنامه یا غیرعقلایی نیست. کار عملیاتی معمول بیشتر اطلاعات عینی و پیامد معلوم فراهم می‌کند، اما تکرارپذیری به‌تنهایی اطمینان را اثبات نمی‌کند: قاعدهٔ استاندارد سفارش مجدد می‌تواند در تقاضای نامطمئن اجرا شود.

۶. یک سناریو، شش خوانش

دانشگاهی باید دسترسی به آزمایشگاه را بهبود دهد.

  • عقلایی: همهٔ برنامه‌های شدنی دسترسی را با معیارهای وزن‌دار صریح مقایسه و پُرارزش‌ترین را انتخاب می‌کند.
  • عقلانیت محدود: حداقل‌های ایمنی و دسترسی را تعیین، مجموعه‌ای محدود را بررسی و اولین برنامهٔ واجد استانداردها و بودجه را می‌پذیرد.
  • تغییرات تدریجی: ساعات کار را اندکی افزایش می‌دهد، نتیجه را بررسی و ترم بعد تعدیل دیگری انجام می‌دهد.
  • پویش مختلط: جهت‌های کلی مانند آزمایشگاه جدید، تأسیسات مشترک یا افزایش دسترسی را بررسی کند؛ افزایش دسترسی را برگزیند و سپس برنامهٔ زمان‌بندی را تدریجی اصلاح کند.
  • سیاسی: واحدها دربارهٔ زمان کارکنان و تأمین مالی چانه می‌زنند؛ ائتلافی سازش را پیش می‌برد.
  • سطل زباله: سامانهٔ زمان‌بندی قبلاً پیشنهاد شده؛ مهلت کمک مالی فرصت انتخاب می‌سازد؛ کمیته‌ای با اعضای متغیر آن را به شکایت‌های دسترسی پیوند می‌دهد و پیش از مشخص‌شدن کامل مسئله تصویب می‌کند.

چند خوانش ممکن است در یک سازمان هم‌زیست باشند. سازوکار برجستهٔ موقعیت را تشخیص دهید، نه اینکه کل سازمان را برای همیشه با یک مدل برچسب بزنید.

۷. اطمینان، مخاطره و عدم اطمینان

تمایز اطمینان–مخاطره–عدم اطمینان (certainty–risk–uncertainty distinction) اطلاعات موجود دربارهٔ پیامد را مستقل از مدل تصمیم طبقه‌بندی می‌کند.

موقعیت چه چیزی معلوم است؟ چه چیزی نامعلوم می‌ماند؟ برداشت مناسب
اطمینان (certainty) پیامد مرتبط هر گزینه در مدل مفروض تغییر حل‌نشده‌ای در پیامد باقی نیست مقایسهٔ پیامدهای معلوم
مخاطره (risk) پیامدهای ممکن و احتمال‌های معلوم یا قابل برآوردِ دفاع‌پذیر اینکه کدام پیامد عملاً رخ می‌دهد پیامدهای موزون به احتمال و سنجش مواجهه
عدم اطمینان (uncertainty) سناریوهای ممکن شاید قابل توصیف باشند، اما احتمال قابل‌اتکا در دست نیست احتمال‌های قابل‌اتکا و پیامد تحقق‌یافته سناریو، استواری یا معیار تصریح‌شدهٔ عدم اطمینان

احتمال معلوم به معنی پیامد تحقق‌یافتهٔ معلوم نیست. بنابراین مخاطره با ناقص‌بودن اطلاعات دربارهٔ آنچه رخ خواهد داد سازگار است. اختصاص عدد دلخواه، عدم اطمینان را به مخاطرهٔ اندازه‌گیری‌شده تبدیل نمی‌کند. ابهام ترجیحات به هدف مربوط است؛ این طبقه‌بندی به پیامد و شناخت احتمال مربوط است.

