KonkurStudy
همه کارت‌ها

بودجه‌بندی سرمایه‌ای: ارزش فعلی خالص، نرخ بازده داخلی، شاخص سودآوری و رتبه‌بندی پروژه‌ها

جریان‌های نقدی تفاضلی پس از مالیات را بسازید، ارزش‌آفرینی را از بازیافت سرمایه و بازده درصدی جدا کنید، تعارض رتبه‌بندی ارزش فعلی خالص و نرخ بازده داخلی را حل کنید و پروژه‌های تکرارپذیر با عمر متفاوت را با سالوارهٔ معادل مقایسه کنید.

کارت مفهوم کنکور ارشد مدیریت

اهمیت
۰/۵

۱. ایدهٔ اصلی و چارچوب

بودجه‌بندی سرمایه‌ای (Capital budgeting) منابع را به دارایی‌های بلندمدت تخصیص می‌دهد؛ جریان‌های نقدی افزودهٔ ناشی از پذیرش پروژه را با هزینهٔ فرصت سرمایه مقایسه می‌کند. چارچوب جریان نقدی تنزیل‌شده در متون استاندارد مالی شرکتی، از جمله راس و وسترفیلد، نقد دریافتی سرمایه‌گذاران را ارزش‌گذاری می‌کند؛ سود حسابداری به‌تنهایی سنجهٔ ارزش پروژه نیست.

ابتدا مرز پروژه را مشخص کنید: وضعیت با پروژه و بدون پروژه را مقایسه کنید، نه حساب‌های امسال و پارسال را. دیدگاه جریان نقدی، ریسک، نرخ تنزیل، واحد پول، مبنای تورم و طول دوره باید سازگار باشند.

۲. ساختن جریان‌های نقدی تفاضلی پس از مالیات

قلم نحوهٔ برخورد دلیل
تجهیزات، نصب و سرمایه‌گذاری افزوده خروج نقد در زمان پرداخت پروژه منابع را متعهد می‌کند
هزینهٔ تحقیق پرداخت‌شده و غرق‌شده حذف پذیرش پروژه آن را تغییر نمی‌دهد
هزینهٔ فرصت، فروش ازدست‌رفته بر اثر جانشینی محصولات، آثار مثبت جانبی در صورت تفاضلی‌بودن منظور شود اثر مرتبط لزوماً در فاکتور پروژه دیده نمی‌شود
استهلاک برای محاسبهٔ سود مشمول مالیات کسر و سپس اضافه شود هزینهٔ غیرنقدی با اثر مالیاتی
سرمایهٔ در گردش خالص افزایش آن خروج نقد است؛ ماندهٔ بازیافتنی در پایان آزاد می‌شود منابع درگیر مطالبات و موجودی در جای دیگر قابل استفاده نیستند
واگذاری و تعطیلی ارزش اسقاط پس از مالیات و هزینهٔ تعطیلی منظور شود جریان‌های پایان عمر بخشی از ارزش پروژه‌اند
بهره و سود سهام در پروژهٔ تنزیل‌شده با WACC از جریان نقدی عملیاتی پروژه حذف شود هزینهٔ تأمین مالی در نرخ تنزیل لحاظ شده است

برای درآمد عملیاتی مشمول مالیات، با فرض قابل‌استفاده‌بودن منفعت مالیاتی استهلاک:

OCFt=(Rt−Ct−Dept)(1−T)+Dept=(Rt−Ct)(1−T)+TDeptOCF_t=(R_t-C_t-Dep_t)(1-T)+Dep_t=(R_t-C_t)(1-T)+TDep_t FCFt=OCFt−CapExt−ΔNWCt,Safter tax=S−T(S−BV)FCF_t=OCF_t-CapEx_t-\Delta NWC_t,\qquad S_{\text{after tax}}=S-T(S-BV)

درآمد و هزینهٔ نقدی عملیاتی، تفاضلی‌اند؛ ارزش دفتری، ارزش دفتری مالیاتی است. اسقاط و بازیافت سرمایهٔ در گردش را در تاریخ واقعی خود اضافه کنید و دوبار نشمارید. محدودیت استفاده از زیان مالیاتی یا مقررات عایدی سرمایه ممکن است محاسبهٔ مالیاتی دیگری را ضروری کند.

