حساب چندمتغیره به مطالعهٔ توابع (و نگاشتهای ) میپردازد — مشتقگیری از آنها در هر بار تنها در یک راستا و انتگرالگیری از آنها روی نواحی بهجای بازهها. این موضوع زبان کاری مهندسی مکانیک است: میدان دمای که از پیروی میکند، حالت تنش ، سطح بازدهی که باید بیشینه شود، یا ممان اینرسی سطح یک مقطع. سه پرسش در این میان غالباند: چگونه تغییر میکند؟ (مشتقهای جزئی، گرادیان)، کجا بیشینه یا کمینه است؟ (نقاط بحرانی، هسین، لاگرانژ)، و مقدار انباشتهٔ کل روی یک ناحیه چقدر است؟ (انتگرالهای دوگانه و سهگانه).
۱. مشتقهای جزئی، گرادیان و مشتقپذیری
یک مشتق جزئی همهٔ متغیرها جز یکی را ثابت نگه میدارد:
این مشتقها با همان قواعد معمول تکمتغیره محاسبه میشوند، با در نظر گرفتن سایر متغیرها بهعنوان ثابت. گرادیان آنها را کنار هم میگذارد،
و هندسه را با خود حمل میکند: در راستای بیشترین افزایش قرار دارد، اندازهاش بیشینهٔ نرخ تغییر است، و بر سطح تراز عمود است. نرخ تغییر در راستای بردار یکهٔ همان مشتق سویی است
پس در راستای بیشینه و در راستای منحنی تراز صفر است. صفحهٔ مماس بر در نقطهٔ و دیفرانسیل کل (که برای انتشار خطا/تحلیل حساسیت به کار میرود) عبارتاند از
وجود مشتقهای جزئی شرطی ضعیفتر از مشتقپذیری است. تابع در یک نقطه مشتقپذیر است اگر تقریب خطی با خطای را بپذیرد؛ یک آزمون کافی و کاربردی این است که موجود و در همسایگی نقطه پیوسته باشند (). یک تابع میتواند در مبدأ هر دو مشتق جزئی را داشته باشد و با این حال در آنجا ناپیوسته باشد — برای نمونه با ، که حد آن در امتداد به وابسته است.
قاعدهٔ زنجیرهای. اگر و باشد، آنگاه
و برای هر به یا تبدیل میشود. مشتقگیری ضمنی (مشتق نسبت به متغیر وابسته در مخرج باید ناصفر باشد): اگر تابع را تعریف کند، آنگاه ؛ و اگر تابع را تعریف کند، آنگاه .
توابع ضمنیِ جفتشده: مشتقگیری از یک دستگاه
برای ، ابتدا هر دو معادله را در مشخصشده حل و شاخهٔ مجاز را با توجه به دامنه یا نامساویها انتخاب کنید. اگر در همسایگی آن جواب مشتقپذیر پیوسته باشند، قضیهٔ تابع ضمنی وجود محلیِ توابع مشتقپذیر یکتای را تحت شرط زیر تضمین میکند:
با ثابت نگهداشتن و اعمال قاعدهٔ زنجیرهای به هر دو معادله داریم:
همهٔ درایهها را روی شاخهٔ انتخابشده محاسبه کنید. برای مشتقهای جزئی نسبت به ، درایههای سمت راست را با جایگزین کنید. پیش از جایگذاری مشتق حاصلضرب را بگیرید: صفر بودن یک ضریب در نقطه ممکن است یک مشتق مجهول را حذف کند، اما جملهٔ دیگرِ قاعدهٔ حاصلضرب را حذف نمیکند. دترمینان صفر، این قضیه را بینتیجه میکند؛ بهتنهایی عدم وجود شاخهٔ مشتقپذیر را ثابت نمیکند.
مشتقهای جزئی مختلط جابهجاپذیرند (کلرو/شوارتس) هرگاه پیوسته باشند: . این امر هسین را متقارن میکند. برای ضرایب مشتقپذیر پیوسته، آزمون محلیِ کامل بودن فرم دیفرانسیلی است؛ در دامنهٔ بازِ سادههمبند، کامل بودن سراسری را نیز تضمین میکند. این آزمون دیفرانسیل خاصیت را از گرمای وابسته به مسیر در ترمودینامیک متمایز میکند.
۲. اکسترممها: نقاط بحرانی و آزمون مشتق دوم
اکسترمم نسبی داخلی یک تابع مشتقپذیر تنها میتواند در یک نقطهٔ بحرانی (ساکن) رخ دهد، جایی که
(نقاطی که در آنها یک مشتق جزئی وجود ندارد نیز بحرانیاند.) حل دستگاه یک مسئلهٔ جبری است — یک معادله را در دیگری جایگذاری کنید و تنها ریشههای حقیقی را نگه دارید.
