1. تعریف و موارد کاربرد
برای یک حلقه با فیدبک واحد (یا حالت کلی) با تابع تبدیل حلقهباز ، قطبهای حلقهبسته ریشههای معادلهٔ مشخصهاند:
مکان هندسی ریشهها مجموعهٔ همهٔ نقاطی از صفحهٔ مختلط است که این ریشهها با تغییر بهرهٔ حقیقی میپیمایند. مکان مثبت (یا ) برای و مکان مکمل (یا ) برای رسم میشود. این روش ابزار استانداردی است برای آنکه در یک نگاه ببینیم یک پارامتر چگونه پاسخ گذرا (میرایی ، فرکانس طبیعی ، زمان نشست) را تغییر میدهد و از همه مهمتر، سیستم چه زمانی ناپایدار میشود (عبور یک شاخه از محور ).
تابع حلقهباز را به شکل قطب–صفر بنویسید،
با قطب محدود و صفر محدود (برای سیستم فیزیکی ). همهٔ قواعد زیر این شکل مونیک را فرض میکنند: هر عامل بهصورت با ضریب برای نوشته میشود.
2. شرایط و قضایای کلیدی
2.1 ابتدا نرمالسازی کنید — کدام مکان است؟
انتخاب بین و را علامت بهرهٔ مؤثر پس از مونیک کردن تابع حلقه تعیین میکند، نه علامت حرف . معادلهٔ مشخصه را به شکل
درآورید و علامت را بخوانید:
| وضعیت | بهرهٔ مؤثر | مکانی که باید رسم شود |
|---|---|---|
| فیدبک منفی، عاملهای مونیک، | ||
| فیدبک منفی، | ||
| فیدبک مثبت ()، | ||
| عاملی که «وارونه» نوشته شده، مثلاً یا ، با | هر چنین عاملی یک وارد میکند؛ تعداد فرد از آنها میدهد | |
| دو تغییر علامت همزمان (مثلاً فیدبک مثبت و یک عامل وارونه) |
عامل وارونه مشخصهٔ قطبها و صفرهای نیمصفحهٔ راست (نامینیممفاز) است: ریشهای در قرار میدهد و علامت بهره را نیز عوض میکند.
2.2 شرط زاویه و شرط اندازه
نقطهٔ روی مکان مثبت () قرار دارد اگر و تنها اگر در شرط زاویه صدق کند، و بهره در آن نقطه از شرط اندازه به دست میآید:
برای مکان مکمل () شرط زاویه به (یعنی ) تبدیل میشود؛ در هر دو حالت به شکل مونیک در نظر گرفته میشود.
2.3 قواعد رسم
| قاعده | مکان () | مکان () |
|---|---|---|
| تعداد شاخهها | (یک شاخه به ازای هر قطب حلقهباز) | |
| شروع / پایان | شروع () از قطب؛ شاخه به صفرهای محدود ختم میشوند و شاخه به بینهایت میروند | همان |
| تقارن | متقارن نسبت به محور حقیقی | همان |
| پارهخطهای محور حقیقی | تعداد قطبها+صفرهای حقیقی در سمت راست فرد است | تعداد در سمت راست زوج است (صفر هم زوج به شمار میآید) |
| زاویهٔ مجانبها | ||
| مرکز ثقل مجانبها | همان |
با . این دو مکان روی محور حقیقی مکمل یکدیگرند: روی هم کل محور را میپوشانند.
نقاط شکست (جدایی / ورود) (جایی که شاخهها محور حقیقی را ترک میکنند یا دوباره به آن میپیوندند) از حل معادلهٔ زیر به دست میآیند:
این معادله برای هر دو مکان یکسان است؛ هر ریشهٔ حقیقی متعلق به مکانی است که پارهخطِ محور حقیقیِ دربرگیرندهٔ آن ریشه را در اختیار دارد (بهطور معادل، علامت را در آن ریشه بررسی کنید).
زاویهٔ خروج از قطب مختلط و زاویهٔ ورود به صفر مختلط (مکان ):
برای مکان در هر دو فرمول، ابتدایی را با جایگزین کنید.
محل تقاطع با محور (مرز پایداری) از جدول راث–هرویتز یا با جایگذاری در معادلهٔ مشخصه و حل همزمان قسمتهای حقیقی و موهومی برای و بحرانی به دست میآید. اگر این دو معادله جواب حقیقی به ازای هیچ مجازی نداشته باشند، مکان هرگز محور را قطع نمیکند. برای چندجملهای درجهٔ سه راه میانبر چنین است: پایدار است اگر و تنها اگر همهٔ ضرایب مثبت باشند و ؛ تقاطع در با رخ میدهد.
2.4 مجموع قطبهای حلقهبسته
با بسط و خواندن ضریب :
دو کاربرد دارد. (i) برای ، حرکت شاخهها به سمت چپ باید با حرکت شاخههایی به سمت راست جبران شود. (ii) اگر این مجموع مثبت باشد، دستکم یک قطب حلقهبسته در نیمصفحهٔ راست قرار دارد — حکم فوری ناپایداری (برای و مجموع بدون کران رشد میکند).