۳. پنج روش و قواعد آنها

پرداخت اولیه را CF0=−I0CF_0=-I_0 با I0>0I_0>0 و جریان‌های نقدی خالص بعدی را CFtCF_t بگیرید.

NPV(r)=−I0+∑t=1nCFt(1+r)tNPV(r)=-I_0+\sum_{t=1}^{n}\frac{CF_t}{(1+r)^t} 0=−I0+∑t=1nCFt(1+IRR)t,PI=∑t=1nCFt/(1+r)tI0=1+NPVI00=-I_0+\sum_{t=1}^{n}\frac{CF_t}{(1+IRR)^t},\qquad PI=\frac{\sum_{t=1}^{n}CF_t/(1+r)^t}{I_0}=1+\frac{NPV}{I_0}
روش چه چیزی می‌سنجد؟ پذیرش پروژهٔ مستقل محدودیت اصلی
ارزش فعلی خالص (NPV) ثروت افزوده برحسب پول ارزش فعلی خالص مثبت وابسته به برآورد جریان‌ها و نرخ متناسب با ریسک
نرخ بازده داخلی (IRR) نرخ تنزیلی که ارزش فعلی خالص را صفر می‌کند بالاتر از بازده لازم برای جریان‌های سرمایه‌گذاری متعارف رتبه‌بندی درصدی ممکن است گمراه‌کننده باشد؛ جریان نامتعارف ممکن است چند نرخ یا هیچ نرخی داشته باشد
شاخص سودآوری (PI) ارزش فعلی به ازای واحد سرمایه‌گذاری اولیه بالاتر از یک با تعریف پرداخت اولیهٔ واحد ثروت افزودهٔ کل را نمی‌سنجد
دورهٔ بازگشت عادی (Ordinary payback) زمان بازیافت پرداخت اولیه با دریافتی‌های اسمی انباشته برابر یا کوتاه‌تر از حد تعیین‌شده ارزش زمانی پول و همهٔ جریان‌های بعدی را نادیده می‌گیرد
دورهٔ بازگشت تنزیلی (Discounted payback) زمان بازیافت پرداخت اولیه با دریافتی‌های تنزیل‌شدهٔ انباشته برابر یا کوتاه‌تر از حد تعیین‌شده همچنان جریان‌های پس از بازیافت را حذف می‌کند

اگر دریافتی اسمی سالانهٔ برابر CC باشد، بازگشت عادی I0/CI_0/C است، به شرط وقوع بازیافت در عمر پروژه. برای جریان‌های نامساوی آنها را انباشته کنید؛ درون‌یابی بخشی از سال فرض می‌کند دریافتی به‌طور یکنواخت ایجاد می‌شود. بازگشت تنزیلی، ارزش‌های فعلی را انباشته می‌کند، نه نقد اسمی را.

جریان‌های نقدی سرمایه‌گذاری متعارف (Conventional investment cash flows) یعنی یک جریان منفی اولیه و سپس دریافتی‌های نامنفی که دست‌کم یکی مثبت است. در دامنهٔ اقتصادی مجاز r>−1r>-1، ارزش فعلی خالص نزولی و نرخ بازده داخلی یکتا است. در یک نرخ بازده لازم معین:

NPV>0 ⟺ PI>1 ⟺ IRR>rNPV>0\ \Longleftrightarrow\ PI>1\ \Longleftrightarrow\ IRR>r

ارزش فعلی خالص صفر با شاخص سودآوری یک و برابری نرخ بازده داخلی و بازده لازم متناظر است؛ برای رد پروژه جهت هر سه نامساوی وارونه می‌شود. نرخ بازده داخلی مثبت می‌تواند کمتر از بازده لازم باشد: ۱۰۰ سرمایه‌گذاری کنید، یک سال بعد ۱۱۰ دریافت کنید و بازده لازم ۲۰٪ را به کار برید.