اطلاعات و درجهٔ اطمینان (information and confidence): اطلاعات مرتبط، قابل‌اتکا و به‌موقع دربارهٔ گزینه‌ها و پیامدها، پشتوانهٔ اطمینان موجه است. دادهٔ بیشتر فقط وقتی مفید است که شکاف اطلاعاتی واقعی تصمیم را پوشش دهد؛ آینده‌نگری و دانش مدیریت به تفسیر شواهد کمک می‌کنند و شرایط محیطی می‌توانند عدم اطمینان ایجاد کنند. اطلاعات بهتر، آینده را تضمین نمی‌کند.

در اطمینان، پیامدهای معلوم همچنان به معیار تصمیم (decision criterion) صریح مانند کمینه‌کردن هزینه یا بیشینه‌کردن کیفیت خدمت نیاز دارند. ماتریس پیامدها نتیجه‌ها را نمایش می‌دهد، اما تعیین نمی‌کند چه چیزی ترجیح دارد. ارزش موردانتظار پیامدهای ممکن را در مخاطره با احتمال وزن می‌دهد و وقتی برای هر گزینه یک پیامد معلوم داریم، لازم نیست. مثلاً دو سامانهٔ رزرو شدنی با پیامد معلوم داریم: یکی ارزان‌تر و دیگری سریع‌تر است؛ اطمینان از هر دو پیامد، نیاز به تعیین معیار و مصالحه میان معیارها را برطرف نمی‌کند.

۸. تمایزهای تفکر و ابزارهای تصمیم

رو–بولگاریدس: سبک‌های فردی تصمیم‌گیری

رو و بولگاریدس (Rowe and Boulgarides)، تحمل ابهام (ambiguity tolerance) را با تفکر عقلایی/تحلیلی در برابر شهودی/مردم‌گرا ترکیب می‌کنند.

سبک تحمل ابهام تفکر و ترجیح
آمرانه (directive) پایین عقلایی/وظیفه‌گرا؛ قواعد روشن و تصمیم سریع
تحلیلی (analytical) بالا عقلایی؛ داده‌ها و گزینه‌های فراوان
ادراکی (conceptual) بالا شهودی؛ نگاه گسترده، خلاق و بلندمدت
رفتاری (behavioral) پایین شهودی/مردم‌گرا؛ پذیرش و روابط

هر دو محور را تطبیق دهید: تحمل پایین به‌تنهایی آمرانه را از رفتاری جدا نمی‌کند. مدیری که از گفت‌وگوی شخصی برای توافق کمک می‌گیرد و موقعیت روشن را ترجیح می‌دهد، نمونهٔ سبک رفتاری است. سبک، ترجیح فرد را توصیف می‌کند، نه توانایی ثابت یا سازوکار انتخاب سازمانی: مدیر تحلیلی می‌تواند در چانه‌زنی سیاسی مشارکت کند. «شهودی» اینجا جهت‌گیری تفکر را متمایز می‌کند و به معنی انتخاب سطل زباله‌ای نیست.

سه تمایز تفکر را جدا کنید؛ هیچ‌یک مترادف مدل تصمیم‌گیری سازمانی نیست.

تمایز ترجیح / جهت نخست ترجیح / جهت دوم کاربرد کوچک
خطی / غیرخطی (linear / nonlinear) خطی: واقعیت بیرونی، شواهد صریح و پردازش تحلیلی غیرخطی: شهود، احساس و بینش درونی تحلیل سوابق رزرو در برابر احساس الگو از تجربه؛ ترجیح منبع/پردازش است، نه اثبات صحت قضاوت
استقرا / قیاس (induction / deduction) استقرا: موارد جزئی از گزارهٔ کلی پشتیبانی می‌کنند قیاس: مقدمات و قاعدهٔ کلی، در استنتاج معتبر نتیجه را ایجاب می‌کنند تأخیرهای تکراری گلوگاه کلی را پیشنهاد می‌کنند؛ اعمال قاعدهٔ معلوم ظرفیت، تأخیر مورد خاص را پیش‌بینی می‌کند
جانبی / عمودی (lateral / vertical) جانبی: بازصورت‌بندی فرض‌ها و تولید جهت‌های جایگزین عمودی: توسعه/آزمون ایده با گام‌های منطقی متوالی تبدیل «افزودن آزمایشگاه» به «اشتراک تأسیسات»، سپس ارزیابی مرحله‌به‌مرحلهٔ آن