2.5 ریشههای چندگانه: محل تلاقی چند شاخه
معادلهٔ مشخصه را به شکل بنویسید، بهطوری که . حلقهٔ بسته ریشهای با چندگانگی در دارد اگر و تنها اگر
و حقیقی و دارای علامت مجاز باشد. در چنین نقطهای شاخه وارد و شاخه خارج میشوند؛ جهتهای ورود از هم فاصله دارند، جهتهای خروج نیز از هم فاصله دارند و جهتهای ورود و خروجِ مجاور به اندازهٔ
از یکدیگر جدا هستند. بنابراین یک نقطهٔ شکست معمولی () با زاویهٔ محور حقیقی را ترک میکند و در یک نقطهٔ سهگانه () شاخههای خروجی با زاویهٔ نسبت به شاخههای ورودی خارج میشوند. بیان جبری معادل: در بهرهٔ چندجملهای مشخصه شامل عامل است.
3. روش (گام به گام)
- نرمالسازی. همهٔ عاملها را مونیک کنید، تمام علامتهای منفی (عاملهای وارونه، فیدبک مثبت، منفی) را در یک بهرهٔ مؤثر جمع کنید و بین و تصمیم بگیرید.
- تجزیه به قطبهای و صفرهای ؛ و را یادداشت کنید. قطبها را با و صفرها را با علامت بزنید.
- پارهخطهای محور حقیقی — قاعدهٔ تعداد فرد در سمت راست () یا قاعدهٔ تعداد زوج ().
- مجانبها — زاویهٔ و تنها مرکز ثقل را محاسبه کنید؛ آنها را از رسم کنید.
- نقاط شکست (جدایی/ورود) — معادلهٔ را حل کنید؛ فقط ریشههایی را نگه دارید که روی یک پارهخط معتبر محور حقیقی قرار دارند (و علامت در آنها مجاز است).
- زاویههای خروج/ورود در قطبها/صفرهای مختلط.
- تقاطع با — راث یا جایگذاری بهرهٔ مرزی و فرکانس را میدهد؛ این حد پایداری است. با قاعدهٔ مجموع قطبها صحتسنجی کنید.
- سرهم کردن شاخهها با رعایت تقارن، و خواندن نقطهٔ طراحی (، ، قطبهای غالب) و بهرهٔ آن از شرط اندازه.
4. مثالهای کوتاه حلشده
4.1 یک رسم استاندارد
مکان مثبت را رسم کنید.
- قطبها/صفرها: ، بدون صفر محدود، پس ، ، که شاخه میدهد و همه .
- محور حقیقی: پارهخطهای و (تعداد فرد در سمت راست).
- مجانبها: زاویهها ؛ مرکز ثقل .
- نقطهٔ شکست روی : (ریشهٔ روی پارهخط معتبری نیست).
- تقاطع با : معادلهٔ مشخصه است؛ راث پایداری مرزی را هنگامی میدهد که ، یعنی در rad/s.
پس دو شاخه در نزدیکی از محور جدا میشوند، به سمت مجانبهای خم میشوند و در وارد نیمصفحهٔ راست میشوند: حلقه برای پایدار است.
4.2 یک علامت پنهان: مکان با
فیدبک منفی، ، .
- نرمالسازی: ، پس و : این یک مکان با قطبهای و صفر است.
- محور حقیقی (تعداد زوج در سمت راست): (تعداد ) و (تعداد ) روی مکان هستند؛ و نیستند.
- مجانب: ، زاویه — شاخهٔ آغازشده از به میرود؛ شاخهٔ آغازشده از به سمت چپ تا صفرِ واقع در میرود. نقطهٔ شکستی وجود ندارد.
- بررسی: معادلهٔ مشخصه است. حاصلضرب ریشهها و مجموع آنها است، پس به ازای هر یک قطب در نیمصفحهٔ راست قرار دارد: هرگز پایدار نیست.
اگر همین تابع با بیدقتی بهصورت مکان خوانده شود، پارهخطهای و ، یک کمان دایرهای حول صفر و نتیجهٔ نادرست «پایدار برای » به دست میآید.
4.3 مکانی که فقط از خطوط راست ساخته شده است
، فیدبک منفی. چون ، معادلهٔ مشخصه چنین است:
- : چهار ریشه با هستند — آنها روی محور حقیقی و روی خط قائم از قطبهای به سمت میلغزند.
- : یک ریشهٔ چهارگانه در (مرکز ثقل).
- : ریشهها با هستند — آنها دقیقاً در امتداد چهار مجانب خارج میشوند که نسبت به جهتهای ورود به اندازهٔ چرخیدهاند.
- حد پایداری: نیمخطهای هنگامی به محور میرسند که ، یعنی ، در . برای پایدار است (راث روی همین نتیجه را میدهد).
