آمادهسازی. برای یک نقطهٔ z∈X و یک مجموعهٔ S⊆X، فاصلهٔ z تا S عبارت است از
d(z,S)=inf{d(z,s):s∈S},
با قرارداد همیشگی d(z,∅)=inf∅=+∞. چون d≥0، همواره d(z,S)≥0 است؛ بنابراین «=0» دقیقاً بهمعنای «>0» است.
دو مشخصسازی استاندارد، مسئله را حل میکنند.
۱. بستار: y∈A⟺d(y,A)=0
در یک فضای متریک، y∈A یعنی هر گوی باز حول y با A اشتراک دارد:
y∈A⟺∀ε>0 ∃a∈A: d(y,a)<ε.
طرف راست دقیقاً میگوید که 0 بزرگترین کران پایین مجموعهٔ {d(y,a):a∈A} است، یعنی
A={z∈X:d(z,A)=0}
(برعکس، اگر d(y,A)=0 باشد، آنگاه برای هر ε>0، برابر 0 بودن اینفیمم عضوی مانند a∈A با d(y,a)<ε میدهد، پس y نقطهٔ چسبندهٔ A است.) بنابراین برای y عبارت درست d(y,A)=0 است — نه =0.
۲. درون: x∈A∘⟺d(x,X∖A)=0
بنا بر تعریف، x∈A∘ اگر و تنها اگر گویی حول x درون A قرار گیرد:
x∈A∘⟺∃r>0: B(x,r)⊆A⟺∃r>0: B(x,r)∩(X∖A)=∅.
اما B(x,r)∩(X∖A)=∅ یعنی هر z∈/A در d(x,z)≥r صدق میکند، یعنی d(x,X∖A)≥r>0. برعکس، اگر d(x,X∖A)=r>0 باشد آنگاه B(x,r)⊆A. بنابراین
A∘={z∈X:d(z,X∖A)>0}
این چیزی جز صورت متممیِ گزارهٔ ۱ برای X∖A نیست، زیرا A∘=X∖X∖A:
z∈/A∘⟺z∈X∖A⟺d(z,X∖A)=0.
نتیجه
x∈A∘ and y∈A⟺d(x,X∖A)=0 and d(y,A)=0,
که همان گزینهٔ ۳ است.
بررسی حالتهای تباهیده. اگر A=X باشد آنگاه X∖A=∅ و برای هر x داریم d(x,∅)=+∞=0، که با X∘=X سازگار است. اگر A=∅ باشد آنگاه برای هر y داریم d(y,∅)=+∞=0، که با ∅=∅ سازگار است. پس این قرارداد، هر دو اتحاد کادرشده را بدون استثنا معتبر نگه میدارد.
نکتهٔ کنکوری: این زوج را چنین به خاطر بسپارید: «بستار = فاصلهٔ صفر تا A، درون = فاصلهٔ مثبت تا متمم». چهار گزینه دقیقاً همان چهار الگوی علامتاند، پس تمام مسئله به درستچیدنِ همین دو سطر فرهنگنامهای فرومیکاهد. لغزش کلاسیک، نوشتن x∈A∘⇒d(x,A)=0 است — درست ولی بیفایده، زیرا d(x,A)=0 برای هر نقطهٔ A برقرار است و درونبودن را تشخیص نمیدهد؛ درونبودن باید نسبت به X∖A سنجیده شود.