تمایز ترجیح خطی/غیرخطی توسط ونس و همکاران (Vance and colleagues) مطالعه شده است؛ ادوارد دوبونو (Edward de Bono) با تفکر جانبی شناخته می‌شود. تعمیم استقرایی همچنان قابل نقض است؛ قیاس معتبر تنها با مقدمات درست، نتیجهٔ درست را تضمین می‌کند. شهود درونی الزاماً خلاقیت نیست و تفکر جانبی لزوماً شاهد بیرونی را کنار نمی‌گذارد. مدیر می‌تواند این ترجیح‌ها و روش‌ها را ترکیب کند.

تفکر سببیِ هدف‌مدار و مفاهیم همسایه

تفکر سببی / علّی یا پس‌نگر (causal/backward thinking) از اثر مطلوب آینده شروع می‌کند، شرایط و رویدادهای واسطهٔ لازم برای ایجاد آن را می‌یابد و اکنون بر علت‌های قابل‌کنترل اثر می‌گذارد. استدلال پس‌نگر مسیر را طراحی می‌کند؛ اجرا رو به جلو پیش می‌رود. فرض‌های علّی را بیازمایید، شرط لازم را از شرط کافی جدا کنید و با تغییر شواهد برنامه را بازنگری کنید: روایت علّیِ محتمل، اثبات علیت نیست.

شیوهٔ تفکر جهت / هدف مثال قابلیت‌اتکای تحویل
سببی (causal) پیامد مطلوب ← علت‌های لازم ← اقدام کنونی برای تحویل قابل‌اتکا، آمادگی ارسال را تا ظرفیت، توالی کار و زمان‌بندی تأمین‌کننده پیگیری و گلوگاه قابل‌کنترل را اصلاح کنید
خلاق (creative) تولید گزینه‌ها یا ترکیب‌های تازه ابداع ترتیبات تحویل مشترک
استقرایی (inductive) مشاهده‌های جزئی ← الگوی کلیِ موقت تأخیر مکرر محموله‌ها، گلوگاه تکراری تأمین‌کننده را پیشنهاد می‌کند
قضاوتی (judgmental) سنجش گزینه‌ها با معیارها مقایسهٔ برنامه‌های تحویل بر حسب هزینه، قابلیت‌اتکا و امکان اجرا

شیوه‌ها را ترکیب کنید: الگو را استقرا کنید، گزینه بسازید، مسیر علّی را طراحی و امکان اجرا را ارزیابی کنید. این واژگان مدیریت عمومی از علیت / اثرسازی در کارآفرینی (entrepreneurial causation/effectuation) جداست؛ آن تمایز تخصصی دربارهٔ آغاز از هدف منتخب در برابر وسایل موجود است. صرف واژهٔ «سببی» مجوز استنتاج آن تمایز نیست.

فنون معین رضاییان: کمک‌کردن با اطمینان یکسان نیست

در طبقه‌بندی کتاب‌درسی مدیریت علی رضاییان (Ali Rezaeian)، روش‌ها و فنون معین تصمیم‌گیری (decision aids) شامل تفکر خلاق، تحقیق در عملیات و استراتژی‌ها و مفاهیم زیربنایی است. «معین» در اینجا کمک‌کننده و یاری‌رسان است؛ محیط تصمیم با پیامد قطعی را بیان نمی‌کند.