دستهبندی با ماتریس هسین و دیسکریمینان آن انجام میشود:
| در نقطهٔ بحرانی | نتیجه | |
|---|---|---|
| کمینهٔ نسبی ( معین مثبت) | ||
| بیشینهٔ نسبی ( معین منفی) | ||
| — | نقطهٔ زینی ( نامعین) | |
| — | آزمون بینتیجه — مستقیماً بررسی کنید |
منطق کار، بسط تیلور مرتبهٔ دوم است: فرم درجهدوم دقیقاً وقتی معین است که باشد، و در آن صورت علامتش همان علامت است. در متغیر همین گزاره چنین خوانده میشود: کمینه اگر همهٔ مقادیر ویژهٔ مثبت باشند، بیشینه اگر همه منفی باشند، و زینی اگر علامتها مختلط باشند ؛ معیار سیلوستر برای کمینه، مثبت بودن کهادهای اصلی پیشرو را میآزماید؛ برای بیشینه، علامت آنها متناوب است و با منفی آغاز میشود.
اکسترممهای مطلق روی یک ناحیهٔ بسته و کراندار هم به بررسی داخل و هم به بررسی مرز نیاز دارند: (i) نقاط بحرانی داخلی را فهرست کنید، (ii) هر تکه از مرز را پارامتری کنید و به یک مسئلهٔ تکمتغیره کاهش دهید (یا از لاگرانژ استفاده کنید)، (iii) گوشهها را بیفزایید، (iv) همهٔ مقادیر را مقایسه کنید. قضیهٔ مقدار اکسترمم تضمین میکند که برای پیوسته روی یک مجموعهٔ بسته و کراندار، بیشینه و کمینه وجود دارند.
اکسترمم مقید — ضرایب لاگرانژ. برای اکسترممسازی با قید ، در نقطهٔ منظمِ قید، گرادیانها باید در نقطهٔ بهینه موازی باشند:
که برای دو قید به تبدیل میشود. از نظر هندسی، سطح تراز بر سطح قید مماس است؛ و همان حساسیت مقدار بهینه نسبت به شلکردن قید است (یک قیمت سایه — در مکانیک، برای نمونه سود نهایی بهازای هر واحد مادهٔ مجاز).
۳. انتگرالهای دوگانه و سهگانه
روی یک مستطیل، قضیهٔ فوبینی یک انتگرال دوگانه را به دو انتگرال معمولی در هر ترتیبی تبدیل میکند. روی یک ناحیهٔ کلی، آن را بهصورت نوع I (نوارهای قائم) یا نوع II (نوارهای افقی) بنویسید:
حدود بیرونی همیشه ثابتاند؛ حدود درونی تنها میتوانند به متغیر بیرونی وابسته باشند. تعویض ترتیب یعنی توصیف دوبارهٔ همان ناحیه با جابهجایی نقشها — ناحیه را رسم کنید و سپس حدود جدید را از روی شکل بخوانید. این راه فرار استاندارد وقتی است که پادمشتق درونی مقدماتی نیست (، ، ، ).
تغییر متغیر (ژاکوبین). برای ،
حالتهای استاندارد ارزش حفظکردن دارند:
کاربردها (دلیل اصلی استفادهٔ مهندسی مکانیک از این ابزارها):
۴. روش — چگونه این مسائل را حل کنیم
برای یک مسئلهٔ اکسترمم
- و را محاسبه کنید و را همزمان حل کنید؛ تنها جوابهای حقیقی را نگه دارید و آنها را بشمارید — تعداد نقاط بحرانی بهتنهایی اغلب چند گزینه را حذف میکند.
- را محاسبه کنید و را بهصورت یک تابع بسازید، سپس آن را در هر نقطهٔ بحرانی ارزیابی کنید.
- جدول را بخوانید: زینی؛ با کمینه، و با بیشینه.
- اگر شد، مستقیماً آزمون کنید: را در امتداد چند خط گذرنده از نقطه بررسی کنید (، ، ) — علامتهای مخالف نشاندهندهٔ نقطهٔ زینیاند.
- اگر قیدی در کار است، به سوئیچ کنید؛ و اگر دامنه بسته است، مرز را هم بررسی و مقادیر را مقایسه کنید.
برای یک انتگرال چندگانه
- پیش از دستزدن به تابع زیر انتگرال، ناحیه را از روی حدود رسم کنید — تقریباً همهٔ دشواریها هندسیاند نه جبری.