IRR=110100−1=10%,NPV=−100+1101.20=−8.33IRR=\frac{110}{100}-1=10\%,\qquad NPV=-100+\frac{110}{1.20}=-8.33

بازگشت یک‌ساله است اما ارزش تخریب می‌شود. برای جریان متعارف با عمر محدود، ارزش فعلی خالص مثبت به معنی بازیافت تنزیلی تا پایان عمر است؛ تضمین نمی‌کند پیش از حد کوتاه‌تر تعیین‌شدهٔ مدیریت بازیافت رخ دهد. در نرخ تنزیل نامنفی، بازگشت عادی طولانی‌تر از بازگشت تنزیلی نیست. هم‌ارزی سادهٔ علامت‌ها خودبه‌خود به جریان‌های تأمین مالی یا نامتعارف تعمیم نمی‌یابد.

۴. نمودار ارزش فعلی خالص، نرخ متقاطع و تعارض رتبه‌بندی

نمودار ارزش فعلی خالص (NPV profile) ارزش فعلی خالص یک پروژه را در برابر نرخ تنزیل رسم می‌کند. محل تقاطع با محور افقی، نرخ بازده داخلی خود آن است. نرخ متقاطع (Crossover rate) محل برخورد دو نمودار است:

NPVA(rc)=NPVB(rc),NPVA−B(rc)=0NPV_A(r_c)=NPV_B(r_c),\qquad NPV_{A-B}(r_c)=0

جریان‌ها را تاریخ‌به‌تاریخ، شامل سرمایه‌گذاری اولیه، تفریق کنید: نرخ متقاطع یک نرخ بازده داخلیِ جریان‌های نقدی تفاضلی (Incremental cash flows) است. ارزش فعلی خالص مشترک در تقاطع لزوماً صفر نیست؛ نرخ‌های بازده داخلی خود پروژه‌ها نیز لزوماً برابر نیستند. جریان تفاضلی ممکن است چند نرخ متقاطع مرتبط از نظر اقتصادی یا هیچ‌کدام داشته باشد.

مثال مقیاس، به میلیون ریال: A با هزینهٔ ۱۰۰، یک سال بعد ۱۵۰ می‌دهد؛ B با هزینهٔ ۲۰۰، یک سال بعد ۲۸۰ می‌دهد. بازده درصدی A بیشتر است اما B می‌تواند ثروت بیشتری ایجاد کند.

IRRA=50%,IRRB=40%,NPVA(0.10)=36.36,NPVB(0.10)=54.55IRR_A=50\%,\quad IRR_B=40\%,\quad NPV_A(0.10)=36.36,\quad NPV_B(0.10)=54.55

سرمایه‌گذاری تفاضلی B منهای A، پرداخت ۱۰۰ و دریافت ۱۳۰ دارد:

rc=130100−1=30%r_c=\frac{130}{100}-1=30\%

پایین‌تر از این نرخ، ارزش فعلی خالص B بیشتر و بالاتر از آن، ارزش فعلی خالص A بیشتر است. اگر دو پروژه مانعةالجمع و از سایر جهت‌ها مقایسه‌پذیر باشند، در بازده لازم ۱۰٪، B را انتخاب کنید. تفاوت زمان‌بندی نیز تعارض می‌سازد. برای پروژه‌های مانعةالجمع، ارزش فعلی خالص را در بازده لازم و افق مقایسهٔ مناسب بیشینه کنید؛ صرفاً بیشترین نرخ بازده داخلی یا شاخص سودآوری را انتخاب نکنید. با یک محدودیت سرمایه، شاخص سودآوری به رتبه‌بندی پروژه‌های مستقل تقسیم‌پذیر کمک می‌کند؛ برای پروژه‌های تقسیم‌ناپذیر یا چند محدودیت باید مجموعهٔ شدنی با بیشترین ارزش فعلی خالص کل انتخاب شود.