خانوادهٔ ابزار کمک سهم کاربرد و محدودیت
تفکر خلاق (creative thinking) تولید گزینهٔ تازه و بازصورت‌بندی مسئله پیشنهاد اشتراک آزمایشگاه؛ تازگی همچنان به ارزیابی نیاز دارد
تحقیق در عملیات (operations research) مدل‌سازی محدودیت و تحلیل پیامد کمّی مقایسهٔ برنامهٔ زمانی با مدل بهینه‌سازی یا شبیه‌سازی؛ اعتبار به فرض و شواهد وابسته است
استراتژی‌ها و مفاهیم زیربنایی (strategies and underlying concepts) چارچوب ادراکی و اصول قابل استفادهٔ مجدد، آموخته‌شده از تجربه و بررسی تفکیک گلوگاه از نشانه پیش از انتخاب مداخله؛ انتقال مفهوم با توجه به موقعیت

عدم اطمینان (uncertainty) نبود احتمال قابل‌اتکای پیامد را بیان می‌کند؛ عقلانیت محدود / معقولیت نسبی (bounded rationality / relative rationality) محدودیت پردازش اطلاعات و جست‌وجوی انسان را. هیچ‌یک خانوادهٔ فنون یاری‌رسان نیست. بودجه‌بندی (budgeting) برنامهٔ عددی منابع است که می‌تواند به تصمیم کمک کند، اما در این فهرست خاص یکی از خانواده‌های نام‌گذاری‌شده نیست. فن می‌تواند در عدم اطمینان و عقلانیت محدود به مدیر کمک کند، بدون اینکه هیچ‌یک را حذف کند.

طبقات را ترکیب کنید: مفاهیم زیربنایی، دسترسی آزمایشگاه را مسئلهٔ ظرفیت و اولویت صورت‌بندی می‌کنند؛ خلاقیت گزینه می‌سازد؛ تحقیق در عملیات پیامدها را مقایسه می‌کند. هدف و اولویت منتخب همچنان از مسئله‌یابی می‌آید. رویهٔ تفصیلی مانند قیاس ساختاریافتهٔ گوردون به کارت همراهِ خلاقیت ساختاریافته تعلق دارد، نه به این طبقه‌بندی مدل‌ها و ابزارهای کمک به تصمیم.

شبیه‌سازی مونت‌کارلو (Monte Carlo simulation) یک ابزار تحقیق در عملیات (operations-research tool) است: مدل کمّی و توزیع ورودی‌های نامطمئن را تعریف کنید؛ ورودی‌ها را مکرراً به‌طور تصادفی نمونه‌گیری کنید؛ هر پیامد را محاسبه کنید؛ توزیع پیامدها را خلاصه و گزینه‌ها را مقایسه کنید. برای دسترسی آزمایشگاه، ورودها و زمان خدمت را نمونه‌گیری و توزیع انتظار را در برنامه‌های مختلف برآورد کنید. این ابزار پیامد را تحت فرض‌ها برآورد می‌کند؛ مدل خلاق تصمیم تولید نمی‌کند یا خودکار بهترین سیاست را برنمی‌گزیند. تکرار بیشتر، نویز نمونه‌گیری را کاهش می‌دهد، نه سوگیری مدل ضعیف یا احتمال‌های ورودیِ بی‌پشتوانه را.

مقوله به چه پرسشی پاسخ می‌دهد؟ مثال
مدل تصمیم انتخاب سازمانی چگونه رخ می‌دهد؟ تعدیل تدریجی یا چانه‌زنی ائتلافی
سبک تفکر/استدلال اطلاعات چگونه پردازش یا استنتاج چگونه توسعه می‌یابد؟ ترجیح غیرخطی، استقرا، بازصورت‌بندی جانبی
ابزار تصمیم پیامد چگونه تحلیل می‌شود؟ شبیه‌سازی مونت‌کارلو
منبع اطلاعات مدیر چگونه از نگرانی آگاه شد؟ گزارش کارکنان یا مشاهدهٔ شخصی

گزارش تکنسین می‌تواند تصمیمی مبتنی بر پویش مختلط را آغاز کند که از استقرا کمک می‌گیرد و با شبیه‌سازی ارزیابی می‌شود: چهار مقوله می‌توانند هم‌زمان حضور داشته باشند، بی‌آنکه یک مفهوم شوند.

