۱. ایدهٔ اصلی
انتگرالگیری به دو پرسش درهمتنیده پاسخ میدهد: هم پادمشتق است (خنثیکردن مشتقگیری) و هم انباشت علامتدار یک کمیت. برای تابع پیوستهٔ روی ، انتگرال معین
مساحت خالص میان نمودار و محور است، و بهطور کلیتر حد مجموعهای ریمان میباشد. در مهندسی مکانیک، این ابزار پشت محاسبهٔ مساحتها، حجمها، مراکز جرم، کار و هر کمیتی است که با جمعکردن یک سهم بینهایتکوچک ساخته میشود.
۲. قضیهها و فرمولهای کلیدی
قضیهٔ اساسی حساب دیفرانسیل و انتگرال (FTC). اگر باشد آنگاه
و مشتقگیری از تابع انباشت، تابع زیر انتگرال را بازمیگرداند:
قاعدهٔ لایبنیتس (کرانهای متغیر). برای کرانهای مشتقپذیر ،
انتگرالگیری با تغییر متغیر (، ):
انتگرالگیری جزءبهجزء (برخاسته از قاعدهٔ ضرب):
کاربردها (تکمتغیره).
| کمیت | فرمول |
|---|---|
| مساحت میان دو منحنی | |
| حجم — دیسک/واشر (عمود بر محور) | |
| حجم — پوستههای استوانهای (موازی محور) | |
| طول کمان | |
| رویهٔ دَوَرانی (حول ) |
تعمیم پارامتری و قطبی. برای منحنی صفحهای، طول کمان را از عنصر طول اقلیدسی بهدست آورید. با پارامتر افزایشی،
دوران نوار بینهایتکوچک کمان، مساحتی برابر حاصلضرب محیط در طول کمان ایجاد میکند:
در اینجا فاصلهٔ عمودی تا محور واقعی دوران است: حول محور از ، حول محور از و حول محور قائم انتقالیافتهٔ از استفاده کنید. سطر دکارتی بالا همین قانون است. کمان مولد را یکبار پیمایش کنید و رویههای جاروبشدهٔ منطبق را دوباره نشمارید. کرانهای زاویهای را از ربع خواستهشده و شاخهٔ حقیقی منحنی تعیین کنید؛ قرار داشتن در ربع اول لزوماً به معنی کل بازهٔ نیست. برای معادلهای که را مشخص میکند، ابتدا را الزام کنید و شاخهٔ شعاع متناظر با آن کمان را برگزینید.
در انتهای تکین، پیش از داوری دربارهٔ همگرایی، حاصلضرب کامل را ساده کنید: شعاعِ رو به صفر ممکن است مشتق واگرا را حذف کند. انتگرال را بهصورت حد یکطرفه محاسبه کنید؛ تکینگی انتگرالپذیر حتی بدون حذف دقیق نیز مساحت متناهی میدهد. طول کمان یکای طول دارد و مساحت رویه با مجذور طول مقیاس میشود.
۳. روش — چگونه به یک انتگرال حمله کنیم
- فرم را تشخیص بده. آیا همین حالا یک انتگرال جدولی است؟ آیا تابع زیر انتگرال شامل یک تابع درونی است که مشتق آن نیز حاضر است ( تغییر متغیر)؟
- ابتدا تغییر متغیر. = تابع درونی را قرار بده؛ هم تابع زیر انتگرال و هم — برای انتگرال معین — کرانها را تبدیل کن (). تغییر تمیزِ کرانها نیاز به جایگذاری معکوس را از بین میبرد.
- جزءبهجزء برای حاصلضربها. برای ، را با LIATE انتخاب کن (لگاریتم، معکوس مثلثاتی، جبری، مثلثاتی، نمایی) — کلاسِ زودتر به تبدیل میشود (مشتق گرفته میشود) و کلاسِ دیرتر به (انتگرال گرفته میشود).
- توابع گویا. به فرم سره برسان (اگر تقسیم کن)، مخرج را تجزیه کن، به کسرهای جزئی بسط بده و جملهبهجمله انتگرال بگیر (جملههای و ).
- مثلثاتی / تغییر متغیر مثلثاتی. از کاهش توان استفاده کن؛ برای بهترتیب جایگذاری کن.
- وقتی فقط به مشتقِ یک انتگرال نیاز داری، انتگرال را محاسبه نکن — مستقیماً قضیهٔ اساسی/قاعدهٔ لایبنیتس را به کار ببر، یا تابع زیر انتگرال را در یک سری تیلور بسط بده و ضرایب را تطبیق بده ().
- برای کاربردها، ناحیه را رسم کن، متغیر برشزدن را تعیین کن و سهم بنیادی ، یا را پیش از انتگرالگیری بنویس.
۴. مثال کوچک حلشده (ابداعی، کلی)
مقدار را محاسبه کن — یک نمونهٔ کتابدرسیِ انتگرالگیری جزءبهجزء.
طبق LIATE عامل جبری همان است: قرار بده ، پس . آنگاه
بررسی با مشتقگیری: . ✓
یک مثال تکخطیِ تغییر متغیر: در مشتق مخرج یعنی در صورت حاضر است، پس با به فرومیریزد — همان هستهٔ دقیقی که در مسائل حجم دَوَرانیِ ساختهشده بر منحنیهای گویا ظاهر میشود.
بررسی قطبی ابداعی. ربعدایرهٔ ، ، با دوران حول محور یک نیمکره ایجاد میکند: و ؛ بنابراین
بهکارگیری بهعنوان شعاع دوران، دایرههایی با محیط نادرست را میشمارد.
۵. حالتهای رایج و موارد خاص
- انتخاب دیسک در برابر پوسته. دَوَران حول محور : پوستهها بر حسب انتگرال گرفته میشوند (بدون نیاز به حلکردن برای )؛ واشرها بر حسب انتگرال گرفته میشوند. هرکدام که از وارونکردن منحنی اجتناب میکند را انتخاب کن.
- تقارن. برای ناحیهای که نسبت به محور دَوَران متقارن است، پوستهها را فقط روی نیمِ بازه انتگرال بگیر — عامل همین حالا جسم کامل را میروبد؛ دوبرابرکردن به شمارش مضاعف میانجامد.
- توابع زوج/فرد. اگر فرد باشد؛ اگر زوج باشد — یک سادهسازِ سریع.
- انتگرالهای ناسره. کرانهای بینهایت یا واگرایی تابع زیر انتگرال بهصورت حد رسیدگی میشوند؛ همگرایی خودبهخودی نیست.
- توابع زیر انتگرالِ نامقدماتی (مثلاً ، ): بهدنبال پادمشتق بسته نگرد — ترتیب انتگرالگیری را عوض کن، از تقارن استفاده کن، یا از یک سری بهره ببر.
فهرست سریع فرمولها
در فهرست سریع، فرمول نمایی فرض دارد (برای ، از انتگرال بگیرید)؛ فرمول آرکتانژانت بهطور متعارف برای نوشته میشود.
نکتهٔ کنکوری: وقتی سؤال مشتق مرتبهٔ بالای یک تابعِ تعریفشده با انتگرال را میخواهد، هرگز قاعدهٔ زنجیرهای را کورکورانه به کار نبر. قضیهٔ اساسی میدهد ؛ سپس را حول به تیلور بسط بده و بخوان . و برای یک حجم دَوَرانی، همیشه جهت برشزدن را با محور تطبیق بده (پوستهها محور، واشرها ) تا انتگرالِ برپاسازی بدیهی شود.