- انتگرال درونی را امتحان کنید. اگر پادمشتق آن مقدماتی نیست، ترتیب را عوض کنید (یا چند انتگرال را که نواحیشان یک ناحیهٔ سادهتر را میپوشانند در هم ادغام کنید).
- هندسه را با دستگاه مختصات مناسب تطبیق دهید: دایرهها/حلقهها/ قطبی؛ کرهها/مخروطها کروی؛ خطوط مایل مانند یک تغییر متغیر خطی — و هرگز را فراموش نکنید.
- از تقارن بهره ببرید: یک تابع فرد روی ناحیهای متقارن نسبت به همان محور، انتگرالش صفر میشود؛ و توابع تفکیکپذیر روی یک مستطیل به حاصلضرب دو انتگرال تکمتغیره تجزیه میشوند.
- در انتگرال تکمتغیرهٔ باقیمانده تغییر متغیر بزنید و آن را محاسبه کنید.
۵. مثال کوچک حلشده
(الف) نقاط بحرانی را دستهبندی کنید.
از رابطهٔ دوم، ؛ با جایگذاری، و . تنها نقطهٔ بحرانی است. مشتقهای دوم ثابتاند: ، ، ، پس
با . (ماتریس هسین در همهجا معین مثبت است، پس این سهمیگون در هر راستا رو به بالا باز میشود.)
(ب) مقدار را بیابید.
پادمشتق درونی بهصورت بسته وجود ندارد، پس ترتیب را عوض میکنیم. ناحیه است — مثلث زیر خط — که همارز با است:
هندسه همان ضریب را فراهم کرد که تغییر متغیر را ممکن ساخت — در این مثال همین سازوکار تعویض ترتیب را سودمند میکند.
(ج) شاخههای جفتشده. فرض کنید و ، با شرط . در ، زوجهای جبری و هستند؛ فقط زوج نخست مجاز است. با مشتقگیری در ثابت داریم:
هر دو قید برقرارند: تفاضل ثابت میماند و مجموع مربعات با نرخ واحد افزایش مییابد.
۶. حالتهای پرتکرار و موارد خاص
- (واگن/تباهیده). توابع (کمینه)، (بیشینه) و (هیچکدام) همگی در مبدأ میدهند: آزمون نمیتواند آنها را از هم تشخیص دهد، پس باید مستقیماً استدلال کرد.
- زین میمونی. تابع دارای است: یک نقطهٔ بحرانی یگانه که زینی با سه راستای نزولی است.
- کمترین مربعات / رگرسیون یک کمینهسازی نامقید دومتغیره است: قرار دهید ، برای .
- بهینهسازی با قیدی که خود یک مرز است (بیشینه حجم بهازای مساحت سطح دادهشده، نزدیکترین نقطهٔ یک سطح به مبدأ): معمولاً لاگرانژ سریعتر از حذف یک متغیر است، و کمینهکردن بهجای شما را از رادیکال خلاص میکند.
- انتگرال دوگانهٔ ناسره: ، که همان راه استخراج است.
- مشتقگیری زیر علامت انتگرال (لایبنیتس): — همان قضیهٔ انتقال رینولدز در یک بُعد.
- انتگرالهای سهگانه در ترتیب دلخواه: تصویرکردن یک جسم روی صفحهٔ ، یا سه چیدمان معتبر میدهد؛ تصویری را انتخاب کنید که سایهاش سادهترین باشد.
- نواحی خطی غیرمستطیلی: یک متوازیالاضلاع محدود به و تحت تبدیل با به مستطیل تبدیل میشود.
نکتهٔ کنکوری: دو واکنش سریع، بیشتر این سؤالها را میبرد. برای اکسترممها، اول نقاط بحرانی را بشمارید — گزینههایی که سه اکسترمم وعده میدهند وقتی دستگاه تنها دو ریشهٔ حقیقی دارد بیدرنگ حذف میشوند — سپس بگذارید (نه بهتنهایی) نوع نقطه را تعیین کند؛ مشتق مختلط ناصفر میتواند حتی با درایههای قطری مثبت، هسین را نامعین کند. برای انتگرال دوگانه، اگر پادمشتق درونی مقدماتی نیست، انتگرالگیری را رها کنید و شروع به رسم کنید: تعویض ترتیب (یا ادغام دو انتگرال دادهشده که نواحیشان یک ناحیهٔ تمیز را میپوشانند) مسیر مورد نظر طراح است، و ممکن است ضریب لازم برای تغییر متغیر را تولید کند.