KonkurStudy
همه کارت‌ها

نظریه‌های یادگیری، تقویت و سبک‌های کُلب

تفکیک سازوکار یادگیری از مرحله و سبک: بازسازی شناختی، پیامدهای کنشگر، الگوبرداری اجتماعی و چرخهٔ چهاروجهی یادگیری تجربی کُلب.

کارت مفهوم کنکور ارشد مدیریت

اهمیت
۰/۵

ایدهٔ اصلی و صاحبان چارچوب‌ها

یادگیری (learning) تغییر نسبتاً پایدار در دانش، قابلیت یا رفتار بر اثر تجربه است. روش‌های آموزش تجربه را فراهم می‌کنند؛ نظریه‌های یادگیری توضیح می‌دهند این تجربه چگونه یادگیرنده را تغییر می‌دهد. **شرطی‌سازی کنشگر (operant conditioning)**ِ بی. اف. اسکینر بر پیامدها، رویکردهای شناختی بر سازمان ذهنی و **یادگیری اجتماعی (social learning)**ِ آلبرت بندورا بر مشاهدهٔ الگو تأکید دارند. **یادگیری تجربی (experiential learning)**ِ دیوید کُلب تجربه را به چرخهٔ یادگیری و ترجیحات یادگیریِ جفت‌شده سازمان می‌دهد.

تبیین‌های یادگیری

تبیین سازوکار سناریوی آموزشی نشانهٔ تمایز
رفتاری/کنشگر (behavioral/operant) پیامدها احتمال پاسخ مشاهده‌پذیر را تغییر می‌دهند قدردانی فوری، دفعات کنترل صحیح ایمنی را بیشتر می‌کند پس از عمل چه رخ می‌دهد؟
شناختی (cognitive) توجه، حافظه، بینش و بازسازی بازنمایی‌های ذهنی کارمند پس از شناخت محدودیت مسیر، باور «هر تأخیر ناشی از تنبلی راننده است» را اصلاح می‌کند چه تغییری در فهم رخ داد؟
اجتماعی (social) مشاهده، یادسپاری، بازتولید و انگیزش برای اجرای رفتار الگو تازه‌کار رسیدگی همکار ماهر به شکایت را می‌بیند، ترتیب را به خاطر می‌سپارد و تمرین می‌کند چه کسی مشاهده شد؟
شرطی‌سازی کلاسیک (classical conditioning): پاولف تداعی محرک‌ها باعث می‌شود نشانهٔ قبلاً خنثی، پاسخ را برانگیزد صدای هشدار که بارها با رویداد ناخوشایند همراه شده، نگرانی ایجاد می‌کند کدام محرک‌ها جفت شدند؟

رفتار کنشگر با پیامدهایش شکل می‌گیرد؛ شرطی‌سازی کلاسیک محرک‌ها و پاسخ‌های برانگیخته را به هم پیوند می‌دهد. مشاهده می‌تواند پیش از اجرای رفتار یا دریافت پاداش مستقیم، یادگیری ایجاد کند. چهار فرایند بندورا عبارت‌اند از توجه (attention)، یادسپاری (retention)، بازتولید (reproduction) و انگیزش (motivation)؛ مشاهدهٔ پاداش دیگری، تقویت جانشینی است و لزوماً پاداشی نیست که مشاهده‌گر دریافت کرده باشد.

تعادل شناختی و بازسازی

تعادل‌یابی (equilibration) در تبیین شناختی ژان پیاژه توضیح می‌دهد چرا تجربهٔ ناسازگار می‌تواند طرحوارهٔ موجود را برهم زند و به طرحواره‌ای مناسب‌تر بینجامد. جذب (assimilation) اطلاعات تازه را در طرحوارهٔ موجود تفسیر می‌کند؛ انطباق (accommodation) هنگامی که طرحواره مناسب نیست، آن را تغییر می‌دهد. عدم تعادل، سازگاری و تعادل جدید را برمی‌انگیزد. این یکی از تبیین‌های شناختی است، نه تعریف همهٔ نظریه‌های شناختی.

مثلاً سرپرست ابتدا هر شکاف عملکرد را ضعف انگیزش می‌داند. کارمندی مایل به عملکرد مطلوب است اما مهارت لازم ندارد. سرپرست به‌جای تحمیل شواهد به باور قبلی، تشخیص را به علل دانشی، مهارتی، انگیزشی و شرایط کار بازسازمان می‌دهد. تعادل تازه یعنی توضیح بهتر؛ لزوماً به معنای آسودگی عاطفی یا نبود چالش نیست.

تقویت، تنبیه و خاموشی

پیامد را بر دو محور مستقل طبقه‌بندی کنید: آیا محرکی اضافه یا حذف می‌شود و آیا رفتار پیش از آن افزایش یا کاهش می‌یابد؟ مثبت/منفی یعنی افزودن/حذف‌کردن؛ تقویت/تنبیه یعنی افزایش/کاهش رفتار آینده. قصد به‌تنهایی دسته را تعیین نمی‌کند؛ اثر مشاهده‌شده را بررسی کنید.