در جریان‌های نامتعارف، تغییر مکرر علامت می‌تواند چند نرخ بازده داخلی ایجاد کند، اما آن را تضمین نمی‌کند. دنبالهٔ منفی ۱۰۰، مثبت ۲۳۰ و منفی ۱۳۲ دو نرخ دارد:

−100+2301+i−132(1+i)2=0 ⟹ i=10% or 20%-100+\frac{230}{1+i}-\frac{132}{(1+i)^2}=0\ \Longrightarrow\ i=10\%\ \text{or}\ 20\%

ممکن است هیچ نرخ حقیقی مجازی وجود نداشته باشد: دنبالهٔ منفی ۱۰۰، مثبت ۱۰۰ و منفی ۱۰۰ یک معادلهٔ درجه‌دو با ممیز منفی می‌دهد. ارزش فعلی خالص را مستقیماً در بازده لازم محاسبه کنید. نرخ بازده داخلی تعدیل‌شده با نرخ‌های مشخص تأمین مالی و سرمایه‌گذاری مجدد، جریان‌ها را خلاصه می‌کند؛ جایگزین معیار ثروتِ ارزش فعلی خالص نمی‌شود.

۵. مثال حل‌شدهٔ عایدی دائمی

پروژه اکنون ۱۲۰ میلیون ریال هزینه دارد و سالانه تا ابد ۱۸ میلیون ریال می‌دهد؛ نخستین دریافت یک سال بعد است. با بازده لازم ۱۰٪:

PV=Cr=180.10=180,NPV=180−120=60,PI=180120=1.50,IRR=18120=15%PV=\frac{C}{r}=\frac{18}{0.10}=180,\quad NPV=180-120=60,\quad PI=\frac{180}{120}=1.50,\quad IRR=\frac{18}{120}=15\%

ارزش فعلی و ارزش فعلی خالص به میلیون ریال‌اند؛ شاخص سودآوری بدون بُعد است. نسبت ارزش خالص به سرمایه‌گذاری ۰٫۵۰ و شاخص سودآوری ۱٫۵۰ است. با ایجاد یکنواخت دریافتی، بازگشت عادی حدود ۶٫۶۷ سال است؛ با دریافت صرفاً در پایان سال، بازیافت اسمی کامل در پایان سال هفتم رخ می‌دهد. عایدی دائمی با شروع فوری به تصحیح زمان‌بندی نیاز دارد.

۶. عمرهای نابرابر: ارزش سالانهٔ معادل

پروژهٔ بلندعمر خودبه‌خود بهتر نیست. برای دارایی‌های مانعةالجمع که خدمت مستمر و مقایسه‌پذیر فراهم می‌کنند، ارزش فعلی خالص هر پروژه را به سالوارهٔ معادل (Equivalent annual annuity، EAA) تبدیل کنید:

PVIFA(r,n)=1−(1+r)−nr,EAAi=NPViPVIFA(r,ni)PVIFA(r,n)=\frac{1-(1+r)^{-n}}{r},\qquad EAA_i=\frac{NPV_i}{PVIFA(r,n_i)}

برای گزینه‌های صرفاً هزینه‌ای با خدمت برابر، هزینه‌ها را به‌صورت ارزش فعلی هزینهٔ مثبت بنویسید:

EACi=PV(costsi)PVIFA(r,ni)EAC_i=\frac{PV(\text{costs}_i)}{PVIFA(r,n_i)}

سالوارهٔ منفعت خالص را بیشینه و هزینهٔ سالانهٔ معادل (Equivalent annual cost، EAC) را کمینه کنید. برای گزینه‌های با ریسک مقایسه‌پذیر، نرخ تنزیل مرتبط یکسان به کار برید. در نرخ تنزیل صفر، ضریب سالواره برابر عمر پروژه است.