لنگراندازی (anchoring): اطلاعات اولیه مرجع می‌شود و قضاوت بعدی تعدیل کافی نمی‌یابد. با شواهد مستقل بازسنجی کنید. این با برداشت اولیهٔ ناشی از نخستین برخورد فرق دارد. برای مقایسه با سوگیری‌های مذاکره، کارت نقش‌ها و مذاکره را بخوانید.

۹. نزدیک‌ترین اشتباه‌ها

زوج مفاهیم پرسش تمایزدهنده
بهینه‌سازی در برابر رضایت‌بخشی بهترین گزینه جست‌وجو شد یا جست‌وجو با رسیدن به آستانهٔ قابل‌قبول پایان یافت؟
عقلانیت محدود در برابر تغییرات تدریجی تحلیل به‌طور کلی محدود بود یا مشخصاً به تغییر کوچک نسبت به سیاست موجود محدود شد؟
تغییرات تدریجی در برابر پویش مختلط تنها اصلاح نزدیک به وضع موجود یا انتخاب بنیادی گسترده و سپس جزئیات تدریجی؟
سیاسی در برابر سطل زباله نتیجه به چانه‌زنی منافع وابسته است یا به جریان‌های سست‌پیوند و زمان‌بندی؟
سطل زباله در برابر شهود (Intuition) متخصص بر پایهٔ تجربهٔ آموخته‌شده قضاوت می‌کند یا مسائل و پیشنهادها در موقعیت‌های سازمانی به‌صورت غیرمتوالی پیوند می‌خورند؟
تصمیم جدید یا برنامه‌ریزی‌نشده در برابر سطل زباله تازگی به‌تنهایی تصمیم را برنامه‌ریزی‌نشده می‌کند؛ سطل زباله به سازوکار پیوند جریان‌ها نیاز دارد
ابهام اهداف در برابر عدم اطمینان پیامدها ابهام به خواستهٔ سازمان یا کارکرد وسایل مربوط است؛ صرف عدم اطمینان پیامدها لزوماً آنارشی سازمان‌یافته نیست

نکتهٔ کنکوری: سبک به هر دو محور جهت‌گیری تفکر و تحمل ابهام نیاز دارد. شناسایی + اهداف + اولویت‌ها ← مسئله‌یابی؛ تولید و ارزیابی راه‌حل ← حل مسئله. کمک خلاق/تحقیق در عملیات/مفهومی ← فنون معین؛ احتمال نامعلوم ← عدم اطمینان؛ ظرفیت محدود جست‌وجو ← عقلانیت محدود. بهترین گزینه ← عقلایی؛ گزینهٔ قابل‌قبول در محدودیت‌ها ← اداری؛ اصلاح کوچک ← تدریجی؛ پویش گسترده با جزئیات تدریجی ← پویش مختلط؛ منافع و ائتلاف‌ها ← سیاسی؛ راه‌حل یا عمل آماده پیش از مسئلهٔ روشن با مشارکت متغیر ← سطل زباله. مورد آخر توصیف سازوکار است، نه توصیه به حذف فکرکردن.

#decision-models#bounded-rationality#satisficing#risk-and-uncertainty#thinking-styles#decision-aids#problem-finding

کارت‌های مرتبط

مفهومتئوری‌های مدیریت
برنامه‌ریزی، تحلیل SWOT، هدف‌گذاری، مدیریت بر مبنای هدف و فرایند تصمیم‌گیری