5. گونههای رایج و حالتهای خاص
- مکان هندسی ریشههای مکمل. از ستون جدول قواعد استفاده کنید: نقاط محور حقیقی باید تعداد زوجی قطب+صفر در سمت راست خود داشته باشند و زاویهٔ مجانبها میشود، پس همواره یک مجانب در امتداد محور حقیقی مثبت قرار دارد. شاخهها میتوانند بیدرنگ به نیمصفحهٔ راست بروند، از این رو بهرهٔ مؤثر منفی اغلب ناپایدارکننده است.
- تعداد برابر قطب و صفر (). مجانبی به بینهایت وجود ندارد — هر شاخه به یک صفر محدود ختم میشود.
- مکانهای دایرهای. با دو قطب و یک صفر (صفر روی محور حقیقی بیرون از زوج قطبها، یا قطبهای مختلط) بخشِ خارج از محورِ مکان دقیقاً یک دایره به مرکز صفر با شعاع است. با دو صفر و یک قطب، دایرهای به مرکز قطب با شعاع است.
- مکانهای خط قائم. دو قطب و بدون صفر (): مجموع قطبها ثابت است، پس پس از جدایی، زوج مختلط روی خط قائم حرکت میکند. این عضو از خانوادهٔ زیر است.
- مکانهای خط راست (ستارهای). اگر حلقه صفر محدود نداشته باشد و مخرج آن یک توان کامل انتقالیافته باشد، ، معادلهٔ مشخصه چنین است:
و همهٔ قطبهای حلقهبسته روی نیمخطهای راستِ گذرنده از مرکز ثقل قرار دارند:
| بهره | شعاع | زاویهٔ نیمخطها (قطبها در ) |
|---|---|---|
| ریشهٔ -گانه در | ||
مکان بر مجانبهای خودش منطبق است. آزمون تشخیص برای چندجملهای درجهٔ سه : این عبارت یک مکعب کامل بهعلاوهٔ یک ثابت است اگر و تنها اگر ، و در این صورت و . از دید هندسی، قطبهای حلقهباز با فاصلههای مساوی روی دایرهای به مرکز مرکز ثقل قرار دارند. برای و حلقهٔ بسته دقیقاً به ازای
پایدار است؛ حد پایین متناظر با رسیدن نیمخط حقیقی به مبدأ و حد بالا متناظر با رسیدن نیمخطهای به محور است.
- به دست آوردن تابع تبدیل از روی یک مکان دادهشده (مسئلهٔ معکوس). ضربدرها و دایرهها قطبها و صفرها را میدهند، تعداد مجانبها را میدهد و محل تلاقی مجانبها را. هر مختصات مجهول قطب/صفر با یک نقطهٔ خاص تعیین میشود: اگر شاخه در به هم برسند، شرط را اعمال و ضرایب را برابر قرار دهید. مثال: یک مکانِ بدون صفر قطبهایی در و دارد و هر سه شاخه در به هم میرسند. آنگاه ، پس ()، و . بررسی: .
- بهترین خطای حالت ماندگارِ دستیافتنی. ثابتهای خطا (، ، ) با بهره متناسباند، پس خطای حالت ماندگار با افزایش بهطور یکنوا کاهش مییابد — اما قضیهٔ مقدار نهایی فقط درون بازهٔ بهرهٔ پایدار برقرار است. بنابراین کوچکترین خطای قابل حصول، مقدار آن در حد پایداری است (یک اینفیمم: در خودِ حلقه نوسان میکند). در ادامهٔ مثال: ، راث را میدهد، پس برای ورودی شیب خطا است.
- پارامتری غیر از بهره. هر پارامتر منفرد را میتوان بررسی کرد: معادلهٔ مشخصه را بهصورت جبری به شکل بازآرایی کنید و مکان را رسم کنید.
تلهٔ رایج: قواعد مربوط به بهرهٔ مؤثر مثبت روی عاملهای مونیک است، نه مربوط به «». مخرجی مانند یا ، یا یک حلقهٔ فیدبک مثبت، بیسروصدا یک مسئلهٔ را به مکان تبدیل میکند — قاعدهٔ محور حقیقی را به «تعداد زوج در سمت راست» برگردانید و مجانبها را از دوباره محاسبه کنید. همچنین هرگز برای بهرهای خارج از بازهٔ پایدار، خطای حالت ماندگار اعلام نکنید.
نکتهٔ کنکوری: پیش از هر رسمی، را به دست آورید — این مقدار تعداد مجانبها و زاویههای آنها را مشخص میکند ( و ، یعنی با فاصلهٔ از هم، برای ؛ و قائم در برای ) که بهتنهایی معمولاً بیشتر شکلهای گزینهها را حذف میکند. سپس، هرگاه باشد، به ضریب چندجملهای مشخصه نگاه کنید (این ضریب به بهره بستگی ندارد): مثبت بودن مجموع قطبها، ، یعنی «ناپایدار به ازای هر بهره»، بدون هیچ رسمی. برای این مجموع برابر است و باید به ازای هر بهره جداگانه بررسی شود. و هرگاه ضرایب دوجملهای به نظر رسیدند ( یا ، مقیاسشده با توانهای )، توان را کامل کنید — کل مکان خطوط راستی است که از میگذرند.