مثال تألیفی، به میلیون ریال: A عمر دو‌ساله و ارزش فعلی خالص ۲۴ دارد؛ B عمر چهار‌ساله و ارزش فعلی خالص ۴۰ دارد. در نرخ ۱۰٪:

PVIFA(0.10,2)=1.7355,PVIFA(0.10,4)=3.1699PVIFA(0.10,2)=1.7355,\quad PVIFA(0.10,4)=3.1699 EAAA=241.7355=13.83,EAAB=403.1699=12.62EAA_A=\frac{24}{1.7355}=13.83,\qquad EAA_B=\frac{40}{3.1699}=12.62

با وجود ارزش فعلی خالص کمتر در یک چرخه، ارزش سالانهٔ A بیشتر است. این رتبه‌بندی تکرارپذیری را فرض می‌کند: A پس از سال دوم با شرایط جریان نقدی و ریسک معادل قابل جایگزینی است و خدمت دست‌کم در افق مشترک چهار‌ساله یا تا ابد لازم است. طی چهار سال:

NPVA,chain=24+241.102=43.83>40NPV_{A,\text{chain}}=24+\frac{24}{1.10^2}=43.83>40

برای فرصت یک‌باره بدون جایگزینی، ارزش‌های فعلی خالص واقعی را در افق مرتبط تصمیم مقایسه کنید. اگر تنها سه سال خدمت باقی مانده، جایگزینی، خاتمهٔ زودهنگام، اسقاط و ارزش باقیماندهٔ سال سوم را صریح مدل کنید؛ چرخهٔ کامل را کورکورانه تکرار نکنید و سالوارهٔ کل عمر را به کار نبرید. تورم، تغییر فناوری یا شرایط متفاوت جایگزینی می‌تواند فرض تکرار یکسان را نامعتبر کند.

۷. پرسش‌ها را تفکیک کنید

تصمیم مقایسهٔ درست اشتباه رایج
آیا پروژهٔ مستقل متعارف ارزش ایجاد می‌کند؟ ارزش فعلی خالص، نرخ بازده داخلی و شاخص سودآوری علامت‌های پذیرش معادل دارند حد بازیافت، قاعدهٔ جداگانه است
کدام پروژهٔ مانعةالجمع مقایسه‌پذیر بیشترین ارزش را ایجاد می‌کند؟ بیشترین ارزش فعلی خالص در بازده لازم و افق مرتبط بیشترین بازده درصدی ممکن است متعلق به سرمایه‌گذاری کوچک‌تر باشد
کدام دارایی تکرارپذیر با عمر نابرابر بهتر است؟ بیشترین سالوارهٔ معادل یا کمترین هزینهٔ سالانهٔ مثبت برای خدمت برابر تقسیم ارزش فعلی خالص بر سال‌ها، تنزیل را نادیده می‌گیرد
آیا دو نمودار ارزش فعلی خالص برابرند؟ نرخ متقاطع / نرخ بازده داخلی تفاضلی نرخ بازده داخلی یک پروژه، ارزش فعلی خالص خود آن را صفر می‌کند

نکتهٔ کنکوری: ارزش فعلی خالص، ثروت است؛ نرخ بازده داخلی، نرخ؛ شاخص سودآوری، نسبت؛ و بازگشت سرمایه، زمان. هم‌ارزی پذیرش به جریان متعارف و رتبه‌بندی سالانه به افق جایگزینی موجه نیاز دارد. بازگشت کوتاه یا درصد بزرگ را جایگزین مقایسهٔ مرتبط ارزش فعلی خالص نکنید.