رویه عملیات محرک اثر بر رفتار هدف مثال محیط کار
تقویت مثبت (positive reinforcement) افزودن پیامد ارزشمند افزایش تحسین مشخص پس از بازرسی صحیح، دفعات بازرسی صحیح را افزایش می‌دهد
تقویت منفی (negative reinforcement) حذف یا اجتناب از وضعیت آزارنده افزایش انجام کنترل لازم، یادآوری ناخوشایند را متوقف می‌کند؛ کنترل به‌موقع بیشتر می‌شود
تنبیه مثبت (positive punishment) افزودن پیامد آزارنده کاهش توبیخ پس از تخلف، آن تخلف را کاهش می‌دهد
تنبیه منفی (negative punishment) حذف پیامد ارزشمند کاهش از دست‌دادن امتیاز اختیاری پس از سوءاستفاده، سوءاستفاده را کاهش می‌دهد
خاموشی (extinction) قطع تقویتی که قبلاً پاسخ را حفظ می‌کرد معمولاً کاهش در گذر زمان قطع‌کردن حرف دیگران قبلاً توجه می‌گرفت؛ توقف آن توجه به‌تدریج این رفتار را کاهش می‌دهد

تقویت منفی تنبیه نیست: وضعیت آزارنده پس از پاسخ مطلوب حذف و آن پاسخ تقویت می‌شود. خاموشی نیز هر نوع حذف مزیت نیست؛ وابستگی تقویتی قبلی و قطع آن را شناسایی کنید. پیش از کاهش، رفتار ممکن است در جهش خاموشی (extinction burst) موقتاً تشدید شود. پیامدی که ناخواسته تخلف را بیشتر کند، همان تخلف را تقویت کرده است، هر نامی که مدیر بر آن بگذارد.

برای کاربرد جدول، عمل هدف را نام ببرید، پیامد را ثبت کنید، افزودن/حذف را مشخص و سپس فراوانی بعدی را بررسی کنید. رفتار مطلوبِ مشخص را به‌موقع و با ثبات تقویت کنید؛ صرف تحویل تحسین یا جریمه، اثبات یادگیری نیست. تنبیه می‌تواند پاسخ را سرکوب کند بی‌آنکه جایگزین مطلوب را آموزش دهد. شکل‌دهی (shaping) تقریب‌های متوالی به پاسخ مطلوبِ پیچیده را تقویت می‌کند.

چرخهٔ کُلب: چهار شیوهٔ یادگیری

شیوه فارسی کار یادگیرنده مثال رسیدگی به شکایت
Concrete experience (CE) تجربهٔ عینی با رویداد مشخص روبه‌رو می‌شود به شکایت مشتری رسیدگی می‌کند
Reflective observation (RO) مشاهدهٔ تأملی رخداد را از دیدگاه‌های مختلف مرور می‌کند تعامل و واکنش مشتری را مرور می‌کند
Abstract conceptualization (AC) مفهوم‌سازی انتزاعی ایده، اصل یا مدل تبیینی می‌سازد اصلی برای روشن‌کردن نیاز مشتری می‌سازد
Active experimentation (AE) آزمایشگری فعال ایده را با عمل می‌آزماید ترتیب اصلاح‌شده را در تعامل بعدی امتحان می‌کند

چرخهٔ معمول CE → RO → AC → AE → تجربهٔ عینی تازه است. ورود از نقاط مختلف ممکن است، اما تکمیل چرخه، تجربه، توضیح و آزمون را پیوند می‌دهد. تأمل تجربه را مرور می‌کند؛ مفهوم‌سازی توضیح می‌سازد؛ آزمایشگری آن توضیح را در عمل امتحان می‌کند.

سبک‌ها یک شیوهٔ دریافت و یک شیوهٔ تبدیل را جفت می‌کنند

دریافت تجربه، تجربهٔ عینی را در برابر مفهوم‌سازی انتزاعی قرار می‌دهد؛ تبدیل تجربه، مشاهدهٔ تأملی را در برابر آزمایشگری فعال.

سبک جفت تأکید سناریو
واگرا (diverging) CE + RO تجربهٔ عینی از چند دیدگاه تجربه‌های کارکنان را جمع و دربارهٔ معانی جایگزین تأمل می‌کند
ادغام‌کننده/جذب‌کننده (assimilating) AC + RO توضیح‌های نظری منسجم مشاهده‌ها را به مدل مفهومی سازمان می‌دهد
همگرا (converging) AC + AE کاربرد عملی ایده‌ها مدل را برای حل مسئلهٔ فنی می‌آزماید
تطبیق‌یابنده (accommodating) CE + AE عمل، آزمون و سازگاری تعامل تازه را امتحان و هم‌زمان با رخدادها سازگار می‌شود

این‌ها ترجیحات در مدل‌اند، نه توانایی ثابت، صلاحیت شغلی یا اثبات لزوم تطبیق تدریس با سبک. طراحی آموزشی مناسب به همه فرصت تجربه، تأمل، توضیح و آزمون می‌دهد. سبک ادغام‌کنندهٔ کُلب جفتی از شیوه‌هاست؛ جذب پیاژه فرایند سازگاری شناختی است. شباهت نام، آن‌ها را به سازهٔ یکسان تبدیل نمی‌کند.

