ممانهای اول و مرکز سطحها، خطوط و حجمها (شامل مرکز ثقل اجسام ناهمگن)، ممانهای دوم سطح و کاربرد قضیهٔ محورهای موازی در مقاطع مرکب، ممانهای ضربی و محورهای اصلی.
کارت مفهوم کنکور ارشد مهندسی مکانیک
اهمیت
۰/۵
۱. ایدهٔ اصلی: ممان اول، مرکز سطح و ممان دوم
دو خانواده از انتگرالهای سطح/جرم بر استاتیک و مقاومت مصالح حاکماند.
ممانهای اول نشان میدهند «ماده کجا قرار گرفته است». برای یک سطح مسطح A،
Qy=∫AxdA,Qx=∫AydA,
و مرکز سطحC=(xˉ,yˉ) نقطهای است که میتوان کل سطح را در آن متمرکز کرد بدون آنکه این ممانهای اول تغییر کنند:
xˉ=∫AdA∫AxdA=AQy,yˉ=A∫AydA=AQx.
بنا به تعریف، ممان اول حول هر محور مرکزی صفر میشود: ∫A(y−yˉ)dA=0. همین یک واقعیت دلیل آن است که در خمش خالص، محور خنثی از مرکز سطح میگذرد.
مرکز سطح در برابر مرکز جرم و مرکز ثقل.
مرکز سطح — کاملاً هندسی (وزندهی با dA، dL یا dV).
مرکز جرمG — وزندهی با چگالی: xˉG=∫ρdV∫xρdV.
مرکز ثقل — وزندهی با وزن dW=gdm؛ در میدان گرانشی یکنواخت با مرکز جرم یکسان است.
این سه تنها برای جسم همگن بر هم منطبقاند. یک صفحهٔ ناهمگن مرکز ثقلی دارد که مرکز هندسیاش نیست، و G یک جسم اصلاً لازم نیست درون ماده قرار گیرد (حلقه یا مقطع ناودانی).
ممانهای دوم (ممان اینرسی) نشان میدهند ماده چقدر حول یک محور پخش شده است. برای یک سطح،
همواره Ix,Iy,JO>0 (با یکای length4)؛ اما ممان ضربیIxy میتواند مثبت، منفی یا صفر باشد. برای یک توزیع جرم، معادل آن ممان اینرسی جرمیI=∫r2dm است (با یکای kgm2) — همان جبر، با وزندهی متفاوت.
کاربردها: تنش خمشی σ=My/I و محور خنثی؛ خیز تیر EIv′′′′=q؛ کمانش اویلر Pcr=π2EImin/(KL)2 (همیشه با کوچکترینI اصلی)؛ پیچش شفتهای دایرهای از طریق J؛ تنش برشی عرضی τ=VQ/(It) که در آن Q یک ممان اول است؛ محل نیروی هیدرواستاتیک ycp=yˉ+Ixˉ/(yˉA)؛ مسائل پایداری/واژگونی و اجسام آویزان در استاتیک؛ و دینامیک دورانی اجسام صلب.
۲. روابط کلیدی
کمیت
رابطه
مرکز سطح، پیوسته
xˉ=A1∫AxdA
مرکز سطح، مرکب
xˉ=∑Ai∑Aixˉi,yˉ=∑Ai∑Aiyˉi
مرکز ثقل
xˉG=∑Wi∑Wixˉi
محورهای موازی (سطح)
Ix=Iˉx′+Ady2
محورهای موازی (ممان ضربی)
Ixy=Iˉx′y′+Adxdy
محورهای موازی (جرمی)
IO=IG+md2
ممان قطبی
JO=Ix+Iy
شعاع ژیراسیون
kx=Ix/A
محورهای دورانیافته
Ix′=2Ix+Iy+2Ix−Iycos2θ−Ixysin2θ
راستاهای اصلی
tan2θp=Ix−Iy−2Ixy
مقادیر اصلی
I1,2=2Ix+Iy±(2Ix−Iy)2+Ixy2
پاپوس–گلدینوس
Asurf=θrˉL,V=θrˉA
قضیهٔ محورهای موازی (ابزار اصلی کار). اگر Iˉx′ حول محوری گذرنده از مرکز سطح گرفته شده باشد و محور موازی x به فاصلهٔ dy از آن قرار داشته باشد، آنگاه
Ix=Iˉx′+Ady2.