فرمول‌های کلیدی

Incremental operating cash flow
OCFt=(Rt−Ct)(1−T)+TDeptOCF_t=(R_t-C_t)(1-T)+TDep_t
Net present value
NPV=−I0+∑t=1nCFt(1+r)tNPV=-I_0+\sum_{t=1}^{n}\frac{CF_t}{(1+r)^t}
Internal rate of return
0=−I0+∑t=1nCFt(1+IRR)t0=-I_0+\sum_{t=1}^{n}\frac{CF_t}{(1+IRR)^t}
Profitability index: single initial outlay
PI=1+NPVI0PI=1+\frac{NPV}{I_0}
Crossover rate
NPVA(rc)=NPVB(rc),NPVA−B(rc)=0NPV_A(r_c)=NPV_B(r_c),\quad NPV_{A-B}(r_c)=0
Equivalent annual annuity
EAA=NPVPVIFA(r,n),PVIFA(r,n)=1−(1+r)−nrEAA=\frac{NPV}{PVIFA(r,n)},\quad PVIFA(r,n)=\frac{1-(1+r)^{-n}}{r}
Equivalent annual cost
EAC=PV(costs)PVIFA(r,n)EAC=\frac{PV(\text{costs})}{PVIFA(r,n)}
#capital-budgeting#incremental-cash-flows#npv-irr#profitability-index#payback-period#crossover-rate#equivalent-annual-annuity

کارت‌های مرتبط

فرمولمدیریت مالی
نقاط سربه‌سر: حسابداری، نقدی و مالی

یک طرح سه نقطهٔ سربه‌سر دارد — نقدی (OCF = 0)، حسابداری (سود خالص = 0) و مالی (NPV = 0، IRR = نرخ بازده مورد انتظار) — هر سه به شکل (بار ثابت)/(حاشیهٔ مشارکت)اند و تنها در افزوده‌ای تفاوت دارند که هر تعریفِ «صفر» بر دوش حاشیهٔ مشارکت می‌گذارد.

break-even-pointaccounting-break-evencash-break-evenfinancial-break-even
فرمولمدیریت مالی
ارزش زمانی پول و بازده مرکب

کل دستگاه ارزش زمانی پول — مرکب کردن و تنزیل، چهار ضریب بهره، همهٔ الگوهای اقساط/عایدی دائمی/رشد، نرخ اسمی در برابر نرخ مؤثر، و بازده مرکب (هندسی) چنددوره‌ای همراه با نامساوی میانگین حسابی–هندسی که بر آن حاکم است.

time-value-of-moneypresent-valueannuity-factorsgrowing-perpetuity
مفهوممدیریت مالی
ساختار سرمایه، اهرم، سپر مالیاتی و سیاست تقسیم سود

چگونه ترکیب بدهی/سهام ممتاز/حقوق صاحبان سهام و هزینه‌های ثابت آن، ریسک، هزینهٔ سرمایهٔ پس از مالیات و ارزش شرکت را تعیین می‌کند — قضایای مودیلیانی و میلر، سپر مالیاتی بهره، نظریهٔ توازن در برابر سلسله‌مراتب تأمین مالی، و تصمیم پرداخت از سود نقدی تا تجزیهٔ سهام. دوپونت با ضریب حقوق مالکانه بازده سازگار دارایی و حقوق مالکانه را پیوند می‌دهد؛ نگهداشت سود و سیاست تأمین مالی ثابت، بازده حقوق مالکانه را به رشد مرتبط می‌کنند. تفکیک رشد داخلیِ بدون تأمین مالی خارجی از رشد پایدار با اهرم ثابت، و تفسیر شکاف کل منابع در برابر شکاف سهام جدید با مخرج‌های بازده سازگار. تطبیق نرخ تنزیل پروژه با ریسک و شناخت تعهدات ثابت اجارهٔ تأمین مالی. هزینهٔ انتشار سهام ممتاز خالص وجوه را کاهش می‌دهد؛ رابطهٔ تغییرات سود انباشته، سود نقدی را از سود پس از بهره و مالیات بازیابی می‌کند.

capital-structurefinancial-leverageinterest-tax-shieldpecking-order-theory

سوالات تمرینی · 8/10

همهٔ 10 سؤال →