کل خوشهٔ برنامه‌ریزی در یک جا — برنامه‌ریزی به‌عنوان وظیفهٔ پیشینی مدیریت و فرایند مرتب آن، سلسله‌مراتب اهداف و انواع برنامه‌ها (راهبردی/تاکتیکی/عملیاتی، یک‌بارمصرف در برابر همیشگی)، الزامات هدف‌گذاری و معیار SMART، چرخهٔ مدیریت بر مبنای هدف دراکر که بر هدف‌گذاری مشترک رئیس و مرئوس بنا شده، و فرایند هشت‌مرحله‌ای تصمیم‌گیری با شرایط و ابزارهای امتیازدهی آن، به‌همراه جدول‌های مقایسه‌ای که هرکدام را از هم‌شکل‌هایشان جدا می‌کند. تحلیل SWOT، شبکهٔ تشخیصی داخلی/خارجی و مساعد/نامساعد را با مرز مرجع صریح سازمانی می‌افزاید.

planninggoal-settingswotmbo
مفهومتئوری‌های مدیریت
سطوح، نقش‌ها و مهارت‌های مدیریتی و مذاکره

کالبدشکافی کار مدیریتی — سه سطح مدیریت و وظیفه‌ای که در هر سطح غالب است، مهارت‌های سه‌گانهٔ فنی/انسانی/ادراکی کاتز، ده نقش مینتزبرگ، هوش عاطفی و هوش فرهنگی — به‌همراه دستگاه مفهومی مذاکره (چانه‌زنی توزیعی در برابر تلفیقی، BATNA/قیمت رزرو/ZOPA، سبک‌های چهارگانهٔ کاسه، سوگیری‌های قضاوتی نظریهٔ تصمیم رفتاری و سبک‌های تعارض توماس ـ کیلمن)، به‌علاوهٔ جدول‌های مقایسه‌ای که این گونه‌شناسی‌های همسایه را از هم جدا نگه می‌دارند.

managerial-levelskatz-skillsmintzberg-rolesemotional-intelligence
مفهومتئوری‌های مدیریت
نظریهٔ نوین سازمان: مکتب‌های اسکات و سطوح پارسونز

نظریهٔ نوین سازمان، سازمان را یک سیستم باز می‌خواند و با دو طبقه‌بندی سنجیده می‌شود: طبقه‌بندی اسکات که مکتب‌ها را در دو محور عقلایی/طبیعی و بسته/باز مرتب می‌کند (و سه‌گانهٔ موازی کلاسیک/نئوکلاسیک/نوین در متون فارسی)، و سه سطح فنی/مدیریتی/نهادی پارسونز که تامپسون به‌ترتیب مدل‌های عقلایی‌بسته، اجتماعی/طبیعی و باز را به آن‌ها نسبت می‌دهد. نه سطح سیستم‌های بولدینگ و نگاشت چهارمکتبی انسان عقلایی/اجتماعی/پیچیده/چندبعدی را نیز دربرمی‌گیرد. خودنگهداری ساختار را از آنتروپی منفی و تعادل پویا، و دقت عددی را از قابلیت اتکای مدل تفکیک می‌کند.

organization-theoryscott-classificationparsons-three-levelsopen-system
الگوریتممبانی کارآفرینی
خلاقیت ساختاریافته: تریز، ارتباطات اجباری، قیاس و گوردون

ابزار خلاقیت را بر اساس خروجی آن انتخاب کنید: تریز تناقض ابداعی را حل می‌کند، ارتباط اجباری ترکیب مفید می‌سازد، قیاس روابط را منتقل می‌کند، طوفان فکری بدیل تولید می‌کند، استخوان ماهی علل احتمالی را مرتب می‌کند و درخت وظایف یا انتخاب‌ها را ساختار می‌دهد. روش کاربردی تریز، مثال بسته‌بندی و معنای وابسته به منبعِ تحلیل شبکه در خلاقیت نیز ارائه می‌شود. گوردون با موضوعی کلی آغاز می‌کند و سپس تداعی‌ها را به مسئلهٔ واقعی پیوند می‌دهد؛ روش کلی غیرمستقیم را از قیاس مستقیم و استنتاج منطقی جدا کنید.

trizinventive-problem-solvingcontradictionsforced-relationships

سوالات تمرینی · 8/19

همهٔ 19 سؤال →