طرح اثبات: با قرار دادن y=yˉ+y′ داریم Ix=∫(yˉ+y′)2dA=∫y′2dA+2yˉ∫y′dA+yˉ2A، و جملهٔ متقاطع حذف میشود زیرا حول محور مرکزی ∫y′dA=0 است. دو نتیجهٔ مستقیم: محور مرکزی کمترین ممان اینرسی را در میان همهٔ محورهای موازی میدهد، و قضیه یکطرفه است — هرگز نمیتوان با آن مستقیماً از یک محور غیرمرکزی به محور غیرمرکزی دیگر پرید (باید از مرکز سطح عبور کرد: نخست کم کردن، سپس افزودن).
نتایج استاندارد که باید حفظ شوند
شکل
مرکز سطح
Iˉ مرکزی
مستطیل b×h
مرکز
Iˉx=12bh3 (حول قاعده: 3bh3)
مثلث با قاعدهٔ b و ارتفاع h
yˉ=h/3 از قاعده
Iˉx=36bh3 (حول قاعده: 12bh3)
دایره به شعاع R
مرکز
Iˉ=4πR4,J=2πR4
نیمدایره به شعاع R
yˉ=3π4R
Ibase=8πR4
ربع دایره R
xˉ=yˉ=3π4R
Iedge=16πR4
بیضی با نیممحورهای a,b
مرکز
Iˉx=4πab3
کمان دایرهای به شعاع R و نیمزاویهٔ α
xˉ=αRsinα
—
قطاع دایرهای R با نیمزاویهٔ α
xˉ=3α2Rsinα
—
مخروط / هرم به ارتفاع h
yˉ=h/4 از قاعده
—
نیمکرهٔ توپر R
yˉ=3R/8
—
۳. روش — چگونه این مسائل را حل کنیم
الف. مرکز سطح یک شکل مرکب
۱. شکل را به قطعات استاندارد (مستطیل، مثلث، قطاع دایرهای) که مرکز سطحشان را میدانید تقسیم کنید؛ سوراخها و بریدگیها را سطح منفی در نظر بگیرید.
۲. یک دستگاه مرجع مناسب انتخاب کنید — یک گوشه یا یک لبه — و هرگز آن را وسط حل تغییر ندهید.
۳. جدولی از Ai,xˉi,yˉi,Aixˉi,Aiyˉi تشکیل دهید.
۴. xˉ=∑Aixˉi/∑Ai و به همین ترتیب yˉ.
۵. نخست از تقارن استفاده کنید: مرکز سطح روی هر محور تقارن قرار دارد، پس یک محور تقارن یک مجهول و دو محور هر دو مجهول را حذف میکند. (تقارن هندسی بهتنهایی — چگالی غیریکنواخت آن را از بین میبرد.)
ب. ممان اینرسی یک شکل مرکب
۱. ابتدا مرکز سطح yˉ کل شکل را بیابید — قضیهٔ محورهای موازی به آن نیاز دارد.
۲. برای هر قطعه Iˉi مرکزی خودش را از جدول به دست آورید.
۳. جملهٔ انتقال را بیفزایید: I=∑(Iˉi+Aidi2)، که در آن di فاصلهٔ مرکز سطح قطعه تا محور مرکزی کل مقطع است.
۴. سوراخها با مقدار −(Iˉhole+Aholed2) وارد میشوند.
۵. در صورت نیاز، Ixy را به همین شیوه (با dxdyعلامتدار) به دست آورید و سپس به محورهای اصلی دوران دهید.
ج. یافتن تجربی G یک جسم (روش شاقول / آویزان کردن)
جسمی که از یک پین بدون اصطکاک آویزان شده تنها دو نیرو تحمل میکند — عکسالعمل پین و وزن — پس یک عضو دو نیرویی است و G باید روی خط قائم گذرنده از نقطهٔ آویز قرار گیرد (∑Mpin=0). بنابراین آویزان کردن جسم از دو نقطهٔ مختلف دو خط ثابتبرجسم میدهد که محل تقاطعشان G است؛ آویز سوم یک بررسی سازگاری است. این روش استاندارد یافتن مرکز ثقل یک قطعهٔ ناهمگن یا نامنظم است و هر «زاویهٔ آویز» را به یک معادلهٔ خطی برحسب مختصات ثابتبرجسم G تبدیل میکند.
۴. مثال کوتاه حلشده (مقطع T مرکب)
یک مقطع T را در نظر بگیرید: بال 120mm×20mm که روی جان 20mm×80mm نشسته است. y را از پایین جان به سمت بالا اندازه میگیریم. محور تقارن قائم بیدرنگ xˉ را میدهد (وسط عرض)، پس تنها yˉ باید محاسبه شود.
قطعه
Ai(mm2)
yˉi(mm)
Aiyˉi
بال
2400
90
216000
جان
1600
40
64000
∑
4000
—
280000
yˉ=4000280000=70mm.