نظریه، شیوه و سبک: سه پرسش متفاوت

دسته به چه پرسشی پاسخ می‌دهد؟ نمونه
نظریهٔ یادگیری یادگیری چرا و چگونه رخ می‌دهد؟ پیامدهای کنشگر، بازسازی شناختی، الگوبرداری اجتماعی
مرحله یا شیوهٔ یادگیری اکنون چه فرایندی رخ می‌دهد؟ مشاهدهٔ تأملی در چرخهٔ کُلب
سبک یادگیرنده در این مدل کدام دو شیوه ترجیح دارند؟ ادغام‌کننده = مفهوم‌سازی انتزاعی + تأمل
روش آموزش فرصت یادگیری چگونه ارائه می‌شود؟ شبیه‌سازی، مربیگری، ایفای نقش

ایفای نقش یک روش است. تأمل دربارهٔ آن یک شیوه است. بازنگری طرحوارهٔ نادرست، یادگیری شناختی است. مشاهدهٔ مدرس، یادگیری اجتماعی است. یک جلسه می‌تواند چند تبیین و شیوه را فعال کند، بدون اینکه برچسب‌هایشان قابل‌جایگزینی شوند.

نکتهٔ کنکوری: بازسازمان‌دهی/تعادل ← شناختی؛ پیامد ← کنشگر؛ الگوی مشاهده‌شده ← اجتماعی. هر دو تقویت رفتار را افزایش می‌دهند. در کُلب، انتزاعی + تأملی = ادغام‌کننده و انتزاعی + فعال = همگرا؛ با جایگزینی انتزاعی با عینی، به‌ترتیب واگرا و تطبیق‌یابنده حاصل می‌شوند.

#learning-theories#cognitive-learning#operant-conditioning#reinforcement#social-learning#kolb#learning-styles

کارت‌های مرتبط

مفهوممدیریت منابع انسانی
برنامه‌ریزی منابع انسانی، تأمین نیرو، انتخاب، آموزش و انضباط

کل زنجیرهٔ استخدام در یک جا — پیش‌بینی تقاضا و عرضهٔ داخلی نیروی انسانی، گزینه‌های مواجهه با مازاد نیرو رتبه‌بندی‌شده بر حسب سرعت اثرگذاری در برابر رنج انسانی، ترتیبات انعطاف‌پذیر از کار آنکال تا لیزینگ کارکنان، منابع کارمندیابی و فرایند انتخاب با معیارهای پایایی و روایی آن، سه‌گانهٔ آموزش/تحصیل/توسعهٔ نادلر همراه با چهار سطح ارزشیابی کرک‌پاتریک، و نردبان انضباط تدریجی که قاعدهٔ اجاق داغ بر آن حاکم است. شغل‌سپاری، مکان جغرافیایی را از اجرای داخلی یا برون‌سپاری‌شده جدا می‌کند.

hr-planninglabor-surplusoffshoringoutsourcing
مفهومتئوری‌های مدیریت
نظریه‌های انگیزش: مازلو، هرزبرگ، مک‌کللند و فعال‌سازی

نظریه‌های محتوایی انگیزش در کنار هم — پنج نیاز مرتب‌شدهٔ مازلو، عوامل بهداشتی (زمینهٔ شغل) در برابر عوامل انگیزشی (محتوای شغل) نزد هرزبرگ، سه‌گانهٔ اکتسابی موفقیت، قدرت و تعلق نزد مک‌کللند، و منحنی U وارونهٔ نظریهٔ فعال‌سازی میان سطح تحریک شغل و عملکرد — همراه با جدول تناظر و ملاک‌های تفکیک آن‌ها.

motivationmaslow-hierarchy-of-needsherzberg-two-factormcclelland-three-needs
مفهومتئوری‌های مدیریت
رشد سازمانی (گرینر) و مدیریت دانش (SECI و «با»)

پنج مرحلهٔ رشد سازمانی گرینر — خلاقیت، هدایت، تفویض اختیار، هماهنگی، همکاری — که هر یک به بحران خاص خود (رهبری، استقلال، کنترل، تشریفات اداری و فرسودگی) ختم می‌شود، در کنار چهار حالت تبدیل دانش SECI نوناکا و چهار فضای «با» که روی مربع فردی/جمعی × رودررو/مجازی جای می‌گیرند، همراه با مدل‌های همسایهٔ چرخهٔ عمر و سازمان یادگیرنده که با آن‌ها اشتباه گرفته می‌شوند.

greiner-growth-modelorganizational-life-cycleevolution-and-revolutionknowledge-management

سوالات تمرینی · 8/9

همهٔ 9 سؤال →