تعداد و محل تقریبی ریشههای حقیقی معادلهٔ x(x−1)(x−2)=1، کدام است؟
پاسخ صحیح:گزینهٔ B — تنها یک ریشه در بازهٔ [2,3] دارد.
پاسخ تشریحی
روش: مکانیابی ریشه — نخست با استفاده از یکنوایی تابع (نقاط بحرانی آن) تعداد ریشههای حقیقی را میشماریم، سپس ریشه را با یک تغییر علامت (قضیهٔ بولتزانو / مقدار میانی) محبوس میکنیم؛ دقیقاً همان پیشپردازشی که پیش از اجرای روش تنصیف انجام میشود.
۱. نوشتن معادله به شکل f(x)=0
f(x)=x(x−1)(x−2)−1=x3−3x2+2x−1.
۲. شکل تابع g(x)=x(x−1)(x−2)
g′(x)=3x2−6x+2=0⟹x=1±31≈0.423,1.577.
تغییر متغیر t=x−1 تابع فرد g=t3−t را میدهد، پس در نقاط بحرانی t=∓31 داریم:
بنابراین g روی (−∞,0.423] صعودی است تا مقدار 0.385، روی [0.423,1.577] نزولی است تا −0.385 و سپس تا +∞ صعودی میشود.
۳. خط y=1 چند بار این نمودار را قطع میکند؟
بیشینهٔ نسبی یعنی 0.385 از پیش کوچکتر از 1 است، پس خط افقی y=1 شاخهٔ صعودی نخست و شاخهٔ نزولی را اصلاً قطع نمیکند. این خط دقیقاً یک بار با نمودار برخورد میکند، آن هم روی شاخهٔ صعودی پایانی x>1+31. پس معادله دقیقاً یک ریشهٔ حقیقی دارد.
تأیید جبری. با t=x−1 معادله به معادلهٔ درجهسوم تحویلیافتهٔ t3−t−1=0 تبدیل میشود که مبیّن آن برابر است با
Δ=−4p3−27q2=−4(−1)3−27(−1)2=4−27=−23<0,
و برای یک معادلهٔ درجهسوم حقیقی، Δ<0 به معنای یک ریشهٔ حقیقی و دو ریشهٔ مختلط مزدوج است.
۴. محبوسکردن ریشه (بولتزانو)
f(0)=−1,f(1)=−1,f(2)=0⋅1⋅2−1=−1,f(3)=3⋅2⋅1−1=5.
تابع f پیوسته است و f(2)f(3)=−5<0، پس بنا بر قضیهٔ مقدار میانی ریشهای در (2,3) وجود دارد. روی [0,1] هیچ تغییر علامتی رخ نمیدهد — در واقع f<0 روی تمام بازهٔ [0,2] برقرار است، زیرا در آنجا g≤923<1. با یک بار پالایش بیشتر: g(2.3)=2.3(1.3)(0.3)=0.897<1 در حالی که g(2.5)=2.5(1.5)(0.5)=1.875>1، پس ریشه در (2.3,2.5) قرار دارد؛ بهطور دقیق x=1+ρ≈2.3247 که در آن ρ≈1.3247 عدد پلاستیک است (ρ3=ρ+1).
نتیجه: دقیقاً یک ریشهٔ حقیقی وجود دارد و در [2,3] قرار میگیرد — گزینهٔ ۲.
نکتهٔ کنکوری: معادله را بسط ندهید و دنبال ریشه نگردید. طرف راست یعنی 1 را با مقادیر اکسترمم نسبی±923≈±0.385 تابع x(x−1)(x−2) مقایسه کنید: چون 1 از بیشینهٔ نسبی بزرگتر است، خط y=1 تنها میتواند شاخهٔ صعودی پایانی را قطع کند و همین یک ریشهٔ یکتا را پس از بزرگترین صفر یعنی x=2 ایجاب میکند. همین یکنوایی گزینههای ۳ و ۴ را نیز رد میکند (وجود دو یا سه ریشه برای x≥2 در ناحیهای که g اکیداً صعودی است ناممکن است) و گزینهٔ ۱ باطل میشود، زیرا روی [0,1] داریم g≤0.385<1.