اکنون هر قطعه را به محور مرکزی xˉ در y=70mm منتقل میکنیم:
شعاع ژیراسیون k=I/A=3.33×106/4000≈28.9mm. توجه کنید که جملات انتقال حدود ≈72% از I را تأمین میکنند — در مقاطع جدارنازک، جملات Ad2 غالباند و Iˉi محلی یک بال نازک تقریباً ناچیز است.
بررسی صحت: مقدار I حول پایین جان باید بزرگتر باشد: Ibase=Ixˉ+Ayˉ2=3.33×106+4000(70)2=2.29×107mm4 ✓.
۵. حالتهای خاص و گونههای دیگر
خط، سطح، حجم. همان فرمول با dL، dA، dV: سیمی که به شکلی خم شده از مرکز خط استفاده میکند (xˉ=∑Lixˉi/∑Li)، یک صفحه از سطحها و یک جسم توپر از حجمها. اجسام با مواد مختلف از وزنها استفاده میکنند: xˉ=∑Wixˉi/∑Wi.
اجسام مرکب با چگالیهای متفاوت. بهجای Ai از mi=ρiVi استفاده کنید. برای مقطع تبدیلیافته در مقاومت مصالح (مثلاً فولاد + بتن) همین ترفند به شکل نسبت مدولی n=E2/E1 ظاهر میشود که عرض را مقیاس میدهد.
سوراخ = سطح منفی. همواره هم سطح و هم اینرسی منتقلشدهٔ کامل آن Iˉ+Ad2 را کم کنید؛ فراموش کردن جملهٔ انتقال برای سوراخ خارج از مرکز رایجترین خطای اینرسی مقاطع مرکب است.
ممان ضربی و محورهای اصلی. هرگاه یکی از محورها محور تقارن باشد Ixy=0 میشود — آنگاه x,y همان محورهای اصلیاند. برای مقطع نامتقارن (نبشی/مقطع L، مقطع Z) داریم Ixy=0 و خمش حول یک محور «افقی» خیز خارج از صفحه ایجاد میکند؛ باید به محورهای اصلی دوران کنید یا از دایرهٔ مور اینرسی استفاده کنید (مرکز (2Ix+Iy,0)، شعاع (2Ix−Iy)2+Ixy2). توجه کنید که Ix+Iy=J یک ناوردای دوران است.
ممان اینرسی جرمی. مقدار IG برای اجسام رایج: میلهٔ باریک 121mL2؛ دیسک/استوانه 21mR2 (حول محور خودش)؛ کره 52mR2؛ حلقهٔ نازک mR2؛ صفحهٔ مستطیلی 121m(a2+b2) حول محور عمود بر صفحه. قضیهٔ محورهای موازی IO=IG+md2 است؛ قضیهٔ محورهای عمود Iz=Ix+Iy تنها برای اجسام مسطح (ورقهای) برقرار است.
پاپوس–گلدینوس. دوران یک منحنی مسطح به طول L (یا یک سطح A) به اندازهٔ زاویهٔ θ حول محوری که آن را قطع نمیکند، Asurf=θrˉL و V=θrˉA میدهد، که در آن rˉ شعاع مرکز سطح است. در جهت معکوس، از حجم معلوم میتوان مرکز سطح مجهول را یافت.
پایداری / واژگونی. جسمی روی یک سطح هنگامی واژگون میشود که خط قائم گذرنده از G از سطح اتکا خارج شود؛ جسم آویزان در وضعیتی میایستد که G پایینترین حالت را دارد (کمینهٔ انرژی پتانسیل) — همان شرط ∑Mpin=0.
کاربردهای هیدرواستاتیک و برش. مرکز فشار روی یک صفحهٔ غوطهور به اندازهٔ Ixˉ/(yˉA)پایینتر از مرکز سطح قرار میگیرد؛ ممان اول جریان برشی برابر Q=A′yˉ′ برای سطح آنسوی برش و حول محور خنثای مقطع است.
تلهٔ رایج: قضیهٔ محورهای موازی تنها از یک محور مرکزی انتقال میدهد و d آن تا همان مرکز سطح اندازهگیری میشود — هرگز میان دو محور موازی دلخواه. برای رفتن از محور a به محور b باید نخست به مرکز سطح بازگردید، Iˉ=Ia−Ada2، و تنها آنگاه دوباره بیرون بروید، Ib=Iˉ+Adb2. دو تلهٔ دیگر: (i) هرگز ممان اینرسی قطعات را که حول محورهای مرکزی خودشان گرفته شدهاند بدون جملات Ad2 با هم جمع نکنید؛ (ii) در مسائل کمانش و پرسشهای «آیا خراب میشود»، از Imin (مقدار اصلی کوچکتر) استفاده کنید، نه از اینرسی حول محوری که در شکل رسم شده است.